
یکشنبه گذشته چهارمین انتخابات پارلمانی جمهوری آذربایجان در ۵۱۷۷ منطقه این کشور برگزار شد و همانگونه که در پیشبینی آن هیچ شکی نبود حزب حاکم پیروز میدان از کار درآمد. در این انتخابات ۶۹۰ نامزد برای کسب ۱۲۵کرسی پارلمان رقابت کردند. از مجموع ۶۹۰ نامزد، ۱۱۱ نفر آن از حزب حاکم (حزب آذربایجان نوین) و حدود ۴۴۰ نفر نامزدهای مستقل و حتی از احزاب مخالف بودند که از ابتدا مشخص بود به حداقلها بسنده خواهند کرد. در انتخابات 16 آبان ائتلاف جبهه خلق و حزب مساوات با ۳۲نفر و ائتلاف اصلاحات با ۲۹نفر و همچنین احزاب کوچکتری همچون ائتلاف دموکراسی و حزب آنا وطن نیز در رقابتهای انتخاباتی شرکت کردند. ۹۴ نفر از نامزدهای انتخابات پارلمانی این دوره را زنان تشکیل میدادند. چهار میلیون و ۸۴۵هزار نفر شمار واجدان شرایط رأی بودند که بیش از نصف جمعیت کشور را تشکیل میداد که در نتیجه آن حزب حاکم الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان با پنج درصد رشد نسبت به سال گذشته، ۷۳ کرسی را در اختیار گرفت. نامزدهای مستقل نیز ۳۶ کرسی و احزاب دیگر بقیه کرسیها را از آن خود کردند، البته این تقسیمها به این معنی نیست که احزاب مستقل و مخالف از نقش مؤثری در تحولات سیاسی آذربایجان برخوردار هستند. جدای از اینکه برخی بر این اعتقادند که این «مخالف سازی»ها کاردستی دولت است، افراد مستقل نیز از محدودیتهای نانوشتهای برخوردار هستند که تنها کرسیهای پارلمانی نصیبشان شده است. نظام سیاسی این کشور براساس سیستم ریاستی اداره میشود و رئیسجمهور از اختیارات فوقالعاده از جمله حق انحلال مجلس برخوردار است. تاکنون اکثر کرسیهای مجلس در انحصار حزب حاکم بوده است که به جای حزب کمونیست سابق جمهوری آذربایجان تأسیس شد.
دموکراسی آذربایجانی
میل به دموکراسی همواره در کشوری مثل آذربایجان وجود داشته است. تاریخ این کشور گویای چنین مسئلهای است. این رویکرد را دستکم میتوان به راحتی در دورههای مختلف افول تزاریسم بین سالهای 1920- 1905، سالهای اولیه پیروزی انقلاب کمونیستها و همچنین پس از فروپاشی کمونیسم روسی در سال 1991 مشاهده کرد. با فروپاشی قابل پیشبینی شوروی جمهوری آذربایجان در ۱۸اکتبر ۱۹۹۱ (۸ شهریور ۱۳۷۰) استقلال خود را اعلام کرد. عنوان جمهوری برای آذربایجان نشان میدهد که این کشور در دوره پساکمونیسم توانست به سمت دموکراسی گام بردارد، اما تحولات داخلی و منطقهای و همچنین گرایشهای بینالمللی سبب شده است که دموکراسی را تنها در شکل بپذیرد و همچون بسیاری از کشورهای توسعه نیافته انتخابات به عنوان یکی از نشانههای دموکراسی تبدیل به ابزاری در دست دولت قرار بگیرد. در آذربایجان نه تنها هیچ نشانی از چرخش قدرت به چشم نمیآید بلکه با موروثی شدن قدرت و حکومت فقط کسانی که وفاداریشان را به دولت نشان میدهند، قادر خواهند بود وارد قدرت شوند. این مسئلهای نیست که از چشم قدرتهای بزرگ بینالمللی که البته خود را موظف میدانند دموکراسی (غربی) را با زور گلوله وارد فرهنگهای (غیرغربی) دیگر کنند، پنهان بماند، اما نباید فراموش کرد که غرب زمانی که با متحدانش روبهرو میشود در سختگیرانهترین حالت تنها از آنها انتقاد میکند و هیچ تلاشی برای تغییر دولت انجام نمیدهد نه با گلوله نه بیگلوله.
واکنش غرب
امریکا پس از شنیدن گزارشهای 31 نفر از مسئولان سفارتش بهعنوان ناظران بین المللی اعلام کرد که انتخابات پارلمانی آذربایجان از استانداردهای بینالمللی برخوردار نبود. البته فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارتخارجه آمریکا برای همدلی با دولتمردان آذربایجانی گفت که این انتخابات کاملا صلحآمیز بوده است، اما این مسئله را هم تأیید کرد که نسبت به مشارکت مخالفان دولت نمیتوان آن را انتخاباتی عادلانه خواند. البته برخی از تحلیلگران مسائل منطقه، مخالفت امریکا با روند انتخابات آذربایجان را به این دلیل دانستهاند که افرادی را که واشنگتن به آنها چراغ سبز نشان داده بود نتوانستند وارد پارلمان شوند. واشنگتن از ائتلاف حزب مساوات و جبهه خلق حمایت میکرد که هیچکدام از آنها نتوانستند به پارلمان راه پیدا کنند. برخی دیگر از صاحبنظران نیز اقدام امریکا در انتقاد از برگزاری این انتخابات را با هدف امتیازگیری از دولت باکو و همچنین برای دلجویی از احزاب و تشکلهای شکست خورده طرفدار امریکا و غرب، دانستهاند. کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز پس از مشخص شدن نتایج اولیه انتخابات پارلمانی جمهوری آذربایجان به دولتمردان این کشور گفته است که فضا را برای اصلاحات سیاسی وترمیم حقوق بشر باز کنند؛ با این وجود آسمان این کشور دست کم تا زمانی که متحد امریکاست، هیچگاه مثل عراق و افغانستان بوی باروت نمیگیرد و هرگز مثل گرجستان هیچ رنگی از مخمل نمیبیند.