
فریدون حسن
«با این باخت چیزی از ارزش کار بچههای ما کم نمیشود.» این جملهای است کلیشهای و تکراری که عادت کردهایم به شنیدن آن بعد از هر باخت که البته کم هم نیست و زیاد شنیده میشود.
آخرین باری که این جمله گوشهایمان را آزرد بعدازظهر شنبه بود؛ وقتی ذوبآهن در فینال لیگ قهرمانان آسیا سه بر یک مغلوب نماینده کرهجنوبی شد. ذوبآهن بازی را باخت و وقتی تیمی سه گل دریافت میکند در یک بازی یعنی اینکه حداقل در آن بازی خوب نبود. کاری با سایر بازیها نداریم، ذوبآهن شایستگیهای خود را تا قبل از حضور در فینال ثابت کرد، اما تیم ابراهیمزاده در دیدار مقابل حریف کرهای آن تیم سابق نبود.
ذوبآهن بازی را به سوئنگنام باخت، چون نمیدانست چگونه باید در فینال بازی کند. امیدوار بودیم که تجربه ابراهیمزاده که یکبار سابقه حضور در فینال لیگ قهرمانان را همراه با سپاهان داشت به کمک نماینده کشورمان بیاید، اما ذوبیها اینجا هم به حریف باختند تا ثابت شود مرد بازی نهایی نیستند، چراکه حریف بهتر شرایط بازی نهایی را درک میکرد و ذوبآهن به گمان اینکه هنوز جا برای جبران دارد احساسی 90 دقیقه دوید و چشم بسته حمله کرد.
ذوبآهن نایب قهرمان آسیا شد، چون سوئنگنام به خوبی تمام بازیکنان کلیدی اصفهانیها را کنترل کرد، کاسترو عملاً 90 دقیقه تحت تأثیر یارگیری کرهایها بود، خلعتبری بهجز صحنه گل در بقیه لحظات بازی کاملاً کنترل شد تا بدین ترتیب تیم ابراهیمزاده فاقد خط حمله زهرآهگین مراحل قبلی شود.
در این شرایط هیچ کدام از هافبکها هم به کمک حمله نیامدند و جالب اینکه از سوی نیمکت هم دستوری برای اضافه شدن آنها به خط حمله داده نشد تا توپهای پرتعداد اما بیبرنامه ذوبآهن که روی دروازه حریف ریخته میشد هیچ کدام به هدف ننشیند. مسئله مهم دیگر اینکه ابراهیمزاده در حالی که تیمش دو بر یک از حریف عقب بود کاسترو را تعویض کرد و یک دفاع به میدان فرستاد تا عملاً 10، 15 دقیقه مانده به پایان مسابقه دستها را به علامت تسلیم بالا ببرد.
ذوبآهن بازی فینال لیگ قهرمانان آسیا را باخت، چون نه بازیکنان و نه ظاهراً ابراهیمزاده نمیدانستند باید در فینال بازی را کنترل کنند، برنامه داشته باشند، گل بزنند و از آن مراقبت کنند. ذوبآهن باخت چون فکر میکرد میتواند حریف را از همان اول بازی گلباران کند، اما آن سوی میدان حریف با حرفهایگری خاص کرهایها از ابتدا با حواس جمع صبر کرد و گذاشت تا شاگردان ابراهیمزاده حسابی حمله کنند و تمام برنامههای خود را چشم بسته اجرا کنند و درست بعد از 20 دقیقه بلایی را بر سر ذوبآهن صبور و مغرور آورد که بعید است تا مدتها از یاد اصفهانیها برود.
در فوتبال میگویند به «ترسوها جام نمیدهند» و ذوبآهن عصر شنبه درست به همین دلیل باخت. ذوبآهن به جسارتش باخت، جایی که بیبرنامه و چشم بسته به دروازه حریف حملهور شد، فارغ از اینکه فوتبال فقط سر نترس داشتن نمیطلبد، بلکه برنامه میخواهد برای طول 90 دقیقه. ذوبآهن از حریف نترسید و از ابتدا حمله کرد، اما جسارتش بیبرنامه بود تا حریف بعد از 20 دقیقه متوجه شود، این تیم، ذوبآهن مراحل قبلی نیست و تنها هیاهو و سروصداست، درست مثل گزارشگر بازی، پس زیاد به آب و آتش نزد و با خیال راحت هر بار که خواست به دروازه گردان رسید و گل زد تا ذوبی که در طول بازیها بهترین خط دفاع را داشت در یک بازی سه بار طعم گلزنی حریف را بچشد.
فوتبال بازی بیرحمی است و این را حالا ابراهیمزاده و ذوبآهن به خوبی درک میکنند، فوتبال در سطح حرفهای و خارج از ایران جایی برای اشتباه نیست، لیگ خودمان را فراموش کنید که تیمی بد بازی میکند و میبرد، در فوتبال دنیا اگر بد بازی کنی و برنامه نداشته باشی، محکوم به شکست هستی، حتی اگر 90 دقیقه صاحب توپ باشی و تعداد حملاتت سر به فلک بگذارد. بچههای ذوبآهن شایسته قهرمانی آسیا بودند، اما قبل از بازی فینال، ذوبآهن روز شنبه فقط و فقط به درد نایب قهرمانی میخورد و بس و اگر جز این اتفاق میافتاد، باید شک میکردیم در تمام تئوریهای فوتبال.
ذوبآهن تیم شایستهای است، اینقدر شایسته که بدون داشتن فوقستارههای فوتبال تا فینال آسیا پیش رفت، ذوبآهن تیم شایستهای است، اینقدر شایسته که حتی در غیابش در لیگبرتر هیچ تیمی نتوانست جایش را درصدر جدول ردهبندی بگیرد. پس جای هیچ بحثی در شایستگیهای تیم ابراهیمزاده نیست، اما فوتبال بازی تعارفبرداری نیست و با شایستگی در فوتبال داخلی نمیتوان آقای آسیا شد، وقتی پا را به میادین جهانی گذاشتی باید تیم دیگری باشی و وقتی فینالیست شدی باز هم باید تیمی دیگر.