
امین خرمی- زمانی که نقش تلویزیون در زمینه فرهنگسازی عمومی در جامعه به چنان نقش پررنگی بدل شد که شعار این رسانه به شعار پررنگ «تلویزیون، رسانه فرهنگ ساز» مبدل شد، گمان عموم مخاطبان بر این بود که این رسانه فراگیر میتواند باری را در زمینه تربیت فرهنگی و اجتماعی نسلهای آینده کشور از دوش خانوادهها بردارد. اما هر چه از قدمت این رسانه میگذشت و به موازات آن بر تعداد شبکه هایش افزوده میشود، تنها هدفی که کمرنگ و کمرنگتر میشد، توجه به ساخت و تولید برنامههای فرهنگساز بود. البته ناگفته نماند که این روند که طی دو دهه اول انقلاب با کندی مسیر خود را ادامه میداد هر از گاهی با تغییر مدیریتهای مختلف شبکههای سیما و توجه آنها به ساخت سریالهای قوی با مضامین خوب اجتماعی و فرهنگی از حرکت باز میایستاد.
اما طی یک دهه اخیر و با رشد قارچ گونه تولید سریالهای روتین، 90 شبی و مناسبتی طنز در این رسانه آنچه نادیده گرفته شده و متأسفانه میشود، توجه به فرهنگسازی است. شاید تصویری که امروز از این رسانه در زمینه ساخت آثار طنز در ذهن مخاطبانش شکل گرفته تا 10 سال پیش تصویری کاملاً غیرواقعی و انتزاعی بود اما به دلیل تولید انبوه اینگونه سریالها و نداشتن زمان کافی برای نگارش و نظارت بر محصول نهایی، کیفیت این آثار به مرتبهای تنزل کرده است که گویا این سریالها متعهد شدهاند تمام بار خنداندن مخاطبان خود را در قالب دیالوگهای همراه با توهین، تحقیر و حتی دشنامهایی که روزی شنیدن آنها در رسانهای فراگیر و فرهنگی مانند تلویزیون قابل تصور نبوده بگنجانند.
روزگاری شاید تکیه کلامهای نقش آفرینان سریالهای طنز در مدارس و محیطهای دانشگاهی مورد غضب معلمان و اساتید قرار میگرفت، اما وقتی جای آن تکیه کلامها با مزه پرانیهایی همراه با توهین و دشنام سریالهای امروزین عوض شده، شاید همان معلمان و اساتید راضی به گفتن و شنیدن آن تکیه کلامهای قدیمی هستند تا الفاظی که این روزها به واسطه سریالهای بینظارت طنز رسانه ملی و حتی شبکه نمایش خانگی، نقل دهان دانشآموزان، دانشجویان و جوانان این مرز و بوم شده است.
تولید سریالهای طنز در جهت سرگرم کردن مخاطبان و پر کردن اوقات فراغت آنها به خوشی، وظیفه رسانه ملی است و در این رسالت شکی نیست، اما عدم نظارت بر محتوای تولید شده غفلتی بزرگ است که از این رسانه قابل چشم پوشی نیست. اگر امروز جلوی الفاظی مانند «خاک بر... »، «تو غل... »، «مرتیکه ع... »، «مرتیکه کچ... »و... غیره گرفته نشود شاید با عادی شدن چنین محاوراتی در سطح وسیع رسانهای مانند تلویزیون، در آینده شاهد شکلگیری ادبیات بیادبانه در بین گفتوگوهای اجتماعی و عمومی مردم خواهیم بود که حتی تصور چنین روزی بسیار دردناک و شرم آور است.