
سينماي كودك و نوجوان در گذشته و حدود بيست سال پيش،مخاطبان بسياري داشت. مخاطبيني كه به رغم شايد حتي سن و سالشان به اين ژانر به شدت علاقهمند بودند و در كنار تماشاي فيلمهاي نسبتاً خوبي كه در ديگر ژانرها ساخته ميشد، اين مخاطبان هيچگاه سينما و فيلم كودك را فراموش نميكردند. آنها هيچگاه خاطره فيلمهاي ماندگاري چون كلاه قرمزي و پسرخاله، گلنار، الو الو من جوجوام، پاتال و آرزوهاي كوچك، دزد عروسكها، مدرسه موشها و... را از يادشان پاك نخواهند كرد و همچنان و با گذشت چندين سالي كه از ساخت و پخش اين آثار ميگذرد، وقتي اسمي از آنها به ميان ميآيد، حس نوستالژي عجيب و زيبايي در ذهنشان شكل ميگيرد، اما چرا يكباره و در مدت زماني قريب به يك دهه در تاريخ سينماي ايران، كودك و علاقه او به تماشاي فيلمهايي كه حق طبيعي اوست، آنقدر براي مسئولان، سرمايهگذاران و فيلمسازان اين ژانر، روز به روز كم اهميتتر واقع شد كه بر خلاف دو دهه گذشته كه تقريباً بهترين آثار سينمايي ما متعلق به ژانر كودك بود، در حال حاضر شايد سالي يكبار، فيلم كودكي اكران شود و آن هم به حتم با كمبود سالنها و سئانس و مخاطب و... مواجه شود! به راستي دليل اين مقوله را در كدام شاخه مديريتي ميتوان جستوجو كرد؟! كودك ما همان كودك ديروز است، با همان خواستهها و تمايلات كودكانه و شيرين خود. او توجه را دوست دارد كمبودها را كاملاً متوجه ميشود و شايد به همين خاطر است كه ناچار و ناگزير به سمت بازيهاي رايانهاي، سيديهاي كارتون خارجي با دوبلههاي نازل و فاقد ارزش تربيتي براي ذهن يك كودك ميرود و همينها باعث گرديده كودك ما در آن دنياي كه امروز براي خود ساخته، كاملاً بيگانه باشد و خيلي زود با دنياي بزرگسالي خود پيوند بخورد. درحال حاضر بازهم ميشود دوباره دنياي او را با دنياي كودكان پيوند زد و او را با فيلمهاي كودك آشتي داد. فرشته طائرپور كه مديرعامل خانه ادبيات و هنر كودكان و نوجوانان و جزو اولين سينماگران ايراني است كه در 50 سال گذشته توانسته به عضويت هيئت رئيسه سازمان بينالمللي فيلمسازان كودك وابسته به يونسكو (سيفژ) درآيد، در سالهاي 79 تا 81 نيز به عنوان نخستين تهيهكننده زن به سمت رئيس هيئت مديره خانه سينما منصوب شد. او كه فارغالتحصيل ادبيات انگليسي است و مديريت مركز نگارش و ويرايش كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان را عهدهدار بوده، تا به حال تهيهكنندگي فيلمهاي كودكي چون گلنار، پاتال و آرزوهاي كوچك، مدرسه پيرمردها و نخودي را در كارنامه هنري خود به ثبت رسانده است. نخودي كه از فيلمهاي كودك حال حاضر سينماي ماست، تا به حال موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم، بهترين كارگرداني و بهترين جلوههاي ويژه از جشنواره بينالمللي فيلم كودك شده است. اين فيلم كه حدود دو ماه از اكران آن ميگذرد، متأسفانه باز هم مثل تمامي فيلمهاي كودك سينماي ما در سايه بيتوجهي و غبار فراموشي روزهاي اكران خود را پشت سر ميگذارد.
دردو دهه اخير و در سينماي كودك و نوجوان، جاي خالي اين قبيل فيلمها شايد براي مخاطب كودك آن هم در ميان انبوهي از فيلمهاي كمدي و گاه درام و اجتماعي به وضوح احساس ميشد. شما به عنوان فردي كه سالها در زمينه كودك و نوجوان، فعاليتهاي بسياري از قبيل نويسندگي، تهيهكنندگي و... را عهدهدار بوده است، فكر ميكنيد علت ركود سينماي كودك ما به دنياي متفاوت كودك امروز برميگردد يا به كم توجهي مسئولان و فيلمسازان؟به اعتقاد من به رغم تغيير عادات سينمايي مخاطبان كودك چندين سال اخير همچنان ساخت فيلمها براي آنها منطق و ضرورت مخصوص به خود را دارد. به شرط آنكه زمان مناسب براي اكران اينگونه فيلمها اختصاص دادن و سالنهاي سينما و نمايش و نيز حمايت آموزش و پرورش مبني بر اينكه تلاش براي آشتي دوباره كودكان با اين سينما ترتيب دهند، شامل حال سينماي كودك شود و همانطور كه ديديم قرار بر اين شده كه آموزش و پرورش، زنگي را به سينماي كودك به نام «زنگ سينما» اختصاص دهد تا با اين كار، اقدامي مؤثر در اين زمينه صورت پذيرد.
در شرايط فعلي اولين و اساسيترين گام براي دوباره جان بخشيدن به سينماي كودك و نوجوان را در چه فاكتورهايي ميدانيد؟فكر ميكنم در اين شرايط، اولين اقدام اساسي ما توسط مسئولان آموزش و پرورش و همكارانمان در امور فرهنگي شهرداري بايد صورت پذيرد؛ طوري كه بايد بياييم در زمينههاي فرهنگي و هنري، حال چه در آموزش و پرورش و چه در بخش شهرداري، كودكان و نوجوانان را در اولويت قرار دهيم و نيز در همين زمينهها يك سري اقدامات عملياتي را به آنها محول كنيم و در ادامه معتقدم كه بايد با شكلگيري تمامي اين اقداماتي كه به آن اشاره كردم، منتظر روزي باشيم كه فقط و فقط به شعار دادن آن هم در ابتداي تابستان و آغاز سال تحصيلي، در مورد اهميت كودك و نوجوان و اوقات فراغتشان اكتفا نكنيم و بهتر بگويم، اقدامي واقعي انجام دهيم، نه شعاري!
معمولاً و به طور كلي افرادي كه در زمينههاي كودك و نوجوان فعاليت ميكنند، هرازگاهي هر كدام از شاخههاي سينما، تئاتر عروسكي و نمايشنامههاي كودك را نيز تجربه ميكنند و عدهاي نيز با وجود تمامي محدوديتهايي كه برايشان وجود دارد، با عشق و علاقه خاص خود، دنبال كردن چندين بخش را آن هم با هم ادامه ميدهند. ولي در اين بين، عامل مهم و اساسياي كه وجود دارد وجود مخاطبان اين ژانرهاست كه تا به الان، مخاطب نمايش و تئاترهاي كودك، در مقايسه با فيلم كودك شايد آنقدر چشمگير نبوده است. شما نيز تا به حال غير از فيلم كودك، نمايشنامه و تئاترهاي عروسكي نيز كار كردهايد؟خير، متأسفانه در اين سالها آنقدر درگير تهيهكنندگي و نويسندگي بودهام كه هنوز فرصت آن نشده كه بخواهم در زمينه تئاتر و نمايشنامه كودك و نوجوان، قدمي بردارم ولي حتماً و حتماً اين مقوله نيز يكي از طرحهايي است كه سالهاست به حتي يكبار تجربه كردن آن فكر ميكنم و اميدوارم كه روزي بتوانم تئاتري را براي كودكان و نوجوانان تهيه كنم كه مطابق سليقه آنها نيز باشد و در شرايط كنوني بتواند مخاطب كودك را به سمت سالنهاي تئاتر بكشاند.
در كشور ما سينما و تئاتر كودك، همانند ديگر ژانرها، مخاطبان محدود و خاص خود را دارد كه هر كدام بنا به ذائقه و سليقه شكلگرفتهشان (حال چه مخاطب كودك و چه بزرگسال) بابت ديدن اين نمايشها و فيلمها هزينه ميكنند. در حالت كلي شباهتهاي اساسياي كه بين اجراي تئاتر كودك و سينماي او وجود دارد و به حتم در بعضي مواقع، تفاوتهاي چشمگيري كه اين دو مقوله را از هم متمايز ميكند را در چه ميدانيد؟ و در ادامه اينكه ابزار برقراري ارتباط با كودك در اين دو مقوله غير از فضاي داخليشان را در چه ميبينيد؟تنها عنصر مشترك بين نمايش و فيلم، جنبه قصهگو بودن آنهاست و اينكه هر كدام به نوعي راوي يك نوع خاص، آن هم در ژانري مخصوص به خود ميباشد و در ساير زمينهها هر كدام خصوصيات خود را دارند.سينما و استفاده از سالنهاي نمايشياش با امكانات بيشتري در زمينه اجراي فيلم و به نمايش گذاشتن جلوههاي بصري ميتواند به راحتي به دنياي فانتزي كودكان وارد شود، در حالي كه نمايش، محدود به امكانات سالن اجراي خود ميباشد. در نمايش هر آنچه هست را مخاطب بيهيچ كم و كاست ميبيند و عوامل نمايش هيچگاه نميتوانند از جلوههاي بصري ويژه تصويري كه يكي از عناصر مهم و فاكتورهاي اساسي در سينماست بهره ببرند. اين يكي از برتريهاي سينما به تئاتر نيز است. در ادامه بايد بگويم كه در نمايش، تماشاگر در فضاي يك ارتباط زنده و دو طرفه قرار ميگيرد كه دقيقاً بر خلاف اين را در سينما شاهديم. طوري كه در سينما، مخاطب خود را به آنچه بر پرده نشان داده ميشود، ميسپارد. ولي از نظر من تفاوت عمده اين دو مقوله با هم در اختصاص دادن بودجه و بحث هزينههاي توليد و ساخت اثر در سينما و تئاتر كودك است كه ميتواند اين دو ژانر را از يكديگر متمايز كند. همين بحث هزينههاي توليد يك فيلم با اجراي يك نمايش،تفاوتي است بين زمين تا آسمان.
فكر ميكنم، افول سليقه كودك امروز به مواجهه با سينما و تئاتر كودك برميگردد. به شكلگيري ذائقه او طي ساليان اخير، يعني كودك امروز ما به دليل نبود فيلمها و تئاترهاي جذاب تأثيرگذاري كه بتواند او را تا پاي سالنهاي تئاتر و سينما بكشاند، امروز به اين شكل درآمده و به اصطلاح سينما و تئاتر زده شده است كه اين مقوله در سالهاي اخير به تلويزيون هم سرايت كرده است. در حال حاضر در تلويزيون و رسانه ملي خيلي كم ميبينيم كه برنامهاي موفق باشد و مخاطبان چشمگيري داشته باشد. در گذشته و حدود 10 سال پيش هم سينماي كودك پررونق بود و هم رسانه مليمان مملو از برنامههاي جذاب و پرمخاطب در اين ژانر بود. طوري كه براي مثال در روز جهاني كودك، يك شبكه از صبح تا شب به پخش برنامه كودك ميپرداخت ولي در حال حاضر همين شبكهها بر خلاف رسالتي كه در گذشته براي خود رقم زده بودند و حتي با اختصاص دادن شبكه دوم سينما به عنوان شبكه رسمي كودك و نوجوان! هنوز نتوانستهاند، آنطور كه بايد و شايد و مثل گذشته، اندكي به جذابيت كارتونها و حتي سريال و فيلمهاي كودك خود بيفزايند و از همه اسفبارتر اينكه مدتي است تلويزيون به پخش كارتونها و برنامههاي دهه پيش ميپردازد و شايد از اين طريق ميخواهد مخاطب از دست رفته كودك را جذب كارتونها و تلويزيون كند. شما فكر نميكنيد، كارگردانان و افرادي كه هويت هنري خود را وامدار ژانر كودك قلمداد ميكنند، مسئوليت سنگين خود را به فراموشي سپردهاند؟بايد بگويم كه فيلمسازان كودك هميشه با عشقي خاص اينكار را انجام دادهاند. ضمن آنكه يك تهيهكننده يا كارگردان مگر چند بار ميتواند با ضررهاي چندصد ميليوني كارهاي عاشقانه انجام دهد؟به هر حال همه ميدانند اگر حتي در يك كار عاشقانه و با ميل قلبي فراوان، ضرر مالياي وجود داشته باشد، به طور حتم از علاقه و ادامه كار براي فيلمسازان خواهد كاست. همانطور كه ميدانيد، شرايط سالهاي اخير اكران فيلمهاي كودك و نوجوان، خيلي از همين كارگردانان كه اشاره كرديد را به ورشكستگي كشانده است و ديگر فكر نميكنم، وقتي ضرر مالياي در مقولهاي وجود داشته باشد، انگيزهاي در وجود همين افراد وامدار ژانر كودك باقي بماند. ضمن اينكه اميدوارم در آيندهاي نزديك با حمايت مسئولان و از بين رفتن تمامي مشكلات، باز هم شاهد فعاليت سينماگران كودك باشيم.
بيتوجهي به خواستهها و تمايلات كودكانه كودكان از سوي سازندگان كارهاي كودك، اغلب و همانطور كه در سالهاي اخير شاهد آن بوديم، مخاطب كودك را به سمت ديگر ژانرها كه به حتم براي سن و سال او مناسب نيست، سوق داده كه نظير آن را حتي در تلويزيون هم ميتوان به دفعات ديد كه مخاطب كودك به جاي تماشاي سريال و فيلم و حتي برنامههاي مناسب سن خود، به تماشاي سريالهاي بزرگسالان مينشيند، دليل آن هم اين است كه در تلويزيون ما واقعاً سريال و برنامه مناسبي كه در خور سن او باشد وجود ندارد و يا اگر هم هست، آنقدر محدود است و در مواقعي جذابيتي كه بايد براي او داشته باشند را ندارد كه او به ناچار به سمت ديگر برنامههايي كه خانواده او نگاه ميكنند، كشيده ميشود، شما به عنوان فيلمساز كودك، اين مقوله را هشدار براي سينماي كودك و مهمتر، خود كودك امروز تصور نميكنيد؟در حال حاضر، يكي از بزرگترين دلايلي كه مردم به سينما نميروند، وجود شبكههايي مثل فارسيوان و فيلمهاي ويدئويي است كه به تازگي بسيار بسيار شاهد آنها هستيم. اين روش از ديدن فيلم و سريال به دليل آساني و ارزاني، بيشتر مردم را خانهنشين كرده است كه متأسفانه وقتي خانوادهاي ميبيند با خريد سيدي فيلم مورد علاقهاش ميتواند هزينه كمتري براي رفتن به سينما را بپردازد، ترجيح ميدهد همان سيدي ارزان و با كيفيت را خريداري كرده و به راحتي به تماشاي آن بنشينند، كه اين بزرگترين خطر براي سينماي ما محسوب ميشود. زيرا با اين كار مخاطب سينما روز به روز رو به افول ميرود. اما در اين ميان، بحث ژانر كودك، طور ديگري است. فيلمهاي كودك و نوجوان تنها نوع فيلمهايي هستند كه در ميان مجموعه برنامههاي اين شبكههاي ماهوارهاي كه واقعاً هيچ حرفي هم براي گفتن ندارند، جايي براي رقابت و حتي كوچكترين فاكتوري كه ايجاد رقابت كند، ندارند. همانطور كه ميدانيد، فيلم كودك مناسبي در ماهوارهها نيست. شايد جالب كه بدانيد حتي بزرگسالاني كه مشتريان پر و پا قرص و دائمي اين شبكهها و سريالهاي آن هستند، خيلي خوب ميدانند كه هيچ كدام از اين برنامههايي كه خود به تماشاي آنها مينشينند، مناسب سن و سال و حتي تفكر و ذهنيتي كه درون كودكشان پس از اين شكل خواهد گرفت، نيست. بنابراين بچهها از يك سري شبكه به عبارتي محروم هستند و همانطور كه در سؤال قبل نيز اشاره كرديد، تلويزيون و شبكههاي داخلي خود ما هم جز يكي دو برنامه پلاتويي موفق مثل «عموپورنگ» و «فيتيله» برنامهاي ندارند كه بتواند مخاطب كودك را بيننده ثابت و پيگير خود كند. در نتيجه سينماي كودك، جاي خالي خودش را در اجتماع دارد.
از آخرين ساختههاي شما كه بيش از بيست فيلم در ژانر كودك است، ميتوان به فيلم نخودي كه در حال حاضر اكران عمومي خود را سپري ميكند، اشاره كرد. اين فيلم با اينكه از بازي متوسط رو به بالاي بازيگران و جلوههاي ويژه و تصاويري پررنگ و لعاب بهره ميبرد و حتي موفق به دريافت جايزه در جشنواره فيلم كودك همدان شده است، اما تا جايي كه مطلعم، تا به الان آنطور كه بايد و شايد نتوانسته سينماي گيشه را از آن خود كند و بهتر بگويم در بحث فروش و استقبال مخاطب، خوب ظاهر نشده؛ كمااينكه بعضي از منتقدين، دليل اين مقوله را به كمبود سالنهاي نمايش و كمبود سئانسهاي اختصاص داده شده به اين فيلم مرتبط ميدانند. خودتان بر اين باور صحه ميگذاريد يا دليل اصلي اين مقوله را در فاكتور ديگري ميبينيد؟بله، فيلم نخودي مشكل كمبود سالن دارد، نه فروش. ولي در همين سالنهاي اندكي كه به آن اختصاص داده شده، آمار فروش خوب و رو به بالا بوده. معمولاً هر فيلم كه هفتههاي اول اكران خود را پشت سر ميگذارد، حدود 15 الي 20 سالن دارد كه حداقل نيمي از آنها تمام وقت (پنج سئانس در روز) در حال نمايش آن فيلم هستند. در حالي كه فيلم نخودي بهرغم تازگي و جذابيتهايي كه دارد، تنها شش سالن دارد كه آنها هم فقط روزي يك الي دو سئانس، فيلم را نمايش ميدهند، به عبارتي ديگر اين فيلم با كمترين فضاي نمايش و بيشتر در سئانسهاي صبح و نيم بهاي سينما در حال نمايش براي عموم است و با اين وجود كاملاً مورد استقبال و رضايت كودكان و نوجوانان است.همانطور كه گفتم همزمان با اكران نخودي 9 فيلم ديگر اكران ميشوند. از اين 9 فيلم، پنج تاي آنها گروه سينمايي را در دست دارند و 4 فيلم باقي مانده كه نخودي يكي از آنهاست، در سينماهاي آزاد به نمايش گذاشته ميشوند. علاوه بر اين در تهران حدود 90 سالن سينمايي در حال اكران فيلمهاست كه از ميان اين 90 سالن، 50 سالن فقط اكران دو فيلم را به عهده دارند. حال با وجود چنين شرايطي اصلاً نميتوان به مسئلهاي فكر كرد؟ در چنين شرايطي همه سازندگان اينگونه فيلمها متحمل ضرر خواهند شد، از صاحب فيلم گرفته تا تهيهكننده و صاحب سينما.
در حال حاضر فكر ميكنيد با ساخت فيلم نخودي براي بازگرداندن و دوباره حيات بخشيدن به اين ژانر و آشتي مخاطب كودك و نوجوان با سالنهاي سينما، اولين قدم را برداشتهايد؟ ادامه اين راه را چطور ميبينيد؟ آيا اميدواركننده است؟بله و اميدوارم كه اشتباه نكرده باشم. ادامه اين راه در گرو توجه مخاطب كودك و نوجوان، والدين و مربيان مدارس و همانطور كه گفتم آموزش و پرورش است كه با تشويق بچهها و بردن آنها به سينما، ميتوانند در ادامه اين راه، كمك بسزايي به ما بكنند، ضمن اينكه من هميشه اميدوار بودهام.همچنين بايد بگويم يكي از شاخصههاي موفقيت فيلمهاي كودك در سينما آن است كه كار بعدياي كه پس از يك فيلم كودك، اكران خواهد شد به طور حتم به موفقيت كار قبلي مرتبط است.يعني اگر فيلم نخودي در بخش اكران با موفقيت قابل قبولي مواجه شود،صددرصد فيلمهاي بعدياي كه در ژانر كودك اكران خواهند شد، موفقيتي مثل آن يا حتي بيشتر را براي خود رقم ميزنند. به همين خاطر مسئولان سينمايي و امور شهرداري قبل از اكران نخودي، فيلم «پاتال و آرزوهاي كوچك» را به مدت چندين ماه اكران كردند تا پيش زمينهاي باشد براي آشتي سينماي كودك با مخاطبان آن. «پاتال» با آنكه از نظر اكران و سالن، باز هم با كمبود و محدوديت مواجه بود و فقط در سه سالن و آن هم تك سئانس به نمايش گذاشته شد، داراي آمار فروش خوب و قابل توجهي آن هم به نسبت سالنها و سئانسهايش داشت كه واقعاً بيسابقه بود. طوري كه خيليها از اين آمار فروش واقعاً متعجب بودند. به عقيده من پاتال، جزو آن دسته از فيلمهاي موفق كودك دهه گذشته بود و اينكه سيدي آن در دسترس عموم قرار نگرفته بود، باعث شد كه بچهها از آن استقبال زيادي كنند. جالب است بدانيد، علاوه بر بچهها، والدين يا حتي مربيان آنها كه از فيلم پاتال و آرزوهاي كوچك، خاطره خوبي داشتند، جزو طرفداران پر و پاقرص تماشاي اين فيلم در سينماها بودند.
هميشه و در اكثر فيلمهاي كودك و نوجوان، حضور چندين عروسك به همراه شخص اصلي قصه داستان و خواندن آوازها و اشعار كودكانه از فاكتورهاي ثابت و جدا نشدني فيلمها و تئاترها و به طور كلي برنامههاي كودك است. از نظر منتقدان و روانشناسان، كودكان به اين فاكتورها تمايل بيشتري نشان ميدهند. همچنين آنها عروسكهايشان را براي خود سمبلي ميدانند كه شايد در بسياري از موارد، شاهد آن بودهايم كه كودكان با عروسكهايشان ارتباط نزديك همذاتپنداري زيادي دارند و در اكثر اوقات، عروسكهايشان را همانند نزديكترين فرد به خود قلمداد ميكنند و دوستشان دارند. دليل اين مقوله را در چه ميبينيد؟تحليل علمي اين نكته به عهده روانشناسان كودك است. ولي در حالت كلي تجربه زندگي شخصي و حرفهاي ما و در كنار كودك بودن و برقراري ارتباط نزديك و ملموس با آنها به ما ثابت كرده كه كودكان با كلام ريتميك و عروسكهايشان - همانطور كه گفتيد - ارتباطي فطري دارند. لالاييها و متلهاي فراوان در ادبيات فولكلور ايراني نيز ثابتكننده همين مطلب است.
شما در كارنامه كاريتان چندين اثر سينمايي در ژانرهاي ديگر را نويسندگي و تهيه كنندگي كردهايد كه از بارزترين آنها ميتوان به فيلم «زن دوم» اشاره كرد. در حالت كلي فعاليت در ژانر كودك برايتان دلچسبتر است يا بزرگسال؟قطعاً براي فردي كه نصف بيشتر عمر هنري و حرفهاي خود را در راه خدمت رساني به دنياي كودك سپري كرده، كار كودك، لذت ديگري دارد. ولي اگر شرايط، مساعد و بر وفق مراد باشد، ترجيح ميدهم در كنار فعاليتهاي جانبي در سينما كه گاهي اوقات به انجامشان ميپردازم، حداقل سالي يكبار فيلم كودك نيز بسازم.
به طور معمول، سازندگان آثار كودك و نوجوان از قوه تخيل كودكي خود يا همان كودك درون فوقالعادهاي برخوردارند كه همين امر باعث برقراري ارتباط موثرتري با كودكان خواهد شد و اغلب اوقات به دليل حضور همان كودك درون فعال خود، موفق به ساخت آثاري از اين دست ميشوند. شما حضور كودك درونتان را چقدر در موفقيت آثارتان، پررنگ و تأثيرگذار ميبينيد؟به عقيده من، كودك درون، عزيزترين گنجي است كه هر انساني ميتواند براي خودش نگه دارد و از آن مراقبت كند، به شرط آنكه آن فرد، شخصيتي شاداب و فعال داشته باشد و بتواند با شادابي خود از كودك درون خود كه فردي شاداب و سرزنده است، حمايت و مراقبت كند. خدا را شكر خوشبختانه من كودكي بسيار خوبي داشتهام و هر گاه كه به گذشته بر ميگردم، هيچگاه حسرت دوران كودكي وگاهاً كودكي نكردن و بچگي نكردن و از آن دوران لذت نبردن را نميخورم. خوشحالم كه كودكيام را تا الان و اين سن و سال حفظ كردهام. در ادامه اميدوارم تمامي كودكان امروز ما نيز چنين گنجي را براي آينده خود ذخيره كنند و همانطور كه گفتم بتوانند از آن به نحو احسن مراقبت و نگهداري كنند.
در كارنامه كاريتان، علاوه بر تهيهكنندگي و نويسندگي، روزنامهنگاري نيز به چشم ميخورد. در حال حاضر، تمايلي براي بازگشت به جامعه مطبوعات نداريد؟هرگز و هيچگاه خود را از اين صنف و جامعه دور نديدهام، هنوز هم گاهي اوقات از نويسندگي براي نشريات لذت ميبرم و اين كار را به شدت دوست دارم. اما به هر حال، سينما كار تمام وقتي است كه فرصتي براي كارهاي ديگر باقي نميگذارد. ولي در حالت كلي علاقهام به نوشتن، علاقهاي ذاتي و دروني است.
فكر ميكنم شما از معدود خانمهاي عالم هنر و به ويژه ژانر كودك هستيد كه تقريباً اكثر حيطههاي تهيهكنندگي و نويسندگي، طراحي صحنه، مجري طرح، مشاوره فيلمنامه، توليد مشترك با كشورهاي خارجي، توزيع فيلمهاي كودكان، مديريتهاي صنفي و برگزاري مراسم فرهنگي – هنري را تجربه كردهايد. خودتان به كداميك از اين حيطهها، تعلق خاطر بيشتري داريد و كداميك را بيشتر از سايرين ميپسنديد؟تا به حال از نويسندگي، تهيه كنندگي و برگزاري مناسبتهاي فرهنگي ايراني در كشورهاي ديگر بيشتر از ساير كارهايم لذت بردهام. البته در تجربههاي كارهاي صنفي در خانه سينما و تشكلهاي تهيه كنندگي و سازمان بينالمللي سيفژ (مركز بينالمللي فيلمسازان كودك وابسته به يونسكو) احساس اداي دين داشتم.