
ظاهراً بعد از آنکه آن ور آبیها شاعران و ادبای ما را یکی یکی به نام خود ثبت و به جهانیان معرفی کردهاند در تازهترین اقدامشان یورش بردهاند به سمت میراث پرگوهر زبان پارسی یعنی شاهنامه فردوسی بزرگ.
در خبرها آمده بود که مؤسسه امریکایی «بومگن» به زودی مجموعه داستان شاهنامه به عنوان «رستم، قصههایی از شاهنامه» را به صورت کمیک استریپ و انیمیشن سه بعدی روانه بازار میکند.
درست همین چند وقت پیش بود که انگلیسیها هم توسط سعید قهاری، فیلمساز ایرانی الاصل فیلم انیمیشنی را بر اساس مشهورترین حکایات شاهنامه یعنی رستم و سهراب به اسم «رستم تولدی دیگر» ساختند که در آن برخلاف شاهنامه این سهراب است که رستم را میکشد.
حالا سؤال اینجاست. ما در ایران نویسنده یا انیماتور خوب نداریم؟ یا قصهها و داستانهای شاهنامه و اساطیر ایرانی جذابیت لازم برای ساخت انیمیشن ندارند که اگر این باشد حتماً غربیها خیلی کفگیرشان ته دیگ خورده که سراغ قصههای ما آمدهاند.
چرا همیشه ما باید بنشینیم و منتظر باشیم که دیگران بیایند و میراث و تمدن ما را به جهانیان معرفی کنند آن هم به صورتی که خود میخواهند. بعد تازه ما از خواب بیدار شویم و اعتراض کنیم که نه مثلاً رستم و سهراب اینها نیستند و چه و چه.
قصههای شاهنامه سرشار از افسانه، حماسه و میهن پرستی است. با استفاده از هنر انیمیشن میتوانیم قصهها و افسانههای ایرانی را قبل از آنکه دیگران به اسم خود کنند و بسازند به طور ارزشمندی و با هزینه کمتری نسبت به یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی به تصویر بکشیم.
ساخت داستانهای کهن ایرانی با هنر انیمیشن جدا از هزینه کمتری که برای سازندگان دارد میتواند جذابیتهای تصویری را که در این قصهها وجود دارد را به خوبی به تصویر بکشد.
متأسفانه مدیران و فیلمسازان ما هنوز آن طور که باید و شاید با انیمیشن و کارکردهای آن در عصر حاضر آشنا نیستند و از این هنر پیشرو در سینمای جهان در کارهای خود کمترین استفاده را میکنند.
سینمای جهان داستانهای اسطورهای و ملی ما را از ما میگیرد و بعد آنها را به صورت انیمیشن میسازد وبه بازار میدهد و ما همچنان دست روی دست گذاشته ایم تا ببینیم اولین انیمیشن بلند ایرانی کی به اکران میرسد.