
با سرد شدن هوای کرهزمین، انرژی نقش خود را در معادلات بینالمللی ویژه تر از گذشته میبیند. با توجه به شیوههای مختلف قیمتگذاری در میان حاملهای انرژی، نفت دارای منسجمترین بازار است که جذابیتهای خاصش پارامترهای متعددی را برای قیمتگذاری طلای سیاه به وجود آورده است. یکی از این شاخصها فصول مختلف سال هستند به نحوی که در فصل گرم قیمتها پایین آمده و تخفیفهای قابل توجهی به مشتریها اعطا میشود. در شرایطی که این تحفیفها در فصول سرد سال به فراموشی سپرده شده و نفت گران میشود، بنابراین افزایش قیمت نفت در چند ماه آینده امری عادی است که در سالهای گذشته نیز تجربه شده است. اما نکتهای که باید به آن توجه کرد شرایط کشورهای صاحب ذخایر و تولید نفت دنیاست. کشوری مثل نروژ یا روسیه با تولید بالای نفت خود هر چه که با قیمتهای بالا روبهرو شوند سود کلانی برده و از این رهگذر مزایای زیادی را از آن خود میکنند. شاید اینگونه القا شده باشد که افزایش قیمتها برای کشورهایی همچون عربستان، ایران، ونزوئلا، نیجریه و... بسیار خوشحال کننده باشد اما بررسی دقیقتر، نشان میدهد هرچه که بهای نفت بالا تر میرود به جای خونی تازه سمی مهلک وارد خون اقتصاد اینگونه کشورها میشود.
کشورهای نفتی توسعه نیافتهای همچون ایران بنا به اقتصاد سنتی و مصرفی که دارند هیچگاه نتوانستهاند از بزنگاههای افزایش قیمت بهره کافی را ببرند و به جای اینکه دلارهای نفتی خود را خرج علاج اقتصاد رانتی خود کنند به تنها چیزی که اهمیت دادند مصرف گرایی بوده است. خیلیها بر این باورند که در دولت نهم قیمت نفت بالای 100 دلار را تجربه کرد و درآمدهای دولت در عرض چند ماه چندین برابر شد ولی هیچ تأثیری در سطح زندگی جامعه نگذاشت. پاسخ این جاست که اگر چنین شرایطی برای کشورمان ایجاد میشود تنها و تنها به این مقوله بر میگردد که دولت علاقه دارد پول و نقدینگی دلارهای نفت را به جامعه تزریق کند آن هم بدون هیچ پشتوانهای. در چنین شرایطی روحیه مصرف گرایی بالا گرفته و واردات شتاب عجیبی به خود میگیرد. در چنین حالتی است که صنایع و تولیدکنندهها در سایه واردات ارزان و فراوان کمر خم میکنند و سرمایهگذاران به سرعت پول خود را از بخش مولد بیرون میکشند. در چنین شرایطی که فضا برای سرمایهگذاری در بخشهای مولد کشور باز نیست سرمایهگذاری روی نقاطی از اقتصاد بیشتر میشود که وارداتی نیستند. در کشورهای مثل ایران به سرعت هر چه تمام، مسکن انتخاب میشود چرا که مسکن، آن بخشی از اقتصاد است که وارداتی نبوده و دارای ضریب امنیتی بالایی است. به چند سال پیش میگردیم. قیمت نفت بیش از 100 دلار شده بود و در ازای آن بنگاههای تولیدی به ورشکستگی رسیده و واردات سرسامآور شده بود و در ازای آن بهای مسکن به شدت افزایش یافته بود. دولت هرچه سعی کرد نتوانست قیمت مسکن را کاهش دهد تا روزی که قیمتهای نفت سقوط کرد و مسکن هم وارد رکود شد. اگر روسیه خواهان افزایش بهای نفت است به این دلیل است که آنها میدانند برای این پول چه برنامهای دارند.مسئولان ارشد دولت باید از این معادله ساده درس گرفته و برای قیمتهای نفت منطقیتر و بهتر تصمیم بگیرند.
بدون تردید نمیتوانیم رونقها را مسئول شکست و ناتوانی سردمداران اقتصاد در تغییر مسیر بدانیم.