کد خبر: 421852
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۶
هفته گذشته پیشنهاداتی جهت انتخابات 1390 در رسانه‌های ضدانقلاب خارج از کشور خطاب به عناصر محوری فتنه داده شد که رسانه‌های درون نظام، نقطه عزیمت آن را به بیانیه احتمالی شماره 19 موسوی ارجاع دادند. اگرچه آنچه در آن رسانه‌ها ذکر شد، می‌تواند خمیرمایه تجدیدنظرطلبان از مواجهه با انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1390 باشد، اما ورود آنان به انتخابات مذکور را باید در یک پازل گسترده‌تر و جامع‌تر بررسی کرد. قبل از پرداختن به مدل‌های محتمل برای آنان، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که جریان تجدیدنظرطلب فاقد قوه عاقله سیاست‌ورزی است. «عقلانیت»، «تدبیر» و «آینده‌نگری» از جمله الزامات و ریسمان‌های سیاست‌ورزی هستند که در جبهه بی‌نظم اصلاحات بدان توجه چندانی نمی‌شود. به طور مثال اگر شخص جناب موسوی شایسته سیاسی‌ورزی بود و آینده‌نگری را مدنظر داشت، به جای اردو‌کشی خیابانی در مقابل نظام و سوتی‌های محرز قانون‌شکنانه، رأی بالای خود در شهر تهران را مدنظر می‌داشت و ضمن پذیرش نتیجه انتخابات، با چهره انتقادی در صحنه سیاسی کشور می‌ماند و میوه این رفتار انتقادی- عقلایی خود را در انتخابات مجلس در سال 1390 می‌چید، بنابراین نه تنها اینگونه نشد بلکه همه سرمایه اجتماعی و برگ‌های سبز جریان اصلاحات را سوزاند. سوزاندن وی به حدی قاطع و صریح بود که هیچ نقطه‌ای برای رشد جوانه‌های مجدد آن برجای نگذاشت و... اما این جبهه خود مجروح و خود مصدوم نمی‌تواند نسبت به سرنوشت انتخابات بی‌خیال باشد، زیرا نحوه مواجهه آنان به «بود» و «نبود»‌آنان در درون گفتمان انقلاب اسلامی مفهوم و معنا می‌بخشد، بنابراین باید به راهبردی مشخص دست یابند و تکلیف خود را روشن اعلام کنند، اما آنچه محتمل است نمی‌تواند خارج از گزینه‌های ذیل باشد.1- مدل توابین: ضعیف‌ترین احتمال آن است که افراد موسوم به سران فتنه از شهامتی مثال‌زدنی برخوردار شوند و در اصول اساسی فتنه‌جویی تجدیدنظر کنند و با شجاعت و صراحت بر اشتباه بودن مسیر خود صحه گذارند و خواستار بازگشت به دامن انقلاب شوند، البته این بازگشت مسیر میانبر ندارد، اگر علنی و از همان راه رفته باشند، احتمالاً از دالان جذب حداکثری عبور کنند و نظام عذر آنان را بپذیرد و در عرصه انتخابات در چارچوب قانون اساسی و قوانین عادی فعالیت ‌ و تعهد کنند که تا آخر بازی به قواعد آن پایبند هستند، البته این احتمال بسیار ضعیف است و واکنش حزب‌الله به آن نیز شکننده خواهد بود، مگر مصلحتی بر آن مترتب شود که آن هم بعید به نظر می‌رسد.2- مدل ساکنین: بخشی از نخبگان جبهه اصلاحات در دامنه فتنه ظاهر نشدند و در فضای رسانه‌ای و عمومی کشور نام خود را در پرونده فتنه‌جویی ثبت نکردند. آنان همچنان با سوابق ماقبل فتنه شناخته می‌شوند. این احتمال وجود دارد که آنان با مرزبندی با فتنه و شفافیت‌سازی در مرزهای موجود، به عرصه انتخابات وارد شوند، البته نخبگان مذکور گسترده نیستند اما بعضاً خوش‌سابقه‌اند و می‌توانند به‌عنوان هسته مرکزی نخبگان نوظهور اصلاح‌طلبان به مثابه «سر» عمل کنند. قطعاً رمز ماندگاری آنان در عرصه سیاست‌ورزی سکوت نسبت به فتنه نخواهد بود، بلکه ابراز برائت بر ارتقای جایگاه اجتماعی آنان برای انتخاب شدن کمک خواهد کرد.3- مدل تحریم: این احتمال وجود دارد که با غوغاسالاری، زمینه را برای حضور و ظهور خود نامساعد اعلام کنند و برای فرار از گرفتار آمدن در وزن‌کشی، به فرافکنی روی بیاورند و نداشتن پایگاه اجتماعی خویش را با ادبیات «تحریم» زینت کنند. قطعاً این گزینه در پرونده آنانی که هنوز مدعی امام و انقلابند، گران ثبت می‌شود و در تاریخ امروز و آیندگان به مثابه «خودکشی سیاسی» منظور خواهد شد. بخشی از روحانیون موجود در این جبهه به این گزینه تن نخواهند داد و این گزینه می‌تواند شکاف درون‌گفتمانی آنان را تقویت کند. از سوی دیگر جریان رقیب می‌تواند این رفتار انتخاباتی را به استمرار فتنه‌جویی و همسویی با دشمنان بیرونی ارجاع و در جامعه بازتولید کند، فضای روانی- ذهنی جامعه در دوران پسافتنه این مدعای رقیب را به راحتی می‌پذیرد.4- مدل نهضت ثبت‌نام: این مدل روی دیگر سکه تحریم است، بدین معنی که همه افراد مسئله‌دار و پرونده‌دار این جریان (به همراه ملی- مذهبی‌ها) به ثبت‌نام در انتخابات مبادرت ورزند و با این اقدام خود درصد ردصلاحیت‌شوندگان را افزایش دهند و این موضوع را به‌عنوان انسداد سیاسی در رسانه‌ها بازتاب دهند، البته این تاکتیک خوراک درونی ندارد و شگردی لو رفته و سوخته است، اما می‌تواند برای رسانه‌های غربی تغذیه مناسبی باشد.این تاکتیک قبلاً مورد استفاده قرار گرفته، اما بی‌خاصیتی آن در افکار عمومی به اثبات رسیده است.5- مدل اعتدال: احتمال پنجم این است که دوباره مباحثی مثل «وحدت ملی» و «جبهه اعتدال» به بهانه حذف حوزه رادیکالی دو جناح سر باز کند و بخش‌هایی از جبهه اصلاحات با بخش‌هایی از اصولگرایان ناراضی از دولت با هم ائتلاف کنند. این ائتلاف می‌تواند نانوشته و غیررسمی و غیرساختاری باشد، اما چون برخی از گروه‌های اصولگرا، فتنه را خط قرمز خود می‌دانند، این گزینه می‌تواند به پالایش در جبهه اصولگرایی منجر شود و برخی از عناصر آن در شعاع آتش فتنه سوزانده شوند. هر کدام از گزینه‌های ذیل که از آستین تجدیدنظرطلبان بیرون بیاید، در وضعیت رأی‌دهندگان مشکلی ایجاد نخواهد کرد و از آنجا که مدیریت کلان نظام به رقابت حقیقی و غیرصوری در کشور معتقد است، مدل دوم می‌تواند محتمل‌ترین گزینه باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار