
به گزارش خبرنگار «جوان»، جلسه محاکمه متهم به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. نماینده دادستان در این جلسه گفت: دهم اسفند سال 82 مأموران پلیس در جوادیه تهران از قتل مرد میانسالی با خبر شدند.
مأموران پلیس با حضور در محل جنایت با جسد بیجان این مرد – کریم- در حالی مواجه شدند که اعضای خانواده کریم عروس خانواده – لیلا- را به عنوان عامل جنایت معرفی کردند. لیلا به کارآگاهان پلیس گفت: شب حادثه دو مرد سیاهپوش واردخانهمان شدند و پس از درگیری با کریم او را به قتل رسانده و با زنجیر موتور به دار آویختند. اما اظهارات دختر 7 ساله لیلا صبح روز بعد تحقیقات پلیسی را وارد مرحله دیگری کرد.
الهام 7 ساله گفت: مادرم با مردی به نام علی دوست بود. آنها یک روز قبل از حادثه در پارک نزدیک خانه، با هم ملاقات کردند. مادرم با سمی که از علی گرفت پدرم را کشت و ادعا کرد که او خودکشی کرده است.
با صدور قرار مجرمیت از سوی دادسرا لیلا در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. لیلا ارتکاب قتل را انکار کرد و گفت دخترش تحت تأثیر حرفهای خانواده شوهرش این حرفها را زده است. در ادامه جلسه دادگاه برای انجام تحقیقات بیشتر تجدید شد و تحقیقات بیشتر درباره پرونده مشخص کرد که علی وجود خارجی ندارد. پزشکی قانونی نیز نتوانست علت مرگ را تشخیص دهد.
جلسه محاکمه با برائت لیلا خاتمه یافت اما خانواده کریم به رأی دادگاه اعتراض کردند، ولی لیلا این بار نیز از اتهام قتل شوهرش تبرئه شد. با اعتراض اولیای دم به رأی دادگاه پرونده به شعبه هم عرض ارسال و لیلا بار دیگر روزگذشته مقابل پنج قاضی دادگاه محاکمه شد.
لیلا به قضات دادگاه گفت: من پس از مرگ شوهرم دیگر دخترم را ندیدهام. خانواده شوهرم او را برده و مرا با این گرفتاری مواجه کردهاند. او گفت: شوهرم به شدت به تریاک اعتیاد داشت و ما بر سر استعمال او به مواد مخدر با هم اخلاف داشتیم. او شب حادثه پس از خوابیدن من و دخترم به سراغ بساط مواد رفت. صبح که از خواب بیدار شدم متوجه غیبت او در اتاق شدم بنابراین به حیاط خانه رفتم و دیدم که خودش را به در انباری آویزان کرده است. خانواده شوهرم در طبقه بالا بودند بنابراین با صدای بلند از آنها کمک خواستم. کریم خودش را با قفل و زنجیر موتور دار زده بود، بنابراین برایش برداشتن کلید به سراغ جیب شلوارش رفتم و زمانی که قفل را باز کردم او بر زمین افتاد. من حتی اورژانس را باخبر کردم. در پایان قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات متهم وارد شور شدند تا حکم نهایی را به زودی صادر کنند.