جنگ افغانستان در حالي وارد دهمين سال خود شده كه حاصل جنگ همچنان كشتار و افزايش مشكلات ايجاد شده از سوي اشغالگران براي مردم اين كشور است. روند نابسامان اين جنگ در حالي ادامه دارد كه بار ديگر تأكيد مقامات امريكا و ناتو مبني بر خروج از افغانستان از سال 2011 به بعد، از نكات مهم اين جنگ است. در اين چارچوب هيلاري كلينتون وزير خارجه و رابرت گيتس وزير دفاع امريكا از آمادگي براي آغاز طرح خروج از سال 2011 خبر دادهاند.
البته آنها اين امر را بر شرايط امنيتي و ميزان آمادگي افغانها براي تحويل گرفتن امور كشورهان مشروط كردهاند. هرچند كه به دليل شكستهاي گسترده و ناكاميهاي عديده اشغالگران، آنها جز خروج و پذيرش سرنوشت شوروي سابق در افغانستان براي خود چارهاي ندارند اما روند تحولات به ويژه اصرار اين كشورها بر ادامه نظاميگري در شرق براساس دكترين راهبردي امريكا براي سال 2025 و ناتو در سال 2020، احداث پايگاه نظامي امريكا در كشورهاي شرقي، تلاش واشنگتن براي حفظ شركتهاي امنيتي در افغانستان، امضاي توافقنامه به استراتژيك ميان واشنگتن- كابل براي بلندمدت و- نشانگر عزم اين كشور براي بلندمدت در افغانستان است. براين اساس ادعاي خروج در سال 2011 ميتواند با اهداف ديگري صورت گرفته باشد كه البته آن هم به دليل چالشهاي گسترده داخلي و خارجي آنهاست كه تزلزل بيشتر اشغالگران را به نمايش ميگذارد.
1- وضعيت نظاميان اشغالگر به شدت در حال افول است به گونهاي كه ميزان خودكشي و ابتلاي سربازان به بيماريهاي رواني به بحراني در ارتش اشغالگران مبدل شده است. امريكا و ناتو برآنند تا با ادعاي خروج بار ديگر روحيه را به جمع نظاميان بازگردانده تا با كاهش بحرانهاي مذكور، آنها را به انجام عملياتهاي جديد متقاعد سازند.
2- مخالفتهاي گسترده دولت و مردم افغانستان با سياستهاي اشغالگران چالشي ديگر براي اشغالگران است به گونهاي كه هر روز بر ميزان مخالفان امريكا و متحدانش افزوده ميشود. عدم مشروعيت حضور نيروهاي خارجي در ميان مردم افغانستان هزينهاي سنگين براي اشغالگران به همراه داشته است. با توجه به تأكيد افغانها بر لزوم خروج اشغالگران ميتوان گفت كه امريكا با ادعاي خروج تلاش دارد تا از يكسو مردم و دولت افغانستان را به همكاري و بعضاً سكوت در برابر تحركات خود متقاعد سازد و از سوي ديگر طالبان را به مذاكره با امريكا سوق دهد. لازم به ذكر است كه طالبان پيش شرط مذاكره را خروج نيروهاي خارجي اعلام كرده بودند كه در شرايط كنوني امريكا اميد دارد كه نتواند طرح مذاكره با آنها را اجرايي سازد تا از فشارهاي آنها بر نيروهاي خارجي كاسته شود.
3- اكنون جنگ افغانستان با عدم مشروعيت جهاني همراه است به گونهاي كه حتي متحدان امريكا در ناتو نيز ديگر پذيرنده سياستهاي اين كشور نيستند. واشنگتن با تكرار ادعاي خروج اميد دارد تا شايد بتواند رضايت جهاني را براي جنگافروزيهاي خود جلب كند. كاهش اعتراضهاي مردمي و نيز گرايش كشورها به مشاركت در جنگ اهداف اصلي اين طرح را تشكيل ميدهد.
4- امريكا و ناتو به دنبال توجيه ادامه حملات خود به پاكستان هستند. پاكستان در شرايطي زير آتش امريكا قرار گرفته كه ادعاي خروج از افغانستان ميتواند توجيهي براي حملات بيشتر به بهانه نابودسازي آخرين حلقههاي بر جاي مانده از طالبان و القاعده باشد. آمارها نشان ميدهد كه از زمان اعلام ادعاي خروج اشغالگران از افغانستان، حجم حملات به پاكستان افزايش چشمگيري داشته است.
5- نكته اساسي آنكه دموكراتها و شخص اوباما به دليل شكست در انتخابات ميان دورهاي كنگره در برابر جمهوريخواهان، با چالشهاي داخلي بسياري مواجه ميشوند. دموكراتها براي جلبنظر مردمي در برابر خواستههاي جمهوريخواهان بايد گرايشاتي به خواستههاي مردمي را به نمايش گذارند كه ادعاي خروج از افغانستان ميتواند بخشي از اين سياست باشد. هرچند كه اوباما نيز مانند بوش به دنبال جنگطلبي در افغانستان است اما براي مقابله با جمهوريخواهان اجباراً از برخي گرايشات براي پايان حضور در افغانستان سخن به ميان ميآورد.