
رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع پرشور مردم استان قم در ملاقاتها و دیدارهایی که با اقشار مختلف این استان داشتند برضرورت وحدت و استحکام بین حوزه و نظام تأکید کردند و آن را امری ضروری برشمردند. همچنین در این سفر پربرکت مسائل مختلفی مطرح شد که هر کدام از این مباحث میتواند نقشه راهی برای ملت ما به شمار رود. رهبر فرزانه انقلاب نیز به دلیل برخی شبهات به وجود آمده از سوی بعضی افراد مبنی بر اسلام منهای حکومت هم بیانات ارزشمندی را ارائه فرمودند و بر ضرورت تقویت رابطه بین اسلام و حکومت تأکید داشتند. به گفته بسیاری از صاحبنظران این سفر از ابعاد مختلف حائز اهمیت است. با حجتالاسلام سیدمحمد قائممقامی استاد حوزه و دانشگاه درباره ابعاد گوناگون این سفر به گفتوگو نشستیم.
به نظر شما دلیل استقبال پرشور مردم قم از رهبر معظم انقلاب اسلامی چیست؟اهمیت این سفر برای همه قابل درک است و فوقالعاده از جهات مختلف مهم بود. در درجه اول استقبال بینظیری که صورت گرفت، هرچند که انتظار میرفت قم بهعنوان خاستگاه انقلاب و خاستگاه دین است استقبال گستردهای از مقام معظم رهبری به عمل آورد ولی انصافاً باید گفت که این استقبال بالاتر از انتظار بود و این استقبال در واقع استقبال از انقلاب، دین و اسلام است و تنها استقبال از فرد نیست.با توجه به اینکه مقام معظم رهبری بهعنوان نماد اسلام و انقلاب هستند، مردم مجدداً آن بصیرت، بیداری و هوشیاری خود را نشان دادند که همچنان پای دفاع از اسلام، نظام اسلامی و انقلاب ایستادهاند و ما شکرگزار درگاه خدا به دلیل این استقبال فوقالعاده باشکوه و تاریخی هستیم.
درباره دلایل اهمیت این سفر نظرتان را بفرمایید.درباره دلایل اهمیت این سفر از جهات مختلف میتوان بحث کرد که مهمترین آن به نظر من موضوع برطرف کردن یک وسوسه یا شبههای بود که درباره فاصله گرفتن حوزه و روحانیت از نظام و ولایت پدید آورده بودند. برخی شبههای را به ویژه بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال 88 و فتنهای که پدید آمد مطرح کردند، با توجه به اینکه متأسفانه برخی از آن افراد درگیر در فتنه در سلک روحانیت بودند، این شبهه و وسوسه را ایجاد کردند که حوزه، مرجعیت و علما ناراضی هستند و مقداری با حکومت اسلامی و نظام ولایت فقیه فاصله پیدا کردهاند، بنابراین این وسوسه متأسفانه وجود داشت و مهمترین دستاوردی که این سفر داشت، آن بود که این وسوسه و شبهه را برطرف کرد و نشان داد که این تنها یک شبهه بوده و اینکه تا حالا اغلب مراجع اصلی و مهم ما که همه عزیز و محترم هستند، همگان متوجه ضرورت دفاع و حمایت از حکومت اسلامی هستند. حکومتی که به تعبیر مقام معظم رهبری فرزند و مولود حوزه است و چگونه میتواند یک مادر یا والد نسبت به فرزند خود بیتوجه باشد و این مهمترین تأثیر این سفر بود که نشان داد بین حوزه و مرجعیت و ولایت شبههای پیدا نشده است و رابطه بسیار دوستانه و عالی است و همچنین نشان داد که تعامل بسیار، بسیارزیبایی بین ولایت فقیه که خود مرجع هستند و مراجع تقلید بزرگوار وجود دارد. مراجع تقلید بزرگواری که هر کدام نقشی در حمایت از اسلام بر عهده دارند. این تعامل زیبا در این سفر نشان داده شد که این مسئله بسیار مهم بود.
دستاوردهای سفر مقام معظم رهبری را بیان فرمایید.یکی از فرازهای فرمایشات مقام معظم رهبری که خیلی دقیق و مهم بود، هشدار به برخی از وسوسهها و شیطنتهایی بود که ممکن است در رابطه با روحانیت بعضی قصد داشته باشند انجام دهند که آن مسئله القای این فکر است که روحانیت اگر بخواهد محترم باشد باید خیلی خودش را مخلوط به امور حکومتی- سیاسی یا به تعبیری چالشی نکند که ما میبینیم این وسوسه وجود دارد که در واقع دوباره احیای مجدد همان تفکر دوری روحانیت از سیاست است که قبل از انقلاب هم این تفکر وجود داشت و گفته میشد که روحانی خوب و نورانی کسی است که اصلاً در سیاست دخالت نکند. چنین روحانی خواسته محیطهای استکباری و انحرافی و منحرفان داخلی بود که البته این مربوط به قبل از انقلاب بود.بعد از انقلاب این تفکر به شکر خدا از بین رفت اما مجدداً بعضی وقتها این گرایش وجود دارد که دوباره آن را احیا کنند، به ویژه وقتی مقداری مشکل در جامعه پدید میآید یا جامعه با چالشهایی مواجه میشود، این تفکر را برخی دوباره میخواهند احیا کنند که اگر شما میخواهید آن تقدس، احترام و روحانیتتان محفوظ بماند خیلی وارد سیاست نشوید. از جمله بحث بسیار مهمی که مقام معظم رهبری مطرح کردند، این بود که برخی میخواهند روحانیت را به دو بخش روحانیت حکومتی و روحانیت غیرحکومتی یعنی آخوند حکومتی و آخوند غیرحکومتی تقسیم کنند که رهبر معظم انقلاب فرمودند، چنین چیزی اصلاً در حکومت اسلامی وجود ندارد، نه حکومت، حکومت آخوندی است و نه اینکه چنین تقسیمی اصلاً معنایی دارد که بگوییم یک دسته آخوند حکومتیاند و دسته دیگر غیرحکومتی.حکومت چون، حکومت اسلام است، هیچ روحانی نمیتواند وابسته به این حکومت نباشد، چه آن کسی که مستقیماً مسئولیت دولتی یا اجرایی داشته باشد یا نداشته باشد.
این سفر چه تأثیری در برطرف کردن برخی شبهات دارد؟برطرف کردن شبهه و تقسیمبندی دو دسته روحانیت و سپس از بین بردن این شبهه بود که البته هشداری هم بود که مقام معظم رهبری دادند که فکر نکنید احترام برای کسی است که در مسائل اجتماعی و سیاسی و چالشی دخالت نکند.عین ماجرایی که در فتنه سال گذشته پیش آمد که این شبهه و فکر از سوی برخی آقایان بزرگان و روحانیت وجود داشت که چون این فتنه اتفاق افتاده، دخالت نکنیم و به طور کامل وارد نشویم و نه این طرفی باشیم و نه آن طرفی. استدلال آنها این بود که در فتنه اگر انسان وارد نشود، خیلی بهتر است چون اگر وارد شود فتنهزده میشود که این مسئله را مقاممعظم رهبری در همان سال گذشته مطرح فرمودند که مواظب باشید وقتی فتنهای اتفاق میافتد چنین نیست که اگر سخن نگویید از فتنه نجات پیدا میکنید، بلکه برخی مواقع سخن نگفتن و موضع نداشتن و ساکت بودن، دچار فتنه شدن است که این هشدار بسیار مهمی به مسئله حوزه و روحانیت است.
نظرتان را درباره فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت ورود حوزه به مسائل سیاسی و چالشی بگویید.مجدداً مقام معظم رهبری با همین تعبیر بیان کردند که مواظب باشید کسی که دخالت نمیکند، احترامی که برایش قائل هستید، احترام واقعی نیست، زیرا معمولاً از کانونهای نفسانی و شیطانی و منحرف اینگونه احترام گذاشتن صادر میشود، مثل اینکه الان امریکا، مستکبران و سرمایهداران داخلی بخواهند به روحانیت احترام بگذارند، به این شرط که در سیاست دخالت نکنند. این احترام، احترامی است که در باطن آن اهانت است، چون برای روحانیت دارد تعیین تکلیف میکند در حالی که روحانی واقعی کسی است که برای دیگران از جمله قدرتها، سرمایهداران و سایرین تعیین تکلیف میکند، این توضیح آن است که چرا مقام معظم رهبری فرمودند، اگر به شما احترام هم بگذارند، این احترام نیست.مسئله توجه توأمان به دو جنبهای که در حوزهها باید با هم لحاظ شود که اگر فقط به یکی توجه شود و به دیگری توجهی نشود، مشکلآفرین میشود. تأکید مقام معظم رهبری بر موضوع اجتهاد و اجتهاد سنتی است و اینکه تخطی از این طریق نشود و ما در مسئله اجتهاد به طرف ذوق و سلیقه و مشهورات نرویم که متأسفانه برخی از گرایشات آن پیدا میشود. برخی براساس بعضی از مشهورات، مقبولات و جوهایی که پدید آمده میخواهند فتوا دهند که ایشان فرمودند، اینگونه فتوا دادنها و اجتهاد غلط است. اجتهاد باید از یک طرف همان مبنای سنتی اصیل محکم قدیمی خود را داشته باشد و از طرف دیگر هم مجتهدان باید توجه به زمان و اقتضائات و شرایط جدید داشته باشند. نه به واسطه اینکه غرق در اجتهاد شدیم و اقتضائات زمانه فراموش شود که البته مهمترین اقتضائات زمان هم همین حکومت اسلامی و تبعاتی که دارد، است. زیرا این غفلت محسوب میشود و از طرف دیگر هم آنچنان متوجه اقتضائات زمانه نشویم که از مبانی اجتهاد غفلت کنیم و اجتهاد سلیقهای را به صحنه آوریم که این هم درست نیست که مقام معظم رهبری در سخنرانیشان خطاب به جمع عظیم روحانیون، طلاب و فضلا بیان آن را فرمودند.مقام معظم رهبری در بحث استقلال حوزهها نیز فرمایشاتی را بیان کردند، زیرا حوزهها همیشه از دولتها و حکومتها مستقل بودند، حتی در همین زمان که حکومت، حکومت اسلامی است، ولی فرمودند که این استقلال از حکومت اسلامی به معنای جدا بودن، منزوی بودن یا بیتوجه بودن نیست. بلکه به این معناست که حوزه هیچ وقت کارگزار و کارمند دولت و حکومت نبوده و هیچوقت نخواهد بود. حوزه خودش مستقل است.حتی در جایی هم در بخش بودجه اشاره فرمودند که جا دارد از ناحیه دولت نیز کمکهای مالی به حوزه صورت گیرد که این نکته ظریف به حق، مشروع و قانونی است اما این بدان معنا نیست که حوزه وابسته به دولت و حکومت باشد و در عین حال نیز چنین نیست که کاری به حکومت و دولت نداشته و منزوی و بیتوجه باشد. زیرا حکومت، حکومت اسلامی است و حکومت اسلامی به گونهای است که هر روحانی، عالم، فقیه یا مرجع تقلیدی چه مستقیماً وارد کار اجرایی باشد و چه نباشد، احساس میکند که این حکومت به او مربوط و او هم به آن حکومت مربوط است.
یکی دیگر از فرمایشات رهبر انقلاب توجه بیشتر حوزه به مسائل علوم انسانی بوده، در اینباره توضیح بفرمایید.رهبر معظم انقلاب همچنین بر توجه هرچه بیشتر علوم انسانی که بسیار مهم است و بارها هم فرمودهاند، تأکید کردند که ما نباید بگذاریم که علوم انسانی که در حال حاضر در دانشگاهها تدریس میشود غربزده باشد، زیرا از داخل چنین علوم انسانی، مبانی ارزشی و اسلامی بیرون نمیآید و در اینجا به ویژه حوزهای است که فقها باید وارد شوند و علوم انسانی مبتنی بر ارزشها و مبانی اسلام را ارائه دهند.ایشان همچنین به توجه حوزه در موضوع شبهات که علیه دین، ارزشهای دینی و حکومت دینی مطرح میشود، اشاره داشتند و فرمودند که ابتدا باید در درجه اول حوزویها، طلاب و فقها شبهات را پاسخ مستدل، علمی و دقیق بدهند که لازمه آن شناخت آن شبهه است. به گونهای که مقام معظم رهبری فرمودند که اگر آنها شبهه هم ایجاد نکنند که البته کفار، مستکبران و منحرفان همواره ایجاد شبهه میکنند، حوزه خودش باید تولید شبهه کند و پاسخ دهد. یعنی باید به استقبال شبهات برود و نگذارد که آنها حمله و هجوم کنند و بعد ما دفاع کنیم و پاسخ دهیم. بنابراین مقام معظم رهبری روی تولید فکر و نوآوری مبتنی بر اصول بسیار تأکید دارند و روی موضوع ضرورت یاری رساندن به حکومت به ویژه در حوزه نظری تأکید دارند، یعنی مراد آن است که نظام مقدس اسلامی در بعد تئوری، نظری و اندیشهایاش مبتنی بر حوزه است که مقام معظم رهبری هم فرمودند حوزه مرکز معرفتی دنیای اسلام است و شاید هم بتوان گفت که مرکز معرفتی جهان است، چون وقتی مرکز معرفتی دنیای اسلامی باشد، مرکز معرفتی جهان است.
تا حالا حوزه در این زمینه موفق بوده یا خیر؟من اعتقادم این است و قرائن هم نشان میدهد و مقام معظم رهبری هم نظرشان این بوده که حوزه موفقیتهایی داشته و در برخی موارد موفق بوده و در بعضی هم هنوز جا دارد که بیشتر کار شود. این انتظار میرود که در بخش نظریهپردازی و تئوریسازی، اندیشهورزی و ایدئولوژیک، حوزه بسیار قویتر باید به صحنه بیاید. بهعنوان مثال ایشان به موضوع هنر و رسانهها اشاره کردند و اینکه ارتباط روحانیت و رسانه تنها این نیست که از روحانیون برای حضور و سخنرانی و مصاحبه در رسانه دعوت شود، بلکه روحانیت باید در متن رسانه باشد و به رسانه خط دهد که چگونه در راستای اسلام ایفای نقش کند.
تأثیر سفر مقام معظم رهبری بر تحکیم وحدت و انسجام ملی را هم بیان کنید.کانون وحدت ملی به کانون روحانیت و حوزه برمیگردد و حوزویان، علما، مراجع و بزرگان دین، بزرگان و رهبران جامعه هستند، چه کسی بخواهد و چه کسی نخواهد و رهبران تأثیرگذار جامعه علما، فقها و روحانیون بزرگ هستند یا روحانیون کوچکتر که در متن جامعه حضور دارند. اگر در این جایگاه وحدت وجود داشته باشد، این وحدت در جامعه، کشور و ملت تجلی خود را نشان میدهد. به همین دلیل است که کفار و مستکبران برای خدشهدار کردن وحدت ملی ما سعی میکنند وحدت بین روحانیت، مراجع و رهبری را خدشهدار سازند.طبیعی است وقتی نشان داده شود که به شکر خدا بین مقام معظم رهبری و ولایت امر و سایر مراجع اوج اتحاد، همدلی و همراهی و تعامل وجود دارد طبعاً این خود منجر شود به اینکه روحانیت به خودش هم نزدیکتر شود و باعث کمتر شدن برخی اختلافات بین روحانیون نیز شود.مقام معظم رهبری در بخش دیگری از سخنانشان فرمودند که افراط و تفریط نباید وجود داشته باشد و نباید در برخی حمایتها افراط یا تفریط کنیم. بهعنوان مثال در مسئله دولت که یکی از موارد چالشی است رهبر معظم انقلاب به شکل بسیار بسیار عالمانهای این نزدیکی را ایجاد کردند که بین دولت و روحانیت و مرجعیت نزدیکی بیشتری پدید آید که هم از آن طرف توجه بیشتری شود و هم دولت در عین حال آن مواردی که چالشبرانگیز یا مشکلآفرین است برطرف یا کمتر کند تا نزدیکی هرچه بیشتر شود.مقام معظم رهبری همچنین به سفر رئیسجمهور کشورمان به لبنان اشاره فرمودند که این یک اتفاق بزرگ بود و ما باید شاکر باشیم، زیرا این استقبال از یک فرد نبوده بلکه استقبال از انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی بود و این جای تشکر و توجه دارد. نزدیکی روحانیت به یکدیگر، مرجعیت به ولایت و روحانیت به دولت موجب انسجام و وحدت ملی هرچه بیشتر میشود که تأمین این موارد باعث پدید آمدن انسجام ملی بیشتر هم میشود.
ارزیابیتان از تأثیر سخنان مقام معظم رهبری در خنثی کردن فتنه دشمنان را بیان کنید.این مسئله بسیار تأثیرگذار بود. از آنجایی که دشمنان و اراذل جهانی در خیال خود بسیار به حوزه علمیه و مرجعیت امید بسته بودند و به ویژه بعد از فتنه سال گذشته درصدد آن بودند که فاصلهای را بین حوزه و حکومت ایجاد کنند و همان سکولاریزم دوباره احیا شود.البته نقشههای آنها نقش بر آب شد و مرجعیت، علما و روحانیت همراه با انقلاب و ولایت و حکومت جامعه اسلامی هستند و همگان در اینباره اتحاد دارند و اگر هم استثنایی وجود داشته باشد، مسئلهای ندارد که کسی بخواهد ساز دیگری بزند یا به تعبیری اگر کسی علیه حکومت اسلامی فتوا دهد، آن فتوا در واقع علیه اسلام است، بنابراین اثر جهانی سخنان رهبری بسیار بسیار خوب بود و رسانههای خارجی با اعجاب و حیرت برخورد کردند و البته تلاش کردند که حرفهایی را هم بزنند مثلاً از جمله ایجاد شبههای که گفتند حضرت علی(ع) اجازه نمیداده کسی دنبالشان بدود در حالی که این دو مطلب کاملاً متفاوت است، حضرت علی(ع) در رابطه با یکسری کسانی که به استقبال حاکم بر این مبنا که ایشان مانند شاهان ما بودند، آمده بودند، نگاهشان ایرانیانی بودند که در منطقه انبار بودند و چون حضرت علی(ع) حاکم بودند، تصور آنها این بود که این حاکم مانند پادشاهان ایرانی هستند که باید در کنار اسبشان بدوند که وقتی حضرت علی(ع) از آنها پرسیدند که شما چگونه استقبال میکنید، آنها پاسخ دادند ما از پادشاهان چنین استقبال میکنیم و حضرت علی(ع) هم به آنها فرمودند که این به درد حاکمانتان هم نمیخورد و علیه خودتان نیز هست و این ربطی به استقبال مردمی از کسی که ولایت الهی دارد، ندارد. مردم بهعنوان ولایت فقیه و نایب امام زمان از مقام معظم رهبری چنین استقبالی کردند و این استقبال در دنیای اسلام هم سابقه داشته مانند استقبال از امام رضا(ع) در نیشابور و به طور کل در ایران که گفته میشود، دورتادور کجاوه ایشان را میگرفتند و پیاده میرفتند و انبوه جمعیت گرد امام رضا(ع) بودند یا استقبال از حضرت فاطمه معصومه در قم یا استقبال از امام(ره) هنگام ورود به ایران. حال برخی آمدهاند و شبهه کردهاند که این برخلاف روش حضرت علی(ع) بوده است، البته این نشان میدهد که تا چه حد این افراد مبنای سستی دارند و بعضاً از برخی کسانی که خیال میکنند اطلاعات دینی دارند، استفاده میکنند و مشورت میگیرند. سفر مقام معظم رهبری سفر بسیار میمون و زیبایی بوده و طول این مدت هم نشاندهنده اهمیت حوزه و خاستگاه انقلاب اسلامی است و امید داریم که دستاوردهای بسیاری برای ملت ایران و جهان اسلام داشته باشد.
نظرتان درباره تأثیر سخنرانی رهبر فرزانه انقلاب بر همگرایی منطقه چیست؟کشورهای منطقه، چه مسلمان و چه غیرمسلمان اقتضا میکند که با هم در برابر استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی نزدیک و متحد باشند، به ویژه تأکیدات مکرر ایشان درباره مبارزه با گرایشات تفرقهافکنانه بین مذاهب، شیعه و سنی که این اقدام بسیار مهمی است و هرگونه اقدام تفرقهآمیز را ایشان محکوم و خلاف شرع میدانند. بالاتر از این حرکات تفرقهافکنانه بین اسلام و مسیحیت بود که در ماجرای اهانتی که به قرآن کریم شد، مقام معظم رهبری بلافاصله فرمودند که مواظب باشید این مسئله را بهعنوان جنگ بین اسلام و مسیحیت ندانید بلکه این شرارت صهونیستی و مستکبران است و ربطی به دین مسیحیت ندارد. یعنی افق این اتحاد و همدلی از منظر مقام ولایت حتی بالاتر از منطقه است که این به همدلی مستضعفین جهان و ادیان با یکدیگر برمیگردد چه برسد به نزدیکی کشورهای منطقه.