
ایمان مطهریمنش- این روزها کسی در اتاق رئیس سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران نشسته که پیشتر، مدیریت را در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزان تجربه کرده بود. هرکس که سالهایی را در انجمن اسلامی مدرسه یا اتحادیه شهرستان و استان فعالیت کرده باشد، سیستم کاری این نهاد دانشآموزی را میشناسد؛ نهادی که سیستم کاری در آن، کأنه نظام آموزشی و کتب درسی، هر سال رنگ تازه میگرفت.
آن سالها هر روز طرح تازهای مطرح میشد؛ روزی بحث از خیمههای معرفت بود، روزی دیگر اولویت با شوراهای دانشآموزی میشد و وقتی دیگر، شیوهای دیگر اولویت مییافت. اینها چیزهایی است که از سالهای دانشآموزی به خاطرم مانده.
حالا چند سالی از دانشآموزی من و مدیریت خوراکیان در اتحادیه گذشته و بررسی آن روزها، خاطره بازی میطلبد که مجالش اینجا نیست.
مدیر امروز، همان مدیر دیروزی است، فقط جایش عوض شده. این روزها سیستم مدیریتی او را در سطح پایتخت میتوان دید. اصالت در کار او، «خوشگلکاری» است. انصافاً، هر جا خوراکیان بوده، کار زیبا و شکیل و شعارهای دلنشین و پوسترهای هنرمندانه هم بوده. نمونهاش شعار شهرداری در هجدهمین هفته کتاب جمهوری اسلامی است:«ترافیک کتاب این هفته در تهران سنگین است.» هرکس ذرهای زیباییشناسی بداند، دلنشینی این شعار را تصدیق میکند. این همان زیباییشناسیای است که متأسفانه بسیاری از مدیران فرهنگی کشور فاقد آن هستند. پس باید آن را قدر دانست و شکرگزارش بود.
آیا «زیباییشناسی» برای مدیریت فرهنگی کلانشهری چون تهران کافی است؟ قطعاً نه. اگر ساکن تهران باشید، شمار بالای پوسترها و طرحهای زیبا و شکیل ویژه ماه مبارک رمضان را به خاطر دارید. این طرحها چشم را مینواخت و دل را به روزهای ماه خدا نزدیک میکرد، اما در نهایت از سطح کاری خوشگل فراتر نمیرفت. نتیجه آنکه ماه مبارکی بود و طرحهای خوشگلی بود و بعد تمام...
مضاف بر این، برخی از این طرحها اساساً فرهنگی نبود. پس چه بود؟ از نظر من لغت درست «ستادی» است و این همان شیوه مورد علاقه مدیران شهر تهران است؛ کارهایی پرحجم، خوشگل، خبرساز، سریع و به موقع. نهایت اثر این کارهای ستادی چقدر است؟ تا زمانی که طرح در حال اجراست. بعدش چه؟ فراموشی.
توفیر کار ستادی با کار فرهنگی چیزی است که- به زعم این قلم- مدیران امروز سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران از آن غافلند. کار فرهنگی، لزوماً خبرساز و زودبازده نیست؛ کاری است با طمأنینه، اثرگذار، زیرپوستی و بلندمدت. با پوستر قشنگ چاپ کردن نمیتوان فرهنگ ساخت و کسی را کتابخوان یا روزهدار و خداباور کرد. کارهای ستادی، «جریان» میسازد نه «فرهنگ.»
حرف امروز را بزنیم: کتاب اتوبوس چاپ کردن خوب است، اما بررسی تجربههای قبلی که همگی شکست خوردند و نتیجهشان توقف طرح شد، مهم است. اگر بناست مردم خسته و گرفتار تهران در اتوبوس کتاب بخوانند، باید دغدغههای روزانهشان را در کتاب مطرح کرد. نمیتوان در اتاقی دربسته در ساختمانی بلند نشست و درباره موضوعی دور از دغدغه مردم نوشت و بعد منتظر توجه و اشتیاق آنان بود، دیگر اینکه دلیل شکست طرحهای قبلی، مبلغدار بودن کتابها نبود که حالا با رایگان شدنش مشکل حل شود!
البته اینها به معنای رد فعالیتهای سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران نیست. به هرحال کار ستادی هم لازم است، به شرطی که سازمان فرهنگی، متولی توزیع آش و افطار در میادین پرتردد نباشد.