کد خبر: 421350
تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۸۹ - ۰۶:۵۹
پروفسور اسماعیل حسین‌زاده در گفت‌وگو با «جوان»:
پیروزی اخیر جمهوریخواهان در انتخابات کنگره امریکا که منجر به از دست رفتن اکثریت در مجلس نمایندگان و تضعیف موقعیت در مجلس سنا برای دموکرات‌‌ها شد، نشان داد که وعده تغییرات باراک اوباما خیلی زود کهنه شده است. در مصاحبه‌ای با دکتر اسماعیل حسین‌زاده، استاد دانشگاه «اریک» که در ایران به خاطر ترجمه کتابش تحت عنوان «اقتصاد سیاسی نظامیگری امریکا» شناخته می‌شود، به بررسی نتایج انتخابات اخیر و چشم‌انداز تغییر مناسبات قدرت در امریکا پرداخته‌ایم.دلیل شکست دموکرات‌ها در انتخابات اخیر کنگره را چه می‌دانید؟شکست دموکرات‌ها دلایل واضحی دارد. دو سال پیش باراک اوباما از حزب دموکرات به‌عنوان رئیس جمهور انتخاب شد علاوه بر این دموکرات‌ها اکثریت را هم در مجلس نمایندگان و هم سنا به دست آوردند ولی تمام وعده‌هایی که درباره تغییر داده بودند بر باد رفت. مخصوصاً اوباما برای مردم بسیار مأیوس‌کننده بوده است. الان وضعیت به گونه‌ای شده که از نظر بسیاری از مردم امریکا، اوباما آدمی دروغگو و روباه‌صفت است. در واقع می‌توان گفت آقای اوباما از آنجایی که هم کاریزما دارد و هم تکنیک‌های خوب صحبت کردن و متقاعد کردن مردم را می‌داند و ظاهری فریبنده دارد می‌توان او را یک سوفیست دانست. دولت اوباما تمام کمک‌هایی که در قالب بسته‌های محرک اقتصادی برای حل بحران اقتصادی در نظر گرفته بود به بانک‌ها و شرکت‌ها و مؤسسات مالی بزرگ و به وال‌استریت ارائه داده است و بدین ترتیب بار بازپرداخت وام‌های چندین هزار میلیارد دلاری دولت روی دوش مالیات‌دهندگان امریکایی که عمدتاً از طبقات پایین هستند، قرار گرفته است. در حالی که عامل اصلی بحران مالی امریکا بانک‌ها و مؤسسات مالی بوده‌اند. در زمینه ایجاد اشتغال و حل معضل بیکاری دولت اوباما هیچ قدم مؤثری برنداشته است. البته چون عمده کمک‌ها به بانک ها و مؤسسات مالی بزرگ بوده است این مؤسسات در طول یک‌سال گذشته دوباره به مرحله سوددهی رسیده‌اند اما این سوددهی با ایجاد اشتغال همراه نبوده است. حتی باید گفت که این سوددهی با اعمال فشار روی طبقه کارگر حاصل شده است؛ چراکه اکثر شرکت‌های امریکایی در حال حاضر بنا به وضعیت اقتصادی بد با دستمزد پایین‌تر نسبت به سابق و حتی بدون بیمه و خیلی اوقات هم به صورت پاره‌وقت استخدام می‌کنند و بدین گونه این سوددهی از قبل خیانت به طبقه کارگر به دست می‌آید. در اینکه جمهوریخواهان از ناکارآمدی دموکرات‌ها استفاده می‌کنند، شکی نیست اما نمی‌توان پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات کنگره را یک پیروزی واقعی دانست. به اصطلاح در انگلیسی گفته می‌شود
They will win election by default یعنی پیروزی جمهوریخواهان به یمن نبود رقابت و بازی نکردن حریف به وقوع پیوسته است. به خصوص که نظرسنجی‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد مردم امریکا همان اندازه که از دموکرات‌ها و دولت اوباما ناامید و ناراحت هستند، همان اندازه از عملکرد جمهوریخواهان نیز نگران هستند. از این نظر پیروزی جمهوریخواهان سلبی است ولی واقعیت این است که وقتی که مردم دو گزینه بیشتر برای انتخاب ندارند مانند پاندول ساعت هنگام ناراحتی از یک گزینه به سمت دیگری می‌روند.یعنی می‌خواهید بگویید جمهوریخواهان و اصولاً هر دو حزب زمانی که در قدرت نیستند از ساختار دو حزبی مسلط امریکا و نقص دموکراسی در این کشور بهره می‌برند؟دقیقاً همینطور است. نشانه این امر هم این است که جمهوریخواهان چون مطمئن هستند به هر حال به خاطر ناکارآمدی دموکرات‌ها و نقص دموکراسی تنها جایگزین هستند، شعارهای خود را حول موضوعات غیرضروری و حاشیه‌ای تنظیم کرده به جای آنکه از بیکاری و فقر و مشکلات مالی صحبت کنند، از تروریسم، مخالفت با ساختن مسجد در نیویورک و بحث مهاجرت غیرقانونی و مخالفت با سقط جنین سخن می‌گویند. بنابراین همانطور که شما گفتید، جمهوریخواهان نه تنها از بی‌کفایتی دموکرات‌ها سود می‌برند بلکه از سیستم پوسیده دموکراسی امریکایی هم بهره می‌برند. نکته جالبی که وجود دارد این است که وقتی من با دوستان و آشنایان در ایران صحبت می‌کنم و از وضعیت اسفناک امریکا می‌گویم، عموماً باورشان نمی‌شود و حتی برخی از آنها به من می‌گویند تو در حمایت از دولت ایران اینها را می‌گویی اما وضعیت بد اقتصادی در امریکا شرایطی را به وجود آورده که ما اکنون با تحرکات شبه‌فاشیستی روبه‌رو هستیم؛ نگاهی به جنبش تی‌پارتی (Tea party) که این روزها شما حتماً در اخبار و گزارش‌ها اعتراضات آنها نسبت به دولت را دیده‌اید، نشان می‌دهد که اعضای آنها عموماً سفیدپوست، متوسط به پایین و عصبی هستند، عصبیتی که دلیل عمده آن ناشی از بیکاری و فقر است.نکته جالبی را اشاره کردید. آنچنان که تاریخ به ما نشان می‌دهد فاشیسم و نازیسم در اروپا پیش از جنگ جهانی دوم در بستر بحران اقتصادی ریشه می‌کنند...بله به طور کلی پدیده فاشیسم ناشی از بحران اقتصادی است. علت این پدیده هم آن است که طبقه حاکم (stabilishment) برای رد گم کردن و منحرف ساختن افکار عمومی از دلایل واقعی بحران که همان سیستم سرمایه‌داری است، موضوعات دیگری همچون مهاجرت غیرقانونی و کارگران غیرقانونی مکزیکی و مباحثات اسلام‌هراسانه را مطرح می‌کنند. الان هم در جنبش تی‌پارتی خطر چنین پدیده‌ای هست.فکر می‌کنید جمهوریخواهان با به دست آوردن پیروزی اخیر در کنگره دست به تغییر لوایح دولت اوباما بزنند، مثلاً تلاش کنند لایحه مناقشه برانگیز بیمه درمانی دولت آقای اوباما که پس از ماه‌ها جنجال لفظی تصویب شد، مورد بازنگری قرار گیرد؟من فکر نمی‌کنم جمهوریخواهان در مسائل عمده‌ای چون مالیات‌ها، بیمه درمانی و قوانین مالی تغییراتی ایجاد کنند، چراکه اینگونه مسائل عموماً با توافق دو حزب به اجرا می‌رسد و جدال این دو حزب بر سر مسائل اینچنینی به نوعی ساختگی است و آنها در جلوی انظار عمومی درباره این مسائل نقش پلیس بد، پلیس خوب را بازی می‌کنند. به خصوص آنکه بار تصویب قوانین جدید بیمه درمانی و اصلاح قوانین مؤسسات مالی اتفاقاً برنامه‌های خیلی دست راستی هستند، بنابراین من حدس می‌زنم جمهوریخواهان در کنگره روی مسائل حاشیه‌ای همچون حق سقط جنین و حقوق همجنس‌گرایان تمرکز می‌کنند و از این طریق جمهوریخواهان تلاش می‌کنند عصبانیت جنبش تی‌پارتی را به‌عنوان یکی از عوامل موفقیتشان در این مسیر هدایت و مدیریت کنند. باید توجه کنیم که لایحه بیمه درمانی اوباما اگرچه در ظاهر مخالف گرایشات جمهوریخواهان است، اما عملاً از آنجایی که این لایحه برای شرکت‌های غول‌پیکر بیمه ایده‌آل بوده است در نتیجه به نفع سرمایه‌داری تمام شده است. نمایندگان این شرکت‌ها قبل از ارائه و تصویب لایحه درمانی اوباما دست‌کم شش بار در کاخ سفید با اوباما جلسه داشته‌اند و روی مفاد این لایحه به توافق رسیده‌اند. اگرچه در این لایحه بیمه دولتی حذف شده، اما چون همه مردم را مجبور می‌کند که نوعی پوشش بیمه داشته باشند، حدود 30 تا 40 میلیون بیمه‌گذار و در واقع در همین حدود به مشتریان شرکت‌های بزرگ بیمه اضافه شد و بازار آنها وسعت پیدا کرد. یا مثلاً قوانینی که دست مؤسسات مالی وال‌استریت را باز می‌گذارد دست نخواهد خورد؛ در مجموع باید بگوییم چیزهایی که جمهوریخواهان در حوزه اقتصادی می‌خواستند با کمک دولت اوباما به آن رسیده‌اند. اگر شما می‌بینید برخی از اعضای جمهوریخواهان علیه مثلاً لایحه بیمه درمانی اوباما فریاد و اعتراض می‌کنند، اینها اعضای حاشیه‌ای (fringes) محسوب می‌شوند، مهره‌های اصلی هر دو حزب همیشه بر سر قوانین و لوایح مهم به ویژه در حوزه اقتصادی با یکدیگر توافق دارند.فکر می‌کنید پیروزی جمهوریخواهان در کنگره تأثیری اساسی در سیاست خارجی اوباما به ویژه در موضع دولت اوباما در قبال ایران خواهد داشت؟ساختار قدرت در امریکا در حال حاضر به گونه‌ای است که در مسائلی عمده چه داخلی و چه خارجی ریاست جمهوری نقش واقعاً تعیین‌کننده‌ای ندارد. اینجا یک هیئت حاکمه واقعی در پشت پرده وجود دارد که دورنما و راهبرد کلی سیاستگذاری امریکا را در عرصه داخلی و خارجی تعیین می‌کند. در حوزه خارجی سیاستگذاری امریکا پس از جنگ جهانی دوم و با شروع جنگ سرد تاکنون در موضوعات اساسی چون جنگ و صلح و تحریم توسط صاحبان مجتمع‌ها و شرکت‌های صنعتی به نظامی ترسیم می‌شود. خیلی‌ها فکر می‌کنند تنها سود این شرکت‌ها از فروش جنگ‌افزار تأمین می‌شود. اما در مقایسه با آن بودجه‌ای که این شرکت ها از خزانه‌داری امریکا دریافت می‌کنند، سود فروش سلاح بخش کوچکی از منافع این شرکت‌ها را شامل می‌شود. من در کتاب خودم توضیح داده‌ام که جنگ‌هایی که امریکا در عرصه خارجی به راه می‌اندازد، انعکاسی است از جنگ داخلی برای تصاحب بودجه بیشتر از خزانه‌داری. در حال حاضر با توجه به اینکه هزینه‌های نظامی امریکا یک‌سوم بودجه خزانه‌داری امریکا یعنی حدود یک تریلیون دلار (هزار میلیارد دلار) را به خود اختصاص می‌دهد که بودجه‌ای معادل سه برابر کل بودجه ایران است، شما می‌توانید حجم سودی که شرکت‌های جنگ‌افزارسازی امریکا به دست می‌آورند را تصور کنید. یک نیروی دیگری که در سیاست خارجی امریکا به خصوص در حوزه خاورمیانه و در برابر ایران بسیار تأثیرگذار است لابی صهیونیستی است. به نظر من با توجه به حاکمیت دو عامل بر سیاست خارجی با روی کار آمدن اوباما هیچ تغییری نسبت به دوره جورج بوش اتفاق نیفتاد بلکه اوباما بدتر از بوش عمل کرده است. بوش آنقدر احمق و ساده‌لوح بود که فقط تهدید می‌کرد، اوباما از یک طرف ادعای دراز کردن دست دوستی به سوی ایران دارد و از طرف دیگر با دست دیگر در حال فشردن گلوی ایران است. به همین دلیل من فکر نمی‌کنم تغییر محسوسی با این پیروزی اخیر جمهوریخواهان در سیاست خارجی امریکا پیش بیاید. نکته جالب این است که اگرچه جمهوریخواهان در سیاست خارجی تندروتر به نظر می‌رسند اما آنها به خاطر اینکه تاجرمآب هستند در برابر کشورهایی مثل چین نسبت به دموکرات‌ها کمتر تمایلات جنگ‌افروزی دارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار