
جادوی نوشتن برای خوانندگان آثار داستانی هموراه یک معمای سر به مهر بوده است، چگونه داستانی از درون ذهن خواننده خلق میشود و چگونه او آن را برای مخاطبان خود از هر زبان و نژادی درخور تأمل میکند. آیا آدمهای داستانها واقعیاند و آیا میتوان آنها را بیرون از صفحات کتاب نیز یافت؟
بسیاری از نویسندگان جاودانه تاریخ ادبیات جهان و داستانهای آنها که سالهای سال است در میان دستان خوانندگانشان در حال جابهجایی است، زمان قالب توجهی را برای خلق این داستانها صرف نکردهاند تا جایی که پژوهش اخیر روزنامه ایندیپندنت انجام داده است، به این موضوع اذعان شده است که رماننویسانی چون چارلز دیکنز برای خلق رمان «هدیه کریسمس» و ویلیام فاکنر برای خلق رمان «گور به گور» چیزی کمتر از شش هفته صرف کردهاند و جالبتر اینکه بر مبنای همین تحقیق فئودور داستایوسکی رمان مشهور «قمارباز» خود را در کمتر از 26 روز نوشته است.
ولی آیا رؤیای داستان نویسی به این کوتاهی قابل تعبیر شدن است؟
پایگاه اینترنتی «نوامبر، ماه ملی رمان نویسی» اخیراً یازدهمین فراخوان «داستان خود را باید دریچهای به خلق داستانهای بلند در زمانهای کوتاه دانست» منتشر کرده است. این فراخوان در میان داستان نویسان و هنرآموزان جوان ادبیات به دنبال ایجاد تجربههایی است که طی آن در کمتر از 30 روز، یک اثر داستانی بلند خلق خواهد شد.
این پایگاه اینترنتی از تمامی نویسندگان انگلیسی زبان در کشورهای استرالیا، نیوزلند و نیز قارههای اروپا و امریکا خواسته است با ثبتنام در این پایگاه، آثار داستانی خود را که حداکثر در بازه زمانی این ماه نوشته خواهند شد، به نشانی این پایگاه اینترنتی ارسال کند تا یازدهمین برگزیده این دوره از این فراخوان را از میان آنها انتخاب کنند.
براساس پیشبینیهای انجام گرفته انتظار میرود تا پایان ماه نوامبر سال 2011، بیش از 200 اثر داستانی بلند به این پایگاه ادبی ارسال شود، داستانهایی با حجم تقریبی 50هزار کلمه که در مدت زمانی کمتر از 30 روز به تولید برسند.
بر پایه گزارش ایندیپندنت، لیندسی گرنت یکی از مسئولان پروژه میگوید تاکنون 55 رمان که طبق قوانین پروژه نوشته شده به چاپ رسیدهاند، از جمله «آب برای فیلها» نوشته سارا گرون که در سال 2006 به مدت 12 هفته جزو کتابهای پرفروش «نیویورک تایمز» بود.
البته نظر ما پیاده کردن ایده اصلی رمان در قالب نسخه اولیه رمان است که بعد از آن ممکن است از سوی نویسنده بازنویسی شود.
یکی از نکات جالب این گزارش وجود نام کتاب «شاید برای شیطان مهم باشد» در آن است. اثری به قلم سباستین فوکس که در سال 2009 در کمتر از شش هفته نوشته شد و البته مبنای نگارش آن نیز الگوی نویسنده افسانهای داستانهای جیمز باند بوده است. داستانی که نویسنده آن از صفت لذتبخش برای خلق آن یاد میکند و مسئلهای به نام افسارگسیختگی داستان که آن را برای خواننده و البته نویسنده هیجانانگیز میکند.