باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا، سفر نه روزه، 6 تا 14 نوامبر، به آسیا را شروع کرده که قرار است در جریان آن از کشورهای هند، اندونزی، کرهجنوبی و ژاپن دیدار کند و همچنین در دو نشست اقتصادی مهم گروه 20 در سئول و مجمع همکاری اقتصادی آسیا- اقیانوس آرام(APEC) شرکت کند. از سوی دیگر، هیلاری کلینتون و رابرت گیتس، وزرای خارجه و دفاع امریکا، راهی استرالیا شدهاند تا برای گفتوگوی سالانه امنیتی امریکا و استرالیا با کوین راد و استفان اسمیت، وزرای خارجه و دفاع استرالیا، دیدار و گفتوگو کنند. به این مجموع سفرها باید سفر گیتس به ویتنام در 20 اکتبر را اضافه کرد که برای شرکت در نشست وزیران دفاع آ سه آن انجام شده بود. در نگاه اول به این مجموعه سفرها معلوم میشود که مقامات ارشد امریکا به این وسیله اهمیت آسیا و به ویژه شرق این منطقه در سیاست خارجی خود را نشان دادهاند، نکتهای که مقامات امریکایی نیز به آن اقرار کردهاند و بن رودز، معاون مشاور امنیت ملی در امور ارتباطات راهبردی، در این زمینه گفته:«آسیا در مرکز سیاست خارجی ایالات متحده قرار دارد زیرا این قاره در زمینه نیاز به متوازن ساختن رشد جهانی از طریق صادرات ایالات متحده برای رونق اقتصادی مردم امریکا اهمیتی بنیادین دارد.»
آسیا، عرصه اصلی حضور امریکا
دو نکته اصلی در این سخن رودز میتوان یافت که نشانههای این دو نکته در جریان این سفرها به خوبی روشن است و حتی در خلال سخنان مقامات ارشد امریکایی نیز اشاراتی در این زمینه شده است. دو نکته مزبور عبارتند از مسئله رشد جهانی کشورهای آسیایی و ارتباط آن با اقتصاد امریکا به عنوان راهبردیترین مسئله برای این کشور. در خلال یکی دو دهه گذشته برخی از کشورهای قاره کهن از چنان رشد اقتصادی برخوردار شدند که نه تنها به لحاظ منطقهای، بلکه حتی در سطح بینالمللی نیز از مدعیان تراز اول اقتصادی شدهاند. کشور چین در این میان از وضعیت کاملاً ویژهای برخوردار است زیرا در حال حاضر مبدل به چنان قطب اقتصادی شده که حتی کشورهای قدرتمند اقتصادی همانند آلمان یا فرانسه امید آن را دارند تا با بالا بردن ارتباط اقتصادی خود با آن کشور به نحوی بتوانند راه مفری از بحران مالی پیدا کنند. سفر آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، به چین در 15 جولای سال جاری و سفر 3 نوامبر هوجین تائو، رئیس جمهور چین، به فرانسه و انعقاد قراردادهای کلان اقتصادی در جریان این سفرها نشانههایی روشن و واضح از این مدعاست. در واقع، چین با حجم اقتصادی ۷٬۰۴۳٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلاری دومین مقام اقتصادی جهان بعد از امریکا را به خود اختصاص داده که حتی بسیاری از تحلیلگران اقتصادی معتقدند این کشور در سالهایی نه چندان دور خواهد توانست با پشت سر گذاشتن امریکا به اولین مقام اقتصادی جهان دست بیابد.
روشن است که چین با این رشد اقتصادی و به خصوص با تحقق پیشبینی تحلیلگران در چند سال آینده، اصلیترین تهدید برای موقعیت بینالمللی امریکا محسوب میشود و همین امر نیز به صورت طبیعی واکنش امریکا را به دنبال دارد. از سخن رودز معلوم میشود که از منظر امریکا رشد جهانی ارتباط مستقیمی با موقعیت اقتصادی امریکا دارد به گونهای که در این معادله دو صورت متصور است؛ نخست وضعیتی که بین این دو وجه تعادل مورد نظر امریکا وجود داشته باشد و دوم وضعیتی که فاقد چنین تعادلی باشد. اگر صورت نخست به وجود بیاید به گفته رودز رونق اقتصادی امریکا به وجود خواهد آمد و صورت دوم به معنای تنزل اقتصادی و به دنبال آن سیاسی امریکا خواهد بود و به نظر میرسد که رشد فزاینده اقتصادی چین درست چنین وضعیتی را به وجود آورده است.
شبکه ضدچینی
امریکا برای پیشگیری از رشد بیشتر اقتصاد چین و حتی پیش افتادن این کشور از هماکنون مجبور به یافتن راه چارهای شده و روشن است که تحرک اخیر مقامات ارشد امریکا در آسیا برای تامین چنین منظوری انجام شده است. با نگاهی به خط سیر سفر اوباما در این سفر 9 روزه از هند به اندونزی، کرهجنوبی و در نهایت ژاپن خطوط کلی این راه چاره معلوم میشود که در خود پیام روشنی را دارا است. این خط سیر کمربندی را نشان میدهد که درست به دور چین کشیده شده و اوباما در جریان پیمودن این خط سیر و انجام مذاکرات سیاسی همراه با انعقاد قراردادهای سنگین اقتصادی قصد دارد تا نقطهها و گرههای اصلی این کمربند را با منافع امریکا در تقابل با چین پیوند بزند. استفان کافمن، عضو هیئت تحریریه سایت وزارت خارجه امریکا، هدف از سفر اوباما را به این گونه توصیف کرده است؛ «تجدید حضور ایالات متحده در سراسر آسیا از طریق اتحادهای موجود و تعمیق مشارکت با قدرتهای در حال ظهور.» هند، اندونزی و کرهجنوبی قدرتهای نوظهور مورد نظر کافمن هستند که در کنار ژاپن به عنوان متحد سنتی امریکا میتوانند برای تجدید حضور امریکا در آسیا تاثیرگذار باشند و شبکه ضد چینی آن کشور را تضمین کنند. از سوی دیگر، گیتس چه در نشست ماه پیش وزیران دفاع آ سه آن در ویتنام و چه در گفتوگوی اخیر در ملبورن تلاش داشته تا زمینه امنیتی- نظامی چنین شبکهای را ایجاد کند. او طی این سفر از قصد امریکا در مورد حضور گسترده نظامی در آسیا سخن گفته و هرچند که در ظاهر سعی کرد وجه ضد چینی آن را کتمان کند اما همتای استرالیایی وی بر این نکته تأکید داشت زیرا اسمیت گفت:«ظهور چین در منطقه سریعتر و قدرتمندتر از آن چیزی است که پیشبینی میشد.» در واقع، امریکا قصد دارد تا در دو بعد اقتصادی و نظامی شبکهای گسترده از ژاپن تا هند را به دور چین ایجاد کند تا با استفاده از ظرفیتهای این شبکه بتواند جلوی پیشدستی چین را بگیرد و به این وسیله این کشور را در کنترل خود نگه دارد.