
ایزد مهرآفرین- بعضی از اتفاقات در زندگی ما انسانها شاید فقط برای یک بار پیش بیاید و بس.
کمی از قوه تخیلتان بهره ببرید و مثلاً فکر کنید شخصی در یک صبح دل انگیز پاییزی از خواب بیدار میشود و بعد از شستن دست و صورتش و بدون خداحافظی با اهل و عیالش از خانه خارج میشود و بعد به یکباره سر از شهر و دیاری درمی آورد که فرسخها فرسخ با خانه و کاشانهاش فاصله دارد. اشتباه نکنید، این شخص نه بلیت مسافرتی در جیبش داشته و نه هواپیما و جت شخصی. و نه عارفی بوده که طی طریقت کرده باشد. یا کسی بوده که حضرت عزراییل قرار بوده در هند ملاقاتش کند. اگر فکر میکنید این طرح یک فیلم علمی تخیلی یا سفر در زمان است، اشتباه میکنید. این حکایت شخصی است که بدون داشتن هیچ گونه پاسپورت یا ویزایی سر از «مدینهالنبی» در آورده است در ایام حج و همین یکی دو روز پیش، اصل خبر این جمله معروف را به یاد میآورد که «واقعاً انسان باید طلبیده شود تا قدم در راه یارنهد». ظاهراً این انسان خوشبخت و خوش طلب بدون هیچ گونه برنامهریزی قبلی به طوری که انگار به او الهام شده باشد که باید به این سفر برود، راهی این سفر شده و از همه موانع و گیتهای حفاظتی رد شده و سوار بر صندلی عشق به سوی خدا پرواز کرده است. به جایی که خیلی از ما آرزوی رفتنش را داریم. بیشک این اتفاق نادر برای هر کسی و در هر زمانی روی نمیدهد.
ظاهراً در مدینه شرطههای سعودی این شخص را دستگیر کردهاند و به مسئولان ایرانی تحویل دادهاند. مسئولان ایرانی هم که احتمالاً مثل من و شما از این اتفاق رخ داده شوکه شدهاند لختی تأملی کرده و دریافتهاند که حکایت زیارت این شخص حکایتی غریب است. دیدهاند که ناگوار خواهد بود اگر برخوردی قهرآمیز با این شخص داشته باشند و گفتهاند: برو که همان کسی که تو را تا به اینجا رسانده در بقیه راه هم با تو خواهد بود.
حاصل از این مقدمه چینی و گفتن این خبر اشاره به یک نکته بود. در خبرها آمده بود که بعد از اینکه همه جهان عملیات نجات معدنچیان شیلیایی را به صورت زنده از شبکههای مختلف جهانی دیدند و بعد از آنکه کلی فیلمساز و نویسنده، فیلم گرفتند و نوشتند از آنچه بر این معدنچیان افتاده است، ظاهراً قرار است که فیلم سینمایی این 33 معدنچی را هم با شرکت استیون سودربرگ کارگردان شناخته شده در مقام بازیگر بسازند.
بیشک اتفاق رخ داده برای این زائر اگر به اندازه نجات معدنچیان مهم و جهانی نباشد ولی حداقلش برای ما مسلمانان رخداد قابل توجهی است. در ایامی که جشنواره مستند سینما حقیقت در کشور برپاست چه خوب میشد و میشود اگر که دوربینهایمان را روی این آدم زوم میکردیم تا ثبت کنیم احوال کسی را که حکایت غریبی دارد و نشان دهیم که هنوز هم اتفاقاتی در عصر اینترنت و ماهواره میافتد که فقط باید از دیدن و شنیدنش عبرت گرفت و در تأمل رفت، چراکه بیشک فقط ذات مقدس اوست که همیشه نظارهگر ماست و دوربینش هیچگاه خاموش نخواهد شد.
و یک سؤال: آیا دوربین به دستهای سیما در مدینه و سپس مناسک مکه و فیلمبرداران سایت لبیک و بعثه رهبری اکنون این زائر ویژه را با دوربینشان تعقیب میکنند؟ اگر تعقیب نمیکنند باید افسوس خورد به سوژهای مستند که در سرزمین وحی میچرخد و ما غافلیم.