بر اساس پیشنهادها و گفتوگوهای انجام شده قرار است مذاکره بین جمهوری اسلامی ایران و گروه موسوم به 1+5 (پنج کشور عضو دائم شورای امنیت به همراه آلمان) پس از حدود یکسال وقفه درهمین ماه آغاز شود. سوخت دور آخر مذاکرات در اکتبر سال 2009 انجام شد که طی آن قرار شد ایران سوخت اورانیوم با غنای پایین تولیدی خود (5/3 درصد) را به روسیه ارسال کند و سپس میلههای سوخت خود برای راکتور تحقیقاتی تهران را که برای مصارف پزشکی رادیو دارو تولید میکند، از فرانسه دریافت کند. اما سه مسئله باعث شد تا این توافق به نتیجه نهایی نرسد. ابتدا اینکه دیوار اعتماد بین تهران و مسکو بسیار کوتاه است. بنابراین باور این موضوع که ایران میتواند حاصل سالها تلاش علمیاش را به کشوری بفرستد که در طول تاریخ نشان داده در مواقع حساس به تعهدات بینالمللیاش عمل نمیکند، بسیار سخت است. تحویل ندادن اس 300هایی که قرارداد آن بین طرفین در سال 2005 بسته شده تنها یک نمونه از آن است. مسئله دوم بیاعتمادی به فرانسه است. تجربه فعالیتهای هستهای ایران و فرانسه نیز گویای این مسئله است که با خروج سوخت ایران نمیتوان به راحتی به بازگشت آن امیدوار بود. اما مسئله سوم به تمایل نداشتن برخی از اعضای مذاکرهکننده برای حل شدن چالش هستهای بین ایران و غرب اشاره کرد. در این میان انگلیس و اسرائیل بزرگترین نقش را بازی میکنند زیرا هیچ تمایلی برای به نتیجه رساندن مذاکرات ندارند. این دو فقط دو راه حل را مورد توجه قرار میدهند. اول: تعلیق تمام فعالیتهای هستهای، همانگونه که در سال 2003 رخ داد. دوم:حمله نظامی برای جلوگیری از ساخت به اصطلاح سلاح هستهای. رابرت کوپر که از دوران خاویر سولانا معاونت سیاست خارجی اتحادیه اروپا را بر عهده داشت و این سمت را در دوران کاترین اشتون نیز در اختیار دارد بزرگترین حامی این راه حلهای پیشنهادی است. وی از نزدیکان جان ساورز، رئیس سازمان امنیت خارجی انگلیس (MI6) است. ساورز مهمترین مهرهای است که از انتشار گزارش نهادهای اطلاعاتی امریکا درباره فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کرده است. در گزارش سال 2007 اشاره شده بود که ایران از سال 2003 هیچ گامی به سمت تسلیحات هستهای برنداشته است. ساورز بسیار علاقهمند بود تا در گزارش سال 2010، گزارش 2007 نقض شده و در آن گفته شود که ایران به فکر ساخت سلاح هستهای است اما از آنجا که گزارش اخیر به گونهای تأیید گزارش قبلی بود از انتشار آن جلوگیری کرد. بر این اساس بسیاری معتقد هستند که رابرت کوپر علاقهمندیهای رئیس سازمان امنیت خارجی انگلیس را در اتحادیه اروپا دنبال میکند.تحریمها اهداف هستهای غرب را برآورده نکردگذشته از این موضوع مذاکرات جدید هستهای طی روزهای آینده آغاز خواهد شد. غرب بسیار علاقهمند بود تا تصویب قطعنامه 1929 به قدری به ایران فشار بیاورد تا تهران یا از پذیرش مذاکرات عقبنشینی کند یا اینکه در صورت پذیرفتن ادامه مذاکرات در جایگاه ضعف قرار بگیرد. این در حالی است که چنین اتفاقی رخ نداده است بلکه تهران رسماً از ادامه مذاکرات استقبال و حتی بر سر مواضع پیشین خود مبنی بر عدالت محور بودن آن تأکید کرده است. بسیاری از مقامات و رسانههای غربی نیز به این مسئله اقرار کردهاند که فلسفه وجودی تحریمها علیه ایران که مدتها روی آن کار شده و به آن امید بسته بودند، نتیجه مطلوبی نداده است زیرا جمهوری اسلامی ایران بر سر مواضع پیشین خود است.مجله تایم چندی پیش طی گزارشی نوشت که تحریمهای شدیدتر امریکا و اروپا علیه ایران ممکن است نتیجه معکوس داده و به اقتصاد امریکا آسیب برساند. این مسئله به این معناست که ایران دوستانی دارد که میتوانند در چنین مواقعی کمک باشند. اگر آنها نیز منافع خود را دنبال میکنند اما در این میان اقتصاد ایران را نیز پویا نگه میدارند. بنابراین جمهوری اسلامی سرگرم تحکیم روابط خود با کشورهای آسیایی است که تشنه برقرار کردن رابطه با یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان هستند و برای پر کردن قراردادهایی رقابت میکنند که شرکتهای غربی آنها را رها کردهاند. تایم همچنین نوشت حتی نزدیکترین متحدان امریکا در اروپا نیز روابط خود را با ایران کاملاً قطع نکردهاند و اجازه میدهند این کشور به تجارت نفت و گاز خود ادامه دهد. فیلیپ واست سردبیر بولتن خبری اطلاعات آنلاین که قراردادهای انرژی را نظارت میکند گفته بود که چینیها و مالزیاییها سرگرم خرید نفت ایران و فروش مجدد آن هستند. در واقع بسیاری از تحریمهای شدید علیه ایران تحریم خود امریکاست.شرکتهای انرژی فرانسوی، ایتالیایی، نروژی و اسپانیایی همگی قراردادهای طولانی با ایران داشتهاند. البته این قراردادها در سالهای گذشته به تدریج کاهش یافته است. حتی سخنگوی کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا چند روز پیش به روزنامه وال استریت ژورنال گفت تحریمهای جدید اتحادیه اروپا ممکن است به بسته شدن طرح میدان گازی رام بریتیش پترولیوم در دریای شمالی اسکاتلند منجر شود که این شرکت مشترکاً با شرکت نفت ایران آن را دنبال میکرد.