
«آن زمانها اعتبار و احترام خانواده دختر و پسر خیلی مطرح بود و زیاد پیش میآمد که دختر و پسری تا سر سفره عقد همدیگر را نمیدیدند و فقط به دلیل اینکه خانوادهها همدیگر را میشناختند بدون هیچ مخالفتی با هم ازدواج میکردند. عروس خانم جانماز، سفره ترمه، کیسه چای، برنج، قند، قابلمه و دیگ مسی جهیزیه میآورد و آقا داماد هم از فردای روز عروسی وردست پدرش به کسب و کار مشغول میشد و از همه مهمتر تا مدتها بدون هیچ مشکلی در خانه پدر و مادر داماد یا حتی عروس با خوشی و صمیمیت زندگی میکردند و...» شاید حالا دیگر شنیدن این خاطرات پدربزرگها و مادربزرگها از رسم و رسوم ازدواج در زمانهای قدیم برای خندیدن و سرگرم شدن خالی از لطف نباشد البته اگر حال و حوصله و وقتی در کار باشد. برعکس آن سالها، دیگر خبری از استفاده از این تجربهها و آویزه گوش کردن و آسان گرفتن ازدواج و این جور چیزها نیست البته اگر ازدواجی در کار باشد! چرا؟ احتمالاً شما که میپرسید چرا تا به حال گذرتان به بنگاههای معاملات ملکی، تالارهای عروسی، بورس فروش جهیزیه و جواهرفروشی و اینها نیفتاده و کلاً هم تو نخ بازار کار نیستید وگرنه اینکه پرسیدن ندارد! کافی است تنها چند دقیقه پای درد دل چند جوان دمبخت یا حتی تازهعروس و دامادها بنشینید تا دستتان بیاید که چرا با وجود تمام کارهایی که تا حالا انجام شده از پرداخت کمک هزینه ازدواج و بچهدار شدن گرفته تا مسکن مهر و غیرمهر و دهها کار دیگر که مسئولان خودشان را به آب و آتش زدهاند تا جوانها را بفرستند سر خانه و زندگیشان هنوز هم ازدواج برای خیلیها فقط یک رؤیای دستنیافتنی است.
ازدواج پایین، طلاق بالاامروز روز ملی ازدواج است. روزی که از مدتها قبل برای آن برنامهریزیهای زیادی شده تا شاید دوباره نبض ازدواج آنچنان که باید در جامعه تپیدن بگیرد. آمارها نشان میدهد طی سالهای اخیر رشد ازدواج در کشور سیر نزولی داشته و در کنار آن بالا رفتن آمار طلاق و سن ازدواج نیز در این امر بیتأثیر نبوده است. اگرچه به تازگی مسئولان به دنبال راهکارهایی برای این بحران اجتماعی یعنی ازدواجزدگی هستند، اما به نظر میرسد سرعت و همتی که در دستگاههای متولی برای افزایش ازدواج وجود دارد با سرعت آمارهای طلاق برابری نمیکند و این موضوعی است که تاکنون توجه چندانی به آن نشده است. به نظر کارشناسان، دلایل مختلفی مانند انتظارات نامعقول، چشم و همچشمی، تحصیلات، مادیات، عدم شناخت کافی، مشکلات مالی برای شروع زندگی و خودمحوری از جمله موانع پیشروی ازدواج است که نه تنها ازدواج را به تأخیر میاندازد بلکه حتی بسیاری از ازدواجها را هم به طلاق ختم میکند، بنابراین شاید بهتر باشد در کنار ترغیب و تشویق جوانان به ازدواج، اقدامات اجرایی و فرهنگسازیهای عمیقتری برای حل معضلات پیشروی ازدواج صورت گیرد، به عبارت دیگر باید با همفکری و همکاری مسئولان فرصتهایی برای ازدواجهای پایدار و بدون طلاق ایجاد شود، نه اینکه صرفاً به تبلیغ و ترویج این موضوع که ازدواج امر پسندیدهای است، بسنده کرد!تحصیلات بهتر است یا شوهر؟افزایش سن ازدواج امروز یکی از مهمترین بحرانهای اجتماعی است که هم گریبانگیر دختران شده و هم پسران. چندی پیش مدیر اجرایی صندوق جمعیت ملل متحد از اینکه سن ازدواج دختران در دنیا بالا رفته است، ابراز نگرانی کرد و گفت: «آمارها و اطلاعات نشان میدهد که دختران زمان ازدواج خود را به تأخیر میاندازند و متأسفانه در بعضی کشورها مسائل مربوط به زنان و دختران جدی گرفته نمیشود. در حالی که این مسئله بعدها میتواند مشکلاتی را برای جامعه به وجود بیاورد، بنابراین نباید به استناد دلایلی مثل علاقه به تحصیل یا فعالیتهای اجتماعی، بالا رفتن سن ازدواج دختران را توجیه کرد بلکه باید به نقش باورهای فرهنگی، سلطهاندیشههای مردسالارانه، مسائل و مشکلات اقتصادی برای تشکیل خانواده، بیتوجهی به حقوق زنان در جامعه و خانواده و همینطور مشکلات و مسائلی که زنها از نظر حقوقی و قضایی با آن روبهرو هستند و میتواند عاملی برای کاهش تمایل آنها به ازدواج و در نتیجه بالا رفتن سن ازدواج باشد به دقت توجه کرد و برای رفع این مشکلات چارهای اندیشید.»اما گذشته از آمار و ارقام، نظرات و طرز تفکر دختران هم در بالا رفتن سن ازدواج بیتأثیر نبوده مثل: «خب معلومه که الان مثل زمانهای قدیم نیست که تا مهر دیپلم دختر خشک نشده شوهرش میدادند. حالا دیگه فوقلیسانس و دکترا حداقل مدرک تحصیلیه که هر دختری حق داره داشته باشه، گذشته از این تو این دوره زمونه تحصیلات خیلی بهتر از شوهره!» یا اینکه: «مردها به دنبال زن یا شریک زندگی نمیگردند، دنبال یک کنیزاند که بشوره و بپزه، تازه اگه خیلی روشنفکر باشه اجازه بده آدم بره سرکار از صبح تا شب جون بکنه بیاره دو دستی تقدیم آقا کنه. اصلاً مردها به جز دردسر و آقا بالاسر بودن هیچ چیز دیگهای ندارن.» یا اگه کمی ملایمتر و رمانتیکتر فکر کنند: «مشکل اصلی، ازدواج نیست، اینکه کیس ایدهآل پیدا نمیشه، هر کسی یه جای کارش میلنگه یا تحصیلات دارن پول ندارن، یا پول دارن اخلاق ندارن یا همه رو دارن قیافه ندارن. خلاصه اگه یه آدم ایدهآل پیدا بشه که همه ویژگیهای مدنظر رو داشته باشه، مگه آدم عقلش کمه که ازدواج نکنه؟»خلاصه که به نظر دخترخانمها بسیاری از موارد ازدواج حداقل فعلاً ایدهآل نیست و دوران مجردی به از جنگ و دعوای دوران متأهلی.گلپسر دیروز، خانه به دوش امروزبالا رفتن سن ازدواج و بالطبع کم شدن علاقه و انگیزه برای ازدواج تنها مشکل دختران نیست و اصلاً اگر خیلی عمیقتر به ماجرا نگاه کنیم، میتوانیم رد پای آن را در بالا رفتن سن ازدواج پسران ببینیم. به عبارت دیگر چون پسرها احساس میکنند تنها در صورتی میتوانند ازدواج کنند که همه شرایط لازم مثل تحصیلات، شغل، پایان خدمت و از همه مهمتر سرمایه را داشته باشند، در نتیجه برای رسیدن به تمام این شرایط حداقل باید 30 سالگی را رد کرده باشند و تازه این سن در صورتی است که تمام این مراحل طبق برنامه پیشبینی شده و بدون هیچ تأخیری عملی شده باشد. البته به غیر از این موضوع هم آقاپسرها برای ازدواج نکردن یا لااقل دیر ازدواج کردن برای خودشان دلایلی دارند، مثلاً: «آدمی که تا دیروز گلپسر بوده حالا یه دفعهای میشه خانه به دوش و یه تنه باید یه زندگیرو بچرخونه تازه کلی غرغر هم بشنوه به غیر از این هم باید مدام سؤال، جواب پس بده. با کی بودی؟ چرا با دوستات بودی؟ چرا دیر اومدی؟ چرا زود اومدی و خلاصه هزار تا مکافات دیگه.» بعضیها هم اصلاً به این مراحل فکر نمیکنند و مشکل اصلیشان از همان ابتدا و اندر خم برگزاری یک مراسم باقی میماند: «فقط اسمش اینه که ازدواج رو آسان بگیرید، اما با یه حساب سرانگشتی میفهمی که این ازدواج آسان که میگن کمکم برای یه شب عروسی 20، 30 میلیون هزینه رو دست داماد بدبخت میذاره. عروسخانمها هم که فقط ادای آدمهای متمدن رو درمیارند، اما از انتخاب سالن عروسی گرفته تا دسته گل عروسی همهاش باید مطابق آخرین مد روز و البته گرونتر از عروسی دوستشون باشه!» یا در حالت غمانگیزتر: « الان با این وضعیت تورم و خرج و مخارج آدم سه شیفت هم که کار کنه باز از پس هزینههای خودش به تنهایی برنمیاد چه برسه به اینکه تصمیم بگیره یه زندگی رو با هزار مکافات بچرخونه. به نظر من پسرها اول باید پولدار بشن بعد ازدواج کنند چون در غیر این صورت تمام وقتشون صرف کار کردن میشه و هیچ زمانی برای زن و زندگی باقی نمیمونه.»ترسها و بهانههاحالا با همه این مشکلات اگر احیاناً کسی توانست خودش را برای ازدواج آماده و همه مقدمات آن را هم فراهم کند شاید موانع دیگر سر راه پردردسر ازدواج سبز شود. موانعی که نه ربطی به مخارج و هزینههای زندگی دارد و نه تحصیلات و جایگاه اجتماعی. موانعی که روانشناسان از آن بهعنوان ترسها و بهانههای ازدواج یاد میکنند. دکتر زهرا علیخانی، روانشناس و مدرس دانشگاه در اینباره به «جوان»میگوید: «گریز برخی از جوانها نسبت به ازدواج به دلیل ترسها و ذهنیتهای منفی است که در ذهن آنها شکل گرفته است. حتی میتوان گفت این یک واقعیت اجتماعی بوده و میلیونها نفر در جهان وجود دارند که به دلایلی از ازدواج میترسند و حتی اگر دل بسته کسی هم باشند ترس از ازدواج اجازه نمیدهد برای تشکیل زندگی مشترک قدم جلو بگذارند.»این روانشناس در ادامه میافزاید: «البته بیشتر این افراد از خود ازدواج نمیترسند و هراس آنها بیشتر از مسائل حاشیهای و پیامدهای احتمالی ازدواج است. مثلاً ناتوانی در پذیرش مسئولیتهای زندگی مشترک، خیانت همسر، تجربههای تلخ از زندگی دوستان و آشنایان، جدایی پدر و مادر خودشان از یکدیگر و شکست در ازدواج، اما هیچکدام از این مسائل نباید و نمیتواند باعث شود که جوانها از ازدواج هراس داشته باشند و تا پایان عمر مجرد بمانند.»علیخانی همچنین تأکید میکند: «بهترین توصیه برای جوانانی که به دلیل ذهنیتهای مختلف از ازدواج میترسند، این است که دلایل ترسشان را به طور جدی بررسی و با مسائل پیشرو به طور منطقی برخورد کنند همچنین یکی دیگر از راههای مؤثر برای غلبه بر ترس از ازدواج مشاوره و مشورت با کارشناسان و افرادی است که تجربه زندگی موفق داشتهاند. گفتوگوی صریح با یک مشاور آگاه و حرفهای میتواند کمک کند که با اطمینان بیشتری راجع به ازدواج تصمیم گرفته شود.»خبرهای خوش هفته ازدواجبا پیگیریهای مستمر سازمان ملی جوانان و با دو سیاست کاهش طلاق و افزایش ازدواج روز 17 آبانماه برابر با اول ذیحجه بهعنوان روز ازدواج و خانواده نامگذاری شد و به تصویب شورای فرهنگ عمومی و شورای عالی فرهنگی نیز رسید. همچنین 17 الی 23 آبان هفته ازدواج نامگذاری شد.هفته ازدواج امسال پربارتر و همچنین خوشخبرتر از سالهای گذشته برای زوجهای جوان است، چون در این مدت تفاهمنامههای زیادی با سازمانها و وزارتخانههای مختلف به امضا رسیده است که برای زوجهای جوان به خصوص زوجهایی که در این مدت زندگی مشترکشان را آغاز میکنند، خالی از لطف نیست.مراکز مشاوره بسیاری با حمایت سازمان ملی جوانان در این مدت به زوجهای جوان مشاوره رایگان ارائه میدهد. وام ازدواج چه برای کارکنان دولت و چه عموم مردم افزایش یافته و واگذاری مسکن مهر به زوجهای جوان در برخی از استانها مانند سمنان آغاز شده است. راهاندازی شبکه فعالین ازدواج شفا، جشنهای ازدواج گروهی در تمام استانها، برپایی بازارچههای جهیزیه با قیمت مناسب و ویژه برنامه تقدیر و تجلیل از فعالان و خادمان امر ازدواج از دیگر برنامههای هفته ازدواج است. همچنین اقدامات فرهنگی بسیاری برای حمایت از بحث ازدواج صورت گرفته، مانند جشنواره ازدواج و رسانه، توجه ویژه به فیلمهای جشنواره فجر با موضوع ازدواج و حمایت از پایاننامههای دانشجویی با محوریت ازدواج و گذشته از آن در هفته ازدواج بنیاد ملی ازدواج به صورت رسمی افتتاح و پنج شبکه فعال ازدواج در قالب شبکه شفا راهاندازی میشود.روزبهروز لیست بلند بالای جهیزیه طولانیتر میشود و قیمت آرایشگاه، جواهرات، سالن و فیلمبرداری هم بیشتر و مدلهایشان جدیدتر از قبل، اما هنوز آمار ازدواج در نقطه نزولی درجا میزند و آمار طلاق افزایش مییابد و از شواهد هم پیداست اقدامات صورت گرفته مثل اینکه امروز هیچ حکم طلاقی صادر نمیشود و دهها اقدام دیگر کمکی به تغییر رقمهای این آمار نکرده است و شاید در این میان باز هم خالی از لطف نباشد که یادی از مادربزرگهایی کنیم که با دیگ و تشت مسی بدون سالن و فیلمبردار زیر سقف مشترک رفتند و با 10، 12تا بچه و نوه و نتیجه یک عمر زندگی مشترک پایدار را رقم زدند و جای تعجب و تأمل است که امروز با وجود تمام این اسباب پیشرفته خوشبختی، هنوز زندگیهای بسیاری، بدون شریک سپری میشود و ازدواج در رؤیای جوانان خاک میخورد!