
يك انقلاب ديگر اينبار در عرصه علوم پزشكي اتفاق افتاد. خبر توليد صنعتي بيوايمپلنتهاي چشمي براي اولينبار در جهان، خبري بود كه اهالي حوزه پزشكي از آن به عنوان انقلاب ملي ياد كردند.
دكتر بهرام عينالهي، مدير پروژه و مجري اين انقلاب علمي است. دكتر عينالهي متخصص چشم و فوقتخصص قرنيه است. اين استاد تمام دانشگاه شهيد بهشتي رئيس قطب چشمپزشكي اين بيمارستان نيز هست.
اين اولين پروژه تحقيقاتي دكتر عينالهي در زمينه درمان چشم نيست. وي از سال 87 در كنار شادروان دكتركاظمي، رئيس پژوهشگاه رويان كار روي سلولهاي بنيادي چشم را با هدف درمان چشم جانبازان شيميايي شروع كرد. رئيس شوراي مركزي بسيج جامعه پزشكي اولين كسي است كه كشت و پيوند سلولهاي بنيادي چشم را در كشورمان آغاز كرده و به نتيجه رسانده است. اين دانشمند و پژوهشگر كشورمان از آغاز انقلاب در عرصههاي گوناگون شانهبهشانه مردم و رهبري حركت كرده است. در دوران دفاع مقدس بهعنوان يك رزمنده پزشك در تمام عملياتها شركت كرده و پس از پايان جنگ با حضور در عرصههاي علم و دانش، دين خود را به اين ملت ادا كرده است. دكتر عينالهي براي طرح بيوايمپلنتهاي چشمي كه حاصل فعاليت يكساله اوست، هيچگونه هزينهاي دريافت نكرده و در ازاي اين كار شركت بينالمللي نسوج و بافت زنده سرمايهگذار اين طرح متعهد شده تا درصدي از سود حاصل از فروش اين بيوايمپلنتها را به كار پژوهشي اختصاص دهد.
در گفتوگويي صميمانه با اين دانشمند نخبه كشورمان بخشهايي از فعاليتها و پژوهشهاي وي را از زبان خودش به تصوير كشيدهايم.
شما در كنار فعاليتهاي پژوهشي و تدريس در دانشگاه، چه فعاليتهاي اجرايي داشتهايد؟من فعاليتهاي مختلف اجرايي داشتهام. معاون درمان بهداري كل سپاه در سال 63 رياست ستاد مجروحان، مصدومان جنگ تا پايان سال 67، مسئوليت ستاد اعزام مجروحان به خارج از كشور، مسئوليت نظارت و ارزشيابي حوزه معاونت آموزشي وزارت بهداشت، دبير شوراي گسترش دانشگاههاي كشور در حوزه آموزش، دبير شوراي آموزش پزشكي تخصصي و در نهايت معاون آموزش وزارت بهداشت در زمان وزارت دكتر باقريلنكراني از جمله مسئوليتهاي من بوده است.
به نظر شما چرا از طرح بيوايمپلنتهاي چشمي بهعنوان يك انقلاب ياد ميشود؟در درمان بيماران روشهاي مختلفي وجود دارد كه يكي از آنها روش درمان بدون دارو است. اين روش جزو روشهاي جديد در درمان بدون دارو است. چيزي شبيه به درمان با سلولهاي بنيادي، در بيوايمپلنتها نيز از مواد زنده سازگار با نسج براي درمان استفاده ميشود. جنس اين بيوايمپلنتها از پرده آمينوتيكي است كه خاصيت ضدالتهاب داشته و سبب ميشود تا زخمهاي قرنيه به سرعت جوش بخورد و ما در اين طرح پرده آمينوتيكي را به كمك يك حلقه كريل و بدون جراحي و بخيه در مدت زمان دو دقيقه روي چشم قرار ميدهيم. جنس اين حلقه در داخل از آلياژ فلزي سازگار با نسج و در خارج از يك نوع پليمر است در واقع يك نوع لنز حياتي ساخته شد. كه اين كار براي اولين بار در دنيا انجام شد و ايران اولين كشوري است كه توانسته اين بيوايمپلنتها را به توليد انبوه برساند.
دانش توليد بيوايمپلنتها خيلي جديد نيست و چيزي حدود 30-20سال از عمر آن ميگذرد چه چيز اين طرح، انقلابي و جديد بوده است؟در بحث بيوايمپلنتها ما دو بخش داريم، يكي خود بيوايمپلنت و ديگري چگونگي به كارگيري و استفاده از اين بيوايمپلنتها. روشي را كه من روي آن كار كردم نحوه استفاده از بيوايمپلنتهاست به گونهاي كه بتوانيم بدون عمل جراحي از آنها استفاده كنيم. در حال حاضر ما ميتوانيم در يك روش درمانگاهي اين بيوايمپلنتها را در چشم بيماران قرار دهيم، ولي در گذشته بايد براي اين كار عمل جراحي صورت ميگرفت. همچنين اينكه اندازه اين حلقه چقدر باشد، چگونه براي چشم قابل تحمل باشد و جنس آن از چه باشد كار بسيار سخت و مهمي بود كه انجام شد. اين بخش از كار، جديد و در انحصار ايران است. من در مطالعات قبليام فقط دو مقاله در اين خصوص ديدم. يك مقاله كه پژوهش يك پروفسور امريكايي بود و او از حلقهاي از جنس فلز استفاده كرده بود كه حسن اين كار خم نشدن و مقاومت فلز است اما از طرف ديگر به خاطر جنس فلزي حلقه تحملش براي بيمار سخت بود. در تجربهاي هم كه آلمانيها داشتند از حلقههاي نرم پليمري استفاده شده بود كه آن هم به درستي روي چشم قرار نميگرفت. من اين دو را با يكديگر تلفيق كردم و حاصل آن بيوايمپلنتهايي شد كه لبههاي نرم پليمري و حلقه سخت فلزي دارد. اين كار براي اولين بار در دنيا انجام شد.
شما در بحث سلولهاي بنيادي چشمي هم پژوهشهايي داشتهايد، انگيزه اين پژوهشها چه بود و چه كارهايي را در اين رابطه انجام داديد؟ما نزديك به 40 هزار نفر جانباز شيميايي در كشور داريم كه تعداد زيادي از آنها به دليل از بين رفتن سلولهاي بنيادي چشمهايشان مشكل دارند. من در سال 78 پيوند سلولهاي بنيادي چشم را آغاز كردم. در آن زمان ما از سلولهاي بنيادي اقوام درجه يك جانبازان به چشم آنها پيوند ميزديم. اما از سال 82 من به مرحوم دكتر كاظمي پيشنهاد دادم تا سلولهاي بنيادي چشم را كشت بدهيم. اين طرح دو سال طول كشيد و در ابتداي كار براي انجام آن مقاومتهاي زيادي صورت گرفت به گونهاي كه من اولين جراحي پيوند سلولهاي بنيادي را در بيمارستان بقيهالله انجام دادم و در فضاي دانشگاه خودمان اين را نپذيرفتند و درباره بيوايمپلنتها هم چنين فضايي در حال شكلگيري است.
درباره مقاومتهايي كه در برابر پيوند سلولهاي بنيادي چشمي و حالا بيوايمپلنتهاي چشمي وجود دارد صحبت كرديد، اين مقاومتها از سوي چه كساني است و دليل آن چيست؟معمولاً وقتي يك كار علمي جديد انجام ميشود تا زماني كه سيستم سنتي بخواهد به سيستم جديد تبديل شود يك مقاومتهايي به وجود ميآيد تا سيستم جديد مورد قبول قرار بگيرد از طرف ديگر متأسفانه ما در دانشگاهها عادت كردهايم هركاري را كه انجام ميدهيم بايد يك خارجي آن را تجربه كرده باشد. كارهاي دانشگاهي ما عمدتاً كارهاي تقليدي است. اما در دوران دفاع مقدس اين روحيه حاكم نبود و كارهاي عظيمي مانند پل خيبر يا پل بعثت كاملاً ابتكاري بود و براي اولين بار بود كه انجام ميشد. در زمينه پزشكي و درمان جانبازان شيميايي نيز ما هيچ تجربهاي نداشتيم و براي اولين بار بود كه با اين نوع آسيب مواجه ميشديم، اما درمانهايي را انجام داديم كه در دنيا بينظير بود.
با توجه به اينكه درمان بيماران آسيبديده از بمباران شيميايي در دروس شما گنجانده نشده بود چگونه اين كار را انجام ميداديد؟بچههاي ما در گروههاي مختلف به صورت محرمانه به كتابخانههاي اروپا و كشورهاي مختلف ميرفتند و مطالب را جستوجو و مستند سازي ميكردند. همينطور كه جنگ پيش مي رفت ما هم آخرين درمانها را به دست ميآورديم.
فكر ميكنيد مقاومت ما در برابر اين پروژه تا كجا پيش برود؟من مطمئن هستم اين پروژه خيلي زود در محافل علمي كشور ما براي خودش جا باز ميكند زيرا يك كار بينظيري است كه جواب داده و آثار مثبت زيادي دارد. ما ميتوانستيم اين پروژه را خيلي پيچيده طراحي كنيم تا فقط خودمان بتوانيم آن را انجام دهيم. ولي آن را به سادهترين شكل ممكن تبديل كرديم تا براي همه قابل استفاده باشد و رضاي خداوند مد نظرمان بود. اين مقاومتها در واقع به نوعي خود باختگي است كه در برخي از دانشمندان ما وجود دارد كه خودشان را الينه غرب كردهاند و فكر ميكنند همه چيز بايد از غرب به آنها برسد.
چرا زودتر اين ايده را پياده نكرديد؟من قبل از اين به شدت درگير كارهاي اجرايي بودم و در حوزه معاونت آموزش وزارت بهداشت كارهاي گستردهاي انجام شد كه همه انرژي و فعاليت من در كارهاي مربوط به آن حوزه صرف ميشد.
مهمترين مشكلات شما در اين كار چه بود؟مشكل خاصي نداشتيم و فقط پيدا كردن بيماراني كه اين درمان برايشان امكانپذير باشد سخت بود.
آيا اين كار با موافقت خود بيماران انجام ميشد؟بله، البته چيز مضري نبود و مريضها خوشحال هم ميشدند چون به جاي عمل جراحي در يك روش درمانگاهي كار انجام ميشد.
آيا در حال حاضر آمادگي صادرات اين بيوايمپلنتها به ساير كشورها را داريم و آيا تقاضايي در اين رابطه داشتهايم؟يكي از نگرانيهاي ما اين است كه اين فكر را كشورهاي ديگر از ما ندزدند ما در حال حاضر كاملاً براي صادرات آمادگي داريم. من مقالهاي را به كنگره اروپا فرستادم و آنها اين مقاله را پذيرفتهاند و قرار است در بهمن ماه اين مقاله را در كنگره چشم پزشكي در تركيه ارائه كنم.
جايگاه ايران در دنيا از نظر دانش چشمپزشكي چگونه است؟ما رشته چشم پزشكي را در كشورمان در رديف رشتههايي قرار ميدهيم كه هم سطح اروپا و امريكاست كه اين را مديون دكتر سجادي، بنيانگذار چشم پزشكي نوين در ايران هستيم.
آيا دنيا اين جايگاه را قبول دارد؟بله، بسياري از دانشمندان خارجي كه به ايران ميآيند و سطح علمي ايران را در اين رشته ميبينند تعجب ميكنند.
به نظر شما به عنوان يك پزشكي كه در دوران دفاع مقدس هم فعال بودهايد، پزشكي امروز با دوران دفاع مقدس چقدر فرق كرده است؟در دوران جنگ ما مشكلات زيادي را در زمينه پزشكي داشتيم و با كمبود شديد پزشك مواجه بوديم. من خودم در سالهاي 63-62 با وجودي كه دانشجو بودم به دليل كمبود پزشك مجبور بودم به عنوان پزشك در جبههها فعاليت كنم.اما در مقابل اين بچهها در آن دوران واقعاً فداكار و ايثارگر بودند. روحيه ايثارگري در جامعه پزشكي آن دوران خيلي زياد بود.الان هم از نظر كميت و كيفيت رشد زيادي داشتهايم و جالب اين است كه تمام بچههايي كه در جنگ فعال بودند، امروز از جراحان و پزشكان موفق جامعه هستند و اين لطف خداست.
به نظر ميرسد جامعه امروز روحيه ايثارگري مانند دوران دفاع مقدس در پزشكان وجود ندارد، چرا؟خب، كلاً در همه بخشهاي جامعه روحيه ايثارگري كمرنگ شده، ولي اگر باز در چنين شرايطي قرار بگيريم من مطمئن هستم آن روحيه ايثارگري وجود دارد.
آقاي دكتر با توجه به روحيه شما به عنوان يك پزشك بسيجي و سابقه درخشاني كه در كارهاي اجرايي داشتهايد چرا مسئوليت اجرايي را كنار گذاشتيد؟من كار اجرايي را كنار نگذاشتم بلكه كنار گذاشته شدم.با آمدن دكتر وحيد دستجردي ايشان مرا صدا زدند و بنده را عزل كردند من به خود ايشان نيز گفتم من اينبار مسئوليت را كنار نگذاشتم و از اينكه شما بار مرا سبك كرديد از شما سپاسگزارم و با توجه به شرايط جديد فعاليتهاي خود را در بحث علمي - پژوهشي و بسيج جامعه پزشكي متمركز كردم.
شما عضو بسيج هم هستيد چقدر روحيه بسيجي در جامعه امروز وجود دارد؟بسيج يعني انقلاب و بسيجي كسي است كه به اسلام و انقلاب پايبند باشد، بسيج حيطههاي مختلفي پيدا ميكند و هر كس در حيطه كاري خودش متعهد باشد بسيجي است. افتخار من هم در عرصه پزشكي اين است كه از بنيانگذاران بسيج جامعه پزشكي بودم و همچنان در اين حوزه فعاليت ميكنم. ما در بسيج جامعه پزشكي اساتيد زيادي داريم كه در رشته خودشان جزو بهترينها هستند.
ميگويند پشت هر مرد موفق يك زن موفق وجود دارد. آيا اين در مورد شما هم صادق است؟بله، حتماً همسر من متخصص اطفال و فلوشيپ كليه اطفال است و در بيمارستان بقيهالله فعاليت دارد. وي در تمام مراحل مختلف هميشه كمك و پشتيبان من بوده است.
شما وضعيت كارهاي تحقيقاتي در ايران را چگونه ارزيابي ميكنيد؟بودجه كارهاي تحقيقاتي در كشور ما خيلي كم است. در كشورهاي ديگر شركتهاي تجهيزاتي واسطهگر نيستند و در كارهاي تحقيقاتي سرمايهگذاري ميكنند. اما در ايران اين شركتها عمدتاً واسطهگرند و شايد به خاطر ريسك آن كمتر در كارهاي تحقيقاتي سرمايهگذاري كنند.ما زماني ميتوانيم موفق باشيم كه دانشمندان ما با صنعت و بخشهاي خصوصي همكاري داشته و در كنار حمايتهاي دولت بتواند پروژهها را پيش ببرند. يك نكته ديگر اينكه تحقيقات فقط مقاله نوشتن نيست و زماني يك تحقيق ومقاله ارزش دارد كه تبديل به يك محصول شود.
جوانترين و مسنترين فرد گروه تحقيقاتي شما چند سالهاند؟جوانترين فرد ما حدود 37 سال و مسنترين آنها حدود 57 ساله است.
و صحبت پاياني...ما در جمهوري اسلامي ايران به بركت اسلام و رهبري از ظرفيت بالايي برخوردار هستيم كه لازم است نيروهاي دلسوز اين مملكت از اين فضا استفاده كنند. ما ميتوانيم در عرصه توليد علم حرف اول دنيا را بزنيم و به فرموده مقام معظم رهبري الگوي علمي دنيا باشيم.