
فریدون حسن
عابر بانک متمول را که حتماً به یاد دارید. بله جناب حسین هدایتی که این روزها برای نجات خود، و جواهرات خانوادگیاش دست به دامان علی پروین شده تا شاید به نحوی حلال خدا را که ریخت و پاش کرد برای جمعی مثلاً ستاره دوباره به کیسه برگرداند، قصه هدایتی رو به پایان است، جناب متمول آمد در فوتبال برای خود نامی دست و پا کرده و شاید وجههای میان هواداران پرشور کسب کند اما خب راه را اشتباه آمده بود و امروز شمارش معکوس رفتنش آغاز شده تا به قول خودش برود و حلال خدا را در جایی دیگر حیف و میل کند.
کم نیستند امثال هدایتیها که آرزو دارند از کنار ورزش به جایی برسند. نکته جالب هم اینجاست که نه بانک و نه بازار موبایل و نه برجسازی و نه ... هیچ کدام حلاوت و شیرینی حضور در عرصه ورزش را برایشان ندارد.
این روزها شخص دیگری از قماش حسین هدایتی که البته قبلاً نیز چند صباحی در ورزش آفتابی شده بود دوباره اظهار نظر میکند برای ورزش کشور و صدالبته راه عابر بانک را طی نمیکند.
علی انصاری که مدتی است بحث حضور دوبارهاش در استقلال شنیده میشود این بار برخلاف قبل که در تیم آبی پایتخت و فدراسیون دوچرخهسواری مجبور شد با شکست عطای ورزش را به لقایش ببخشد از راه مثلاً علمی وارد شده و شروع کرده به تهیه و چاپ یادداشتهای اقتصادی و ورزشی در جراید که امیدواریم به قلم خودش باشد تا از این طریق شاید معقولتر از گذشته وارد عالم ورزش شود.
انصاری اما در این راه هم همچون هم مسلک خود جناب هدایتی گریزی به مسائل اعتقادی زده تا با تحت تأثیر قرار دادن عواطف مذهبی مردم آنها را مجاب به لزوم حضورش درعرصه ورزش کشور کند و در این راه قنوت نمازهای پنج گانه را دستاویز خود قرار داده است که «دنیای خوب زمینهساز آخرت خوب است» اما فراموش کرده که منظور از این دنیای خوب نه جمعآوری مال و ثروت و اسکان در قصرهای بالاشهر که هدف فراهم کردن زاد و توشه آخرت است.
انصاری در قسمتی دیگر طعنهای هم به هدایتی میزند که باشگاهداری را با بنگاهداری اشتباه گرفته و به این ترتیب با تعریفی که به زعم خود از مدیریت ورزش ارائه میدهد میخواهد اینگونه القا کند که یک مدیر موفق ورزش است با اهداف و تعاریف از پیش تعیین شده. نکته قابل توجه در یادداشت انصاری انتقاد ریز او در غالب بازی با کلمات از مدیریت کنونی ورزشی کشور است، آنجا که میگوید در ایران امروز مدیریت ورزش در برخی مواقع به محیطی برای به کارگیری افرادی تبدیل شده که از عهده انجام اولین وظایف مدیریت در سایر بخشها برنمیآیند.»
طبیعی است که برای خواننده چنین القا شود که مدیران ورش ما در سایر بخشها شکست خورده و بعد از آن به اجبار وارد دنیای ورزش شدهاند و در این راه جای امثال انصاریها که از علم اقتصاد و مدیریت اشباع هستند را گرفته و تنگ کردهاند.
انصاری آرزو دارد فرزندان فردای این مرز و بوم دارای جسم و روح سالم و قوی باشند و برای رسیدن به این آرزویش ورزش اقتصادی را پیشنهاد میکند که البته نیازمند فهم اقتصادی است که خب به زعم خودش فقط دراختیار او و همفکرانش است که کم هم نیستند و توان اجرای اندیشههای او را دارند و اگر فرصت پیدا کنند برنامههای خود را به اجرا در میآورند.
از نگاه علی انصاری سهامدار عمده بانک تات، مالک بازار مبل و بازار موبایل ایران او وهمفکرانش حلقه مفقوده ورزش هستند که با پیدا شدنشان ورزش زمین خورده ایران جان تازهای میگیرد.
حسین هدایتی با تمام حلالهای خداییاش آمده مدتی ریخت و پاش کرد و حالا اگر پروین هم نتواند از پس استیل آذین برآید (که نمیآید)محکوم به رفتن است اما هنوز عابر بانک اول از سرویس خارج نشده، قرار است عابربانک دوم وارد شبکه شود، عابر بانکی که از اولی راه بلدتر و البته رندتر است، انصاری شاید مانند هدایتی از حلال خدا اینچنین بذل و بخشش نکند اما به طور حتم اهداف اقتصادیاش میچربد به نگاهی دلسوزانهای که مثلاً به ورزش این دیار دارد.