کد خبر: 420618
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۸
نگاهی به سناریوهای واشنگتن در حاشیه‌های مرزی ایران
موقعیت استراتژیک خلیج‌فارس باعث شده است که این منطقه همواره مورد مطالعه و دقت قدرت‌های بزرگ قرار بگیرد. البته یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت خلیج‌فارس وجود منابع وسیع نفت و گاز در این منطقه است که عموماً در اختیار کشورها و قدرت‌های کوچک قرار دارد. عاملی که باعث می‌شود قدرت‌های بزرگ بین‌المللی برای آن طرح‌ها و برنامه‌های بلند مدت داشته باشند.
خلیج‌فارس در 24 تا 30 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و 48 تا 56 درجه و 25 دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد که طول آن 615 مایل (هر مایل ۱۵۰۰ متر)، عریض‌‌ترین بخش آن 180 مایل و عمیق‌‌ترین نقطه آن با 90 متر در 15 کیلومتری تنب بزرگ قرار دارد. کم‌عمق‌‌ترین بخش خلیج‌فارس در غرب بین 10تا 30 متر است. مساحت خلیج‌فارس از دهانه تنگه هرمز در دریای عمان تا اروند رود در شرق حدود 251000 کیلومتر مربع است که پس از خلیج‌های مکزیک و هودسن، سومین خلیج بزرگ جهان به شمار می‌آید. خلیج‌فارس با میانگین ژرفای 50 متر، حدود 20 جزیره و تعدادی پشته‌های کوتاه و بلند زیردریایی به همراه 200 چشمه آب شیرین در کف و 25 چشمه کاملاً شیرین در سواحل خود دارد که از کوه‌های زاگرس در ایران سرچشمه می‌گیرند.
خلیج‌فارس جدای از اینکه بزرگ‌ترین منبع نفتی جهان است از منابع گازی وسیعی بهره می‌برد که در اختیار کشورهای ساحلی (ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی، قطر، بحرین، امارات متحده عربی و عمان) قرار دارد. از بین کشورهای منطقه به ترتیب ایران و عربستان از وسعت ساحلی بیشتری برخوردار هستند.
جدال واشنگتن و تل‌آویو با تهران
ایران از چند لحاظ دارای موقعیت برتری در خلیج‌فارس است که در اختیار داشتن تنگه هرمز و همچنین دارا بودن حدود 1200 کیلومتر طول ساحل از جمله آنهاست. حدود 60 درصد نفت جهان از طریق تنگه هرمز به بازارهای جهانی عرضه می‌شود. از بین کشورهای منطقه، ایران، عربستان، عراق، کویت، قطر و امارات عضو اوپک هستند که به عنوان یکی از عمده‌‌ترین سازمان تأمین‌کننده نفت جهان از اهمیت خاصی برخورداراند. کشورهای عضو اوپک خلیج‌فارس در سال 2009 روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت تولید کرده‌اند که بخش عمده آن از طریق تنگه هرمز به جهان صادر شد. (عربستان‌سعودی 055/8، ایران 726/3، عراق 425/2، امارات 256/2، کویت 263/2 و قطر ۷۷۶) عربستان تنها کشور حوزه خلیج‌فارس است که بخشی از نفت استخراجی خود را از این تنگه عبور می‌دهد، اما تنها راه کشورهای دیگر مثل عراق، کویت، قطر، بحرین و امارات همین تنگه است. اگر منابع گازی، مسائل تجاری، ظرفیت‌های توریستی و... به این مجموعه اضافه شود، وزن استراتژیک خلیج‌فارس و تنگه هرمز بیشتر به چشم می‌آید.
در این شرایط واشنگتن و تل‌آویو همواره در این تلاش بوده‌اند که موقعیت استراتژیک ایران را در منطقه کاهش دهند. به خصوص امریکا در 30 سال اخیر سعی کرده است با سیاست همه چیز در منطقه بدون ایران، اهمیت راهبردی جمهوری اسلامی را در برابر همسایگانش به صفر برساند. چنین سیاستی را در دریای خزر نیز می‌توان مشاهده کرد. با توجه به اینکه این دریا از منابع غنی نفت و گاز برخوردار است بسیاری از کارشناسان بر این اعتقاد هستند که خزر به لحاظ دارا بودن منابع گسترده انرژی، مستعد است پس از خلیج‌فارس به بزرگ‌‌ترین منبع تأمین‌کننده انرژی جهان تبدیل شود. این در حالی است که مخالفت‌های امریکا با ایران و همچنین همراهی عمده کشورهای حاشیه دریای خزر باعث شده تا تهران نتواند از آن بهره خاصی ببرد و در حالی که چهار کشور همسایه روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان با قراردادهای دو و سه‌جانبه مشغول استخراج و بهره‌برداری از منابع عظیم دریای خزر هستند ایران هنوز به دلیل عمق آب دریای خزر در قسمت‌های جنوبی نتوانسته در اقتصاد انرژی آن سهیم باشد، اما برخی از کشورهای منطقه با بستن قراردادهای متعدد اقتصادی و نظامی با کشورهای مختلف این شرایط را برای خود فراهم کرده‌اند.
نفوذ در منطقه با تبلیغات جنگی
امریکا با دست گذاشتن بر فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی که در حدود یک دهه تبدیل به چالش عمده بین دو کشور شده است، سعی در القای این هراس در کشورهای منطقه به خصوص در حوزه خلیج‌فارس و خاورمیانه عربی دارد که جمهوری اسلامی ایران به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای است. امریکایی‌ها همواره اعلام کرده‌اند که گزینه حمله نظامی روی میز کاخ سفید قرار دارد. در سال 2005، پس از آنکه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد که تهران احتمالاً به تعهدات خود در زمینه پادمان‌های پیمان منع گسترش هسته‌ای ان‌پی‌تی عمل نمی‌کند، واشنگتن فشارهای خود را افزایش داده و با استفاده از ابزار شورای امنیت سازمان ملل چهار قطعنامه تحریم علیه جمهوری اسلامی به تصویب رسانده است که آخرین مورد آن در ماه ژوئن سال‌جاری بود.
در واکنش به این رفتار سیاسی و تبلیغاتی امریکا، مقامات ایران نیز چندین‌بار اعلام کرده‌اند در صورت عملیاتی شدن تصمیم نظامی امریکا، جمهوری اسلامی توانایی دفاع از خود را دارد و این کار را با ابزارهای مختلف از جمله بستن تنگه هرمز در خلیج‌فارس انجام خواهد داد تا از این طریق اقتصاد وابسته به انرژی جهان دچار مشکل شود. بر همین اساس واشنگتن به همراه امارات متحده عربی طرحی ریخته‌اند که در چنین شرایطی ذخایر انرژی خلیج‌فارس را با استفاده از بنادر دبی و فجیره از مسیر دیگری به آب‌های آزاد منتقل کنند. امریکا با استفاده از شرایط موجود تاکنون نه تنها سعی کرده به لحاظ نظامی جایگاه خود را در منطقه خلیج‌فارس تحکیم بخشد بلکه تلاش کرده است با نفوذ در کشورهای منطقه جایگاه استراتژیک ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
البته نباید فراموش کرد که حمله نظامی به ایران تنها یک رویکرد سیاسی برای تغییر رفتار هسته‌ای ایران به صورت خاص و تغییر الگوی رفتاری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است، زیرا با ابزارهای بازدارندگی ملی و منطقه‌ای که جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده، تصور حمله نظامی تنها در تخیل و فیلم‌های اکشن هالیوودی امکانپذیر است.
اما به نظر می‌آید برخی از کشورهای منطقه علاقه‌مند هستند با همکاری امریکا لااقل مزیت‌های استراتژیک ایران را کاهش دهند و از این طریق می‌توانند بیشتر به امریکا نزدیک شوند. در سطح ملی اگر چه روسیه فعلاً از تحویل سامانه موشک دفاعی اس 300 به ایران سر باز می‌زند اما با بارگذاری سوخت هسته‌ای نیروگاه بوشهر از مردادماه و همچنین تزریق آن به قلب راکتور این نیروگاه در ماه جاری، یکی از بزرگ‌‌ترین عوامل بازدارنده ملی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم شده است. این عامل را باید در کنار دیگر عوامل بازدارنده همچون قدرت نظامی ایران مورد تحلیل قرار داد.
در سطح منطقه‌ای نیز می‌توان به تلاش‌های ایران برای ایجاد ترتیبات جدید منطقه‌ای و تأثیرگذاری بر موازنه‌ای موجود از طریق منطقه‌ای اشاره کرد که با سفر محمود احمدی‌نژاد، به یکی از کشورهای منطقه (لبنان) به نقطه اوج خود رسید. البته بسیاری از تحلیلگران مسائل ایران و منطقه معتقد هستند اگر رئیس‌جمهور ایران به هر یک از کشورهای منطقه سفر کند در صورتی با مردم تحت فشارهایشان قرار نگیرند از وی استقبال خواهند کرد. این مسئله‌ای است که فرید زکریا، سردبیر بخش بین‌الملل هفته‌نامه نیوزویک و از جمله مخالفان مطرح جمهوری اسلامی ایران به آن اذعان کرده است. علل استقبال از رئیس‌جمهور ایران در بین مردم منطقه این است که معتقد هستند جمهوری اسلامی ایران تنها حامی حقیقی مردم فلسطین است که در منطقه از مقاومت حمایت می‌کند.
فجیره خلیج‌فارس را امریکایی نمی‌کند
بندر فجیره در بخش شرقی تنگه هرمز به فاصله 60 کیلومتری از تردد مسیر اصلی کشتی‌هایی خلیج‌فارس واقع شده است که در صورت اتصال به دبی در بخش غربی امارات متحده عربی، این امکان را به دست می‌آورد که انرژی (نفت و گاز) کشورهای عربستان، قطر، کویت، بحرین، عراق و همچنین امارات را به آب‌های آزاد منتقل کند. در این صورت از موقعیت استراتژیک تنگه هرمز و همچنین اهمیت ژئوپلتیکی ایران کاسته خواهد شد. اگر چه خبرگزاری فرانسه از این راه با عنوان مسیری مطمئن و سریع یاد می‌کند اما این طرح با مشکلات متعددی مواجه است. همانگونه که اشاره شد جنگی بین ایران و امریکا صورت نخواهد گرفت تا تنگه هرمز بسته شود، بنابراین تنگه و همچنین ایران همواره اهمیت استراتژیک خود را حفظ خواهند کرد.
از این گذشته، فجیره از دو طریق می‌تواند مسیر انتقالی منابع انرژی خلیج‌فارس باشد. مسیر اول با حفر کانال 180 کیلومتری از غرب تا شرق امارات متحده عربی است که این کشور را به دو قسمت مجزا تبدیل می‌کند. این طرح بسیار زمانبر و هزینه‌بر خواهد بود، بنابراین کمتر برای آن برنامه‌ریزی می‌شود. مسیر دوم دو خط لوله نفت و گاز است که با نام «پروژ دلفین» از دبی به فجیره متصل می‌شود. در حال حاضر این طرح بیشتر مورد توجه امریکا و امارات قرار گرفته است حتی محمد بن دائن حمیلی، وزیر انرژی امارات گفته است این طرح که از بیابان‌های کشور عبور و دبی را به اقیانوس هند وصل می‌کند، ممکن است در سال‌جاری تکمیل شود. به گفته وی خط لوله دلفین با قطر 48 اینچ (هر اینچ معادل 4/2 سانتیمتر است، بنابراین قطر این خط لوله 2/115 سانتی متر خواهد بود) سه میلیارد و 300 میلیون دلار امریکا هزینه دارد و روزانه می‌تواند 5/1 میلیون بشکه نفت خلیج‌فارس را به آب‌های آزاد برساند.
اما این سناریو در حالتی اجرایی خواهد شد که تنگه هرمز بسته شود، زیرا با وجود این تنگه استفاده از خطوط لوله دلفین به صرفه نخواهد بود. براساس این سناریوی فرضی، عملیات انتقال انرژی ابتدا باید از طریق کشتی از آب‌های خلیج‌فارس به دبی رفته و از آنجا به لوله‌های نفت و گاز منتقل شود و سپس بار دیگر در بندر فجیره بارگیری شود که در قیمت انرژی منطقه تأثیر زیادی خواهد گذاشت، بنابراین از این طرح معمولاً با عنوان «طرح احتمالی» (contingency plans) یاد می‌شود که در صورت رخ دادن جنگ امریکا و اسرائیل با ایران انجام خواهد شد. به گفته خبرگزاری فرانسه کشورهایی همچون عربستان، کویت، قطر، بحرین، عراق و حتی امارات در صورت بسته بودن تنگه استراتژیک هرمز تمایل دارند که از این مسیر احتمالی استفاده کنند. با این حال، باید توجه داشت که پروژه دلفین می‌تواند وزن استراتژیک کشور امارات را به شکل چشمگیری بالا ببرد که کشورهای دیگر حاشیه خلیج‌فارس چندان تمایلی به آن ندارند، زیرا هر کدام از رژیم سیاسی و امنیتی خاصی در منطقه حمایت می‌کنند که موجب اختلاف بین آنها شده است. حتی اگر به گفته وزیر امور خارجه امارات این پروژه با موفقیت به اتمام برسد تنها یک مسیر اضطراری خواهد بود که در مواقع بحران از آن استفاده خواهد شد، نه به طور مداوم.
رژیم سیاسی- امنیتی خلیج‌فارس
در حال حاضر به دلیل اختلاف‌های گوناگون بین کشورهای منطقه هیچ رژیم امنیتی در حوزه خلیج‌فارس حاکم نیست، بنابراین این حوزه به لحاظ امنیتی از یک «وضعیت بی‌نظامی» رنج می‌برد. جمهوری اسلامی ایران در این شرایط معتقد است که کشورهای منطقه به دور از نفوذ و دخالت دادن قدرت‌های خارجی باید از «رژیم امنیت دسته جمعی» استفاده کنند. این نظر تنها به این دلیل که کشورهای حاشیه خلیج‌فارس فکر می‌کنند که در صورت اجرا شدن آن، ایران محور معادلات منطقه‌ای قرار می‌گیرد از پذیرش آن طفره می‌روند. همین موضوع سبب شده که بازیگران فرامنطقه‌ای به دنبال محوریت بخشیدن به کشورهای عرب با استفاده از ظرفیت‌های بین‌المللی باشند. در این میان عربستان‌سعودی علاقه زیادی از خود نشان می‌دهد که خود را به عنوان محور منطقه‌ای رژیم امنیتی حوزه خلیج‌فارس مطرح کند. این در حالی است که کشورهای قطر و عمان در یکسو و کشورهای امارات، بحرین و کویت در دیگر سو با آن مخالف هستند. دو کشور قطر و عمان نیز به دنبال این هستند که با حضور کشورهای قدرتمند در خلیج‌فارس، مسئولیت‌ها به طور مساوی بین همه کشورهای مختلف منطقه تقسیم شود. سه کشور بعدی نیز معتقد هستند امنیت منطقه باید به قدرت‌های فرامنطقه‌ای مثل ایالات متحده امریکا واگذار شود تا این قدرت به شکل نیابتی امنیت منطقه را تأمین کند. در این بین نباید از نقش متعادل‌کننده عراق چشم پوشید، کشوری که بعد از سال 2003، بر خلاف سناریوی امریکایی‌ها، بیشتر به سمت جمهوری اسلامی ایران متمایل شده است.
نتیجه
اختلافات نگرشی امریکا با جمهوری اسلامی ایران باعث شده کاخ سفید از تمامی ابزارهای موجود استفاده کند تا با دست گذاشتن بر جغرافیای سیاسی منطقه از موقعیت استراتژیک ایران به نفع همسایگان بکاهد. مخالفت امریکا با طرح‌هایی مثل خط لوله صلح، خط لوله ناباکو و همچنین خطوط نفت و گاز دبی- فجیره از جمله آنهاست، بنابراین امریکا از طریق سناریوهای مختلف سعی می‌کند ژئوپلتیک منطقه را تغییر و مزیت استراتژیک ایران را کاهش دهد. همزمان، واشنگتن در یک ابتکار گسترده، سعی کرده جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدید همسایگانش معرفی کند. راه انداختن بازی خلیج‌فارس یا خلیج عربی و همچنین ادعای امارات بر سر جزایر سه‌گانه نیز از همین زاویه قابل ارزیابی است. این بار امریکایی‌ها با طرح دلفین و میانبر زدن از تنگه هرمز سعی دارند تا ایران را از امتیاز تنگه هرمز حذف کنند اما نگاهی به ژئوپلتیک خلیج‌فارس نشان می‌دهد که این طرح تنها در تخیل امکانپذیر است و واقعیت از مسیر دیگری عبور می‌کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار