
با پیروزی نسبی جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر، امروز آنها علاوه بر حمله به سیاستهای داخلی و اقتصادی دموکراتها بهدنبال فشار بر سیاست خارجی اوباما هستند تا بدین وسیله علاوه بر کنترل دولت امریکا همزمان شرایط پیروزی را برای انتخابات ریاست جمهوری امریکا در 2012 برای خود حفظ کنند. اوباما که در ابتدا سیاست خارجی دو حزبی را به نمایش گذاشت، بهتدریج با تغییر اولویتها عملاً باقیمانده راه بوش را ادامه داد، لیکن حالا تمایز دموکراتها با جمهوریخواهان در سیاست خارجی خیلی برجسته نیست ولی جمهوریخواهان نیاز دارند تا سیاست خارجی دمکراتها را قفل کنند. معمولا جمهوریخواهان در حوزه سیاست خارجی سعی کردهاند فاصله مشخصی را با دموکراتها حفظ کنند. انگیزه این فاصله به چگونگی وامداری آنها با جریان سرمایهداری خصوصاَ جریان سرمایه صنعتی نظامی و بعضاً تجاری و مالی و خدمات بازمیگردد. بازگشت جریان ایدئولوژیک همچون جریان نومحافظهکاران را که در اندیشه بازسازی خود هستند نباید دست کم گرفت. نظرات برخی از اعضای این جریان در لایههای جمهوریخواه و حتی جنبش تی پارتی مشاهده میشود. در نگاه دموکراتها موضوع افغانستان و پاکستان، تعامل مرحلهای با روسیه در خلع سلاح و افغانستان و موضوع هستهای ایران؛ پیگیری مذاکرات صلح خاورمیانه با هدف حفظ و تعامل مثبت با رژیم اسرائیل و رهاسازی انرژی امریکا برای رسیدگی به موضوع هستهای ایران، تغییر مأموریت در عراق، تنظیم و مهار چین در ابعاد تجاری و مالی، حفظ تعامل با اروپا اولویت دارد. در حالیکه در اهداف و اولویتهای جمهوریخواهان حمایت هرچه بیشتر از اسرائیل، نهادینهسازی قدرت و نفوذ امریکا در عراق، ضرورت مهار روسیه جدید، ضرورت پیروزی در افغانستان، پیگیری موضوع هستهای ایران، بازسازی روابط با اروپا و همکاران سنتی و تنظیم مثبت روابط با چین با اهمیت تلقی میشود. جمهوریخواهان تلاش دارند از نقطه ضعف اوباما به او حملات خود را سازمان دهند. گفته میشود آنها بر موضوع ضعف امنیت ملی امریکا و ضرورت برخورد با تروریسم در حوزه بینالمللی و عدم چینش صحیح سیاست با چین و تغییر ادبیات سیاسی امریکا به نفع اسرائیل اصرار جدیدی را آغاز خواهند کرد.
«مانعسازی در سیاست خارجی امریکا» روش جمهوریخواهان خواهد بود چون از سوی دیگر آنها بهخوبی میدانند تغییر سنگین در سیاست امریکا با توجه به نقش دموکراتها در قدرت اجرایی و همچنین بدنه دستگاه سیاست خارجی و دستاندرکاران حرفهای کار آسانی نخواهد بود.
در صورتی که جمهوریخواهان بخواهند به موضوعات اقتصادی مردم امریکا سامانی دهند، مجبورند برای نفوذ جدید چین در عرصه اقتصاد بینالملل و حضور خزنده در سرمایه و اقتصاد امریکا چارهاندیشی کنند.
عدم تمایل سنتی جمهوریخواهان با تعامل مشروط با روسیه و احتمال تأثیرگذاری آن بر معاهده استارت جدید و باز مشروط کردن آن خصوصاً در حوزه پدافند استراتژیک میتواند در شش ماه اول سال جدید میلادی موضوع آفرین باشد.
داغ کردن تحولات در خاورمیانه با توجه به نیاز اسرائیل به بر هم زدن ساز و کار دموکراتها و خارج کردن اسرائیل از موضع انفعالی میتواند از راهکارهای تاکتیکی آنها به حساب آید. پیگیری اسرائیل در خارج کردن نقش جرج میشل نمونهای از این پیگیریها است که میتواند با همراهی نمایندگان جمهوریخواه دنبال شود وموضوع هستهای ایران نیز در چارچوب ژئوپلتیک با اهمیت تلقی خواهد شد.
حمله به سیاست اوباما در افغانستان یک ضرورت برای جمهوریخواهان میباشد تا بحث خروج و چگونگی نفوذ در آسیای غربی را متأثر سازند جریان آنگلوساکسون مشوق جمهوریخواهان خواهد بود.
تنظیم بودجه نظامی امریکا در شرایط جدید و ضرورت فهم از نیروی جدید رقابت در حوزه نظامی با روسیه و رویه جدید اروپا در انعقاد قراردادهای جدید نظامی در درون اروپا و بیرون اروپا و علتیابی از به هم خوردن تعادل اروپا با امریکا دستاویز جدیدی برای جمهوریخواهان در محاصره سیاست اوباما است.
به هر حال ادراک از تغییر شرایط و فهم برابر در حوزه دموکراتها و جمهوریخواهان و میزان پیوستگی آنها با جریان سرمایه و لابیها متفاوت است و از طرفی بهکارگیری شعار تغییر که پرچم دموکراتها بوده است، توسط جمهوریخواهان نیز یک افت در افکار عمومی محسوب میشود.
شاید جمهوریخواهان بهتدریج به یک نوآوری در ادبیات سیاست خارجی احتیاج داشته باشند تا چهره دوران بوش را بهفراموشی بسپارند و بر موج آرام دموکراتها در عرصه بینالمللی سواری کنند ولی آنها نیز نمیتوانند از چهره نیمه پنهان جنبش چای در حوزه سیاست خارجی غافل باشند، چراکه حزب چای با توجه به اهداف مرحلهای خود مجبور است نگاه رادیکالی در حوزه اقتصاد خارجی امریکا را دنبال کند.