
دنیا حیدری
سال قبل که تیم نوجوانان به هدایت علی دوستی خوش درخشید، عدهای از آقایان چنان بادی به غبغب انداختند که گویی این آنها بودند که جای دوستی مهر برای موفقیت نوجوانان جان کندند! موفقیت علی دوستی و شاگردانش به پای همه مسئولان نوشته و برنامهای حساب شده و بلندمدت عنوان شد.
اما بهراستی حتی از زحمات رسیدن به آن موفقیتها باخبر هم نبودند! به طوری که امروز میبینیم ندانمکاریهایشان چه برسر این تیم آورده! تیمی که تصور میشد سال به سال موفقتر شود!
****
هر انتقادی به پای غرضورزی گذاشته میشود و برابر آن جبهه میگیرند! آن روز که همه به حضور مربی تحمیلی در تیم جوانان معترض بودند، کسی به آن توجهی نکرد! چرا که گمان میبردند موفقیتی است کشکی و رسیدن بدان کار هرکس! اما امروز، هیچکس جواب درست و درمانی نمیدهد! جوابی که اندکی از سؤالات را پاسخ دهد، ناکامیهای اخیر تیمهای پایه را منطقی توجیه کند! و این در حالی است که اکنون حتی اعضای کمیته فنی هم قبول دارند تیم نوجوانان هر چه میکشد از قبول کردن مربی تحمیلی است اما همچنان بر حرف خود اصرار دارد.
***
اکبر محمدی و علی دوستی، سرمربی تیمهای نوجوانان و جوانان، بهرغم ناکامیهای اخیر ابقا میشوند. با این بهانه که تضمینی در ابقای آنها نیست!! ابقای علی دوستی با توجه به خدماتی که به تیمهای پایه ارائه داده و خصوصیات بازیکنسازی که دارد، قابل قبول است. اما اعتماد دوباره به مربی که تمام تجربهاش چند جلسه آنالیزوری تیم دایی است و حضور در چند برنامه ورزشی به عنوان کارشناس! خیانتی آشکار است به فوتبال ایران. چرا که همین نوجوانان آینده فوتبال این کشور را میسازند و خیانت در حق آنها آن هم به بهانه رفاقت! معنای دیگری جز خیانت نمیتواند داشته باشد!
***
فدراسیوننشینها مدتی است که از هزینههای زیادی که برای تیمهای پایه کردهاند، حرف میزنند و برپایی اردوهایی که تعداد آنها از حد تصور خارج است. اما عدم برنامهریزی درست و رعایت اصول حرفهای نتیجهای جز ناکامی برای تیمهای پایه نداشته! مسئولان ذیربط در جلسه کمیته فنی به این نتیجه میرسند که اصلاحات در این مقطع بیش از اخراج و برکناری جواب میدهد! اما حتماً از افرادی با تواناییهای بالا برای کمک به کادر فنی این دو تیم استفاده میشود. این در حالیست که میتوان از این افراد که تعدادشان کم هم نیست، برای شروعی دوباره و جبران این ناکامیها استفاده کرد.
***
فریدون معینی، رئیس کمیته جوانان فدراسیون که بعد از جلسه کمیته فنی به جای پاسخگویی، با رویی ترش کرده خود را از لابهلای خبرنگاران به در خروجی رساند و بهراحتی وظیفهاش (پاسخگویی) را نادیده گرفت، بدش نمیآید کاسه و کوزهها را بر سر رسانهها شکانده و صورت مسئله را پاک کند! مخصوصاً ماجرای مربی تحمیلی تیمهای پایه را «از ابتدا می دانستم و مطمئن بودم که اعضای محترم کمیته فنی فدراسیون فوتبال رأی به ابقای دوستی و محمدی میدهند. چرا که ما از چند سال قبل یک کار اصولی را آغاز کردهایم و براساس همان اسلوب و روش نیز جلو میرویم. در این بین از رسانهها توقع حمایت کورکورانه را نداریم، اما انتظار داریم ما را براساس واقعیات موجود نقد کنند.» اما آیا واقعیات موجود جز ناکامی تیمهای پایه بوده و اصرار بر حضور مربی که حال کمیته فنی هم به حضور او خرده میگیرد!
****
البته سؤالها در این خصوص کم نیست اما سؤالها اکثراً مثل همیشه بیپاسخ میمانند و جوابها اگر جوابی داده شود البته! جواب سؤالهای مطرح شده نیست و به بیراهه میروند. چرا که آقایان مثل همیشه رسانهها را محرم نمیدانند و نگرانیهای آنها را به قول فریدون معینی، بچگانه میدانند! «رسانهها باید انتقادات فنی را مطرح سازند. ما هم حمایت کورکورانه را نمیخواهیم و دوست داریم نقدهای سازنده درخصوص تیمهای پایه مطرح شود! اما باید از بیان عوامل بچگانه در عدم موفقیت تیمهای پایه خودداری کنند» هرچند تجربه ثابت کرده هرنقدی مغرضانه خوانده میشود و پذیرفته نمیشود!