انفجارهای روز سهشنبه بغداد و همچنین حمله دو روز قبل از آن به یک کلیسا در این شهر،اجزای یک سناریوی امریکایی - صهیونیستی - سعودی است که اختلاف افکنی میان شیعیان و مسیحیان را هدف قرار داده است. پس از شکست توطئه قرآن سوزی که از سوی یک به اصطلاح کشیش امریکایی طرح شد و به جز چند مزدور، همه جهان علیه آن به خروش آمدند، این بار حمله به یک کلیسا و متقابلاً هجمه به شیعیان عراق در دستور کار قرار گرفت تا پیوند محکم این دو گروه از پیروان ادیان توحیدی را دچار از هم گسیختگی کرده و آب را چنان گل آلود کند که ماهی مدنظر تلآویو در بیروت صید شود. شاید تعجب آور باشد که آب در بغداد گل آلود شود اما ماهیاش را بخواهند در بیروت صید کنند. پس ادامه این مطلب را بخوانید!
1- سفر دکتر محمود احمدینژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران به لنبان،اتحاد بیش از پیش مسیحیان و شیعیان را نشان داد. آنجا که میشل عون، میشل سلیمان، نبیه بری، سید حسن نصرالله و حتی ولید جنبلاط در یک صف واحد و در کنار یکدیگر قرار گرفتند و با انسجام و وحدت، ظهور قدرتی بلامنازع در مرزهای سرزمینهای اشغالی را به منصه ظهور رساندند. ادامه این روند به پیوستن سنیهای غیرافراطی به این جمع خواهد انجامید و لبنان را یکپارچه زیر بیرق مقاومت خواهد برد؛ آن هم در شرایطی که مسیحیان ضد مقاومت (سمیر جعجع و امین جمیل) در اتحادی نامقدس با جریان سنی المستقبل، کمر به هدم مقاومت بستهاند و در این راه از تحریک و حمایت امریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی برخودارند.
2- تلاش جماعت خبیث برای بر هم زدن اتحاد پیروان علی علیه السلام با پیروان راستین عیسی روحالله علیهالسلام در لبنان به شکست انجامید و نمایش قدرت آنان، لرزه بر اندام اشغالگران فلسطین انداخت، بنابراین باید از راهی دیگر درصدد ایجاد انشقاق بین آنان برمیآمدند.
به این ترتیب با توجه به وجود اهداف امریکایی – سعودی در ماجراهای اخیر عراق، روز یکشنبه گذشته، عدهای که خود را عضو گروه القاعده نامیدند برای سرقت از بازار بغداد به این محل حمله کردند اما با مقاومت پلیس، پا به فرار گذاشته و در کلیسای «سیده النجات» پناه گرفتند. این افراد، حاضران در کلیسا را که برای عبادت آمده بودند به گروگان گرفته و خواستار آزادی دوستان در بندشان در عراق و مصر شدند. این گروگانگیری با کشته شدن 60 نفر و زخمی شدن 56 نفر دیگر که اکثراً از نیروهای پلیس و افراد غیرمسیحی بودند، پایان یافت. نکته مضحک این ماجرا، حمله اعضای القاعده به بازار بغداد برای سرقت بود، آن هم از سوی گروهی که بودجههای میلیاردی از امریکا، عربستان سعودی امارات و برخی کشورهای دیگر دریافت میکند و قادر است کل بازار بغداد را بخرد.
3- در وانفسای فشارهای عربستان سعودی به بغداد برای تشکیل دولتی با فرمول ریاض که با مخالفت اکثر گروههای عراقی مواجه شد، 22 نقطه بغداد هدف حملات تروریستی از بمبگذاری تا پرتاب خمپاره قرار میگیرد و جمعاً 198 نفر کشته و 340 نفر زخمی میشوند. سپس اعلام میشود که اکثر کشتهشدگان از شیعیان هستند. بعد از آن خبر میرسد که طراحی هر دو عملیات در کلیسای سریانی، واقع در یکی از کشورهای عربی همسایه عراق انجام شده است. آیا کمترین تردیدی باقی میماند که هدف از این دو حمله، ایجاد تنش میان مسیحیان و شیعیان است؟ با این حال انگشت اتهام به سوی ریاض رفت که البته نقش آن را نمیتوان کتمان کرد اما قطعاً عربستان نقش انحراف دهنده افکار عمومی را بازی کرد و با طرح مذاکرات ریاض انگشت اتهامات را به سوی خود جذب کرد. این خودزنی به دستور امریکا انجام شد تا همه بگویند انفجارهای بغداد کار سعودی بود، حال آنکه اگر سعودیها قادر به طراحی و اجرای چنین عملیات بزرگی بودند در مقابل یک گروه کوچک و کم امکانات مثل «الحوثی» در یمن شکست مفتضحانه نمیخوردند.
بنابراین ایجاد اختلاف میان شیعیان و مسیحیان هدف اصلی بود، البته با توجه به اختلاف فاحش جمعیتی بین شیعیان و مسیحیان در عراق (65 درصد شیعه و کمتر از یک درصد مسیحی) ایجاد اختلاف بین این دو گروه معنا ندارد اما پیامدهای آن میتواند در جایی که مسیحیان و شیعیان از جمعیتی قابل توجه و به لحاظ تعداد، نزدیک به یکدیگر دارند، فتنهای بزرگ برپاکند. این دستور کاری است که «جفری فلتمن» معاون وزیر خارجه امریکا در سفر به منطقه برای عراق و لبنان آورد و سفیر امریکا در ریاض، پی آن را گرفت.
4- همه این اختلافافکنیها به دادگاه حریری ربط دارد. امریکا بر اعلام رأی دادگاه ترور حریری تأکید دارد اما دولت بیروت میداند که اعلام رأی، خشم لبنانیها را بر خواهد انگیخت و مسئله دادگاه شاهدان دروغین را وارد مرحله عملیاتی کرده و موجب رسوایی دولت لبنان،تلآویو و حامیان خواهد شد. امریکا و رژیم صهیونیستی برای خروج از این بنبست، طرح انشقاق میان مسیحیان و شیعیان لبنان را در عراق کلید زدند تا در بین گرد و غبار فتنه شیعی – مسیحی، حزبالله را به ترور حریری محکوم کرده و زمینه را برای جمع شدن بساط آن آماده کنند، در این بین اگر مسیحیان از محور مقاومت جدا شده و به جبهه مقابل بپیوندند کار امریکا سادهتر مینماید، بنابراین دست به کار شدند.
5- اوضاع دولت حریری در لبنان،جریان علاوی در عراق، عباس در فلسطین و دیگر تحتالحمایههای امریکا و رژیم صهیونیستی،وخیم است و باید فکری به حال آن شود. در این میان صدور حکم طارق عزیز، معاون مسیحی صدام، بهانه خوبی بود تا بعثیهای صدامی را به انجام حملاتی بزرگ برانگیزاند. در این بین بستگان مسیحی طارق عزیز نیز به این مسئله کمک کردند. با این حال طراحی عملیات را امریکا ورژیم صهیونیستی انجام دادند تا انسجام ایجاد شده در پشت مرزهای سرزمینهای اشغالی شکسته شود و منافع واشنگتن و تل آویو از خطر بیرون آید اما این بار هم شکست نصیب آنان شد.