کد خبر: 420446
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۶
گفت‌وگوی «جوان»‌با جواد کامور بخشایش، نویسنده دفاع مقدس
«جای امن گلوله‌ها» عنوان آخرین کتاب منتشر شده از جواد کامور بخشایش است که در اول آبان ماه 1389 در حوزه هنری رونمایی شد. جوادکامورکه متولد 1353 در حوالی تبریز است و کارشناس ارشد زبان فارسی، این کتاب را نوعی ادای دین به فرهنگ دفاع مقدس می‌داند و دلیل نوشتن کتاب را نگارش کتابی از شهید قنوتی اولین روحانی شهید می‌داند که دلیلی شد بر آشنایی با راوی کتاب عبدالرضا آلبو غبیش. نکته قابل توجه در «جای امن گلوله‌ها» اشاره به نحوه شهادت دریاقلی سورانی است ملقب به ناجی آبادان. علاقه‌مان به سرنوشت آلبو غبیش. و شهید دریاقلی سورانی دلیل گفت‌وگوی تلفنی با جواد کامور بخشایش شد.کمی از آثارتان برایمان بگویید؟«یاس در قفس» زندگی شهید محمد جواد تندگویان است که در سال 1380 به چاپ رسید. «نامی که ماند» کتابی پژوهشی و داستانی است ‌ از زندگی سید کاظم ذوالانوار. وی جزو نیروهای مذهبی و مرکزی سازمان مجاهدین بود که قبل از تغییر ایدئولوژی سازمان در اردیبهشت سال 1354 ترور شد. این کتاب که پژوهشی در بخش خاطرات اسناد و منابع مکتوب با مصاحبه‌هایی از دوستان و نزدیکان و همدوره‌های ایشان است در سال 1384 به چاپ رسید. خاطرات سید مرتضی‌نبوی، اثر دیگری است که در سال1385 به چاپ رسید. و کتاب‌های دیگرتان؟«گزارش یک طرح» عنوان اثری در تاریخ شفاهی است مربوط به قیام 15 خرداد 1342، این کتاب حاصل مصاحبه علی باقری با شاهدان عینی و حاضران در 500 ساعت است که در سال 1386 به چاپ رسید. «شیخ شریف» کتابی است از اولین روحانی شهید محمد حسن شریف قنوتی که در سال 1386 به چاپ رسید و در سال 87 کتاب سال دفاع مقدس در حوزه زندگی‌نامه‌نویسی شد. این کتاب شامل سه محور تاریخ شفاهی و اسناد و منابع مکتوب در دست مخاطبان قرار دارد و خاطرات سید کاظم اکرمی با همکاری مسعود کرمی که در سال 1388 به چاپ رسیده است.پس «جای امن گلوله‌ها» آخرین کتاب منتشر شده شماست؟بله، یک کتاب درباره حاج‌سید احمد خمینی در دست تولید و نگارش دارم. اما آخرین کتاب منتشر شده‌ام همان جای امن گلوله‌هاست.علت نامگذاری کتاب به «جای امن گلوله‌ها» چه بود؟بر بدن عبدالرضا آلبو غبیش 13 گلوله اصابت کرده بود و هنوز 5 گلوله در بدن او باقی است. گلوله‌ها در جای حساسی از بدن او چون قلب و نخاع قرار دارند که نمی‌توان به آنها دست زد و بیرون آورد و به طور کلی جای گلوله‌ها در بدنش بسیار امن است؛ علت این نامگذاری هم همین بود.چرا تصمیم گرفتید خاطرات عبدالرضا آلبوغبیش را تدوین کنید؟جنگ تحمیلی همراه بود با مقاومت 34 روزه نیروهای مردمی که نقش بسزایی در دفاع مقدس داشتند. این کتاب خاطرات فردی است که در آن روزها و سال‌ها، همپای همرزمان شهیدی چون شیخ محمد حسن قنوتی، شهید محمود امان اللهی، سید حسین هاشمی، سیده زهرا حسینی، مژده امباشی و صباح وطن‌خواه فعالیت داشته است.بعد از تدوین کتاب «شیخ شریف» که کتاب خاطرات اولین شهید روحانی دفاع مقدس بود، ایده اولیه این کار در ذهنم شکل گرفت و از همان زمان با عبدالرضا آلبو غبیش ارتباط گرفتم.شیخ محمد حسن قنونی، سنگ صبور رزمنده‌ها بود و برای هر کاری به او مراجعه می‌شد. در آن روزها به شیخ شریف معروف شد. او بود که در آن ایام یک سازماندهی به نیروهای مردمی می‌داد. نوع روایت این کتاب به چه صورت است؟«جای امن گلوله‌ها» شیوه‌ای داستانی- روایی دارد. تدوین این کتاب مانند کتاب خاطرات دیگر نیست. مهندسی کتاب به گونه‌ای است که از 24مهر در خیابان 40 متری آغاز می‌شود و در لحظه‌ای که شیخ شریف و عبدالرضا سوار ماشین هستند و ماشین با خمپاره منفجر می‌شود، این دو به دست عراقی‌ها می‌افتند. بعثی‌ها کاسه سر شیخ شریف را با نیزه می‌برند و مغزش را خارج می‌کنند. عبدالرضا هم با اصابت 13 گلوله و بیهوشی 7، 8 ساعت در جدال بین مرگ و زندگی به سر می‌برد که به گذشته رها می‌‌شود. خواننده منتظر است و تا صفحات 200-190 همراه کتاب می‌شود که سرانجام کار عبدالرضا را ببیند.یعنی تا به هوش آمدن عبدالرضا خواننده با تمام گذشته او آشنا می‌شود و منتظر است تا تکلیف عبدالرضا را در آن وضعیت بداند.طرح دیگری که من در این کتاب پیاده کرده‌ام، این بود که خواننده را با تحقیقات و پژوهش‌های پیرامونی خودم همراه کنم. به طور مثال سیده زهرا حسینی بعد از 29 سال با همرزمش عبدالرضا آلبو‌غبیش دیدار کرد و خاطراتشان را با هم مرور کردند که در پاورقی کتاب آورده شده است و در بخش پایانی کتاب، روایت‌هایی تکمیلی شامل خاطرات مژده امباشی و صباح وطن‌خواه در روز 24 مهرماه طی مصاحبه‌ای آورده شده است. در نهایت یک تصویر کامل و درستی از روز 24 مهرماه در خرمشهر به خواننده ارائه کرده‌ام.آقای کامور! ادبیات دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟الحمد‌لله حرکاتی که آغاز شده بسیار خوب و موفق است. اخیراً تلاش‌های زیادی در این زمینه صورت می‌گیرد و ما در یک فاز جدید و خوبی در حال حرکت هستیم، آن هم تدوین خاطرات و نوشتن داستان‌های شخصیت‌هایی است که در اوایل جنگ،‌در طول دفاع مقدس یا در ایام اسارت به سر برده بودند.استفاده از ادبیات فاخر به شکل‌روایی و داستانی برای جذب مخاطب کار موفقی بوده است و آثاری که با این ویژگی به چاپ می‌رسند، در جایگاه خوبی قرار می‌گیرند. علاوه بر آن ذهنیت و سلیقه مخاطب باید موردتوجه قرار بگیرد و اینکه کتاب با چه ویژگی‌‌ای به جامعه ارائه شود. جذاب‌ترین گونه‌های ادبی دفاع مقدس خاطره و داستان‌نویسی است و کارهای پژوهشی و تدوین اسناد دفاع مقدس کمتر انجام شده است.چگونه می‌توان فرهنگ دفاع مقدس و پایداری را به نسل جوان انتقال داد؟پیدا کردن ذهنیت و سلیقه مخاطب و تلاش برای تدوین و تألیف اینگونه آثار برای جوانان امروز باعث انتقال این ارزش‌ها به نسل سوم و پاسخگویی نیاز جوانان در این عرصه خواهد شد و تأثیر مثبتی بر جای خواهد گذاشت.طی 2، 3 سال اخیر در بخش خاطرات این کار صورت گرفته که مخاطبان با اوایل جنگ، دوران دفاع و با مصیبت‌ها و شجاعت‌های نیروهای مردمی و نظامی آشنا می‌شوند. این انتقال مفاهیم تأثیرخواهد داشت تا آنها بدانند این سکوت و آرامش را مدیون چه کسانی هستند.نظرتان درباره تدریس دفاع مقدس و جنگ در دانشگاه‌ها چیست؟این کار بسیار می‌تواند مفید باشد و نقش اساسی را در آشنایی جوانان و قشر تحصیلکرده با فرهنگ دفاع و پایداری داشته باشد. اما این فعالیت باید گسترده‌تر و عمیق‌تر اجرا شود.هم اینک این دروس برای دانشجویان در دانشگاه اختیاری است که باید در این زمینه تمهیدات و اقدامات بیشتری صورت گیرد و به صورت یک واحد درسی ارائه شود تا دانشجو با کلیت دفاع مقدس آشنا شود و روال تاریخی جنگ را بداند و مجبور شود تا بخواند و شاید علاقه هم به وجود آید. همین باعث زنده شدن ارزش‌های دفاع مقدس خواهد شد.سفارشی شدن نویسندگان، چه لطمه‌ای به ادبیات دفاع مقدس خواهد زد؟قاعدتاً آسیب جدی می‌زند، نویسنده‌ای که در حوزه دفاع مقدس قلم می‌زند اگر در انتخاب موضوع و شیوه بیان و تدوین آن آزاد باشد، اثر بسیار خوب و ارزشمندتری تألیف خواهد کرد‌ تا نویسنده‌ای که سفارشی می‌نویسد و به موضوع کار هم علاقه‌ای ندارد که حاصلش اثری نامفهوم و ناقص خواهد بود که تأثیری منفی در این حوزه بر جای خواهد گذاشت. لذا ادبیات سفارشی شایسته دفاع‌مقدس نیست.چه کنیم تا فرهنگ دفاع مقدس در زندگی فردی و اجتماعی نیز حضور پیدا کند؟به جامعه که نگاه می‌کنید یادگارهای دفاع مقدس را خواهید دید. اینها حضور دارند و ما فقط باید آنها را ببینیم. حضور افرادی که به نوعی با جنگ درگیر بودند (جانباز، آزاده، شهید یا ایثارگران) در اطراف ما، می‌تواند الگوی مناسبی برای حفظ ارزش‌ها در زندگی شخصی و اجتماعی باشند. ما باید جانبازی‌ها و ایثارگری‌ها را شرح داده و ارزش‌ها را حفظ و هدف شهدا را از شهید شدن برای خودمان تبیین کنیم که هدفشان از رفتن و شهید شدن در این راه چه بوده است و این اقدامات و حضور این افراد در جامعه خود انتقال ارزش‌های معنوی است.«جای امن گلوله‌ها» شاید اولین کتابی است که به تفصیل به دریاقلی پرداخته است، از ناجی آبادان بگویید.دریاقلی سورانی یا همان «ناجی آبادان» با مشاهده تحرکات عراقی‌ها و ورود آنها به آبادان مسیر 20‌کیلومتری را رکاب می‌زند تا به پاسگاه شطیت برسد.بعد از در جریان قرار گرفتن نیروهای مردمی و نظامی، بعثی‌ها در اشغال آبادان شکست می‌خورند. دریاقلی با ترکش خمپاره مجروح و به شهادت می‌رسد و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده می‌شود. در این کتاب به شرح آنچه برای او اتفاق افتاده، پرداختم و با رضا سورانی و برادر شهید دریاقلی سورانی مصاحبه کرده‌ام که در کتاب می‌خوانید.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار