
جلال مهرگان
ما در پیرامون خود همواره با حجم فراوانی از اخبار مواجه هستیم. انتشار اخبار بنا به بزرگی رویدادی که اتفاق افتاده است همواره مورد توجه اقشار جامعه قرار میگیرد. «بزرگی رویداد» بنا به واکنشهایی که در پی دارد سبب میشود تا مدتها افکار عمومی درباره آن بحث کرده و از این رو تحلیلهایی متفاوت در افکار عمومی نهادینه میشود.
سرقت مجسمههای پایتخت از آن دست خبرهایی بود که هر چند پس از انتشار آن افکار عمومی انتظار داشت تا چهره و اهداف سارقان را در جراید مشاهده کند (که انتظار درستی است) اما عدم اطلاعرسانی درباره آن خود خبر دیگری بود.
سرقت مجسمههایی با حجم زیاد با ابزار و ادواتی که کمترین آن جرثقیل بود و عدم شناسایی و دستگیری سارقان پرونده را با ابهام مواجه کرد.
«جوان» سلسله گزارشهایی درباره این پرونده منتشر کرد. گزارش مردمی از محل سرقت مجسمهها، دیدگاههای پلیس و اعضای شورای شهر سه رویکردی بودند که پیشتر به آن اشاره کردیم.
چهارمین بخش از این گزارش درباره کامنتهایی که کاربران در فضای مجازی به آن واکنش نشان دادهاند.
یکی از کاربران سایت «جهان نیوز» شنبه هجدهم اردیبهشت ماه سال جاری پس از خواندن خبری با تیتر «سرقت مجسمه این بار در دانشگاه تهران» که حکایت از سرقت مجسمه گوساله – ساخت یک مجسمهساز سوئدی- از صحن دانشکده دامپزشکی داشت، آورده است: دست نیروی انتظامی و اداره پلیس آگاهی درد نکند با امنیتی که برقرار کردهاند، باید حتماً به آنها جایزه کارآگاه پوآرو را داد...
دزدیدن مجسمه یک تنی که کار هر کسی نیست، وسیله و تجهیزات برش و حمل و نقل میخواهد. بالاخره میترسم فردا ساختمان موزه ملی ایران را هم بدزدند.
یکی از کاربران سایت تابناک نیز چهارم آبان ماه امسال درخصوص خبر «شناسنامه مجسمه شهریار مفقود شد» در انتقاد از پلیس مینویسد: ایران «عبدالمالک ریگی» شرور شرق کشور را توی هواپیما و در آسمان دستگیر میکنند پیدا نکردن دزدان مجسمهها چه معنیای میتواند داشته باشد. یک کم فکر کنید.
یک کاربر ناشناس دیگر نیز در همین رابطه مینویسد: پلیس تصاویر سارقان را دارد پس چرا هیچ کاری نمیکنند، و دزدها را نمیگیرد.
شخص دیگری در کامنت خود سایت یاد شده را خطاب قرار میدهد و مینویسد: تو که میدانی کار کی است، زودتر قضیه را رو کن. یکی دیگر اظهار میدارد: احتمالاً میخواهند اسمش (مجسمه) را عوض کنند برای همین شناسنامهاش را گرفتند تا راحتتر باشند.
فرزاد نیز پس از خواندن خبر و کامنت کاربران اینگونه نظر میدهد: خب مگر کارت ملی ندارد که اینقدر نگران هستید. در ضمن لطف کنید مبلغ فلان تومان به حساب ثبت احوال بریزید تا شناسنامه المثنی برایش صادر کنند. لازم به یادآوری است که چون استاد شهریار در دل تمامی عاشقان جهان جای دارد و برای همیشه شناخته شده است، لذا کپی شناسنامه را هم داشته باشید کفایت میکند. همچنین یکی از کاربران سایت «جهان نیوز» سهشنبه چهاردهم اردیبهشت 89، در پی انتشار خبر ناکام ماندن دزدان در سرقت مسجمه صوفی بادخالت نگهبان پارک که گزارش آن را «دانشور»، رئیس اداره زیباسازی شهرداری منطقه 20 داده بود، میگوید: پلیس که هیچ، باز هم دم کارگر شهرداری گرم.
شخص ناشناس دیگری به نوعی به اظهارات مسئولان پلیس و بیخیالی شهروندان تهرانی ایراد میگیرد و میگوید: جرثقیل حق دارد گم بشود، آخر هم کوچک است و هم سبک ، ترافیکی نیز وجود ندارد تا مانع حرکت و فرارش شود. ضمن اینکه برای کسی هم دزدیده شدن مجسمهها مهم نیست.
کاربر دیگری در همین رابطه در سایت مذکور مینویسد: واقعاً کدام عقل سلیم این را قبول میکند ناپدید شدن مجسمهها صرفاً دزدی است. این یک کار برنامهریزی شده است.
فرد ناشناسی در کامنت دیگری میآورد:اصلاً چرا میگویید سرقتی، بگویید پاکسازی شده!!
شخص دیگری نیز هشتم اردیبهشت ماه امسال نظرش را نسبت به خبر «چه کسی مجسمههای تهران را میدزد» در این سایت بیان میکند: مطمئن باشید که خیلیها میدانند که چه خبر است. در واقع آنها باید بدانند و میدانند.
فرد دیگری در کانت سایت یاد شده میآورد:آقا جان کی باورش میشود این همه مجسمه با وزنی نسبتاً سنگین به راحتی دزدید شوند و کسی خبردار نشود، صددرصد کاسهای زیر نیم کاسته است.
یک کاربر سایت «جهان نیوز» شنبه دوازدهم تیرماه 89 درخصوص بازسازی و نصب مجدد مجسمهها میگوید: خیلی مهم و ضروری نبود که دوباره از پول بیتالمال هزینه شود بهتر بود به جای این کار ته توی این جریان را درمیآوردید.
کاربری دیگری در همین راستا میگوید: ای شیطونا از کجا معلوم قبلیها نیستن؟ خیلی زرنگیهها.
فرد ناشناس دیگری در کامنت این سایت میآورد: از همان اول هم قضیه بودار بود.
در ادامه جستوجویمان سری به سایت «خبر آنلاین» زدیم تا ببینیم کاربران آن چه نظراتی درخصوص سرقت مجسمهها دارند.
«خاکی» در خصوص خبر «دزدان در سرقت مجسمه صوفی ناکام ماندند» که سهشنبه چهاردهم اردیبهشت 89 روی خروجی این سایت آمده بود، میگوید: بابا اصل موضوع را نگفتید، دزد کی بود،دزد چی شد؟!
کاربر دیگری در همین راستا اینگونه نظر میدهد: گویا مسئولان سرنخی از یک مغازه کاموا فروشی به دست آوردهاند.
مجید هم میگوید: تکلیف جرثقیل چه شد؟ در بردنش؟
«آتش گردون»یک کاربر دیگر نیز اظهار نظر میکند: یه کمی اسپند واسه خودتون دود کنید.
همین کاربر در پاسخ به شخصی که در کامنت سایت مذکور آورده بود:«مجسمههای شهر به سرقت رفت، حافظان امنیت کجا بودند؟» میگوید: رفته بودند گل بچینند.
مجید یکی از کاربران این سایت در مورخه 23 اردیبهشت ماه 89 درخصوص خبر «سرقت مجسمهها توسط عوامل شهرداری کذب محض است، چنین نظر میدهد: چطور دزدان کابلهای مخابرات یک هفتهای پیدا شدند؟ دم خروس را باور کنیم یا...؟
یکی از کاربران سایت یاد شده دوزادهم اردیبهشت ماه امسال نسبت به خبر «کشف سرنخ سرقت مجسمههای شهر اینگونه نظر میدهد: ایول سرعت عمل.کاربر دیگری یک روز بعد میگوید: متولیان گفته بودند که از این به بعد برنزه کردن ممنوع است؛چرا مجسمهها خودشان را برنزه کرده بودند.
شخص دیگری در همین خصوص در کامنت سایت یاد شده میآورد: کسی چه میداند. شاید قرار است مجسمهسازی ممنوع شود.
اما اظهار نظر نسبت به خبر «سرقت مجسمهها مایه شرمساری است» که چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه روی خروجی «خبر آنلاین» قرار گرفته متنوعتر است.
امیر حسین یکی از کاربران این سایت در این خصوص میگوید: چه بگویم که اجازه بدهید تا ثبت شود. همینقدر میگویم که خسته شدیم.
شخصی به نام محسن هم بیان میکند: فکر کنم باید دنبال یک موش کور باشیم که از زیرزمین مجسمهها را برمیدارد! یعنی این همه دوربین کنترل ترافیک ندیدن چه کسی برداشته است. شاید هم مجسمهها را توی جیبشان میگذارند و میبرند؟! به خدا ملت میفهمند!
ناشناسی هم میگوید:الله اعلم، خیلی چیزها برایمان در همین حد باقی میماند این هم روی آنها. امیدوارم هر کسی که هست، رسوا بشود.