
دو روز پس از اقدام تروریستی در کلیسای سریانیهای کاتولیک در مرکز بغداد که به کشته شدن 37 شهروند مسیحی و هفت نفر از نیروهای امنیتی عراق منجر شد، موج جدید انفجارهای تروریستی در 22 نقطه بغداد، 198 کشته و 320 زخمی دیگر را به خاک و خون کشید. بنا به گزارشهای میدانی و مقامات رسمی عراق، تیم تروریستی در کلیسای سریانی از یکی از کشورهای عربی همسایه عراق بوده و خود را وابسته به القاعده معرفی کردهاند.
انفجارهای سهشنبه شب نیز که شامل بمبگذاری، ماشینهای بمبگذاری و پرتاب خمپاره و موشک به مناطق پر ازدحام شیعهنشین بغداد بود، دقیقاً در زمانی است که رایزنیهای داخلی و منطقهای عراق، احتمال سریع تشکیل کابینه و تعیین مقامات دولتی عراق را قوت بخشیده و فشارهای سیاسی مقامات عراقی و عربستان در مسیر این رایزنیها بیثمر ماند.
تلاش آشکار و مداخله مقامات امریکایی برای اختلال در روند رایزنیها از زمانی که در یک اجماع نسبی، نوری مالکی را برای تصدی نخستوزیری جدید برجسته کرد، وارد فاز جدیدی شده است. تماس تلفنی اوباما با ملک عبدالله که سه روز قبل انجام گرفت، دستورالعملهای مخرب در لبنان و عراق را مورد تأکید قرار داد.
درخواست پادشاه عربستان برای حضور سران سیاسی عراق در این کشور و نهایی کردن توافقات آنچنان با پاسخ منفی مواجه شد که تلاش سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان برای حفظ حیثیت پادشاه سعودی نیز بیثمر ماند. سعود الفیصل علناً اعلام کرد با نخستوزیری مالکی مخالف است ولی اگر سران سیاسی عراق در عربستان تجمع کرده و مالکی را انتخاب کنند، آن را خواهد پذیرفت. در واقع مقامات سعودی از اینکه خود را در حاشیه تحولات عراق میبینند به خشم آمده و پاسخ منفی گروههای عراقی را با اعزام سلفیهای تکفیری و قتل و عام مردم مسیحی و مسلمان عراق ابراز میدارند.
مقامات امریکایی و بهویژه فیلتمن، معاون وزیر خارجه امریکا صراحتاً اعلام میدارند که از صدور حکم ساختگی دادگاه حریری، حتی اگر به قیمت فتنه و آشوب و تجزیه ارتش و سقوط حکومت لبنان صورت پذیرد، حمایت میکند. همانگونه که خانم رایس، کشتار مردم در روستای قانای لبنان را درد زایمان خاورمیانه جدید امریکایی، توصیف میکرد، قتل عام مردم لبنان و مسیحیان و مسلمانان عراق نیز کمترین اهمیتی برای مقامات کاخ سفید ندارد. اولویت اصلی کاخ سفید در لبنان، ایجاد حاشیه امنیتی برای رژیم صهیونیستی و در عراق، برهمزدن اجماع داخلی و تحمیل گزینههای امریکایی در حاکمیت این کشور است. بازگشت بندربن سلطان دقیقاً زمانی به عربستان صورت میپذیرد که پروژههای امریکایی در فلسطین، لبنان و عراق با بنبست و آسیب جدی روبهرو شده و تنها ابزار غیرانسانی آنها، بیثباتی، هرج و مرج و قتل شهروندان بیگناه برای برهم زدن شرایط سیاسی- امنیتی در کشورهای منطقه است.
همانگونه که در جنگ 33 روزه و با دستور امریکاییها، فتاوای علمای سلفی در خدمت خونریزی ارتش صهونیستی عمل کرد، امروز نیز عربستان و سربازان سلفی- تکفیری آنها برای نجات تنگناهای امریکا در لبنان و عراق به میدان آمده و از مردم عراق انتقام میگیرند.
هنوز از تهدیدات علاوی مورد حمایت امریکا و عربستان که نادیده گرفتن خود را در ترکیب حکومتی معادل جنگ داخلی و افزایش ناامنی و ناآرامی در عراق بیان میکرد، زمان چندانی نگذشته و شعلههای کینهورزی سعود الفیصل در مصاحبههای مطبوعاتی که حاکمیت جدید عراق را که جیرهخوار عربستان نیست و آن را نامشروع میداند، خاموش نشده است که درسهای گرانقیمت از نوع رفتار امریکا و همپیمانان عرب منطقهای آن، به بهای خونهای مردم بیگناه مردم عراق، لبنان، فلسطین و افغانستان ثبت میشود و نیازمند وجدانهای خوابآلود در برخی گروههای عراقی است که راه و رویکرد خود را از مسیر تبعیت از استکبار و دنبالههای آن به سوی مردم و شهدای عراقی تغییر دهند.