
امیر کوشا
بدرقه تیم امید، همتی بود که باشگاه سایپا خرج کرد. جالب نیست؟ یک باشگاه کاری را متقبل میشود که قاعدتاً بر عهده فدراسیون فوتبال است! شاید تصور میکردیم سایپا خود خواسته و با هماهنگی فدراسیون فوتبال، نقشی که مدیران اول فوتبال کشور باید ایفا میکردند را عهدهدار شده است. اما در حقیقت غیبت علی کفاشیان در قامت رئیس فدراسیون فوتبال در این مراسم، خود گواهی بود بر خودکفایی سایپا در برگزاری این مراسم.
کفاشیان کجا بود وقتی تیم امید برای سفر به گوانگ ژو خداحافظی میکرد؟ مردی که مدعی شده بود تنها حامی غلام پیروانی برای مربیگری در تیم امید است چرا دوشنبه، به جمع مدیران کمیته ملی المپیکی پیوست و مانند همان مردان از حضور در جمع ملی پوشان امید امتناع ورزید؟ برای رئیسی که خوب میداند بخشی از زندگی کاریاش در فدراسیون فوتبال بسته به نتایج تیم امید در گوانگ ژو و تیم ملی در جام ملتهای آسیا خواهد بود، چه امری مهمتر از نشستن دو ساعته کنار پیروانی و بازیکنانش تعریف میشد؟
فدراسیون فوتبال در روزهایی که تیمهای ملی نیازمند همکاری و همراهیاش هستند، خود را کنار میکشد. شاهکارهای فدراسیون کفاشیان و مهدی تاج در تیمهای ملی را میتوان در همین شکل رفتاری یک ماه اخیر دید. فدراسیون کفاشیان در حساسترین روزهای باقی مانده تا بازیهای ملی سرنوشتساز، خوب از عهده برهم زدن جو و آرامش فکری مربیان ملی برآمده است. از یک سو بحث تغییر مربی ملی را پیش کشیده... در فاصله کمتر از سه ماه مانده تا آغاز جام ملتها در قطر، حالا میشنویم و میبینیم که فدراسیون به دنبال مربی شهیر و نامدار افتاده است. قطبی به هم میریزد و کفاشیان به جای درست کردن کار، همه چیز را با یک ادعای جالب خرابتر میکند: «من اصلاً ریکارد را نمیشناسم!» حالا در آستانه جام ملتهای آسیا، قطبی با این اطمینان که حتی اگر تیمش را قهرمان کند، کفاشیان و دوستانش به دنبال جانشینی برای او خواهند بود به زندگی سه ماههاش در فوتبال ایران ادامه میدهد. شاهکار بعدی آقای رئیس هم معلوم است؛ غیبت در آخرین بدرقه تیم امید!
این فقط گوشهای از شکل رفتاری کفاشیان و مجموعهاش با مربیان ملی است. قطبی و پیروانی باید پیش از این و زمانی که تفاهم نامه همکاری با کفاشیان را امضا میکردند میدانستند نشستن روی نیمکت سرمربیگری تیم ملی با این مدیریت، توام با بیاعتمادی نسبت به فردای کاری خواهد بود. فردایی که شاید وقتی از راه میرسد، رئیس با اظهار نظری جدید یا تصمیمی غیرمنتظره، فشار روحی دوچندانی را روی فکر و روح آنها بریزد. کفاشیان کجا بود وقتی غلام پیروانی میخواست بازیکنان امید خود را برای گرفتن یک عکس یادگاری دور هم جمع کند؟ کفاشیان کجا بود وقتی آرش کوشا به عنوان مدیرعامل سایپا به بازیکنان و مربیان این تیم هدیه میداد؟ کفاشیان چه کار مهمتری از بدرقه تیم امید داشت؟ این سؤالات بیپاسخ روی مغز غلام پیروانی تا آخرین روز زندگیاش رژه خواهد رفت.