علیرضا محمدی - موقعیت استراتژیك خلیجفارس باعث شده است كه این منطقه همواره مورد مطالعه و دقت قدرتهای بزرگ قرار بگیرد. البته یكی از مهمترین دلایل اهمیت خلیجفارس وجود منابع وسیع نفت و گاز در این منطقه است كه عموماً در اختیار كشورها و قدرتهای كوچك قرار دارد. عاملی كه باعث میشود قدرتهای بزرگ بینالمللی برای آن طرحها و برنامههای بلند مدت داشته باشند. خلیجفارس در 24 تا 30 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و 48 تا 56 درجه و 25 دقیقه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ قرار دارد كه طول آن 615 مایل (هر مایل ۱۵۰۰ متر)، عریضترین بخش آن 180 مایل و عمیقترین نقطه آن با 93 متر در 15 كیلومتری تنب بزرگ قرار دارد. كمعمقترین بخش خلیجفارس در غرب بین 10تا 30 متر است. مساحت خلیجفارس از دهانه تنگه هرمز در دریای عمان تا اروند رود در شرق حدود 251هزار كیلومتر مربع است كه پس از خلیجهای مكزیك و هودسن، سومین خلیج بزرگ جهان به شمار میآید. خلیجفارس با میانگین ژرفای 50 متر، حدود 20 جزیره و تعدادی پشتههای كوتاه و بلند زیردریایی به همراه 200 چشمه آب شیرین در كف و 25 چشمه كاملاً شیرین در سواحل خود دارد كه از كوههای زاگرس در ایران سرچشمه میگیرند. خلیجفارس جدای از اینكه بزرگترین منبع نفتی جهان است از منابع گازی وسیعی بهره میبرد كه در اختیار كشورهای ساحلی (ایران، عراق، كویت، عربستان سعودی، قطر، بحرین، امارات متحده عربی و عمان) قرار دارد. از بین كشورهای منطقه به ترتیب ایران و عربستان از وسعت ساحلی بیشتری برخوردار هستند. جدال واشنگتن و تلآویو با تهرانایران از چند لحاظ دارای موقعیت برتری در خلیجفارس است كه در اختیار داشتن تنگه هرمز و همچنین دارا بودن حدود 1200 كیلومتر طول ساحل از جمله آنهاست. حدود 60 درصد نفت جهان از طریق تنگه هرمز به بازارهای جهانی عرضه میشود. از بین كشورهای منطقه، ایران، عربستان، عراق، كویت، قطر و امارات عضو اوپك هستند كه به عنوان یكی از عمدهترین سازمانهای تأمینكننده نفت جهان از اهمیت خاصی برخوردار است. كشورهای عضو اوپك خلیجفارس در سال 2009 روزانه حدود 20میلیون بشكه نفت تولید كردهاند كه بخش عمده آن از طریق تنگه هرمز به جهان صادر شد. (عربستانسعودی 055/8، ایران 726/3، عراق 425/2، امارات 256/2، كویت 263/2 و قطر ???) عربستان تنها كشور حوزه خلیجفارس است كه بخشی از نفت استخراجی خود را از این تنگه عبور میدهد، اما تنها راه كشورهای دیگر مثل عراق، كویت، قطر، بحرین و امارات همین تنگه است. اگر منابع گازی، زیستمحیطی، مسائل تجاری، ظرفیتهای توریستی و... به این مجموعه اضافه شود، وزن استراتژیك خلیجفارس و تنگه هرمز بیشتر به چشم میآید. در این شرایط واشنگتن و تلآویو همواره در این تلاش بودهاند كه موقعیت استراتژیك ایران را در منطقه كاهش دهند. به خصوص امریكا در 30 سال اخیر سعی كرده است با سیاست همهچیز در منطقه بدون ایران، اهمیت راهبردی جمهوری اسلامی را در برابر همسایگانش به صفر برساند. چنین سیاستی را در دریای خزر نیز میتوان مشاهده كرد. با توجه به اینكه این دریا از منابع غنی نفت و گاز برخوردار است بسیاری از كارشناسان بر این اعتقاد هستند كه خزر به لحاظ دارا بودن منابع گسترده انرژی، مستعد است پس از خلیجفارس به بزرگترین منبع تأمینكننده انرژی جهان تبدیل شود. این در حالی است كه مخالفتهای امریكا با ایران و همچنین همراهی عمده كشورهای حاشیه دریای خزر باعث شده تا تهران نتواند از آن بهره خاصی ببرد و در حالی كه چهار كشور همسایه روسیه، آذربایجان، قزاقستان و تركمنستان با قراردادهای دو و سهجانبه مشغول استخراج و بهرهبرداری از منابع عظیم دریای خزر هستند ایران هنوز به دلیل عمق آب دریای خزر در قسمتهای جنوبی نتوانسته در اقتصاد انرژی آن سهیم باشد، اما برخی از كشورهای منطقه با بستن قراردادهای متعدد اقتصادی و نظامی با كشورهای مختلف این شرایط را برای خود فراهم كردهاند. نفوذ در منطقه با تبلیغات جنگی امریكا با دست گذاشتن بر فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی كه در حدود یك دهه تبدیل به چالش عمده بین دو كشور شده است، سعی در القای این هراس در كشورهای منطقه بهخصوص در حوزه خلیجفارس و خاورمیانه عربی دارد كه جمهوری اسلامی ایران به دنبال دستیابی به سلاح هستهای است. امریكاییها همواره اعلام كردهاند كه گزینه حمله نظامی روی میز كاخ سفید قرار دارد. در سال 2005، پس از آنكه آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام كرد كه تهران احتمالاً به تعهدات خود در زمینه پادمانهای پیمان منع گسترش هستهای انپیتی عمل نمیكند، واشنگتن فشارهای خود را افزایش داده و با استفاده از ابزار شورای امنیت سازمان ملل چهار قطعنامه تحریم علیه جمهوری اسلامی به تصویب رسانده است كه آخرین مورد آن در ماه ژوئن سالجاری بود. در واكنش به این رفتار سیاسی و تبلیغاتی امریكا، مقامات ایران نیز چندینبار اعلام كردهاند در صورت عملیاتی شدن تصمیم نظامی امریكا، جمهوری اسلامی توانایی دفاع از خود را دارد و این كار را با ابزارهای مختلف از جمله بستن تنگه هرمز در خلیجفارس انجام خواهد داد تا از این طریق اقتصاد وابسته به انرژی جهان دچار مشكل شود. بر همین اساس واشنگتن به همراه امارات متحده عربی طرحی ریختهاند كه در چنین شرایطی ذخایر انرژی خلیجفارس را با استفاده از بنادر دبی و فجیره از مسیر دیگری به آبهای آزاد منتقل كنند. امریكا با استفاده از شرایط موجود تاكنون نه تنها سعی كرده به لحاظ نظامی جایگاه خود را در منطقه خلیجفارس تحكیم بخشد بلكه تلاش كرده است با نفوذ در كشورهای منطقه جایگاه استراتژیك ایران را تحت تأثیر قرار دهد. البته نباید فراموش كرد كه حمله نظامی به ایران تنها یك رویكرد سیاسی برای تغییر رفتار هستهای ایران به صورت خاص و تغییر الگوی رفتاری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به طور عام است، زیرا با ابزارهای بازدارندگی ملی و منطقهای كه جمهوری اسلامی ایران ایجاد كرده، تصور حمله نظامی تنها در تخیل و فیلمهای اكشن هالیوودی امكانپذیر است. اما به نظر میآید برخی از كشورهای منطقه علاقهمند هستند با همكاری امریكا لااقل مزیتهای استراتژیك ایران را كاهش دهند و از این طریق میتوانند بیشتر به امریكا نزدیك شوند. در سطح ملی اگر چه روسیه فعلاً از تحویل سامانه موشك دفاعی اس 300 به ایران سر باز میزند اما با بارگذاری سوخت هستهای نیروگاه بوشهر از مردادماه و همچنین تزریق آن به قلب راكتور این نیروگاه در ماه جاری، یكی از بزرگترین عوامل بازدارنده ملی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم شده است. این عامل را باید در كنار دیگر عوامل بازدارنده همچون قدرت نظامی ایران مورد تحلیل قرار داد. در سطح منطقهای نیز میتوان به تلاشهای ایران برای ایجاد ترتیبات جدید منطقهای و تأثیرگذاری بر موازنهمنطقهای اشاره كرد كه با سفر محمود احمدینژاد، به یكی از كشورهای منطقه (لبنان) به نقطه اوج خود رسید. البته بسیاری از تحلیلگران مسائل ایران و منطقه معتقد هستند اگر رئیسجمهور ایران به هر یك از كشورهای منطقه سفر كند در صورتی كه مردم آن از سوی دولتهایشان تحت فشار قرار نگیرند از وی استقبال خواهند كرد. این مسئلهای است كه فرید زكریا، سردبیر بخش بینالملل هفتهنامه نیوزویك و از جمله مخالفان مطرح جمهوری اسلامی ایران به آن اذعان كرده است. علل استقبال از رئیسجمهور ایران در بین مردم منطقه این است كه معتقد هستند جمهوری اسلامی ایران تنها حامی حقیقی مردم فلسطین است كه در منطقه از مقاومت حمایت میكند. فجیره خلیجفارس را امریكایی نمیكندبندر فجیره در بخش شرقی تنگه هرمز به فاصله 60 كیلومتری از تردد مسیر اصلی كشتیهای خلیجفارس واقع شده است كه در صورت اتصال به دبی در بخش غربی امارات متحده عربی، این امكان را به دست میآورد كه انرژی (نفت و گاز) كشورهای عربستان، قطر، كویت، بحرین، عراق و همچنین امارات را به آبهای آزاد منتقل كند. در این صورت از موقعیت استراتژیك تنگه هرمز و همچنین اهمیت ژئوپلتیكی ایران كاسته خواهد شد. اگر چه خبرگزاری فرانسه از این راه با عنوان مسیری مطمئن و سریع یاد میكند اما این طرح با مشكلات متعددی مواجه است. همانگونه كه اشاره شد جنگی بین ایران و امریكا صورت نخواهد گرفت تا تنگه هرمز بسته شود، بنابراین تنگه و همچنین ایران همواره اهمیت استراتژیك خود را حفظ خواهند كرد. از این گذشته، فجیره از دو طریق میتواند مسیر انتقالی منابع انرژی خلیجفارس باشد. مسیر اول با حفر كانال 180 كیلومتری از غرب تا شرق امارات متحده عربی است كه این كشور را به دو قسمت مجزا تبدیل میكند. این طرح بسیار زمانبر و هزینهبر خواهد بود، بنابراین كمتر برای آن برنامهریزی میشود. مسیر دوم دو خط لوله نفت و گاز است كه با نام «پروژه دلفین» از دبی به فجیره متصل میشود. در حال حاضر این طرح بیشتر مورد توجه امریكا و امارات قرار گرفته است حتی محمد بن دائن حمیلی، وزیر انرژی امارات گفته است این طرح كه از بیابانهای كشور عبور و دبی را به اقیانوس هند وصل میكند، ممكن است در سالجاری تكمیل شود. به گفته وی خط لوله دلفین با قطر 48 اینچ (هر اینچ معادل 4/2 سانتیمتر است، بنابراین قطر این خط لوله 2/115 سانتی متر خواهد بود) سه میلیارد و 300 میلیون دلار امریكا هزینه دارد و روزانه میتواند 5/1 میلیون بشكه نفت خلیجفارس را به آبهای آزاد برساند. اما این سناریو در حالتی اجرایی خواهد شد كه تنگه هرمز بسته شود، زیرا با وجود این تنگه استفاده از خطوط لوله دلفین به صرفه نخواهد بود. براساس این سناریوی فرضی، عملیات انتقال انرژی ابتدا باید از طریق كشتی از آبهای خلیجفارس به دبی رفته و از آنجا به لولههای نفت و گاز منتقل شود و سپس بار دیگر در بندر فجیره بارگیری شود كه در قیمت انرژی منطقه تأثیر زیادی خواهد گذاشت، بنابراین از این طرح معمولاً با عنوان «طرح احتمالی» (contingency plans) یاد میشود كه در صورت رخ دادن جنگ امریكا و اسرائیل با ایران انجام خواهد شد. به گفته خبرگزاری فرانسه كشورهایی همچون عربستان، كویت، قطر، بحرین، عراق و حتی امارات در صورت بسته بودن تنگه استراتژیك هرمز تمایل دارند كه از این مسیر احتمالی استفاده كنند. با این حال، باید توجه داشت كه پروژه دلفین میتواند وزن استراتژیك كشور امارات را به شكل چشمگیری بالا ببرد كه كشورهای دیگر حاشیه خلیجفارس چندان تمایلی به آن ندارند، زیرا هر كدام از رژیم سیاسی و امنیتی خاصی در منطقه حمایت میكنند كه موجب اختلاف بین آنها شده است. حتی اگر به گفته وزیر امور خارجه امارات این پروژه با موفقیت به اتمام برسد تنها یك مسیر اضطراری خواهد بود كه در مواقع بحران از آن استفاده خواهد شد، نه به طور مداوم. رژیم سیاسی- امنیتی خلیجفارس در حال حاضر به دلیل اختلافهای گوناگون بین كشورهای منطقه هیچ رژیم امنیتی در حوزه خلیجفارس حاكم نیست، بنابراین این حوزه به لحاظ امنیتی از یك «وضعیت بینظامی» رنج میبرد. جمهوری اسلامی ایران در این شرایط معتقد است كه كشورهای منطقه به دور از نفوذ و دخالت دادن قدرتهای خارجی باید از «رژیم امنیت دسته جمعی» استفاده كنند. این نظر تنها به این دلیل كه كشورهای حاشیه خلیجفارس فكر میكنند كه در صورت اجرا شدن آن، ایران محور معادلات منطقهای قرار میگیرد از پذیرش آن طفره میروند. همین موضوع سبب شده كه بازیگران فرامنطقهای به دنبال محوریت بخشیدن به كشورهای عرب با استفاده از ظرفیتهای بینالمللی باشند. در این میان عربستانسعودی علاقه زیادی از خود نشان میدهد كه خود را به عنوان محور منطقهای رژیم امنیتی حوزه خلیجفارس مطرح كند. این در حالی است كه كشورهای قطر و عمان در یكسو و كشورهای امارات، بحرین و كویت در دیگر سو با آن مخالف هستند. دو كشور قطر و عمان نیز به دنبال این هستند كه با حضور كشورهای قدرتمند در خلیجفارس، مسئولیتها به طور مساوی بین همه كشورهای مختلف منطقه تقسیم شود. سه كشور بعدی نیز معتقد هستند امنیت منطقه باید به قدرتهای فرامنطقهای مثل ایالات متحده امریكا واگذار شود تا این قدرت به شكل نیابتی امنیت منطقه را تأمین كند. در این بین نباید از نقش متعادلكننده عراق چشم پوشید، كشوری كه بعد از سال 2003، بر خلاف سناریوی امریكاییها، بیشتر به سمت جمهوری اسلامی ایران متمایل شده است. نتیجهاختلافات نگرشی امریكا با جمهوری اسلامی ایران باعث شده كاخ سفید از تمامی ابزارهای موجود استفاده كند تا با دست گذاشتن بر جغرافیای سیاسی منطقه از موقعیت استراتژیك ایران به نفع همسایگان بكاهد. مخالفت امریكا با طرحهایی مثل خط لوله صلح، خط لوله ناباكو و همچنین خطوط نفت و گاز دبی- فجیره از جمله آنهاست، بنابراین امریكا از طریق سناریوهای مختلف سعی میكند ژئوپلتیك منطقه را تغییر و مزیت استراتژیك ایران را كاهش دهد. همزمان، واشنگتن در یك ابتكار گسترده، سعی كرده جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدید همسایگانش معرفی كند. راه انداختن بازی خلیجفارس یا خلیج عربی و همچنین ادعای امارات بر سر جزایر سهگانه نیز از همین زاویه قابل ارزیابی است. این بار امریكاییها با طرح دلفین و میانبر زدن از تنگه هرمز سعی دارند تا ایران را از امتیاز تنگه هرمز حذف كنند اما نگاهی به ژئوپلتیك خلیجفارس نشان میدهد كه این طرح تنها در تخیل امكانپذیر است و واقعیت از مسیر دیگری عبورمیكند.