
حادثه تروریستی کلیسای مسیحیان در بغداد بازتاب وسیعی در میان افکار عمومی جهان داشت و شاید ابتداییترین هدف مورد نظر عاملان این حادثه نیز همین بود که ناامنی گسترده در عراق را برجسته کنند و بحران موجود در این کشور را شدیدتر نمایند.
وزارت دفاع عراق و مقامات پلیس هرچند بر موفقیت آمیز بودن عملیات علیه گروگانگیران اصرار دارند و این عملیات را تنها راه ممکن پیش روی پلیس عنوان میکنند اما باید این نکته را مورد توجه قرار دهیم که با توجه به وضعیت عراق و بحران سیاسی موجود گروههای مخالف وضع موجود که بارها از هر ترفندی برای ایجاد مانع در پروسه بازسازی و شکلگیری نظم جدید در این کشور دریغ نکردهاند این بار با هدف قرار دادن اقلیتهای مذهبی آن هم در منطقهای نزدیک منطقه حفاظت شده موسوم به منطقه سبز درصددند تا اولاً دامنه اختلافات را به سطح اقلیتها بکشانند و بحران عراق را بیش از پیش گسترش دهند و دوم اینکه پروسه تأمین امنیت و توانایی نیروهای داخلی در تأمین امنیت مورد نظر را زیر سؤال ببرند که البته در وضعیت فعلی قطعاً به نفع دولت مستقر و به خصوص شخص مالکی نخواهد بود.
گروگانگیری در کلیسایی که مراسم عروسی در آن در حال برگزاری بوده و همه افراد حاضر در آن را زن و کودک تشکیل میدادند شاید بهترین سوژه برای برانگیختن احساسات مردم باشد تا از آن طریق پروژه نا امن سازی عراق، اختلاف افکنی و ناکارآمد جلوه دادن دولت در تأمین امنیت شهروندان عملیاتی شود.
جمعیت یک و نیم میلیون نفری مسیحیان عراق در حالی شاهد کشته شدن تعدادی از هم کیشان خود بودند که طی 10 سال گذشته کمتر با آن روبهرو بوده است. هر چند مراکز دینی این اقلیت در مواردی هدف حمله مسلحانه و بمب گذاری قرار گرفته، اما گروگانگیری و کشته شدن دهها تن از مسیحیان میتواند تبعات منفی بیشتری از لحاظ سیاسی و اجتماعی برای عراق داشته باشد. تمام گروها و شخصیتهای سیاسی و مذهبی عراق در اقدامی حساب شده این حادثه ضد انسانی را محکوم کردند و «نوری المالکی» نخستوزیر عراق طی یک بیانیه خبری اعلام کرد اقدام تروریستی صورت گرفته علیه کلیسای سیده النجاه، از سوی صاحبان تفکرهای منحرف با هدف تزلزل در امنیت و ثبات عراق انجام شده است که لازم است نیروهای مسلح و سرویسهای امنیتی هوشیاری و آگاهی زیادی نسبت به حفظ امنیت تمام اماکن مقدس از جمله مساجد و کلیساها داشته باشند.
به عقیده برخی کارشناسان، القاعده و کسانی که به نحوی با وضعیت موجود مخالفند برخی مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی موجود را پوششی برای عملیات تروریستی خود قرار میدهند و شاید درخواست گروه گروگانگیر برای آزادی برخی از زندانیان خود در عراق و مصر در ازای آزادی گروگانها، فقط پوششی برای اهداف سیاسی و امنیتی این گروه است.
با توجه به اهمیت موضوع و بازتاب گسترده جهانی آن در میان افکار عمومی جهان اهم اهداف عاملان این ماجرا را میتوان در سه نکته ذکر کرد؛
اول: گسیختن چتر امنیتی موجود به خصوص امنیت ایجاد شده در منطقه به شدت محافظت شده سبز بغداد
دوم: بهرهبرداری از مشکلات و تضادهای فرقهای و انتقال آن به صحنه کشمکشهای مذهبی و دینی در عراق
سوم: تحتالشعاع قرار دادن تلاشهای مالکی برای تشکیل کابینه
با توجه به این اهداف پشت پرده، باید گفت که گروگانگیری اخیر بغداد، اقدام فوری گروههای عراقی برای تشکیل دولت را به یک ضرورت تبدیل میکند و حوادثی از این قبیل تنها به نفع دشمنان مردم عراق و کسانی است که نمیخواهند این کشور به صلح و ثبات بازگردد. در نتیجه لازم است در وضعیت فعلی ضمن توجه به منافع ملی و ترجیح مصلحت و منفعت ملی بر منافع گروهی و حزبی، زمینه تشکیل دولتی باثبات و قوی را فراهم کنند تا از طرفی مردم این کشور شاهد آشتی ملی و همچنین تکمیل عقب نشینی امریکا از عراق باشند.
البته باید به این نکته توجه کرد که تروریسم در سالهای گذشته به تمامی فرقههای مذهبی حمله میکند و میان مسلمان و مسیحی هیچ فرقی قائل نیست، بنابراین نمیتوان این استدلال را پذیرفت که با این اقدام اهداف مورد اشاره تروریستها محقق شده است چرا که مردم عراق بارها نشان دادهاند که به رغم وجود بحرانهای سیاسی در این کشور، همچنان وحدت و همبستگی خود را حفظ کردهاند.