این روزها رسانههای غربی اعم از امریکایی و اروپایی موج خبری جدیدی در خصوص تهدیدهای تروریستی به راه انداختهاند. این موجسازی بر کشف دو حمله تروریستی نافرجام از یمن به دو مرکز یهودی درامریکا و کشف چند فقره دیگر در یونان مبتنی است اما در این میان کشف حملات تروریستی از یمن از گستره بیشتری برخوردار است. طبق تبلیغات رسانههای غربی، القاعده یمن دو بسته انفجاری را از طریق خطوط هوایی این کشور به مقصد امریکا تدارک دیده بود اما این بستهها در دوبی و انگلیس کشف و خنثی شدند و در پی آن خیلی از کشورهای اروپایی مانند انگلیس، فرانسه و بلژیک پروازهای هواپیماهای باری یمن را به فرودگاههای خود به حالت تعلیق در آوردهاند. همچنین گفته شده کشف این بستهها به کمک دستگاه اطلاعات و امنیت عربستان صورت گرفته است. با توجه به قرائن و شواهد آنچه که از آن به عنوان عملیات تروریستی نافرجام تبلیغ میشود، یک بازی پیچیده امنیتی است که همچون پروژههای امنیتی مشابه برای تحقق یکسری مقاصد سیاسی خاص صورت گرفته است . آنچه این احتمال را تقویت میکند، فضا و بستری است که عملیاتهای تروریستی نافرجام در آن کشف شدهاند. به عبارت روشنتر کشف حملات تروریستی نافرجام درست در آستانه انتخابات کنگره امریکا اعلام شد که حزب حاکم دموکراتها در موقعیت ضعیف قرار گرفته و بنابراین تمام تلاش خود را برای بهرهگیری از هر فرصت ممکن بسیج کرده بود و در چنین وضعیتی کشف این بستهها حداقل دوکارکرد برای دموکراتها داشت. نخست اینکه از احتمال تحریم انتخابات از سوی رأیدهندگان به علت سرخوردگی ناشی از تحقق نیافتن وعدههای تغییر جلوگیری شود و دوم اینکه به آنها این نکته القا شود که دولت در امر مبارزه با تروریسم به موفقیتهای بزرگ دست یافته و برخلاف جمهوریخواهان که قادر نشدند جلوی حملات 11 سپتامبر سال 2001 را بگیرند، به موقع این حملات را کشف و خنثی کردهاند. با وجود اینکه اروپا همانند امریکا دارای فضای انتخاباتی نیست اما کارکردهای حملات تروریستی نافرجام و امنیتی شدن فضا برای اروپا نیز دست کمی از امریکا نداشت و حتی به نوعی میتوان گفت اروپا این بار در خصوص استفاده از پروژه تروریسم و امنیتی کردن فضای عمومی پیش افتاده است، چرا که چند هفته پیش از کشف بستههای انفجاری اخیر ، از احتمال حمله تروریستی به برج ایفل یا انفجار در متروی انگلیس خبر داده شده بود و این درست زمانی بود که فرانسویهای مخالف افزایش سن بازنشستگی، خود را برای برگزاری اعتصاب آماده میکردند و انگلیس نیز سرگرم ارائه طرح ریاضت اقتصادی بود. از این رو هیچ تردیدی باقی نمیماند که کشورهای اروپایی به خصوص آنهایی که بیش از دیگران با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند از امنیتی شدن فضا نفع میبرند زیرا نه تنها گستره بحران اقتصادی را از سیبل توجه افکار عمومی خارج میکند بلکه امکان مقابله با معترضین و حتی برخورد شدید با آنها را توجیهپذیر میکند. بر این اساس میتوان گفت هر چند امکان دارد پس از برگزاری انتخابات کنگره امریکا، تا حدودی از شدت موجسازی رسانههای این کشور در قبال سناریوسازیهای امنیتی جدید کاسته شود اما این انگیزه کماکان در اروپا باقی خواهد ماند که به حفظ این فضا ادامه دهد، ضمن اینکه پیروزی جمهوریخواهان نیز موجب خواهد شد که امریکا نیز همانند دوران بوش بحث تروریسم را به گفتمان اصلی در سیاست خارجی تبدیل سازد و بر شدت تهاجمات خود در پوشش مبارزه با تروریسم بیفزاید که این امر یمن را با چالش جدید روبهروخواهد کرد.