
سعید احمدیان - افشین قطبی میگوید بعد از جام ملتها از ایران میرود. هفته پیش قطبی بعد از اینکه دید سازمان تربیت بدنی به دنبال یک مربی بزرگ خارجی برای نشستن روی نیمکت تیم ملی است بیانیهای نوشت و گفت که «برای برداشتن فشارها از روی تیم ملی دو ماه زودتر رفتنش از ایران را رسانهای کرده است» جام ملتهای قطر که 2ماه دیگر سوت شروع آن زده میشود آخرین بازیهایی است که افشین قطبی به عنوان سرمربی روی نیمکت ایران مینشیند و پس از آن شاید او دیگر حتی از دوحه هم به تهران برنگردد و از قطر بلیت پرواز به هلند را اوکی کند.
جام ملتهای آسیا خط پایان مردی در فوتبال ایران است که مرداد 86 نامش با نشستن روی نیمکت پرسپولیس وارد خاطره ایرانیها شد. از 18 مرداد 86 که او با پرواز آمستردام – تهران وارد فرودگاه مهرآباد شد. کمی بیشتر از سه سال گذشته و دیگر وقت خداحافظی رسیده است. در این 39ماه آنقدر اتفاقات ریز و درشت رخ داده که باعث شده قطبی همیشه یکی از سوژههای نابی باشد که همیشه روی صفحه اول روزنامهها خودنمایی کند. «زمانی که با تیم ملی کره بودم یک تلفن شد که مدیر جدید پرسپولیس و آقای استیلی علاقه دارند با شما صحبت کنند و شما را به ایران بیاورند. من 30 سال در ایران نبودم، پاسپورت ایرانی نداشتم و سال قبل از آنکه با کره میخواستیم به تهران بیاییم به من اجازه ورود ندادند و من بازی را از دبی تماشا کردم. آن روز قلبم خیلی شکست، چون میخواستم برگردم، مادرم و کشورم را بعد از 30 سال ببینم. اما این صحبتها بار دیگر قلبم را گرم کرد» پس از پیشنهاد حبیب کاشانی به قطبی بود که او برای بازگشت به ایران آن هم بعد از 30 سال وسوسه شد. او آن روزها آنالیزور تیم ملی کره بود و در ایران تعداد کمی بودند که او را میشناختند. 12 مرداد 86 بود که قطبی با پرسپولیس به توافق رسید و به طور رسمی اعلام شد که سرمربی فصل آینده قرمزها افشین قطبی است. 18 مرداد 86 یک روز به یاد ماندنی برای قطبی است. او در آن روز پس از 30 سال با استقبال پرسپولیسیها به تهران برگشت. یکی از کسانی که به فرودگاه آمده بود مادرش بود. «وقتی بعد از 30 سال مادرم را دیدم احساس عجیبی داشتم. 30 سال دور بودن و جدایی سخت است» پس از آن بود که مأموریت قطبی در ایران شروع شد. «نشان دادیم قلب شیر هنور میتپد» این ادبیات جدیدی بود که قطبی وارد فوتبال ایران کرد. خبرنگاران پس از پایان هر بازی پرسپولیس در لیگ پنجم در سالن کنفرانس مطبوعاتی با مردی روبهرو میشدندکه ادبیاتش با بقیه مربیان ایرانی فرق داشت. او با عباراتی مانند «قلب شیر»، «انرژی مثبت» و حرفهایی که مانند بعضی دیگر از مربیها تحقیر حریف در آن جایی نداشت شخصیت جدیدی را به فوتبالیها معرفی کرد که قبلاً کمتر با آن روبهرو شده بودند. قطبی حتی پس از باخت هم با خوش رویی پاسخ میداد و برخلاف برخی شکست را به گردن میگرفت و خبری از بهانههای واهی نبود. ادبیات منحصر به فرد قطبی باعث شد تا او خیلی زود محبوب سکوها شود و حتی هواداران تیمهای رقیب پرسپولیس هم به احترام او کلاهشان را از سرشان بردارند. هفتههای ابتدای نشستن افشین قطبی روی نیمکت پرسپولیس همه چیز بر وفق مراد نبود و خیلی زود شیرینی بازگشت پس از 30 سال میرفت که جایش را به تلخی بدهد. نتایج پرسپولیس راضی کننده نبود و قطبی حتی تا مرز اخراج هم پیش رفت. باخت 4- یک به استقلال اهواز او را به بستن چمدانهایش برای رفتن از ایران نزدیکتر کرد ولی حبیب کاشانی که آن فصل برای اولینبار مدیرعاملی پرسپولیس را تجربه میکرد پشت قطبی را خالی نکرد. او به سرمربیاش اعتماد کرد و فرصت داد که ادامه بدهد. رأی مردم به ادامه حضور قطبی در نظرسنجی برنامه 90 هم پشت او را در ادامه لیگ گرمتر کرد. با این وجود حاشیهها دست بردار نبودند، حاشیههایی که از داخل تیم هدایت میشد و جبههای را علیه سرمربی جدید تشکیل داده بود. شیث رضایی، علیرضا نیکبخت واحدی به همراه حمید استیلی کمک قطبی، کسانی بودند که به اعتقاد سرمربی وقت پرسپولیس میخواستند زیر پای او را خالی کنند. اما حبیب کاشانی مثل همیشه طرف سرمربیاش را گرفت و با اخراج حاشیهسازها، بار دیگر آرامش را به اردوی پرسپولیس برگرداند تا قطبی در تیمی بدون حاشیه به مأموریتش برای رسیدن به جام قهرمانی ادامه دهد.چند ماه از نشستن افشین قطبی روی نیمکت پرسپولیس نمیگذشت که او مورد توجه فدراسیون برای هدایت تیمملی قرار گرفت. اوایل اسفند 86 بود که پس از به توافق نرسیدن فدراسیون با کلمنته، علی کفاشیان و همکارانش برای هدایت تیم ملی روی گزینههای داخلی زوم کردند. اخباری که از ساختمان فدراسیون در خیابان سئول رسید نشان میداد که افشین قطبی گزینه اصلی فدراسیون است و همه منتظر معرفی او به عنوان سرمربی جدید ایران بودند. ولی در حالی که افشین قطبی 12 اسفند 86 همراه پرسپولیس برای بازی با مقاومت به شیراز رفته بود ناگهان پس از پایان این بازی بود که اعلام شد علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی معرفی شده است. «شب قبلش آقای تاج به من زنگ زد و تبریک گفت. روز بازی با مقاومت هم به آقای کاشانی گفته بودند که من سرمربی تیم ملی شدهام. من حتی قبل از بازی در رختکن از بازیکنان خداحافظی کردم و در پایان بازی با آقای کاشانی دور زمین دویدم و با هواداران خداحافظی کردم. بعد از کنفرانس مطبوعاتی همه چیز عوض شد و اعلام کردند آقای دایی سرمربی تیم ملی است. فکر میکنم در ایران بعضی مواقع روابط بهتر از تجربه، کیفیت و دانش است.» این باعث شد تا قطبی همچنان در پرسپولیس به کارش ادامه دهد.خرداد 87 را قطبی هیچ وقت فراموش نمیکند. « بازی با سپاهان بزرگترین بازی در تاریخ فوتبال من است. به دلیل اینکه دیداری بود که در آخرین لحظه قهرمانی را کسب کردیم و میلیونها نفر را شاد کردیم. من واقعاًً تا آخرین لحظه ناامید نشدم و یک ایمانی در قلب و مغزم بود که به من میگفت ما برنده هستیم.» پرسپولیس با قطبی به طرز دراماتیکی قهرمان لیگ پنجم شدند. سپاهان با یک تساوی هم میتوانست در آزادی جشن قهرمانی بگیرد و گل دقیقه 96 سپهر حیدری مثل آوار بر سر اصفهانیها خراب شد تا قرمزها دو بر یک بازی را ببرند و افشین قطبی در اولین فصل حضورش در ایران اولین قهرمانی را هم در کارنامهاش ثبت کند. برای او رؤیاییتر از این نمیشد. «دیگر انرژی ماندن در پرسپولیس را نداشتم» افشین قطبی با گفتن این جمله پس از قهرمانی با پرسپولیس در لیگ، تهران را ترک کرد. تلاشهای حبیب کاشانی برای راضی کردن افشین قطبی نتیجهای نداشت و سرمربی پرسپولیس تصمیمش را گرفته بود. او بامداد 12 خرداد 87 ایران را درک کرد، ولی گفت «خیلی زود بر میگردم.» پس از رفتن قطبی حبیب کاشانی هم با توجه به اختلافاتش با علی آبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی کنار رفت و مصطفوی جانشین او شد. هیئت مدیره جدید قرمزها اوایل تیر در جلسهای از قطبی به عنوان گزینه اصلی سرمربیگری پرسپولیس نام برد و حسین هدایتی از طرف باشگاه مأمور شد که به دبی برود و مذاکرات نهایی را با او انجام بدهد. مذاکره هدایتی با قطبی موفقیت آمیز بود و سرمربی سابق پرسپولیس به شرط اینکه امکانات مورد نظرش تأمین شود حاضر شد برگردد. سرانجام 13 تیر 87 قطبی دوباره به عنوان سرمربی پرسپولیس معرفی شد. «آمدهام تا پرسپولیس را قهرمان آسیا کنم.» او 15 تیر به ایران برگشت تا مأموریتش را به پایان برساند.«مارکوکوسا»؛ این نام دستیار برزیلی افشین قطبی بود که در لیگ ششم قرار بود کنار دست قطبی روی نیمکت قرمزها بنشیند. قطبی پس از ماجراهایی که در لیگ پنجم با حمید استیلی داشت به مربیان ایرانی بدبین شده بود و به همین خاطر در فصل جدید مارکو را به ایران آورد. آشنایی قطبی با این مربی برزیلی به تیم ملی کره جنوبی و تیم باشگاهی سون سامسونگ بر میگشت که با همدیگر همکار بودند. با این وجود مارکو زیاد نتوانست در ایران دوام بیاورد او چند بار پس از شروع لیگ به بهانههای مختلف و بدون اجازه باشگاه ایران را ترک کرد که این موضوع با واکنش پرسپولیسیها روبهرو شد و آنها که به تعهداتشان در قبال این مربی برزیلی عمل کرده بودند از غیبتهای دستیار برزیلی قطبی به شوق آمدند و سرانجام آبان 87 با او قطع همکاری کردند. البته شایعاتی مانند «دلال بودن» مارکو هم آن روزها شنیده میشد که باعث شده بود تا نگاهها به افشین قطبی تغییر کند و این سؤال مطرح شد که چطور قطبی توانسته یک دلال را به عنوان مربی روی نیمکت پرسپولیس بنشاند.در لیگ ششم دیگر خبری از آن افشین قطبی خوشرو فصل پیش نبود و «قلب شیر» انگار به کما رفته بود. دیگر آرامش و متانت یک سال قبل در لحن صحبتهای سرمربی پرسپولیس دیده نمیشد و او عوض شده بود. نمونهای از این رفتار در تمرین 2 مهر 87 پرسپولیس رونمایی شد و نشان داد که قطبی تغییر کرده است. او پس از پایان تمرین با لحنی انتقاد آمیز در خصوص خبری درباره سفر مارکو به برزیل برای آوردن بازیکن برای تیم فولاد خطاب به خبرنگاران گفت: «شما مگر وجدان کاری ندارید، شما مگر حیوانید؟ آخر حیوان هم با حیوان کاری که برخی روزنامهها با پرسپولیس میکنند را نمیکند. مارکو اصلاً نمیداند فولاد چه تیمی است و کجاست پس چطور میشود برای آوردن بازیکنی برای این تیم به برزیل رفته باشد.» حرفهای توهین آمیز مردی که تا چند ماه پیش با احترام صحبت میکرد، چشمهای حاضران در تمرین را از حدقه در آورد. البته او چند ساعت بعد از رسانهها عذر خواهی کرد و گفت: «همیشه خودم را مدیون خبرنگاران میدانم» ولی این باعث نشد تا کسی فراموش کند که او چطور 180 درجه با سال قبل رفتارش فرق کرده است.«او آقای گل برزیل است میتواند بهترین بازیکن لیگ ایران شود» این تعریف و تمجیدهای افشین قطبی بعد از قرار داد پرسپولیس با دیکارمو بود. پس از غیبتهای ابراهیم توره در ابتدای فصل بود که قطبی این مهاجم برزیلی را به ایران آورد تا یکی از بهترین گلزنان لیگ ایران شود. 17 گل در 19 بازی لیگ برزیل آماری بود که سرمربی وقت پرسپولیس در توصیف مهاجم جدیدش به رسانهها داده بود با این تفاسیر هم منتظر یک گلزن بالفطره بودند که آتش خط حمله پرسپولیس را حتی برای یک لحظه هم خاموش نکند، اما از همان بازی اول که دیکارمو در ترکیب پرسپولیس به میدان رفت برای همه عیان شد که این مهاجم برزیلی آن گلزن رؤیایی که افشین قطبی وعده داده بود، نیست. دردسرهای قطبی شروع شد و این بار خرید این مهاجم گلنزن بود که باعث شد انتقاد رسانهها به سمت او حواله شود. عادل فردوسیپور در برنامه 90 همان روزها افشا کرد که دیکارمو سابقهای در سطح اول لیگ برزیل ندارد و در لیگ محلات برزیل بازی میکرده است. در نهایت بازیهای ضعیف دیکارمو باعث شد تا حضور این برزیلی مانند حضور مارکو چند ماه بیشتر طول نکشد و قرارداد او فسخ شود. قطبی با وجود اخراج دیکارمو همچنان دست از حمایت از او برنداشت و خطاب به رسانهها که به عقیده او مسبب اخراج این مهاجم برزیلی بودند، گفت: «شما با اخراج دیکارمو آبروی ایران را بردید!»«از آنجایی که با تمامی قلبم پرسپولیس و هواداران آن را دوست دارم، خنجر جدایی را در قلب خود فرو کرده و از کنار تیم دور میشوم، شاید با این اقدام دشمنان ما خود شنوا شوند و دست از سر این تیم بردارند.» این بخشی از نامه استعفای افشین قطبی خطاب به هواداران پرسپولیس بود که 29 آبان 87 منتشر شد. شایعه مذاکره پنهانی باشگاه با لوکا و همچنین حاشیههای این تیم از جدایی مارکو گرفته تا اخراج دیکارمو باعث شد تا قطبی در فصل دوم نشستنش روی نیمکت پرسپولیس چهار ماه بیشتر طول نکشد و او برای دومینبار ایران را ترک کند: «هنگام بازگشتم به ایران، مسئولان پرسپولیس وعدههای زیادی درخصوص فراهم کردن شرایط مناسب برای حضور در لیگبرتر و لیگ قهرمانان آسیا داده بودند اما بسیاری از آنها فراهم نشد بنابراین استعفا دادم.» قطبی پس از جدایی از پرسپولیس گفت که دیگر به ایران برنمیگردد.هر چند قطبی گفته بود دیگر برنمیگردد ولی پنج ماه بعد او دوباره به ایران برگشت. البته این بار او قرار نبود سرمربی پرسپولیس شود او اینبار بهعنوان سرمربی جدید ایران به تهران آمد تا تیمملی را در سه بازی باقیماندهاش در مقدماتی جامجهانی هدایت کند و بلیت افریقای جنوبی را برای ایران رزرو کند، انتخاب قطبی بهعنوان سرمربی ایران در حالی بود که او 14 ماه پیش هم در یک قدمی نیمکت ایران بود ولی دایی جای او را گرفت. حالا پس از برکناری دایی، او دوم اردیبهشت 88 به آرزویش رسید. با توجه به باخت ایران برابر عربستان در آزادی صعود تیمملی به جامجهانی سخت شده بود ولی قطبی در اوج اعتماد به نفس وعده صعود داد: «دو کره را مثل کف دست میشناسم. من بلیت ژوهانسبورگ را از همین حالا در جیب دارم، شک نکنید ما آنجا خواهیم بود.» با وجود امیدواری قطبی ایران از سه بازی باقیمانده پنج امتیاز گرفت و نتوانست به جامجهانی صعود کند تا بلیت سفر قطبی به افریقای جنوبی که گفته بود در جیبش است کنسل شود! نرفتن ایران به جامجهانی باعث نشد تا فدراسیون فوتبال، قطبی را برکنار کند، پس از بازگشت تیمملی از سئول بود که قطبی و کفاشیان دور میز مذاکره نشستند و برای دو سال دیگر به توافق رسیدند. طبق این قرارداد که تابستان 88 امضا شد، افشین قطبی تا پایان جام ملتهای 2011 قطر سرمربی ایران باقی ماند. حضور قطبی در تیمملی هم مانند سال دوم حضورش در پرسپولیس بیحاشیه نبود. ماجرای انتخاب بیوتر بهعنوان یکی از دستیاران قطبی که یک بنگاه نقل و انتقال بازیکن داشت بار دیگر یاد مارکو را در ذهن زنده کرد. همچنین ماجرای اختلاف او با اعضای کمیته فنی فدراسیون از دیگر حاشیههای او بود. قطبی معتقد بود برخی از اعضای کمیته فنی چشم به نیمکت تیمملی دارند و همین باعث شد تا اعضای این کمیته به شدت علیه سرمربی تیمملی موضع بگیرند و حتی یاوری از این کمیته استعفا بدهد. سفرهای گاه و بیگاه قطبی به هلند و امارات از دیگر دردسرهای سرمربی تیمملی بود که باعث شد تا برخی رسانهها او را «مربی پروازی» بنامند که فقط زمان مسابقه در ایران است و انتقاداتی را حواله قطبی و فدراسیون کنند. با تمام این حاشیهها شکستناپذیری ایران با قطبی در سال 2010 تا قبل از بازی 15 مهر با برزیل و همچنین شکست کرهجنوبی پس از 39 سال در سئول باعث شده بود تا قطبی از حاشیه امنیتی برخوردار باشد.«سعیدلو، کمیتهای را مأمور کرده تا برای صعود به جامجهانی 2014 یک مربی بزرگ خارجی برای تیمملی انتخاب کنند.» پرده برداشتن فتحاللهزاده از تلاش سازمان تربیت بدنی باعث شد افشین قطبی که انتظار نداشت در فاصله دو ماه تا جامملتها برکناریاش علنی شود از دست فدراسیونیها دلخور شود. او یکبار دیگر هم این روزها را تجربه کرده بود. اسفند 88 بود که مذاکره تاج با فاتح تریم باعث شده بود که برای اولینبار شایعه برکناری قطبی قوت بگیرد ولی آمدن تریم به ایران تکذیب شد تا قطبی همچنان روی نیمکت ایران بنشیند. ولی اینبار شرایط فرق میکرد و سعیدلو به فدراسیون گفته بود بدون دغدغه پول به دنبال یک مربی بزرگ خارجی باشند. این طور بود که قطبی چهارشنبه هفته گذشته دست به قلم برد و در بیانیهای اعلام کرد که بعد از جام ملتها از ایران میرود.