
آرش عسکری
افشین قطبی چهارشنبه هفته گذشته در حرکتی حساب شده نامهای را در اختیار سایت سازمان تربیت بدنی داد که در متن آن اینگونه آمده بود که پس از اتمام مسابقات آتی جام ملتهای آسیا برای همیشه از تیم ملی فوتبال ایران خواهم رفت تا فرد دیگری عهدهدار سمت مربیگری تیم ملی ایران شود، او کمتر از 40 ساعت پس از انتشار این نامه مرموز با حضور در برنامه ورزش و مردم سیمای جمهوری اسلامی سناریوی خود را تکمیل کرد و با ژستی خاص در برابر دوربینهای تلویزیونی مدعی شد که تنها به فکر موفقیت فوتبال ایران است و
هیچ هدفی برای وی مهمتر و ارزشمندتر از موفقیت فوتبال ایران در مسابقات جام ملتهای آسیا نیست.
بیان چنین سخنانی از زبان کسی که تا دیروز فقط به فکر رسیدن به منافع شخصی بود کمی سخت و غیرقابل باور بود اما او تلاش ویژهای به خرج داد تا به افکار عمومی ثابت کند بدون
هیچ سیاستی این سخنان را به زبان آورده چرا که موفقیت ایران در فوتبال یکی از آرزوهای بزرگ زندگی او به شمار میرود!
اصرار قطبی به القای این مطلب که من تنها به دنبال موفقیت فوتبال ایران هستم، بسیاری از اهالی فوتبال ایران را به این فکر واداشت که چرا سرمربی تیم ملی در چنین شرایطی این سخنان را به زبان آورده و هدف او از بیان این مطالب چیست؟ پیدا کردن پاسخ این پرسش کار سخت و طاقتفرسایی نیست چراکه با مرور اتفاقات گذشته به راحتی میتوان اثبات کرد که این حرکت کارشناسی شده تیم رسانهای حامی سرمربی تیم ملی فوتبال کشور است که در مقاطع مختلف برای او تصمیمگیری میکنند و با ارائه آن به افشین از او میخواهند سناریوی باب میل آنها را اجرا کند.
هرچند قطبی مدعی است که این حرکت با تصمیم شخصیاش صورت پذیرفته و او با کمک مهدی حاج باقر و منوچهر والیزاده نامه خداحافظیاش که چهارشنبه شب روی خروجی سایت سازمان تربیت بدنی قرار گرفته را روی کاغذ آورده است اما میتوان با کمی تأمل ردپای برخی افراد دیگر را نیز در نگارش این نامه معنادار ملاحظه کرد، افرادی که زیاد به منافع ملی فکر نمیکنند و تنها به فکر منفعتطلبی خود هستند.
شاید این گمانهزنی رسانهای در گام نخست یک موضوع غیرقابل اثبات به نظر بیاید اما وقتی تکههای پازل این سناریو را کنار هم قرار میدهیم این شائبه به وجود میآید که برخینزدیکان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران که از بدو حضور وی در فوتبال ایران به عنوان حامی پشت پرده او از آن سوی آبها تمام رفتارهای وی را زیر نظر داشتند و برای او تعیین تکلیف کردند در این ماجرا نیز مثل دفعات گذشته همه امور را در کنترل خود داشتند و با هدایت پنهان افشین قطبی در این ماجرا اقدام به نقشآفرینی کردند تا بار دیگر همه چیز به سود آنها رقم بخورد و آینده متعلق به آنها شود.
اینکه به فاصله کوتاهی از انتشار این نامه تمام رسانههای بیگانه که پیش از این علاقه زیادی به حمایت از او نداشتند از این مسئله بهعنوان یک تراژدی بزرگ یاد میکنند و در رسانههای تصویری و شنیداری خود از افشین قطبی بهعنوان یک قربانی بزرگ یاد میکنند و تصمیم وی را ناشی از فشارهای مسئولان سازمان تربیتبدنی توصیف میکنند، بیانگر این واقعیت است که افرادی در پس پرده به دنبال صید ماهی از آب گلآلود به سود خود هستند چرا که اصلاً استعفای افشین قطبی برای دورهای که وی هیچ قراردادی با فدراسیون فوتبال ایران ندارد، اصلاً معنا و مفهومی ندارد.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان فوتبال ایران که این روزها بیرون گود ناظر مسائل هستند، معتقدند که این حرکت افشین قطبی یک سیاسیکاری است و او با انجام این سناریوی از پیش نوشته شده به دنبال مظلومنمایی و فراز از مسئولیتپذیری است چون او خوب میداند با توانایی اندکش در عرصه مربیگری توان کسب موفقیت به همراه تیمملی فوتبال ایران در رقابتهای جام ملتهای آسیا را ندارد و مجبور است با شکستی تلخ از این رقابتها کنار برود.
این مسئله زمانی جدی میشود که یکی از مسئولان فدراسیون فوتبال هم این نظریه را مورد تأیید قرار میدهد و در اینباره معتقد است که رفتار افشین قطبی کاملاً بیانگر این مطلب است که وی با هدفی خاص اقدام به نگارش این نامه کرده چون در این حرکت وی در هر حالتی چهره پیروز بازی را به خود خواهد گرفت و در نهایت فوتبال ایران بازنده این بازی خواهد بود.
این مقام مسئول که دوست ندارد در شرایط فعلی نامی از او به میان بیاید، میگوید: تردیدی نیست که افشین قطبی این نامه را ننوشته بلکه دوستان او این متن را برای وی آماده کردهاند و با ارائه آن به افشین قطبی از او خواستهاند که این مطلب را با مانور ویژهای در رسانههای گروهی مطرح کنند تا آنها با جوسازیهای خود وی را در این بازی کمک کنند و او بتواند پس از پایان رقابتهای جام ملتهای آسیا از جایگاه قابل قبولی برخوردار شود.
این مقام مسئول در بخشی دیگر از سخنان خود تحلیلی را ارائه میکند که اگر این مطلب رنگ واقعیت به خود بگیرد باید برای فوتبال ایران سخت ابراز نگرانی کرد چون حضور افراد معلومالحال در کنار سرمربی تیم ملی نمیتواند به هیچ وجه تبعات مثبتی را برای فوتبال ایران دربرداشته باشد؛ این فرد معتقد است (ن) و (ر) دو فرد رسانهای که یکی در خارج از ایران و دیگری در داخل کشور مشغول فعالیتهای رسانهای هستند با نفوذ کامل بر تصمیمگیریهای افشین قطبی همه چیز را به شکلی طراحی کردند تا زمینه برآورده شدن منافع شخصی آنها با اجرای این سناریو فراهم شود.
با مشخص شدن پشت پرده نگارش نامه افشین قطبی به نظر میرسد مسئولان فدراسیون فوتبال باید در این برهه نظارت خود را بر رفتار و نوع ارتباطات قطبی دو چندان کنند تا برخی منفعتطلبان نتوانند از این موقعیت به سود خود بهرهبرداری کنند.