کد خبر: 419244
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۸۹ - ۱۶:۴۲
به بهانه سفر بی‌بهانه برای شرکت در اولین جشنواره انگور اراک


*نفیسه ابراهیم زاده‌انتظام

«جشن انگور» در فصل برداشت آن، سبب‌ساز سفری است به گوشه‌ای از این سرزمین پهناور که یونسکو هر عنوانی برای گردشگری جهانی انتخاب کند، مصداق یا مصداق‌هایی برای آن در ایران هست.
از ابتدای مسیر، باغ‌های انگور و تاکستان‌های خشک، نیمه‌خشک و سرسبز به پیشوازمان می‌آیند و به معرفی خودشان می‌پردازند و قبل از رسیدن به منطقه تهیه گزارش، از وضعیت کشاورزی و تاک‌داری منطقه تصویری نشانمان می‌دهند. شاید می‌خواهند با معرفی خود، نشان دهند که مقصد کجاست! جاده نیمه‌آسفالت سربالایی پرشیبی ما را به هزاوه وصل می‌کند. هزاوه همان مقصد است.
کاروان میهمانان جشنواره «انگور» روستای هزاوه از توابع استان مرکزی را گروه سواره‌ای متشکل از مسئولان استان مرکزی، مردم مشتاق اطراف و اکناف و خبرنگاران تشکیل داده است که جلودار آن پیکان سفید انگور آذینی است که سقف و کاپوت و در صندوق عقبش میهمان خوشه‌های سبز و قرمز انگورهای یاقوتی، عسکری، ریش‌بابا و کشمشی است. حرکت با اجرای مراسم چوب بازی و رقص محلی و قربانی گوسفند آغاز می‌شود.
تمام جاده آینه‌بندان شده است و کاروان در محاصره خانه‌هایی که جلوی درب تمام آنها، آب و جارو شده و گل و گلدان گذاشته شده عبور می‌کند. چپ: سفره ترمه، آینه، گلدان. راست: سفره سفید، قاب «وان یکاد»، گلدان. چپ: آینه، فانوس، اسپند...، راست: تمثال حضرت علی(ع)، گلدان، آینه. . . چپ. . . راست. . . . چپ. . . اهالی هزاوه این مراسم را برای تمام میهمانانی که برایشان عزیز و مهم هستند و به مناسبت‌های مختلف، برگزار می‌کنند. از یکی از بانوانی که کنار جاده به استقبال کاروان جشن آمده، می‌پرسم: این مراسم نام خاصی دارد؟ می‌گوید: بله، این آداب پیشواز از میهمان و میهمان‌نوازی است و بلافاصله ما را به خانه‌اش که به گفته خودش چراغ آن از کشاورزی و تاکداری روشن است، دعوت می‌کند: بفرمایید خانه در خدمت باشیم.
انتهای جاده، آسمان است و زمین که با بقعه و بارگاه امامزاده «سلطان احمد» از نوادگان امام موسی کاظم(ع) به هم متصل شده‌اند. کنار حرم امامزاده، جایگاه برگزاری جشنواره و غرفه‌هایی قرار دارند که محصولات کشاورزی و سوغات هزاوه را به بازدیدکنندگان عرضه می‌کنند. تا مراسم آغاز نشده، میهمانان این جشن که از راه‌های دور و نزدیک برای شرکت در مراسم آمده‌اند، بازدید از غرفه‌ها را ترجیح می‌دهند. در میان جمعیت، نماینده مردم منطقه در مجلس شورای اسلامی، فرماندار و اعضای شورای شهر و روستای اراک و روستاهای اطراف نیز حضور دارند. غرفه‌ها انگور و مشتقاتش، اصلاح می‌کنم: انگور و مشتقات حلالش) اعم از میوه و شیره و شربت وکشمش سایه خشک و آفتاب خشک، عسل، انواع آش، ترخینه (که برای تهیه‌اش و دوغ محلی کاربرد دارد)، میوه سماق، شیرینی‌های مختلف محلی و ماست محلی به بازدیدکننده‌ها عرضه می‌کنند، البته با قیمت بالایی که با توجه به عرضه مستقیم و بی‌واسطه اجناس، غافلگیرکننده است.
اینجا هزاوه است، خاکی که سال‌هاست زیر شلاق آفتاب بیشترین ثمر را می‌دهد. حاصل قداره‌بندی خورشید در این سرزمین میهمانی کلاغ‌ها و مورچه‌هاست.
هزاوه کجاست؟
روستای هزاوه در فاصله ۱8 کیلومترى شمال غربى شهرستان اراک، در ناحیه‌اى از دهستان فراوان بخش فرمهین با حدود سه هزار تن سکنه قرار گرفته است. خانه‌های روستای هزاوه از سنگ و گل با سقف و دیوارهای ضخیم ساخته شده و بر شیب کوه‌ها سوارند. دیوار خانه‌ها و سازه‌های قدیمی‌تر، از لایه‌های سنگ‌های تیز و ملاتی که به نظر آمیخته‌ای از سیمان است، ساخته شده‌اند. اهالی این روستا می‌گویند آب و هوای این منطقه هزاوه در بیشتر ایام سال معتدل و نسبتاً سرد و کوهستانی است. با این حال آنچه آب و هوای هزاوه اواخر مهرماه از خود به نمایش گذاشته، سایه‌ای سرد و آفتابی سوزان است. بیشتر ساختمان‌ها در این منطقه رو به جنوب ساخته شده‌اند تا حداکثر استفاده از نور و گرمای خورشید برده شود.
ما در سفر یک روزه‌مان به غیر از مقبره امامزاده سلطان احمد(ع)، جد سوم مقام معظم رهبری و کوره‌های شیره‌پزی جلوه دیگری از امکانات و تسهیلات تفریحی، تاریخی و گردشگری هزاوه را ندیدیم اما اهالی از مسجد شبستان دار، درخت سرو کهنسال و حمام قدیمی و خانه محل تولد قهرمان مبارز استعمار، امیرکبیر به عنوان جاذبه‌های روستایشان سخن می‌گویند.
هرچند نمی‌دانند، سنگ‌قبرهای اطراف امامزاده که امروز جولانگاه لاستیک اتومبیل‌ها هستند و تاریخ روزها و دهه‌های اول سده معاصر و دهه آخر سده 12 هجری شمسی بر آنها حک شده، آثار هویتی و اجتماعی ساختار جمعیتی این منطقه‌اند و احتمالاً حتماً بعد از اینکه توسط قاچاقچیان! اجناس تاریخی سرقت شده و در آستانه خروج از کشور قرار گرفتند، در پی یک عملیات شجاعانه نجات داده شده و به ارزششان پی می‌بریم! بگذریم. . . .
هزاوه با ۷۰‬گونه درختان مثمر و غیرمثمر، بیش از هزارگونه گیاهی و ‪۲۰‬رقم انگور را دارد و هر ساله بیش از پنج هزار تن انگور در این روستا تولید می‌شود. پیش‌‌بینی شده که از سطح زیرکشت تاکستان‌های انگور در استان مرکزی امسال ‪۱۰۲‬هزار تن محصول برداشت شود که بخشی از آن به مصرف داخلی منطقه می‌رسد و مابقی به سایر نقاط ایران ارسال می‌شود.
سطح زیر کشت انگور در شهرستان اراک دو هزار و ‪ ۱۰۰‬هکتار با متوسط تولید ‪ ۱۵‬تن در هکتار است که ‪۲۵۰‬هکتار آن با متوسط تولید ‪ ۱۸‬تن در هکتار در روستای هزاوه واقع است.
انگور- سنگ- انگور
از زمانی که انسان پی برد آب و هوا و زمین دست به دست هم یک سال تلاش می‌کنند تا روزی او از دل خاک سربرآورد، درصدد سپاسگزاری از قدرت برتر این چرخه برآمد و در طول تاریخ، شادی به بار نشستن زحمات یک‌ساله کشاورزان، به برگزاری جشن‌ها و آیین‌های سنتی و بومی در فصل برداشت محصول به شکرانه وفور نعمت انجامیده است.
و اما اولین جشنواره انگور در هزاوه...
با وجودی که مجتبی رضوانی، قائم مقام و معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان مرکزی معتقد است روستای هزاوه یکی از قطب‌های مهم تولید انگور و مشتقات آن است و با توجه به جاذبه‌های گردشگری مذهبی، فرهنگی و اقتصادی یکی از مناطق مهم نمونه گردشگری روستایی استان به شمار می‌رود، اما نام این روستا برای بسیاری از هموطنان ناآشناست. با این حال نه این اظهار نظر و نه این غربت ذره‌ای از شور و هیجان اهالی را که همگی تاکدار و کشاورزند نمی‌کاهد. جشن انگور در این منطقه در آغاز فصل برداشت این میوه برگزار شده و کمتر کسی از اهالی در این جشن شرکت نکرده است. بعد از پایان مراسم رسمی و سخنرانی شماری از مسئولان منطقه که در کشور ما نمک (بخوانید شوری) هر برنامه‌ای است، حلقه‌های انسانی جداگانه‌ای اطراف حرم امامزاده سلطان احمد تشکیل شده است. مرکز این دایره‌ها دسته چوب بازان و بازیکنان بازی‌های محلی، به همراه گروه موسیقی محلی در یک‌سو و داوطلبان و شرکت‌کنندگان مسابقه طناب‌کشی در طرف دیگر قرار دارند. این شور و شوق که قرار است از فردا به مزارع و باغات انگور برسد باعث می‌شود غیرقابل پیش‌بینی بودن شرایط جوی منطقه را از رو ببرد و باغداران را وادار به جمع‌آوری هرچه سریع‌تر محصولات کند.
معمولاً مراسم چیدن انگور مانند سایر فعالیت‌های کشاورزی به صورت گروهی صورت می‌گیرد. به گفته یکی از کشاورزان منطقه که از او در مراسم جشن در مقام پدر شهید تجلیل شد، همه ساله مراسم چیدن انگور و شیره‌پزی با تشریفات خاصی برگزار می‌شود. باغداران برای چیدن انگور اقوام و نزدیکان خود را خبر می‌کنند و در طول برداشت انگور همه با لباس‌های سفید و تمیز در باغ حاضر می‌شوند. علاوه براین، چیدن انگور با شادی و سرور و همراه با خواندن نغمه‌های محلی توسط افراد خوش‌صدا انجام می‌شود.
قدیمی‌ترها هنوز برای جمع‌آوری و حمل انگورهای چیده شده خوشه‌های انگور را با دقت و ظرافت داخل سبدهای مخصوص حصیری می‌گذارند، در حالی که در کنار برخی از باغ‌ها سبدهای پلاستیکی سبز و قرمز با دهانی رو به آسمان باز و کلافه از آفتاب، انتظار سهم پنج تا 10 کیلویی خود را از محصول زمین می‌کشند. باغداران در قرار دادن خوشه‌های سبز و قرمز و سیاه انگور داخل سبدها دقت می‌کنند که از زمین ریختن حتی یک حبه انگور جلوگیری شود چراکه به اعتقاد باغداران هدر رفتن ذره‌ای از محصول باعث قهر خداوند و کاستن از برکت محصول تولیدی در سال‌های آتی می‌شود. با این حال زمین عرصه اولین جشنواره انگور هزاوه پر است از حبه‌های انگور که گاه به گاه دانه‌ای از آنها غنیمت جماعت مورچه‌ها می‌شود که بی‌تفاوت به اطراف، برای بردن غنیمت‌های به دست آمده از جشن به سمت لانه‌شان گروهی تدبیر می‌کنند.
روی خاک آن بخش از زمین که از پتک گام‌های جمعیت طناب کش و بازیکنان محلی در امان است و در میان سنگ‌ریزه‌ها، دانه‌های انگور خاک را چراغان کرده‌اند.
سنگ-انگور-سنگ-انگور...
کشاورزی؛ میراثی که وارث ندارد
به نظر می‌رسد، سازمان‌ها و مؤسسات بین‌المللی، همچون یونسکو و ایکوموس که در زمینه حفظ و احیای «میراث» فعالیت می‌کنند، در پی این هستند که مفهوم آن را در نگاه مردم همه‌ جهان تغییر دهند.
ایکوموس، مؤسسه حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی (ICOMOS) با برجسته کردن یک هدف در قالب یک عنوان و شعار، فعالیت‌های متنوعی انجام می‌دهد. بر همین اساس‌ این مؤسسه شعار (Theme) سال ۲۰۱۰ را «میراث کشاورزی» The Heritage of Agriculture انتخاب کرد. این در حالی است که در چند سال گذشته، ایکوموس شعارهایی را انتخاب می‌کند که بتواند اهدافش را با اهداف سازمان‌های بین‌المللی دیگر و از جمله «یونسکو» هم‌جهت کند.
در ایران نیز جشنواره‌های گردشگری با هدف معرفی این جاذبه‌ها در سطح ملی و بین‌المللی برپا می‌شوند. جشنواره انگور هزاوه نیز بر مبنای سه محور اقتصادی، گردشگری و مردم‌شناسی انگور برگزار شده و بنا به اظهار احمد لطفی نماینده مردم اراک، کمیجان و خنداب در مجلس شورای اسلامی رونق گردشگری روستایی موجب خوداشتغالزایی و جلوگیری از روند شتابان مهاجرت می‌شود.
نقش اول تولید انگور در هزاوه
نمی‌شود از انگور و کشاورزی و باغداری صحبت کرد و او را نادیده گرفت. دست‌های پینه بسته‌اش تمام چیزی است که برای نمایش با خود به محل برگزاری جشنواره آورده است. به او غرفه‌ای برای عرضه محصولش نداده‌اند چون به گفته خودش: «آنقدرها هستند که به ما نمی‌رسد.» او کسی نیست جز نقش اول تولید انگور. در هزاوه نام فامیل سجادی زیاد است. او نیز سیدعلی این فامیل بزرگ است که به همراه بانو در جشن شرکت کرده است. از سنش که می‌پرسم با خنده می‌گوید: من تازه به دنیا آمده‌ام. ببین دندون هم در نیاورده‌ام. سنی ندارم. 86 سالمه. در باغش که به قول خودش «همین نزدیکی است»، همه نوع انگور از جمله عسکری، کشمشی و لعل می‌کارد و سپس تمام آنچه را که من نمی‌دانم چگونه بپرسم او اینگونه توضیح می‌دهد: نشا مو را می‌خوابانیم روی زمین. تقریباً چهار، پنج سال طول می‌کشد تا تاک میوه بدهد. زمستان که هیچی اما بهار آب و کود می‌دهیم، شاخ و برگش را هرس می‌کنیم. خلاصه مثل بچه‌مان بهشان می‌رسیم و‌ تر و خشکشان می‌کنیم. تا نبینی نمی‌شود که تعریف کنم.
– چقدر زمین داری پدر جان؟ دو جریب.
– هر سال چقدر محصول می‌دهد؟ 500 تا 600 تن.
انگار که دانسته باشد، چه چیزهایی برای تهیه گزارشم جالب‌تر است، ادامه می‌دهد: درآمدمان از کشاورزی است. ما فقط انگور می‌کاریم اما در هزاوه برخی هم هستند که گندم و جو و سیب‌زمینی می‌کارند. انگورها را می‌بریم شهر، کیلویی هشت تومان می‌فروشیم، البته بستگی به بازار و کرم خریدار دارد که هر چه بخرد باید راضی باشیم. دولت از ما نمی‌خرد. زیاد که می‌آید شیره درست می‌کنیم. گاهی انگورها می‌مانند زیر برف و باران و از بین می‌روند، ما هم یک پیرمرد و پیرزن دست تنها هستیم و نمی‌توانیم زود همه را برداشت کنیم. سه دختر و سه پسر دارم که هر کدام چهار، پنج تا بچه دارند و همگی رفته‌اند شهر و به مشاغل اداری مشغولند نه این کار را بلدند و نه برای زراعت و کشاورزی و برداشت محصول کمکمان می‌کنند.
– چرا با وجود این سختی این کار را ادامه می‌دهید؟
– با اینکه درآمدش کم است این کار را ادامه داده‌ایم چون پدرم و پدربزرگم و جد و آبادم این کار را می‌کردند.
– اگر رئیس اداره کشاورزی بودید برای کشاورزان چه کار می‌کردید؟
– به همه می‌رسیدم و هرچه در توانم بود بهشان می‌دادم. بهشان سر می‌زدم ببینم دردشان چیست؟ مشکلات کارشان چیست؟ نمی‌نشستم پشت میز اداره مثل آقاها.
باغت آباد انگوری
این تصویر کوچک‌نمای سفری یک روزه به هزاوه بود که در جست‌وجوی سهم خود از ارزآوری در صنعت گردشگری جشنواره انگور برگزار کرده است. سوغات سفر از هزاوه خیلی چیزها بود، غیر از انگور، یک کیسه گلایه، نیم سیر اما و اگر و‌ ای کاش که اگر این انگور بار سفر صادراتی می‌بست و سود حاصل از آن صرف آبادانی و آبرسانی به روستا و تبلیغ جهانی جاذبه‌های گردشگری‌اش می‌شد، توسعه‌یافتگی روستایی نیز در کشور رقم می‌خورد.
تصویر آرامش‌بخش هزاوه تا دروازه شهر بی‌درودروازه تهران بدرقه‌مان می‌کند؛ جایی که در آن تمام تصاویر در وانفسای صداها هضم می‌شوند:« اراک یه نفر. . . اراک. . . ».
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار