
دنیا حیدری
زمانی بود که درگیریها پنهان میشد و اعتراضها در لفافه بیان میشد و افراد، در قالب تیکه و متلک حرف میزدند. تا اول اینکه متهم نشوند و دوم اینکه به طرف مقابل توهین نکرده باشند. اما این روزها، پرده حیا دریده شده و هر کس هرچه به دهانش میآید بدون فکر به زبان میراند. یک اشتباه کافی است تا جنگی تمام عیار به راه افتد. جنگی که زبان سرخ، صلاح برتر آن است و حرفهای بیفکر... به راحتی یکدیگر را زیر سؤال میبرند و حرفهایی که برازنده هیچ زبانی نیست برای ادا شدن به هم نسبت میدهند و دست آخر هم ابرو بالا میاندازند که چه، از حق و حقوقمان دفاع کردیم و این وسط تنها یک فرهنگ زشت است که باب میشود و بس.
***
مرتضی کریمی اشتباه کرد و پشت بند آن هم رضا سخندان. شاکی شدیم از اینکه چرا کمیته داوران این جرأت را ندارد که بابت اشتباهاتش عذر بخواهد. اما باز هم گلی به جمال کمیته داوران که اگر عذر نمیخواهد، فحش هم نمیدهد و توهین نمیکند. اما عدهای به اسم احقاق حق، هر چه میخواهند میگویند و بدتر از همه آنکه حرفهایشان به اسم باشگاههایی نوشته میشود که کم افتخار و کم بزرگ نیستند!
***
مرتضی کریمی اشتباهش را میپذیرد و سخندان هم با خاموش کردن تلفن همراهش قبول میکند انسان جایز الخطاست، کارشناسان داوری با دلیل و برهان صحه میگذارند بر اشتباه این دو کمک اما فتحاللهزاده زمین را به زمان میدوزد که آلمانیها گل ما را قبول دارند!
جای بسنی خرسندی است که ژرمنها آنقدر محو فوتبال ما شدهاند که فوتبال خود را رها کرده و به بررسی صحنههای حساس لیگ ما میپردازند. چه پیشرفتی داشتهایم ما!
***
اما استناد بعدی آقای دکتر فتحاللهزاده جالبتر است. استناد به سایت تأیید شده از سوی وزارت ارشاد سایتی که اگر سایت رسمی استقلال و روزنامه این باشگاه باشد که هیچ، هر دو حقوق بگیر جناب فتحاللهزاده هستند و اگر نباشد بیشک همان سایتهایی هستند که همین آقا، در مواقع ضرر، آنها را متهم به دروغنگاری میکند و...
***
اما از هر چه بگذریم، از زیر سؤال بردن سردار جعفری نمیتوان گذشت. فتحاللهزاده مدعی است سن سردار جعفری از استقلال کمتر است، اما ما میگوییم نیست. البته اگر منظور ایشان استقلال باشد. اگر هم که منظورشان تیم آبیپوش رژیم منحوس پهلوی است که خب مسلم است نه مدیرعامل تراکتور و نه هیچ آدم معتقد دیگری حسرت این را نمیخورند که در آن زمان پا به عرصه وجود نگذاشته بودند. حالا اگر جناب فتح اللهزاده این را برای خود افتخار میداند بحث دیگری است.
***
درد اما از همه گیر شدن این برخوردهاست. آقای حجازی از سوی همین تیم مورد تجلیل قرار میگیرد. آن زمان لبخند حجازی دیدن دارد. اما امروز، از گفتن هیچ کلمه و جملهای برای زیر سؤال بردن جعفری و تراکتور ابا ندارد. همینطور پور حیدری. او که با این همه تجربه میتواند این غائله را ختم به خیر کند. ترجیح میدهد بر این آتش دامن بزند:«جعفری فرد کوچکی است، به جوابش احتیاجی ندارم». البته مدیرعامل تراکتور هم استقلالیها را بیجواب نمیگذارد:« پورحیدری را در حد خود نمیدانم، روابط عمومی جوابش را میدهد».
***
توهینها و تحقیرها ادامه دارد. به طوری که حتی گاه فراموش میشود این ولوله بر سر چه موضوعی به پا شده!
مدیرعامل تراکتور با یک پرچم اشتباه مدعی میشود که اگر کمک داور اشتباه نمیکرد استقلال منحل میشد و ما هر چه فکر میکنیم که چطور امکان دارد باشگاهی به بزرگی استقلال حتی با شکست پرگل تر از دو گل به انحلال کشیده شود به جایی نمیرسیم. خدمت جناب جعفری عرض کنیم که همین چند روز پیش بود که فاینورد روتردام باشگاه معروف هلند 10 بر صفر مغلوب آیندهوون شد و البته منحل هم نشد، تراکتور تیم بزرگی است و طرفدار هم زیاد دارد اما به قول خودشان «نه اینجوری» که با یک برد استقلال را منحل کند.
***
دربی تمام شد. بازی با تراکتور هم همچنین! اما خاطره این درگیریها، حرفها و توهینها نه. اما مهمتر از همه، زیر سؤال رفتن شخصیت تیمها و باشگاههای ریشهدار است. فتحاللهزاده به خود این اجازه را میدهد که هر چه دلش میخواهد بگوید و جعفری و بقیه هم به دنبال او حرفهایی که شاید جریمههایی برای تیمها در پی داشته باشد، شاید نه! اما خاطره و چهره زیبایی از این دو باشگاه ریشهدار باقی نمیگذارد. فتحاللهزاده و جعفری میروند و دیگری میآید. اما گاه ننگ برخی کارها بر پیشانی تیم میماند. در حالی که باشگاه و تیم هیچ کارهاند و این افراد هستند که از نام و اسم و رسم این تیمها برای خود خرج و استفاده میکنند و در آخر هم راه آمده را بازمیگردند بیآنکه حتی ککشان هم بگزد.