
هند بهعنوان یکی از بزرگترین کشورهای جهان به دلیل برخورداری از مؤلفههای اقتصادی، جغرافیایی و جمعیتی توانسته به بازیگری مهم در منطقه و جهان مبدل شود. روند تحولات نشان میدهد که هند خواستار حضور فعال در معادلات جهانی در ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی است و در این چارچوب از تمام ابزارها و ظرفیتهای موجود بهرهبرداری میکند. روند توسعه هند چنان گسترده بود که حتی امریکا در دکترین راهبردی خود برای سال 2025 و ناتو برای سیاستهای راهبردی خود برای سال 2020 لزوم همگرایی با هند را مورد تأکید قرار داده و تأکید دارند که هند در کنار چین در آینده اصلیترین صاحبان سرمایه و بازیگران بزرگ عرصه جهانی خواهند بود. در کنار تحولات جاری در هند و تلاشهای بینالمللی این کشور، تحرکات اخیر دهلینو در قبال چین از نکات قابل توجه است. هرچند که دو کشور به دلیل ضروریات همسایگی و نیز اهداف مشترک منطقهای و جهانی روابط قابل ملاحظهای داشتهاند اما در هفتههای اخیر هند طیف وسیعی از اتهامات علیه پکن را در پیش گرفته است. ادعاهای مان موهان سینگ، نخست وزیر هند مبنی بر حمایتهای پنهان و آشکار چین از مائوئیستها، حمایتهای قابل توجه دهلی نو از جداییطلبان تبت، ادعاهای فرماندهان و مقامات ارشد نظامی هند مبنی بر تهدید بودن توان نظامی پکن و آمادگی دهلینو برای تقویت توان دفاعی در برابر این کشور و. . . تنها بخشهایی از تحرکات صورت گرفته ازسوی هند در قبال چین است. هرچند که این مواضع به تقابل نظامی میان طرفین منجر نمیشود اما چالش آفرینهای مذکور میتواند برگرفته از اهدافی خاص از سوی هند باشد که در لوای این تهدیدات پیگیری میشود.
1- با توجه به چالشهای داخلی با هند، این کشور همواره تلاش کرده تا برجستهسازی شرایط حاکم بر مناطق مرزی به نوعی وحدت داخلی را حفظ و سیاستهای خود را اجرایی سازد. در شرایط کنونی که پاکستان به دلیل فاجعه انسانی و خودداری از تقابل با هند شرایط ایفای چنین نقشی را ندارد بنابراین هند با تقابل با پکن و فضاسازی علیه آن سعی دارد از آن بهعنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف داخلی به ویژه سرپوش نهادن بر مسئله کشمیر و برخی درگیریهای داخلی در هند سرپوش گذارد.
2- بخشی از سیاستهای هند را افزایش توان نظامی برای تبدیل شدن به قدرتی منطقهای و نیز بالا بردن توازن قوا در منطقه در برابر پاکستان است. گزارشهای منتشره از طرح 50 میلیارد دلاری این کشور برای خریدهای تسلیحاتی حکایت دارد. دهلینو با ادعای حملات تروریستی در عرصه داخلی و نیز برخی فرافکنیها در قبال کشورهای منطقه از جمله چین تلاش دارد تا خریدهای تسلیحاتی خود از روسیه، امریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی را توجیه کند.
3- چین در هفتههای اخیر با تحریک امریکا با طیفی از چالشهای منطقه مواجه شده است. از یک سو مسئله تبت و تایوان همچنان ادامه دارد واز سوی دیگر همسایگان چین از جمله کرهجنوبی، ژاپن، ویتنام و سایر همسایگان دریای زرد، ادعاهایی را مبنی بر مالکیت بر دریای زرد عنوان داشتهاند. حمایت امریکا از این کشورها نیز بر میزان مشکلات پکن افزوده است. در شرایطی که چین از سوی این کشور تحت فشار قرار گرفته، هند نیز با پیوستن به این مدعیان به دنبال امتیازگیری از پکن است. هند از روابط گسترده چین با پاکستان ابراز نارضایتی کرده و با اعمال فشار بر پکن خواستار تعدیل این روابط است هرچند در ظاهر از بیان چنین خواستهای خودداری میکند.
4- نکته بسیار مهم در عملکردهای هند در قبال چین، حرکت در مسیر خواستههای غرب است. دهلینو تلاش دارد تا ضمن عضویت دائم در شورای امنیت با همگرایی به غرب و امریکا و حتی صهیونیستها به بازیگری مهم در جهان مبدل شود. ناظران سیاسی با اشاره به چالشهای موجود میان غرب و چین براین عقیدهاند که این کشورها با حمایت از دهلی نو و تقویت توان آن در برابر چین برآنند تا ضمن مهار آرام و غیرملموس دهلینو از این کشور بهعنوان سدی در برابر توسعه چین بهرهبرداری کنند به عبارت دیگر غرب از رقابتهای کشورهای شرقی برای رسیدن به منافع خود بهرهبرداری میکنند در حالی که از خود نشانی بر جای نمیگذارند. این امر را در رفتارهای امریکا در قبال ژاپن و کرهجنوبی در برابر چین نیز میتوان مشاهده کرد. به هر تقدیر در جمعبندی کلی از سیاستهای هند در برابر چین میتوان گفت که دهلینو براساس برخی منافع داخلی، منطقهای و جهانی و بعضاً تحت تأثیر خواستههای غرب به تقابل با پکن روی آورده است، هرچند که نیازهای اقتصادی بر اشتراکات در حوزههای اقتصادی و سیاسی مانع از رسیدن این تقابل، به مرحله جنگ میشود؛ چراکه گسترش دامنه این تقابلها مسلما لطمات بسیاری برای هند خواهد داشت در حالی که دهلینو پذیرای چنین هزینههایی نخواهد بود.