
دکتر مهدی ابوطالبی* - رهبر معظم انقلاب با توجه به فضای ماه مبارک رمضان یکی از وظایف مهم همه به ویژه اساتید دانشگاه را طهارت و صفاى نفس دانسته و فرمودند: «طهارت و صفاى نفس براى همه مهم است، براى همه لازم است، در زندگى همه مؤثر؛ اما به نظر من براى استادان و دانشمندان مهمتر است، مفیدتر و پرسودتر است. اولاً به خاطر اینکه شما که استاد هستید، بیش از مقدارى که گفتار شما در تکوین شخصیت شاگرد و جوان اثر بگذارد، منش و رفتار شما اثر میگذارد. . . اگر استاد ما از معنویت و روح با صفا برخوردار باشد، فضاى کلاس، فضاى درس و فضاى دل متعلم را منور خواهد کرد. ما به این احتیاج داریم. علاوه بر این، شما دانشمند هستید؛ بنابراین دانش اگر با نورانیت همراه باشد، جهت درست را پیدا خواهد کرد.»جهاد علمی در کشور مقام معظم رهبری با تأکید بر اینکه دانشگاه، موتور پیشرفت کشور است، یکی از وظایف اساتید را جهاد علمی در کشور دانستند. ایشان در توضیح مفهوم جهاد علمی فرمودند: «در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمن است، در مقابل یک خصم است. هر تلاشى جهاد نیست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شیطان، جهاد در میدان نظامى، مواجهه با یک دشمن است؛ مواجهه با یک معارض است. امروز ما در زمینه علم نیاز داریم که تلاشى اینگونه در کشور بکنیم؛ احساس کنیم موانعى وجود دارد، باید این موانع را برداریم؛ دارد معارضههایى میشود، باید این معارضهها را در هم بشکنیم؛ در زمینه عرضه امکانات علمى، خستهایى از سوى کسانى که صاحبان آن هستند ـ که کشورهاى پیشرفته علمى است ـ وجود دارد، باید در مقابل این خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فوران از درون نشان بدهیم. امروز دنیا بهرغم تظاهر به سخاوت علمى، در نهایت خست علمى است.» تحول در علوم انسانی یکی از مطالب مطرح شده در دیدار مقام معظم رهبری با اساتید دانشگاه بحث علوم انسانی و اهمیت آن بود. ایشان در بحث علوم انسانی به بحث علوم انسانی بومی اشاره کرده و فرمودند: «علوم انسانى کنونى در کشور بومى نیست، متعلق به ما نیست، ناظر به نیازهاى ما نیست، متکى به فلسفه ما نیست، متکى به معارف ما نیست، اصلاً ناظر به مسائل دیگرى است، مسائل ما را حل نمیکند. دیگرانى طرح مسئله کردند، براى خودشان حل کردند - به درست و غلطش هم کار نداریم - اصلاً از ما بیگانه است. »ایشان برای رسیدن به علوم انسانی بومی به چند نکته اشاره کردند: -1 تغییر سرفصلهای علوم انسانی «واقعاً این عیب است که ما 20 سال، 25 سال سرفصل فلان دانش را اصلاً تغییر نداده باشیم؛ این نشاندهنده عدم جرأت ورود در مناقشه است؛ این همان چیزى است که ما از آن بیمناکیم. جرأت ندارند مناقشه کنند؛ همان را که هست، درس دادند، باز هم درس میدهند؛ ده سال دیگر هم ممکن است همان را درس بدهند؛ در حالى که به تعبیر این برادر محترم، هر پنج سال در علوم انسانى گاهى تغییرات عمدهاى به وجود مىآید؛ لااقل در بعضى از علوم انسانى حتماً اینجور است.»-2 برخورد ایجابی با رویکردهای غربی ایشان با تأیید توجه به رویکرد ایجابی فرمودند: «یکى از آقایان اشاره کردند که ما در برخورد با علوم انسانى کنونى، به جاى برخورد سلبى با رویکردهاى غربى، برخورد ایجابى بکنیم؛ به معناى اینکه رویکردهاى اسلامى را مطرح کنیم. بله، اساس قضیه همین است؛ شکى نیست. در خلأ که نمیشود زندگى کرد. وقتى مسئله مطرح شد، پاسخ میخواهد؛ یا پاسخ اوست یا پاسخ ماست؛ منتها مهم دو چیز است: یکى اینکه همین پاسخى که ما داریم، باید تدوین شود - این کار را شما باید بکنید، این را اساتید حوزه و دانشگاه باید بکنند؛ چه کسى این کار را بکند؟ اینکه دیگر کار دولتى نیست - دوم اینکه جرأت مناقشه در رویکرد کنونى غربى ناشى از لیبرال دموکراسى به وجود بیاید؛ این دو چیز لازم است. این هر دو چیز دست شماست؛ دست اساتید متخصص در علوم انسانى است. البته اینکه گفته شود یک مدیریتى لازم است، یک ساختار ویژهاى لازم است، اینها قابل تأمل و قابل توجه است؛ باید روی آن مطالعه کرد، حرف درستى هم هست - لااقل کلىاش درست است - لیکن به هر حال کار، کار اساتید علوم انسانى است.»-3 اهمیت فلسفه در تولید فکر و علم ایشان همچنین به فلسفه به عنوان پایه علم اشاره کرده و فرمودند: «پایه علم هم بر فلسفه است؛ فلسفه نباشد، علم وجود ندارد. اگر استنتاج فلسفى نباشد، اصلاً علم میشود بىمعنا. تولید فکر خیلى مهم است. البته تولید فکر از تولید علم دشوارتر است. متفکرین و نخبگان فکرى در معرض آسیبهایی هستند که نخبگان علمى کمتر در معرض آن قرار میگیرند. بنابراین کار، کار دشوارى است؛ اما بسیار مهم است. آنچه که در کشور ما به نام فلسفه وجود دارد، به عنوان فلسفه و به معناى فلسفه بسیار نزدیکتر است تا آنچه که در اختیار غربىهاست که امروز فلسفه آنها سر و صدایش دنیا را پر کرده. خب، کار کنند. حوزههاى ما مرکز فلسفه است؛ پرورشیافتگان حوزهها، اساتید بزرگ فلسفه هستند؛ در دانشگاهها هم خوشبختانه این معنا رسوخ پیدا کرده؛ بنابراین در زمینه تولید فکر - که منبعث از نگاه فلسفى است - باید کار شود.»توجه به نقشه جامع علمی کشوریکی دیگر از نکات مدنظر رهبری در رابطه با بحث علم و دانشگاه، بحث نقشه جامع علمی کشور بود که ایشان در این رابطه فرمودند: «اولاً نقشه جامع علمى احتیاج به یک برنامه اجرایى دارد. بایستى مسئولان دستگاههاى دولتى برنامهاى را طراحى کنند تا این نقشه جامع علمى بتواند عملیاتى و پیاده شود و تحقق پیدا کند. به قول یکى از آقایان، فقط این نباشد که ما علم را تولید کنیم، بعد آن را منتشر نکنیم، بگذاریم کنار، از آن استفاده نکنیم؛ باید از این استفاده کنیم. ثانیاً نقشه جامع علمى بایستى زنده و پویا و بهروز باشد. ما نمیخواهیم یک چیزى براى سالیان متمادى درست کنیم؛ این مال امروز است. اى بسا تا سه سال دیگر، پنج سال دیگر وضعیت به گونهاى بشود که مجبور شویم بخشى از این نقشه را جابهجا کنیم؛ باید بکنیم. نقشه باید زنده و پویا و بهروز باشد؛ یک عدهاى باید مراقب این معنا باشند. ثالثاً برنامههاى پنج ساله توسعه در زمینه آنچه که مربوط به دانش و آموزش عالى است، باید دقیقاً بر طبق نقشه جامع علمى طراحى و برنامهریزى شود. برنامههاى توسعه بایستى از نقشه جامع علمى در این بخش خاص تبعیت کند. همچنین سازوکار قوى هم براى نظارت وجود داشته باشد؛ که این را هم دوستان گفتند.»توسعه هدفمند آموزش عالیآخرین نکتهای که ایشان در این رابطه فرمودند بحث توسعه آموزش عالی بود: «توسعه آموزش عالى باید در جهت هدفها باشد. مسئولان آموزش عالى باید از توسعه غیرهدفمند به شدت پرهیز کنند؛ چون این، هم اتلاف مال است، هم اتلاف و ضایع کردن منابع انسانى است. باید ببینیم چه لازم داریم، باید ببینیم هدف چیست و به کجا میخواهیم برسیم؛ بر اساس آن، فضاى آموزشى آموزش عالى را توسعه دهیم. بنابراین برحسب نیاز، دنبال اهداف خودمان باشیم. به نظر من این مسئله خیلى حساس و مهمى است. نیازهاى اصلى کشور در حوزه علوم و فناورى باید احصا شوند؛ در زمینه علوم انسانى هم همین جور؛ بر اساس اینها برنامهریزى شود؛ معلوم شود که چه تعداد دانشجو میخواهیم، چقدر دانشگاه میخواهیم، چه رشتههایی را لازم داریم، در چه سطوحى این رشتهها بایستى تعلیم و تعلم پیدا کند.»* مدرس دانشگاه تهران