سعید احمدیان - او میدانست که الهلال توان زدن سه گل به ذوب را ندارد. موضوعی که 70 هزار نفری که به ورزشگاه «ملک فهد» آمده بودند هم همان لحظه به آن رسیدند و ناامیدانه در 35 دقیقه پایانی ترجیح دادند فقط بازی را ببینند و خبری از هلهلههای گوشخراش آنها نبود. فقط نشستند و تماشا کردند و خیلیها هم قبل از اینکه ایرماتوف سوت پایان بازی را بزند ورزشگاه را ترک کردند تا شاهد سقوط تیمشان نباشند. در مقابل روی نیمکت ذوب هلهلهای به راه بود و همه چشمشان به عقربههای ساعت بود تا 90 دقیقه تمام شود و داور ازبک سوت پایان را بزند تا جشن تاریخی ذوبیها شروع شود؛ جشنی که با برد الهلال آن هم در خانهاش و رفتن به فینال لیگ قهرمانان آسیا شیرینتر از همیشه بود.چهارشنبه روزی به یادماندنی برای ذوب بود؛ روزی که اصفهان مثل تمام ایران خیلی زود تعطیل شد و همه پای گیرندههای تلویزیونی نشستند تا عقربههای ساعت روی 8 و 30 دقیقه شب که ثابت شد همه چشم شوند و بازی الهلال – ذوب را ببینند. همه چیز رویایی پیش رفت و وقتی کاسترو گل زد رویاییتر هم شد. فریادهای هواداران ایرانی رهگذران را که بیتفاوت در حال گذر از خیابان بودند متوجه یک اتفاق کرد؛ اتفاقی که حس کنجکاوی آنها را تحریک میکرد بدانند چه شده که اینطور از خانهها صدای فریاد میآید. سوت پایان را که ایرماتوف زد خیابانهای اصفهان پر شد از هواداران ذوب که آمده بودند تا این افتخار بزرگ را جشن بگیرند. آنها یک پای فینال لیگ قهرمانان آسیا شدند و 22 آبان باید به توکیو بروند و در ورزشگاه ملی توکیو روبهروی سئونگنام کرهجنوبی قرار بگیرند.منصور ابراهیمزاده وقتی کاسترو گل زد شاید مانند قطبی که از گلزنی به سنگاپور به هوا پریده بود خوشحالی نکرد ولی وقتی دوربینها روی صورتش زوم کردند غرور در چشمانش موج میزند. حالا او تنها مربی ایرانی است که دوبار توانسته فینال لیگ قهرمانان را تجربه کند. سال 2007 با سپاهان و در روزهایی که کمک لوکا بود و حالا امروز با ذوبآهن به عنوان سرمربی.ابراهیمزاده قبل از شروع بازیها در واکنش به گروه سخت ذوب گفته بود ما در گروه زندگی قرار گرفتهایم نه گروه مرگ. حالا او باز هم در سالن کنفرانس مطبوعاتی ورزشگاه ملک فهد زیر فلاش دوربینها که چهرهاش را ثبت میکردند باز هم از زندگی در لیگ قهرمانان گفت:« اعتقاد دارم انسان هر چه از مرگ دورتر شود به زندگی نزدیک میشود ما در لیگ قهرمانان آسیا به واقع زندگی کردیم و به موفقیت رسیدیم.»صعود به جام باشگاههای جهان رویایی است که ذوبیها در یک قدمی رسیدن به آن قرار گرفتهاند و تنها 90 دقیقه با آن فاصله دارند:«ما میخواهیم به جام باشگاههای جهان صعود کنیم.» این را ابراهیمزاده در پایان حرفهایش گفت و از خبرنگاران خداحافظی کرد. کمتر خبرنگاری بود که پس از شنیدن این قول آن را جدی نگرفت. نتایج ذوب تا رسیدن به فینال آنقدر خیرهکننده بود که همه به افتخارشان بایستند و دست بزنند.چند سال است که ذوبیها روند صعودی داشتهاند و همیشه آن بالاهای جدول لیگ ایران جولان میدهند. تیم یکدست و بدون حاشیه ابراهیمزاده در ریاض همان تیمی بود که انتظار میرفت و به الهلال در خانهاش اجازه خودنمایی نداد. شاگردان گرتس تا پیش از اینکه مهمان شاگردان ابراهیمزاده باشند در خانه با باخت به رختکن نرفته بودند. شاید پشتگرمی به همین بود که باعث شده بود سرمربی اتریشی الهلال با غروری زخم خورده پس از باخت در اصفهان رو به خبرنگاران عربی که به فولادشهر آمده بودند وعده دهد که در «ریاض با زدن 4 گل صعود میکنیم». ولی گرتس در محاسباتش تیم ابراهیمزاده را نشناخته بود. ذوب با یک فوتبال مدرن گرتس و الهلال را غافلگیر کرد و طوری بازی کرد که زهر الهلالیها را کشید و آنها را رام کرد.آنها مانند روزهایی که اینتر مورینیو را روی نیمکتش میدید شاگردان گرتس را خلع سلاح کردند و به فینال رسیدند. آنها همچنین بهترین خط دفاع لیگ قهرمانان آسیا را هم به نام خودشان ثبت کردهاند. شاگردان ابراهیمزاده در 11 بازی تنها پنج گل خوردهاند و نکته دیگر اینکه در 7 بازی گل نخوردهاند و این پنج گل فقط در چهار بازی وارد دروازه این تیم شده است.8 فروردین 88 یکی از تلخترین روزهای فوتبال ایران بود که پس از شکست شاگردان دایی برابر عربستان، هلهلههای عربها روی چمن آزادی آن را تلختر هم کرد.20 ماه پس از آن روز باید زمان میگذشت تا ذوب این بار در خاک عربستان جور کل فوتبال ایران را بکشد و با برد الهلال اندکی غم آن روزها را التیام بخشد. بازیکنان ذوب هم پس از سوت پایان ایرماتوف آن طور روی چمن ورزشگاه ملک فهد شادی کردند که آن روز عربها هلهله میکردند تا همه چیز رویایی شود.