کد خبر: 417972
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۸
نورعثمانی‌گرایی چگونه از بطن اسلام‌گرایی و کمالیسم متولد می‌شود؟
زمانی که رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در جریان میزگردی در کنفرانس «مجمع اقتصاد جهانی» در داووس سوئیس، به اظهارات شیمون پرز درباره عملیات نظامی اسرائیل در غزه اعتراض و در واکنش به اقدام مجری برنامه اجلاس را ترک کردکمتر کسی فکر می‌کرد رویکرد نوین آنکارا بر اساس گرایش به شرق شکل گرفته و روحیه کمالیستی ترک‌ها مبنی بر غربی شدن تمام‌عیار با چرخشی کامل دچار تغییری بنیادین شود.
خط مشی اساسی دولت ترکیه در سال‌های اخیر تحت راهبردهای حزب اعتدال و توسعه (AKP)، به عنوان یک حزب اسلامگرا، به سوی کشورهای اسلامی بوده و از زمان به قدرت رسیدن این حزب در سال 2002 تاکنون این خط مشی توسعه یافته و تقویت شده است، اما این خط مشی را با چه عنوان تبیین کرد و چگونه می‌توان آن را توضیح داد؟ این خط مشی در ترکیه نوین به عنوان کشوری ساخته شده به دست کمال آتاتورک تا اندازه زیادی تناقض آمیز به نظر می‌آید چرا که با اساس لائیک ترکیه نوین و غربگرایی مبتنی بر آن چندان سازگاری ندارد.
سیاست یک گام به غرب و دو گام به شرق ترکیه با جرقه داووس عملیاتی شد و دکترین جدید بر مبنای گسترش روابط استراتژیک با کشورهای اسلامی از جمله اعراب، ایران، آسیای مرکزی و شرق دور و اتخاذ رویکردی انتقادی در مقابل غرب استوار شده است، این رویکرد شاید اولین بار در روزهای آغازین اشغال عراق و اجازه ندادن ترکیه به نیروهای امریکایی برای انجام عملیات نظامی از آسمان این کشور کلید خورد ولی با جهت‌گیری‌های اخیر این کشور علیه رژیم صهیونیستی به عنوان متحد استراتژیک امریکا در خاورمیانه تکمیل شد. ورود چین، ایران و کشورهای عربی به ستون فقرات سیاست خارجی ترکیه از چند زاویه قابل بررسی است به طوری که علاوه بر وجود زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی این رویکرد در داخل ترکیه می‌توان به مواردی چون واکنش ترک‌ها به تهدید غربی‌ها و کاستن از فشارهای احتمالی در مورد مشکلات داخلی و خارجی این کشور و تغییر نقش و جایگاه ترکیه در منطقه اشاره کرد.
زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی گرایش به شرق
جامعه ترکیه با فرهنگی اسلامی و بافت شرقی به جا مانده از دوران عثمانی از اقوام و اقلیت‌های قومی و مذهبی مختلفی تشکیل شده است و ترک‌ها با ریشه‌ای شرقی اکثریت جمعیت و کردها به عنوان اولین اقلیت قومی در این کشور نیز فرهنگی اسلامی شرقی دارند در مقابل، جمعیتی از ترکیه در بخش اروپایی‌نشین این کشور با فرهنگ و گرایش غربی حضور دارند. با این حال اکثریت مردم این کشور مسلمان بوده و گرایش به سمت کشورهای اسلامی و فرهنگ شرقی را به فرهنگ غربی که از دوران حاکمیت کمال آتاتورک به اجبار بر این مردم تحمیل شده، ترجیح می‌دهند بنابر این می‌توان گفت سیاست جدی نگاه به شرق برگرفته از زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی در این کشور است و از حمایت اکثریت مردم نیز برخوردار است.
البته برخی از تحلیلگران غربی و حتی سیاستمداران ترک بدون توجه به زمینه‌های اجتماعی این رویکرد آن را ناشی از مسائل درجه دومی چون خودداری اتحادیه اروپا از پذیرفتن ترکیه یا اقدامات تل‌آویو و فشارهای حقوق بشری غرب بر این کشور ارزیابی کرده‌اند، در واقع حامیان این دیدگاه می‌گویند «مقصر شرق‌گرایی ترکیه، اسرائیل، امریکا و اروپا هستند، چرا که اگر اتحادیه اروپا در پذیرش ترکیه تعلل نمی‌کرد، گرایش به شرق در آن کشور تقویت نمی‌شد.»
هر چند شاید یکی از اهداف ترکیه در این نگاه به شرق کاستن از میزان فشارهای غرب باشد و به خصوص با فشارهایی که اتحادیه اروپا سال‌ها بر این کشور به امید عضویت در این اتحادیه وارد آورده، ترکیه چندان بی‌میل نیست که با نگاه به شرق از این فشارها بکاهد و رسیدن به این هدف خود را تسهیل کند.
مانور مشترک آناتولی این بار با محوریت چین و ایران
لغو مانور نظامی عقاب آناتولی فاکتورهای بارز رویکرد نوین سیاست خارجی ترکیه است. به خصوص در چند سال اخیر که این مانور با عدم شرکت اسرائیل و انصراف متحدان غربی از شرکت در آن خبرساز شده، انتشار خبر لغو این مانور در هفته‌های اخیر نیز نشان از تغییری محسوس در سیاست ترکیه دارد از طرف دیگر اعلام این خبر که نیروی هوایی چین و ترکیه مانور مشترک هوایی برگزار کرده‌اند یک شوک خبری بود که زوایای دیگری از رویکرد نوین ترکیه را به تصویر می‌کشد. اهمیت این خبر از این نظر است که برای اولین بار چین به عنوان بازیگری شرقی با یک عضو ناتو مانور مشترک برگزار خواهد کرد، این موضوع می‌تواند پیامدهای منطقه‌ای مهمی داشته باشد.
هرچند به گفته سخنگوی وزارت دفاع امریکا، ترکیه به امریکا در مورد رعایت درجه امنیت این مانور اطمینان داده ولی مقامات امریکایی به خوبی واقف هستند که چین و ترکیه دوران جدیدی از همکاری‌ها را آغاز کرده‌اند و این امر در آینده برای آنها دردسرساز خواهد بود. به خصوص ورود ایران به این مثلث همکاری، غربی‌ها را از احتمال شکل‌گیری جبهه‌ای جدید نگران کرده است.
چین و ترکیه از «قتل‌عام قومی» تا دید و بازدید دوستانه
ورود ون جیابائو نخست وزیر چین به ترکیه روز جمعه هشتم اکتبر انتقاد شدید مدافعان حقوق بشر ترکیه و بسیاری از ناسیونالیست‌های ترک را به همراه داشت. روابط ترکیه و چین درگذشته بارها به دلیل حمایت ترک‌ها از اقلیت ترک اویغور در این کشور رو به تیرگی گراییده است. در پی سرکوب خونین اقلیت اویغور در تابستان 2009 در استان سین‌کیانگ و واکنش تند رجب طیب اردوغان به این مسئله این کدورت به اوج خود رسید، روابط دو کشور هر چند تحت تأثیر مسائل مختلف تا کنون از فراز و نشیب‌های زیادی برخوردار بوده ولی رویکرد جدید ترک‌ها به چین احتمال افزایش سطح و حجم مبادلات بازرگانی و سرمایه‌گذاری‌ها میان دو کشور را بیش از هر زمان دیگری کرده است به نظر می‌رسد، ترک‌ها درصدد هستند با اندکی چشمپوشی از مسئله اویغورها آینده مناسبات دو کشور را تضمین کنند. از منظر برخی کارشناسان مسائل منطقه‌ای، ‌هدف اصلی رهبری آنکارا از نزدیکی به چین، نه همکاری‌های نظامی، بلکه گسترش مناسبات اقتصادی و افزودن بر گستره شرکای تجاری است، حجم مبادلات بازرگانی میان دو کشور از یک میلیارد دلار در سال 2000 به 12 میلیارد و 600 میلیون دلار در سال 2008 رسیده است، این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به توجه و علاقه ترک‌ها به فناوری چین در حوزه‌ انرژی، به ویژه انرژی هسته‌ای واقف باشیم. از طرف دیگر، چین سالانه 50 میلیون جهانگرد به سراسر جهان گسیل می‌کند که فقط 90 هزار نفر آنها وارد ترکیه می‌شوند که با وجود جمعیت بالای این کشور گسترش روابط می‌تواند صنعت گردشگری ترکیه را بیش از پیش رونق ببخشد. رجب طیب اردوغان، پس از دیدار اخیر خود با همتای چینی‌اش اظهار داشت که بر اساس توافقی که صورت گرفته، مناسبات بازرگانی دوجانبه با حذف دلار با دو واحد پولی لیر ترکیه و یوآن چین صورت خواهند گرفت.
به دلیل همین گسترش روابط، آنکارا سال 2012 را «سال چین» در ترکیه اعلام کرده که با برگزاری برنامه‌های فرهنگی متنوع و جذاب توأم خواهد بود و سال پس از آن نیز پکن «سال ترکیه» در چین اعلام شده است.
تغییر سند تهدیدات امنیت ملی ترکیه
چندی پیش روزنامه ملیت گزارش داد که ترکیه با تغییر سند تهدیدات امنیت ملی خود، ضمن حذف نام ایران از این سند، تهران را در لیست دوستان خود قرار داده است، این تغییر در سند تهدیدات امنیت ملی اولاً از تصمیم استراتژیک رهبران این کشور حکایت دارد و ثانیاً جایگاه ایران را در این رویکرد نوین به عنوان کشوری دوست مشخص کرده است با موضع‌گیری‌های اخیر سیاستمداران ترکیه در قبال مسئله هسته‌ای ایران و اعلام آمادگی آنکارا برای میانجیگری در این مسئله نیز نشان دهنده رویکرد جدید ترک‌هاست.
گسترش همکاری‌های آنکارا-تهران برای غرب نگران‌کننده بوده است و آنها نگرانند که ایران در آینده بتواند متحدان آسیایی غرب و به خصوص امریکا را به سوی خود بکشد، رأی منفی ترکیه به صدور قطعنامه 1929 شورای امنیت در ماه ژوئن، نگرانی امریکا و متحدان غربی را دوچندان کرده است.
نوعثمانی‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه
همچنان که گفته شد عده‌ای بر این باورند ترکیه که از عضویت در اتحادیه اروپا سرخورده شده، تغییر جهت داده و به سوی همسایگان امپراتوری سابق عثمانی متمایل شده است؛ تغییراتی که در حمایت این کشور از حماس، برنامه هسته‌ای ایران و مخالفت با رژیم اسرائیل خود را نشان داد. در مقابل این نگاه دیدگاه دیگری وجود دارد که سیاست‌های دولت ترکیه را نه بر مبنای رویگردانی از غرب، بلکه در جهت تقویت غربگرایی سابق ترکیه می‌بیند.
اما در نگاه سوم سیاست دولت اردوغان را نمی‌توان صرف احیای امپراطوری عثمانی به معنای احیای خلیفه‌گری یا عناصر اسلامی آن تعبیر کرد، بلکه علقه سیاستمداران حزب اعتدال و توسعه به دوران امپراطوری عثمانی را باید متناسب با متن جهانی تعریف کرد که خود را در آن نگاه می‌کنند. برخی معتقدند نوعثمانی‌گرایی به معنای احیای نفوذ و اقتدار سابق امپراطوری عثمانی در حوزه شرق است، اما برخلاف تعبیر شرق‌گرایی، این احیای نفوذ و اقتدار درست با همان مختصاتی انجام می‌گیرد که توسط سیاستمداران پیشین ترکیه تدوین شده بود. نوعثمانی‌گرایی را می‌توان به طور مختصر تلفیقی از احیای نفوذ و اقتدار امپراطوری عثمانی با معیارهای غربی کمالیسم دانست که الگوی خاصی از اسلامگرایی را در دولت اردوغان به وجود آورده است.
در واقع، نوعثمانی‌گرایی الگویی به جهان اسلام معرفی می‌کند که عناصر اساسی دموکراسی غربی در آن مدفون ‌است و به تعبیری اسلام دموکراتیزه به سبک غربی را پیش رو می‌گذارد. از این دریچه نوعثمانی‌گرایی‌ هر چند به اعمال اسرائیل اعتراض دارد و خواهان اصلاح آن است ولی موجودیت اسرائیل را زیر سؤال نمی‌برد.
نتیجه‌گیری
گرایش به سیاست نوعثمانی‌گرایی یعنی احیای نفوذ و اقتدار ترکیه به معنای نوین کلمه در میان برخی از سیاستمداران ترک، عدم تجانس فرهنگی و هویتی ترکیه با کشورهای اروپایی از یک سو و وجود زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی در جامعه ترکیه همراه با ساخت متفاوت سیاسی این کشور و کشورهای اروپایی و فشارهای سیاسی آنها بر این کشور را می‌توان مبنا و زمینه‌های شکل‌گیری رویکرد نوین گرایش به شرق ترکیه توصیف کرد، این رویکرد با چالش‌ها و فرصت‌هایی روبه‌رواست که ترکیه در آغاز با استراتژی یک گام به غرب و دو گام به شرق آن را عملیاتی کرده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار