
حسن كلاتهبهرغم آنکه ناظران و تحلیلگران مسائل برزیل پیشبینی میکردند نامزد حزب کارگر، پیروز انتخابات ریاستجمهوری در دور اول باشد اما خانم دیلما روسف تنها توانست 9/46 درصد آرا را به دست آورد و مهمترین رقیب او از حزب سوسیال دموکرات با کسب 9/32 درصد آرا، انتخابات را به دور دوم کشاند. اگرچه بسیاری از جمله کریستوفر گارمن، مدیر امریکای لاتین در گروه اوراسیا معتقدند که «احتمال پیروزی خانم روسف در دور دوم 80 درصد بیش از خوزه سراست» اما حزب سوسیال دموکرات تلاش گستردهای را آغاز کرده است تا در این فرصت باقیمانده، آرایش آرا را به نفع خود تغییر دهد.
حزب سوسیال دموکرات به خوبی میداند که توان هماوردی با رقیب اصلی خود در جبهه اقتصادی را ندارد. داسیلوا، رئیسجمهور کنونی برزیل در دو دوره ریاستجمهوری خود، اقتصاد برزیل را به طرز چشمگیری متحول کرده است. وی توانسته است از سال 2003 بیش از 21 میلیون برزیلی را از زیر خط فقر رها سازد به طوری که برزیل اکنون قدرتمندترین اقتصاد منطقه امریکای لاتین است. اقتصاد برزیل در سالجاری 3/7 درصد رشد داشته است که در طول دو دهه اخیر اقتصاد این کشور بیسابقه است. دولت همچنین قول داده است تا دو میلیون شغل جدید را در سالجاری ایجاد کند. روسف که به خوبی از این مهم آگاه است با بهرهگیری از محبوبیت به وجود آمده، آشکارا از سیاستهای اقتصادی دولت کنونی حمایت و اعلام کرده است که سیاستهای عملگرایانه را برای پیشرفت اقتصادی ادامه خواهد داد.
خوزه سرا به خوبی دریافته است که باید این جبهه را به رقیب واگذار کند و خاکریزهای دیگری برای دفاع و حمله برگزیند. البته در این راه با دو مسئله اساسی روبهرو است. از سویی باید با جلب طیفی از آرای دیلما روسف اختلاف خود را با وی به حداقل برساند و از سوی دیگر، چنان برنامههایی ارائه دهد که آرای ریخته شده در سبد نامزد سوم آرا را به نفع خود جلب کند.
سرا با آگاهی از چنین راه دشواری سعی دارد با تکیه و بهرهبرداری از مسائلی چون فساد اداری و سیاسی دولت، مذهب، حزب سبز و مسئله سقط جنین، آخرین شانسهای خود را امتحان کند.
برجسته کردن برخی فسادهای سیاسی کنونی دولت از جمله اتهام رشوهخواری یکی از مشاوران ارشد خانم روسف به یکی از محورهای جدید تبلیغاتی حزب سوسیال دموکرات تبدیل شده است؛ اتهامی که وقت زیادی از دولت را به خود اختصاص داد. مذهب و سقط جنین از دیگر محورهای تبلیغاتی در دور جدید است. روسف از سقط جنین قانونی حمایت میکند، مسئلهای که مخالفت برخی از گروههای اجتماعی از جمله دست راستیها و مذهبیها را برانگیخته است. پیوند سقط جنین با مذهب که جایگاه ویژهای در جامعه برزیل ایفا میکند میتواند بالقوه، منبعی برای ریزش آرای روسف به نفع مخالفان او باشد. گروههای مذهبی و به ویژه مسیحیان انجیلی که نقش مهمی در آرایش سیاسی دارند به شدت با مواضع روسف درباره سقط جنین قانونی مخالف هستند اما در همین حال برخی از تحلیلگران از جمله الکساندر باروس معتقدند که مسیحیان انجیلی مدت طولانیای است که در انتخابات کنگره نقشی جدی دارند اما این جایگاه در شکل دهی به نیروی قوه مجریه نقش میبازد.
از سوی دیگر خانم روسف با تفکیک بین سقط جنین بهعنوان یک مسئله اجتماعی و قانونی و مذهب سعی دارد مخالفان را خلع سلاح کند. روسف معتقد است که سقط جنین یک مسئله سلامت عمومی است تا یک مسئله مذهبی.
حزب سبز و طرفداران او به شدت مورد توجه خوزهسرا قرار گرفتهاند. شاید بتوان گفت بیشترین امید نامزد حزب سوسیال دموکرات به آرای طرفداران این حزب معطوف شده است. شاید کمتر کسی فکر میکرد که خانم سیلوا بتواند در انتخابات ریاستجمهوری 6/19 درصد آرا را به دست آورد، شگفتیای که به یکی از مهمترین عوامل عدم پیروزی روسف در دور اول انتخابات منجر شد.
حزب سوسیال دموکرات معتقد است که آنها میتوانند به دو صورت از حزب سبز به نفع خود بهرهبرداری کنند: نخست آنکه پایگاه اجتماعی حزب سبز یعنی دانشگاهیان و متخصصان جوان تحصیلکرده، طرفداران محیطزیست و مخالفین سقط جنین در ظاهر از مخالفان سیاستهای حزب کارگر هستند. دوم؛ اختلافات سیلوا با روسف میباشد. اختلافاتی که در نهایت منجر به جدایی سیلوا از دولت داسیلوا در سال 2008 شد. خانم سیلوا که خود بزرگ شده مناطق جنگلی آمازون است به شدت با طرحهای عمرانی روسف بهعنوان وزیر انرژی مخالفت میکرد. روسف معتقد بود برای پیشرفت و توسعه جوامع باید طرحهای عمرانی و زیربنایی از جمله راهها و سدها به هر قیمتی و لو نابودی محیطزیست دنبال شود. این چالشها سرانجام به استعفای سیلوا از دولت انجامید. حزب سوسیال دموکرات، دور دوم مبارزات انتخاباتی را بهترین زمان برای پررنگ کردن این اختلافات میداند تا از سویی چهره دولت را بهعنوان مخالف محیطزیست تخریب کرده و زیر سؤال ببرد و از سوی دیگر طرفداران سیلوا را مجاب سازد که حزب سوسیال دموکرات بهترین جایگزین برای پیشبرد سیاستهای طرفدار محیطزیست است. سیلوا اعلام کرده که هر دو حزب بعد از پایان شمارش آرا در دور اول با وی تماس گرفتهاند اما او هنوز تصمیم قاطعی برای حمایت از یک حزب را نگرفته است.
حال باید تا روز 31 اکتبر منتظر ماند و دید که آیا خوزه سرا میتواند جامعه را به رأی به خود اقناع کند یا اینکه همانند انتخابات 2002 که انتخابات را به داسیلوا واگذار کرد با پذیرش مجدد شکست، سکان هدایت دولت برزیل را برای اولینبار به دستان یک زن بسپارد؟