رهبر معظم انقلاب در دیدار با جهادگران بسیجی، مسیر نظام جمهوری اسلامی ایران را مسیر عبور از پیچهای خطرناک دانستند که هماکنون در حال عبور از آنها هستیم. شاید در فضای عمومی کشور، هر کسی از ظن خویش از این پیچهای خطرناک تعبیر و برداشتی داشته باشد، اما هر برداشتی از این مسئله به ذهن برسد، به این نکته باید توجه کرد که پیچهای خطرناک صرفاً حوادث اتفاق افتاده و مقطعی نیستند. همانگونه که لازمه رسیدن به یک پیچ خطرناک، پیمودن مسافتی طولانی از جاده است، پیچهای خطرناک انقلاب اسلامی نیز یک شبه و فیالبداهه به وجود نیامدهاند. بنابراین میتوان پیچهای خطرناک انقلاب اسلامی را از دو منظر و به دو شکل دستهبندی کرد. 1 ـ پیچهای خطرناک به مثابه اقدامات نرم 2 ـ پیچهای خطرناک به مثابه حوادث و اقدامات سخت. در شکل دوم نیز میتوان حوادث انقلاب اسلامی را به 1 ـ فرآیندی و 2 ـ حادثهای تقسیمبندی کرد.علت اینکه در جاده انقلاب اسلامی پیچهای خطرناک وجود دارد چیست؟ پاسخ به این سؤال را باید از گنجینه اندیشه الهی حضرت امام بیرون کشید. امام (ره) معتقد بودند: «ما چه بخواهیم و چه نخواهیم استکبار در تعقیبمان خواهد بود و تا حیثیت مکتبیمان را لکهدار نکند آرام نخواهد نشست»، بنابراین، ماهیت و ذات انقلاب اسلامی به گونهای است که با منافع دشمنان و اندیشههای مادی در تقابل مستمر خواهد بود و مبانی اسلام سیاسی یا لیبرالیسم و اومانیسم هرگز یکجا جمع نخواهد شد.لذا همیشه در حال حرکت در جادهای هستیم که پر از پیچهای خطرناک است و تا زمانی که بر «قیاملله» تأکید ورزیم این داستان همچنان ادامه دارد. در عرصه نرم خطرناکترین پیچ در مقابل انقلاب اسلامی القای جدایی دین از سیاست بود که روشنفکران سکولاریسم کلید زدند و این جماعت به خاطر پیشگیری از انزوای خویش عنوان روشنفکر دینی را برای خود برگزیدند و بیش از 20 سال است که به طبل سکولاریسم میکوبند. تکامل جدایی دینی از سیاست از فردای دوم خرداد 76 کلید خورد و آن القای حاکمیت دوگانه بود که این پیچ نیز با تیغ پرقدرت بولدوزر انقلاب اسلامی از بین رفت. دو پیچ مذکور از تهدیدات فرآیندی انقلاب اسلامی محسوب میشدند که در حوزه نرم تعریف میشود. در حوزه سخت پیچهای خطرناک ملموستر و قابل فهمتر است. تجزیهطلبی، جنگ تحمیلی، کودتای نوژه و جنگ شهرها از جمله پیچهای سخت و فتنه 1378 و 1388 نیز از پیچهای سختی است که آمیخته به دو روش نفاق گردید که هزار بار از حمله دشمن و جنگ تحمیلی دردآورتر است. در حال حاضر عبور از گردنه سخت هستهای و تحریمها و فشار فرهنگی دشمن به مثابه پیچهای خطرناکی است که هنوز در حال گذر از آن هستیم. آما آنچه آرامش را در هنگام عبور تضمین مینماید، وجود رهبری باتجربه پیشاپیش کاروان عبور کننده است و امتیاز دوم آمادگی دائمی مسافران این جاده است که برای هرگونه حادثهای در پیچ یا کمین در جاده، هزاران بار تمرین نمودهاند و از امام خویش شنیدهاند که«لازمه انقلابی بودن تحمل سختیهاست». پیچهای خطرناک انقلاب اسلامی، رانندگان فردای انقلاب را باتجربهتر خواهد نمود. این تجربه آموزی را پاس بداریم.