
علی خدایی بیجاری - در میان جوامع بدوی زیربناییترین هنر، هنر تصویرسازی (نقاشی) بر دیواره غارها و صخرهها بود که متریال این شیوه نقاشی از ترکیب چربیهای حاصل از طبخ حیوانات شکار شده و کربنی که پس از آتش به زغال و خاکستر تبدیل میشد این نقاشیها پدید میآمد. این شکل تصویرسازی با هدفی خاص کار نمیشد و بیشتر جنبه تفننی داشت. اما دیری نگذشت که انسان بدوی عصر آتش دریافت که از این تصاویر میتوان در راستای انتقال مفاهیم ذهنی به دیگران سود جست، از همین رو موفق به ابداع علائم و نشانههایی شد که در فاصله زمانی بسیار کوتاهی این نشانهها پذیرفته و کاربردی شد. پس از خط هیروکلیف بشر بدوی باز در پی خلاصه کردن و کم حجم نمودن این نشانهها شد تا در نهایت حروف الفبایی به عنوان قراردادی بین ابنای بشر پذیرفته شد و این ابداع راه تفکر و اندیشه را نه تنها هموار ساخت بلکه با ثبت این اندیشه پیشرفت و ترقی زندگی انسان امکانپذیر شد. در این میان کشور ما نیز از گنجینه بسیار با ارزشی به لحاظ نوع خط و خوشنویسی خاص ایرانی برخوردار است و استفاده از خط زیبا در هنر خوشنویسی نستعلیق توسط «میرعماد» به انتها رسید و در اواخر حکومت قاجار به تدریج خط در اختیار فعالیتهای صنعتی قرار گرفت به گونهای که برای تبلیغ و معرفی محصولات تولید شده در هر حوزهای به صورت سنتی و با استفاده از تلفیق خوشنویسی و نقاشی تا حدودی این هدف محقق شد و این تلاش در حالی انجام میشد که در کشورهای پیشرفته هنری دیگر به نام «گرافیک» به منصه ظهور رسید و خیلی زود در جوامع مختلف فراگیر شد و ایران نیز به روی این هنر که هنری کاربردی در زمینه تبلیغات بود، آغوش گشود و در دهههای گذشته با تلاش و پایمردی هنرمندانی چون مرتضی ممیز این هنر به سمت و سوی ایرانی شدن حرکت کرد. اما با ظهور دنیای دیجیتال و استفاده از نرمافزارهای تخصصی گرافیک متأسفانه تقلید از گرافیک غربی آغاز شد و سهولت در انجام کارهای گرافیکی توسط رایانه بسیاری از سفارش گیرندگان تجاری را شخصاً به مجری طرح و به اصطلاح «گرافیست» تبدیل کرد. به طوری که هنر گرافیک حال حاضر کشور دوره بسیار بحرانی را میگذراند. اما آنچه که در این میان به شدت مهجور و مظلوم واقع شده طراحی حروف در گرافیک است که به «تایپوگرافی» مصطلح شده است.
معمولاً هر روز که منزل را به مقصد محل کار ترک میکنیم در فاصله تردد و در محل کار چشم ما نوشتههای گوناگونی را میبینند که هر کدام راجع به موضوعی خاص اطلاعات میدهد که در این میان هر یک در راستای هدفی که دارند از نوع نوشتار و طراحی خاصی برخوردارند. برای مثال نوع نوشتار عنوان کتاب کودک باید خطوط و رنگهایی شاد و فانتزی داشته باشد. ناگفته پیداست که چنین طرحی به هیچ عنوان نمیتواند طرح کتابی ادبی یا فلسفی شود. در واقع بخشی از مفاهیم درونی کتاب یا هر بستهای به وسیله همین نوشتار به مخاطبش معرفی میشود. به همین جهت نوشتار در یک اثر گرافیکی اهمیتی ویژه پیدا میکند. اما در ایران با توجه به تعدد خط که به نوبه خود گنجینهای منحصربه فرد محسوب میشود، متأسفانه هیچ نهاد یا سازمانی حتی جوامع دانشگاهی ما درصدد استفاده از این گنجینه انعطافپذیر برنیامدهاند و کماکان استفاده از حروفها یا به اصطلاح فونتهای محدود فارسی را به این کار ترجیح میدهند.این در حالی است که این فونتها با اختلاف بسیار جزئی با هم واقعاً پاسخگوی نیازهای گرافیکی کشور نیست و هیچگاه نمیتوان انتظار تایپوگرافی به مفهوم طراحی حروف را از آن داشت. طراحی حروف یکی از مهمترین کارهای یک گرافیست است که باید با اتکاء به فاکتورهایی که در خود موضوع و پیرامون موضوع نهفته است، اقدام به طراحیهایی در خور و پر مفهوم و مرتبط با موضوع کند. براساس این پیش فرض قطعاً نمیتوان عمل نوشتاری رایانه را به عنوان تایپوگرافی یا طراحی حروف پذیرفت. به عنوان مثال «شرایفوگل» طراح سوئیسی به دلیل جستوجوهای نامتعارفش در تایپوگرافی و دستیابی به بیانی جدید از حروف و تصویر در مجموعه پوسترهایش برای فیلم «پودیوم زوریخ 3» شناخته شده میباشد. شرایفوگل پوسترهایش را اغلب تک رنگ یا دو رنگ طراحی میکند و طراحی حروف او کیفیت حجم گونهای دارند و انرژی آنها در سراسر تصویر منتشر شده است. حروف، فرمهای اصلی او برای طراحی هستند و همه چیز را براساس چیدمان آنها شکل میدهد. ارزش اطلاعاتی و فرم حروف برای او یکسان است. از این رو به ندت اثری از او میبینید که نوشتههایش را به گوشهای فشرده کند. یا در پوستر «سینمای شکسپیر» او روی حروف برجسته، فویل آلومینیومی میکشد و آن را زیر فشار آب پرس میکند، سپس با عکاسی از آن و به وسیله متالیک و تکنیک سیلک چاپ میکند. به همین جهت شرایفوگل یکی از خلاقترین گرافیستها میباشدکه با ساختاری تکنیکی و اجرای خاص خود تصاویر جدیدی را در برابر بیننده قرار میدهد که ویژگی اصلی آثار اوست و مطالعه کارهای و او نوع طراحی حروفش بیگمان راهی است برای شناخت بیشتر تایپوگرافی و تایپوگرافیای که باید در خدمت موضوع باشد و هنر و خلاقیت فردی گرافیست را در خود داشته باشد که همین خلاقیت فردی است که یک اثر را از اثری تجاری و معمولی به اثری هنری تبدیل میکند.