
خلوت کردن کلانشهرها به ویژه تهران، سالهاست که دغدغه دولتمردان کشور بوده و بحثهای زیادی پیرامون آن انجام شده است. از تغییر پایتخت تا دادن طرحهای تشویقی برای مهاجرت مردم از تهران آزمایش شده اما نه تنها از جمعیت مرکز کم نشد که همچنان به تراکم نفوس در آن افزوده میشود. طرح خروج جمعیت و دستگاههای دولتی از کلانشهر تهران نیز اخیراً توسط رئیس جمهور اعلام شد و از متقاضیان ترک پایتخت، ثبت نام به عمل آمد. جمعاً 15 هزار نفر برای خروج ثبت نام کردند و محمود احمدینژاد هم دستور داد، 163 سازمان و نهاد دولتی از تهران خارج شوند. با این حال به نظر میرسد طرح خروج جمعیت از تهران یا همان مهاجرت معکوس، بیشتر برای سوق دادن امکانات و اعتبارات به شهرهای کم جمعیت و محروم است تا آنها توسعه یابند و جلوی مهاجرت ساکنانشان به شهرهای بزرگ گرفته شود. البته شاید از رهگذر این انتقال امکانات، عدهای هم از کلانشهرها به شهرهای کوچک مهاجرت کردند. در این میان مجلس و دولت برای تدوین برنامه پنج ساله پنجم توسعه کشور به بحث ماندگاری جمعیت در شهرهای کوچک یا روستاها توجه ویژهای دارند و بر آنند تا حتی زمینه بازگشت ساکنان کلانشهرها به شهرهای کوچک یا روستاها را مهیا کنند. البته دومی بسیار سخت به نظر میرسد اما اولی شدنی است. در باب مسأله مهاجرت معکوس و ملزومات آن با «جواد آرین منش» عضو کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم محترم شهرهای مشهد و کلات به گفتوگو نشستهایم. آرین منش در این گفتوگو از لزوم انجام برخی گامها برای مناطق محروم و کمتر توسعه یافته گفت و پیشنهاداتی هم داد که برخی از آنها برای گنجاندن در برنامه پنجم توسعه در کمیسیون تلفیق ارائه شده است.
طرح مهاجرت مردم از تهران به شهرستانها را چگونه ارزیابی میکنید؟اقدامی که از سوی دولت محترم در حال انجام است، با این هدف که مردم تهران و کلانشهرها به سمت شهرهای کوچک یا روستاها مهاجرت کنند یک آرمان و امر ایده آل محسوب میشود.
فکر میکنید این طرح شدنی باشد؟انجام این کار صرفاً با دعوت مردم به خروج از تهران عملی نیست چرا که اگر قرار باشد بدانیم چگونه ساکنان کلانشهرها به شهرهای کوچک یا روستاها مهاجرت میکنند باید علل و عوامل مهاجرت روستاییها و ساکنان شهرهای کوچک به حاشیه شهرهای بزرگ را به دقت مورد شناسایی قرار بدهیم و بعد در جهت رفع موانع زندگی در روستاها و شهرهای کوچک اقدام کنیم تا جلوی مهاجرت به کلانشهرها گرفته شود.
شما این علل و عوامل را در چه چیزهایی میدانید؟یک بخش از علل و عواملی که در طول سالهای گذشته، به ویژه سالهای قبل از انقلاب به مهاجرت روستائیان به شهرها دامن زد، عوامل طبیعی بود. خشکسالی، مشکلات مربوط به آب، اختلافات بر سر زمین کشاورزی و از این دست سهم عمدهای داشت. یک بخش به عوامل انسانی مربوط میشود که دافعه برای روستاها ایجاد میکرد. دافعه به این معنی که کمبود امکانات آموزشی، بهداشتی و وجود محرومیتهای شدید در روستاها مردم را به مهاجرت تشویق کرد. فاصله فقر و غنا بین روستاها و شهرهای بزرگ بسیار زیاد بود و طبیعی است در چنین شرایطی، روستاییای که از حداقل امکانات محروم است، امکان تحصیل درمدرسه و دانشگاه برای فرزندش نیست، با کوچکترین بیماری میمیرد ترجیح میدهد به سمت کلانشهرها مهاجرت کند تا از امکانات آنان سهمی بگیرد.
اما در سالهای پس از انقلاب هم مهاجرت ادامه پیدا کرد؟در سالهای بعد از انقلاب تا حدودی امکانات به روستاها رفته و پیشرفتهای خوبی هم حاصل شده اما هنوز بین روستا با شهر و شهرهای کوچک با کلانشهرها به لحاظ امکانات رفاهی، فرهنگی و آموزشی فاصله زیادی وجود دارد. به همین دلیل مهاجرت همچنان ادامه پیدا کرد و هنوز هم این روند قطع نشده است.
آیا با طرح مهاجرت معکوس (تهران به شهرهای کوچک و روستاها) روند مهاجرت به کلانشهرها بالعکس خواهد شد؟به عنوان یک اقدام بلند مدت لازم است که عدالت را از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و آموزشی و دیگر ابعاد در مناطق مختلف کشور فراهم کنیم تا فاصله شهرها و روستاها به حداقل ممکن برسد. در غیر این صورت زمینه مهاجرت معکوس خود به خود ایجاد نمیشود و حتی همچنان مهاجرت به تهران و کلانشهرها ادامه خواهد یافت. اقدام دولت محترم، اقدام ارزشمندی است اما من بعید میدانم رقم قابل ملاحظهای از تهران به سوی شهرهای کوچکتر گسیل شوند.
حتی با دادن وام، زمین و اشتغال مناسب؟مشکلات مردم روستاها و شهرهای کوچک که فقط اینها نیست. باید زیر ساختهای اشتغال، مسکن، بهداشت و درمان، آموزش و رفاه فراهم شود. الان اگر یک فرد ساکن در روستا، بخواهد به دانشگاه برود باید حداقل به نزدیکترین شهرستان نزدیک خود بیاید. این فرد چون خوابگاه ندارد باید مدام برود و بیاید. بنابر این یا خانوادهاش باید به شهر بیایند یا قید دانشگاه را بزند یا مرتب برود و بیاید. بعضی رشتهها اساساً در شهرهای کوچک وجود ندارد بنابر این باید به شهر بزرگ بیاید.درسش هم تمام شود شغل مناسب آن رشته در شهر کوچک یا روستا پیدا نمیشود. همه این عوامل خانواده آن دانشجو را به کلانشهر میکشاند و مانع از بازگشت آن به طرف شهر کوچک یا روستا میشود.
چرا امکان تحصیل و اشتغال در شهرهای کوچک و روستاها کم است؟چون تمام امکانات را متمرکز کردهایم در شهرهای بزرگ. اعتبارات و بودجهها عموماً در شهرهای بزرگ هزینه میشوند. برای توزیع اعتبارات، شاخص جمعیت در نظر گرفتهایم، طبیعی است که پول کجا میرود. بیشتر بودجهها در جایی توزیع میشود که جمعیت بیشتری دارد. وقتی پول بیشتری توزیع شد فرصتهای شغلی بیشتری هم ایجاد میشود و این زنجیره ادامه مییابد.
با این حساب، بیشتر امکانات را باید به مراکز کمتر توسعه یافته بدهیم تا جلوی مهاجرت به کلانشهرها گرفته شود؟بله، باید بالعکس عمل کنیم. یعنی بیشتر سرمایهگذاریها برای ایجاد کارخانهها، مراکز بهداشتی و درمانی و آموزشی را به مناطق کمتر توسعه یافته گسیل کنیم. به این ترتیب فرصتهای بیشتر شغلی و ساخت در محل سکونت ایجاد میشود. ایجاد مسکن، نیازهای جانبی را سبب ساز میشود و این زنجیره، منطقه را توسعه خواهد داد.
اما همه عوامل به شغل، مسکن، درمان و تحصیل مربوط نمیشود. شهرهای بزرگ به ویژه تهران جذابیتهایی دارد که دیگر شهرها یا حتی کلانشهرها ندارند. جمعیت کشور ما هم جوان است و جوانها علاوه بر شغل، مسکن و تحصیل به جاذبههای تفریحی هم نیاز دارند؟باید عوامل جذب جمعیت به تهران شناسایی و از این شهر بزرگ خارج شود. اگر این اتفاق بیفتد میتوان بخشها و اقشار غیر مولد را از تهران خارج کرد.
برج میلاد، مترو، پارکهای بزرگ و مجهز، بزرگراهها و دیگر جاذبهها را چگونه از تهران خارج کنیم؟منظورم مترو و این مواردی که شما مثال زدید نیست. مترو را نمیتوان بیرون برد اما دانشگاهها را که میتوانیم بیرون ببریم. ما باید شهرهای دانشگاهی ایجاد کنیم. این شهرهای دانشگاهی در کشورهای توسعه یافته و حتی کمتر توسعه یافته وجود دارد. در هیچ جای دنیا،پایتخت شهر دانشگاهی نیست. امکان ایجاد شهرهای دانشگاهی وجود دارد. مسأله دیگر اینکه وقتی این همه کارخانه اطراف تهران وجود دارد ضرورتی ندارد که کارخانجات جدید در این محدوده ایجاد شود. این امکان باید به یک شهر کوچک داده شود. البته سرمایهگذار، میخواهد جایی کارخانه بزند که به بازار مصرف نزدیک باشد تا تولیداتش زودتر به آنجا برسد اما این امکان باید فراهم شود که سرمایهگذار در یک شهر کوچک تولید کند و محصولش را به آسانی در بازار مصرف عرضه نماید.
اگر از ظرفیت هر منطقه درست استفاده شود، مشکل بیکاری رفع خواهد شد اما در سالهای گذشته شاهد بودیم که صنایع را به استانهای حاصلخیز بردند و در مناطق کویری به دنبال کشت محصولات کشاورزی بودند آیا برای این مشکل فکری شده است؟در برنامه چهارم این موضوع پیش بینی شده بود که ظرفیتها، قابلیتها و استعدادهای هر شهر و منطقهای شناسایی و متناسب با آن فرصت شغلی ایجاد شود. منطقهای که استعداد کشاورزی دارد باید روی آن سرمایهگذاری شود و منطقهای که استعداد صنعتی دارد متناسب با آن توسعه یابد.
دو سوم از جمعیت کشور در 14 استان حاشیه البرز و زاگرس که آب و هوای خوب و زمینهای حاصلخیز دارد زندگی میکنند؟ الان اکثر مراکز استان، درصد بالایی از جمعیت کل استان را به خود جذب کردهاند حال آنکه در 50-40 کیلومتری این شهرهای بزرگ، شهرهایی با جمعیت بسیار پایین و آب و هوای خیلی خوب وجود دارد. فکر نمیکنید بتوان مردم را تشویق به مهاجرت به سوی این شهرهای و روستاها کرد؟ما این کار را سالها قبل به نوعی در مشهد مقدس انجام دادیم. مثلاً شهر جدیدی ایجاد شد. به نام گلبهار که قرار بود سر ریزجمعیت مشهد به این شهر منتقل شود اما آن هدفی که از ایجاد این شهر و شهرهای جدید دیگر کشور متصور بودیم، محقق نشد.
چرا؟چون در جذب جمعیت مشهد کاملاً ناموفق بود. این منطقه آب و هوای خوبی دارد ولی سرریزجمعیت مشهد به این شهر نیامد.
یعنی الان جمعیت کمی دارد؟نه، اتفاقاً جمعیت زیادی دارد اما سرریز
جمعیت مشهد نیست.
حتماً از دیگر شهرهای استان آمدهاند؟هم از استان آمدهاند هم از کل کشور. مشهد مثل تهران یک شهر ملی است. به هر حال همه مردم ایران به حضرت امام رضا (ع) عشق میورزند و خیلیها این شهر را برای اقامت دائم انتخاب میکنند ولی چون توان خرید مسکن در شهر مشهد را ندارند به حاشیهها میروند که گلبهار یکی از مناطق حاشیهای مشهد است.
فکر میکنید چرا ساکنان مشهد به این شهر جدید نرفتند؟چون برنامهریزی برای ایجاد شهرهای جدید همه جانبه انجام نشده بود. ما امکان اسکان را در بحث مسکن در شهر جدید ایجاد میکنیم اما فرصتهای شغلی به وجود نمیآوریم. اگر افراد ساکن شونده در این شهرها، امکان اشتغال را فراهم ببینند، جذب خواهند شد. الان هر روز هزاران نفر مسیر 50-40 کیلومتری گلبهار تا مشهد را طی میکنند تا به سر کار بیایند و برگردند. بنابراین دیگران با دیدن این مشکلات از مشهد به طرف شهرهای کوچکتر نخواهند آمد.
چرا قبل از اینکه شهری ایجاد شود، امکانات آن مهیا نمیشود؟شورای عالی معماری و شهرسازی، براساس مطالعاتی که انجام داده بود، شهرکهای جدید را در بهترین نقطه قابل توسعه ایجاد کرد. جایی که امکان جذب جمعیت وجود داشته باشد اما دستگاههای دیگر در ایجاد اشتغال ضعیف عمل کردند. دولت وظیفه ایجاد شغل ندارد اما زمینههای اشتغال را باید فراهم کند. یکی از این زمینهها، شهرکهای صنعتی است. سیاستگذار اصلی صنعت هم دولت است. دولت باید به کمک بخش خصوصی بیاید تااین بخش، اشتغال ایجاد کند. سیاستگذاری، حمایت و نظارت بر بخش خصوصی سه عنصری است که دولت باید انجام دهد. دولت باید بگوید کجا شهر جدید ایجاد شود و تسهیلات بدهد و سیاستهای خود را اجرا کند و بر انجام امور نظارت داشته باشد. اگر این مسائل رعایت شود هیچ شهر جدیدی بدون امکانات، ایجاد نخواهد شد.
ولی بدون ایجاد شهرهای جدید هم میتوان مهاجرت معکوس را سامان داد. استفاده از ظرفیت شهرهای کوچک علاوه بر کمک به توسعه آنها، بحث مهاجرت از کلانشهرها را تشویق خواهد کرد. فکر نمیکنید به جای ایجاد شهر جدید، بهتر است شهرهای کوچک را توسعه بدهیم؟در برخی مناطق ایجاد شهرهای جدید بهتر است. بعضی از شهرهای کوچک هم امکان توسعه مطلوب و مناسب ندارند و مدیریت شهری با دشواری انجام میشود.با این حال برخی شهرهای کوچک به شرط داشتن امکانات،قابلیت توسعه دارند. هر چقدر امکانات بیشتر شود قاعدتاً تراکم جمعیت هم بیشتر خواهد شد و توسعه بیشتری به همراه خواهد آورد. از وظایف وزارت مسکن و شهرسازی و شورای عالی شهرسازی همین است که بررسی کند کجا ایجاد شهرهای جدید تناسب بیشتری دارد و کجا باید به توسعه شهرهای موجود همت گماشت. باید بررسی شود که کدامیک مقرون به صرفه و مطلوب است یا به موازات رشد جمعیت در شهر کوچک رفاه ایجاد میشود یا نه.
آیا آن کسی که میخواهد از تهران یا کلانشهری برود باید به یک شهر خوش آب و هوا نقل مکان کند یا خوب است به شهر زادگاه خودش برگردد؟انتقال جمعیت یک امر دلخواهی و جزو حقوق مردم است. اگر دولت بخواهد برای مهاجرت معکوس برنامهریزی کند و مردم را به رفتن از کلانشهر تشویق نماید باید به رغبت و تمایل مردم توجه کند. تمایل طبیعی مردم و خانوادهها با توجه به شبکه خویشاوندی موجود در کشور ما، بازگشت به زادگاه خودشان یا شهرهایی در نزدیکی زادگاهشان است. بنابراین دولت باید بررسی کند که آیا امکان توسعه تمام مناطق وجود دارد یا در هر استان چند شهر خاص توسعه خواهد یافت. آن وقت جمیعت به سمت شهری که امکانات و اشتغال داشته باشد سوق پیدا میکند.
دولت چگونه میتواند بین شهر مطلوب و زادگاه افراد یکی را انتخاب کند؟نظرسنجی انجام دهد و شهرهای قابل توسعه را با دلایل مشخص معرفی کند. باید گرایشات مردم در مسائل مختلف مورد سنجش قرار بگیرد.
اما با توجه به وضعیت پراکندگی جمعیت به نظر میرسد مسائل طبیعی در ایجاد تراکم جمعیت مؤثرتر است؟ جمعیت بیشتر در جاهایی است که استعداد کشاورزی بیشتر است.طبیعتاً گرایش جمعیت به سوی مناطق خوش آب و هواست و پراکندگی جمعیت به همان شکلی متمرکز شده که شرایط طبیعی اقتضا کرده. یعنی در نقاط شمالی کشور که آب و هوا و شرایط محیطی و طبیعت مطلوبی وجود دارد پر تراکمترین جمعیت را داریم.
با این حال تراکم بیشتر جمعیت در همان مناطق هم مربوط به کلانشهرهایی چون رشت، تبریز و تهران است، فکر نمیکنید مسائل مدیریتی موجب شده که شهرهای سرسبز و با طراوت این مناطق کم جمعیت و مراکز استانها پرجمعیت باشد؟به نظر من، عامل امکانات را باید بر عامل مدیریت ترجیح داد. باید یک ارادهای در انتقال و جابهجایی جمعیت وجود داشته باشد و امکانات لازم برای شهرهای کم جمعیت یا جدید ایجاد شود. ضمن اینکه درباره مسأله جابهجایی جمعیت، کشوری باید تصمیم گرفت. سیاستگذاریها باید ملی و کشوری باشد، نه اینکه منطقهای نگاه کنیم. در برنامه پنجم توسعه به این مسأله توجه شده که برنامه حاکم نبوده و اراده افراد و کشمکشها و در واقع مسائل منطقهای بر سیاستگذاریها سنگینی کرده است. حتی نمایندگان مجلس هم، نگاه منطقهای دارند و سعی میکنند امکانات کشور را به سمت خودشان هدایت کنند. مثلاً توسعه صنعت در یک منطقه مهیا نیست اما تلاش و رابطه یک نماینده و یک وزیر سبب شده که کارخانهای به یک منطقه برده شود که استعدادی در این زمینه ندارد.
این همان بحث مدیریتی است که گفتم. حتی در بردن امکانات هم به ظرفیتها و استعدادها توجه نمیشود. به نظر شما امکانات، درست توزیع شده است؟چون یک اراده قوی حاکم نبوده، امکانات نابرابر و نامتناسب توزیع شده و در نتیجه توزیع نابرابر جمعیت را به دنبال داشته است.
یکی از امکانات، توسعه تولید و صادرات براساس استعدادهای هر منطقه کشور است. چرا برای تقویت این مقوله تلاش آنچنانی نشده است؟چون هنوز یک راهبرد مشخص برای این مسائل تعریف و اجرا نشده است. مسأله دیگر این است که نفت نه تنها باعث خوشبختی ما نشده بلکه موجب عقب ماندگی و تک محصولی شدن اقتصاد ما شده است. در عین حال گامهای خوبی برای توسعه صادرات در 4 -3 سال گذشته برداشته شده ولی در مقایسه با آنچه باید باشد هنوز فاصلهمان بسیار زیاد است.
موانع توسعه صادرات به ویژه در بخش کشاورزی که میتواند مولد تولید و توسعه شهرهای کوچک هم باشد چیست؟یک مشکل، بستهبندی محصولات کشاورزی کشور ماست، مشکل دیگر بالا پایین شدن یکباره تعرفههای صادرات و واردات است، مشکل دیگر اینکه دولت به جای آنکه همکار بخش خصوصی باشد رقیب این بخش است و این امر در خارج از کشور نیز صدق میکند. این حلقهها در مسیر تولید و صادرات اثر منفی میگذارد.
استان خراسان رضوی، یک استان مرزی است آیا نمیتوان از ظرفیت این نوع استانها در ارتباط با کشورهای همسایه برای توسعه شهرهای کوچکشان استفاده کرد؟این ظرفیت وجود دارد. مثلاً استان خراسان رضوی که من نمایندگی آن را بر عهده دارم با آسیای میانه همسایه است و امکان صادرات کالاهای بسیاری به این منطقه وجود دارد. در حال حاضر صادرات گوشت، مرغ و تخممرغ خوب است اما گاه یکباره تعرفهها بالا و پایین میشود و این امر را دچار مشکل میکند.
برای اینکه خراسانیهای مقیم تهران به استانشان برگردند و سرمایهگذاری کنند چه امکاناتی باید ایجاد شود؟خراسانیهای مقیم تهران چند دستهاند. یک عده بازرگانانی هستند که برقراری ارتباطشان با داخل و خارج از کشور از طریق پایتخت راحتتر است. این افراد به زمینههایی برای سرمایهگذاری و امکاناتی برای پیشبرد کارشان نیاز دارند. یک گروه هنرمندان خراسانی هستند که به دلیل کمبود امکانات به تهران آمدهاند. چون اینجا تواناییهایشان دیده میشود ولی در شهرستان گمنام میمانند. یک عده هم کارکنان دستگاههای دولتی هستند که به شرط به وجود آمدن امکانات مناسب ممکن است برگردند. البته ممکن است به دلایل خانوادگی و... نتوانند ازتهران خارج شوند. بنابراین برای اقشار گوناگون، شرایط متفاوتی نیاز است که بتوانند ازتهران برگردند.
در منطقه خراسان، کدام شهرها برای سکونت به لحاظ آب و هوایی بهتر بوده و خوب است دولت برای انتقال سرریز جمعیت به آنها اقدام کند؟هر چقدر به سمت شمال خراسان رضوی یا استان خراسان شمالی پیش برویم، شرایط آب و هوایی برای جذب جمعیت بهتر است.مناطقی مثل قوچان، چناران، طرقبه، شاندیز و حتی شهری مثل نیشابور قابلیت جذب جمعیت را دارند اما اشتغال و مسکن و امکانات مورد نیاز برای این امر، مهیا نیست.
آقای آرین منش! 50 درصد جمعیت استان خراسان رضوی در مشهد زندگی میکنند فکر نمیکنید با توسعه دیگر بخشهای استان، به ویژه روستاها، این مشکل رفع شود؟مشهد علاوه بر امکانات کلانشهرها، جاذبه مذهبی دارد و از همه ایران برای سکونت در این شهر میآیند. عوامل طبیعی مثل خشکسالی، فقدان شغل غیرکشاورزی، کوچک شدن زمینهای کشاورزی و مقرون به صرفه نبودن کشت، زندگی در روستاها که عمدتاً کارشان کشاورزی و دامپروری است را با بنبست روبهرو میکند. درچنین شرایطی جمعیت به طرف مشهد میآید و به حاشیه نشینی دامن میزند. الان 900 هزار نفر از جمعیت سه میلیونی مشهد در حاشیه این کلانشهر زندگی میکنند. مشهد بزرگترین جمعیت حاشیهنشین کشور را دارد.
به کشاورزی اشاره کردید. فکر نمیکنید تجاری نبودن کشاورزی، عامل کم رونقی آن شده باشد؟آبیاری سنتی، زمینهای کوچک، کشت دیم و اقتصادی نبودن کشاورزی، موانع ایجاد اشتغال در این بخش است. اما میتوان با توسعه صنایع دستی، دامپروری و کشاورزی صنعتی و تجاری در کنار ایجاد امکانات درمانی و تحصیلی روستاها را احیا کرد.
در شهرهای کوچک و روستاها امکانات تفریحی وجود ندارد. کسی که از تهران یا کلانشهر دیگری به این مناطق میرود نمیداند چگونه باید اوقات فراغت خود را بگذراند. ضمن اینکه مردم ساکن آن مناطق هم وقتی به شهرهای بزرگ میروند و آن جذابیتها را میبینند به مهاجرت تشویق میشوند. چه باید کرد؟نبود مکانهای تفریحی، علاوه بر نبود امکاناتی چون اشتغال و زیرساختهای مورد نیاز موجب محرومیت شهرهای کوچک و روستاها شده است. امکانات تفریحی، ورزشی و فرهنگی باید در کل کشور مهیا شود تا جمعیت را نگه دارد. پارک، سینما، تئاتر، ورزشگاه، فرهنگسرا و از این قبیل در نگه داشتن جمعیت و جذب ساکنان کلانشهرها مؤثر است. نباید فکر کرد اینها هزینه بر است. باید به چشم سرمایهگذاری به آنها نگاه کرد.
تشکیل استانهای جدید موجب توسعه شهرهایی میشود که ظرفیت دارند اما زیرسایه مرکز استان ماندهاند و به همین نسبت شهرهای کوچکتر رشد میکنند با این راهکار موافقید؟هر استان جدید به تشکیلات جدید و اعتبارات خاص نیاز دارد. البته این راهکار خوبی میتواند باشد و خیلی از مسئولان، نمایندگان مجلس و شهروندان به دنبال ارتقای ساختار تشکیلاتی استان یا شهرستان هستند، لیکن مقدمات زیادی نیاز دارد.
وقتی استان جدیدی ایجاد میشود، بودجه بخشی از استان کوچکتر شده و به استان جدید تعلق میگیرد، آیا مشکل حل نمیشود؟این همه کار نیست، تشکیل یک استان مقدمات بسیاری میخواهد چون یک تحول اتفاق میافتد. بنابراین به این سادگیها نیست.
مجلس برای کمک به دولت در امر خروج جمعیت از تهران و کلانشهرها چه اقداماتی انجام میدهد؟مجلس در حال تدوین برنامه پنجم است و سیاستهایی مورد تأکید است که میتواند به بحث توزیع بهتر جمعیت کمک کند. واگذاری امور به مردم، کم کردن جاذبه شهرهای بزرگ، توسعه روستایی به معنای دادن امکانات آب، برق جاده، اشتغال مناسب، درمان،مسکن و مکانیزه کردن کشاورزی از اعم موارد برنامه پنجم در بخش توزیع بهتر جمعیت است. در بخش توسعه روستایی باید امکاناتی فراهم شود که روستایی به ماندن در روستا ترغیب شود و رفتهها هم برگردند.در بحث کاهش جاذبه شهرهای بزرگ هم مسأله اصلی دادن بیشتر اعتبارات به مناطق محروم است.
پیشنهاد مجلس برای خروج چه دستگاهها و اقشاری است؟مجلس در این مورد که چه بخشهایی منتقل شود، وارد نمیشود. یعنی مصداقی وارد به مسأله ورود نمیکند.