کد خبر: 414174
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۳
مصاحبه با مازیار بیژنی به بهانه راه‌اندازی سایت کاریکاتورهای هولوکاست
«مازیار بیژنی» متولد۱۳۵۱ در بابل، فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق (ع) و از کاریکاتوریست‌های معاصر ایران است.
وی برنده چندین جایزه ازجمله رتبه اول مسابقه قلم در ستیز با تهاجم فرهنگی، نمایشگاه بین‌المللی کتاب سال ۷۴؛ رتبه اول مسابقه کاریکاتور با موضوع فیلم؛ جشنواره مطبوعات سال ۷۵؛ جایزه ویژه از مسابقه کاریکاتور، جشنواره مطبوعات سال ۷۶؛ رتبه سوم و لوح تقدیر از مسابقه کاریکاتور همایش آسیب‌شناسی انقلاب؛ لوح تقدیر از دومین همایش نویسندگان و هنرمندان انقلاب و دفاع مقدس سال ۷۸ و لوح تقدیر از مسابقه کاریکاتور انتفاضه، همایش همبستگی تهران و فلسطین سال ۱۳۷9 و ... است.
او به عنوان کاریکاتوریست روزنامه کیهان، ستون ثابت کاریکاتور آن روزنامه با عنوان «مقاله‌های بی متن» را اداره می‌کرد. از وی همچنین کتاب‌های «مقاله‌های بی متن»، «گزنه»، «نیش تر»، «سر بی پناه» و «هولوکاست» منتشر شده است.
بیژنی کاریکاتورهایش را با هدف آسیب شناسی انقلاب طراحی می کند و سعی دارد معضلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور را با نگاهی عدالتخواهانه به نقد بکشد.
مشکلات بین‌المللی از جمله وضعیت عراق، افغانستان و فلسطین از جمله موضوعات دیگری است که او در آثارش به آنها می پردازد.
بیژنی به تازگی و پس از چاپ کتاب «هولوکاست»، سایت هولوکارتون که به موضوع هولوکاست و صهیونیسم می پردازد را راه‌اندازی کرده است که به همین مناسبت با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم. مصاحبه با مازیار بیژنی به بهانه راه‌اندازی سایت کاریکاتور با موضوع هولوکاست است.


فکر راه‌اندازی سایت www.holocartoons.com آن هم با موضوع هولوکاست از کجا آمد؟ چه کارهایی در قالب هنری و به خصوص کاریکاتور در این زمینه و این موضوع تا به حال صورت گرفته است؟
بحث هولوکاست یک پیش‌زمینه‌ای داشته که از لحاظ زمانی برمی‌گردد به نمایشگاه هولوکاست که سه سال قبل برگزار شد و مسابقه بین‌المللی کاریکاتور که همزمان با آن بود. آن نمایشگاه اولین موج خبری را در بحث هولوکاست ایجاد کرد. حدود 60 کشور در آن شرکت داشتند که هم اقدام بی‌سابقه‌ای بود و هم بازتاب‌ها و بازخوردهای وسیعی داشت که حدود 300 مقاله در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها در مورد آن نوشتند و هم چیزی که تا به آن زمان در فرهنگ رسانه‌ای غرب ممنوع محسوب می‌شد، شکسته شد.
نوع نگاه غرب به هولوکاست و فعالیت‌هایی که در این زمینه دارند، چگونه است؟
آنها با استفاده از ابزارهای مختلف مثل هنر سینما، تلویزیون، معماری، ادبیات و رمان، بناهای یادبود و ... در طول 50 سال اخیر فعالیت سختی داشته‌اند. کار عظیمی در حیطه فرهنگ و هنر انجام دادند و تا حدود زیادی موفق شده‌اند این موضوع را به عنوان یک نکته بدیهی و تاریخی جا ‌بیندازند که شک و شبهه‌ای باقی نماند.
یعنی الان هولوکاست در غرب یک موضوع کاملاً عادی و پذیرفته شده است؟
در جو فرهنگی اروپا و امریکا، انکار هولوکاست حتی اگر با واکنش شدیدی همراه نباشد، حداقل با تعجب است و برای آنها اینکه یک عده می‌گویند هولوکاست حقیقت ندارد، خیلی موضوع عجیبی است.
بازتاب‌های سایت و چیزی که دیدیم، اکثراً شبیه همین بوده، البته غیر از صهیونیست‌ها که به طور طبیعی ممکن است دشنام بدهند. مثلاً در لینک‌های خبری یا کامنت‌ها. یک نفر گفته بود، اینکه می گویید هولوکاست وجود ندارد پس یعنی انگلیس هم یک جزیره کوچک در آفریقای جنوبی است حتماً؟! پس رود نیل هم حتماً وجود ندارد؟
این به این معنی است که هولوکاست را به عنوان یکی از بدیهیات تاریخ جا‌انداخته‌اند.
از اثبات وجود هولوکاست و زحمت‌هایی که برای این کار کشیده می شود، چه کسانی سود می برند؟
هدفشان از این کار به نظر ما این بوده که می‌خواسته‌اند این را مبنای مشروعیت دولت اسرائیل که مهمترین مبنای مشروعیتش هم هست قرار دهند که اساساً اگر این نباشد، وجود دولت یهود معنایی پیدا نمی‌کند.
توجیهات قبلی که برای تشکیل دولت یهود استفاده می‌شد، خیلی قوی نبود و نیاز به چیز تازه‌ای بوده که بتوان آن را استفاده کرد.
الان هم می‌بینید که تا بحث ایران و انرژی هسته‌ای پیش می‌آید، می‌گویند که ایران به دنبال هولوکاست دیگری است. یعنی از این جریان باز هم بهره‌برداری می‌کنند. هم از بعد داخلی و هم در بعد بین‌المللی و مظلوم‌نمایی‌ای که همراه دارند.
مخصوصاً روی صحبت آقای احمدی‌‌نژاد بر محو اسرائیل تأکید می‌کنند و می‌گویند محو شدن یعنی باید اسرائیل با بمب هسته‌ای محو بشود و هیچ راه دیگری ندارد و از این استفاده زیادی کرده‌اند.
در مورد کتابی که در مورد هولوکاست از شما چاپ شد، توضیحاتی بفرمایید.
ما کاریکاتورهایی که از نمایشگاه هولوکاست مانده بود به اضافه چیزهای دیگری که بعد از آن اضافه شد را در مجموعه‌ای به صورت کتاب کردیم که روندی داستانی و روایی دارد. از قبل از تاریخ هولوکاست، از زمان حضرت موسی(ع) تا زمان هیتلر و نازی‌ها با دیدگاه طنز یعنی تاریخ به صورت ما‌قبل و ما بعد هولوکاست است با محوریت هولوکاست.
آن کتاب که سال 86 رونمایی شد، سروصدا و بازتاب خبری زیادی داشت و تقریباً هر خبرگزاری از واشنگتن‌پست، نیویورک‌تایمز، فرانس‌پرس، رویترز و همه اینها یک خبر در مورد آن کار کردند. به اضافه خبرگزاری‌های اسرائیل و خود سایت وزارت خارجه اسرائیل که به این قضیه پوشش خبری دادند و این نشان می‌‌داد که این قضیه برایشان مهم است و روی آن حساسیت دارند. البته آن زمان هنوز کتاب منتشر نشده بود و در حد یک خبر بود. در همان حد هم آنها روی این قضیه خیلی مانور دادند معمولاً هم خط تبلیغاتی آنها یک محور یهود آزاری دارد که آن را با شدت دنبال می‌کنند که بگویند این افکار نژاد‌پرستانه است.
بحث دیگری که روی آن مانور می‌دهند این است که بگویند این کار به صورت یک کار NGO نیست. هر چند ما همه‌جا این را اعلام کرده‌ایم با این حال باز تأکید دارند که کار را دولتی جلوه دهند. دلایل خاص خودشان را هم دارند. از جمله اینکه بگویند این کار فرهنگی نیست، سیاسی است و یکی هم تحقیر است که بگویند این کار با این حجم و کیفیت نمی‌تواند کار چند نفر آدم باشد و مسلماً یک کار دولتی است.
این چه ایرادی دارد؟ مگر مواضع دولت ایران چیزی به غیر از این است؟
نه، بد نیست. اتفاقاً این کار و مفهوم آن، موضع دولت که هست، خود دولت هم باید از این کار پشتیبانی کند. هرچند چیز خاصی ندیده‌ایم. اصل قضیه کار دولتی و دستوری نبوده که مثلاً وزارت خارجه یا ارشاد آن را انجام بدهد ولی به هر حال کاری که انجام شده است باید پشتیبانی پشت آن باشد.
خود این سایت هم که راه‌‌‌اندازی شده آنها توی تحلیل‌هایشان ذکر می‌کردند که این یک کار دولتی است و هزینه و وقت زیادی برایش صرف شده است. مقاله‌ای با عنوان «شکست طراح یک سایت» بود که از دیدگاه فنی سایت را نقد کرده بود که مثلاً سایت مشکل‌داری است، بالا نمی‌آید، فونتش فلان است و ایراداتی از این دست. در نهایت گفته بود که پروژه‌ای شکست خورده است و غیره!
بازدیدها و استقبالی که از سایت شد در چه حد بود؟
سایت بیش از آن چیزی که ما تصور می کردیم مورد استقبال قرار گرفت.
در روز اول که خبرش فقط توسط خبرگزاری فارس منتشر شد، 60 هزار بیننده داشت و طی این دو هفته به 150 هزار رسید یعنی به طور متوسط سه تا چهار نفر بازدید. جالب اینکه هیچ جای دیگر، چه روزنامه، چه تلویزیون و سایر رسانه‌ها خبرش پوشش داده نشد.
آمار سایت را به تفکیک بفرمایید.
یک سوم آن از امریکا بود. حدود 40، 50 هزار نفر، بقیه هم به ترتیب غیر از ایران، آرژانتین، برزیل، آلمان، اسرائیل، انگلیس و کشورهای امریکای لاتین.
تفاوت پرداختن به موضوعی مثل هولوکاست در داخل ایران با خارج چیست؟
اصلاً روی بحث هولوکاست در داخل ایران مانور داده نشده است و چند سالی است به خاطر صحبت‌های رئیس‌جمهور این بحث مطرح شده در حالی که عملاً در دنیا روی این بحث خیلی کار شده است هم از لحاظ فرهنگی- هنری و هم از لحاظ قانونی و حقوقی، قوانینی تصویب کرده‌اند که اجازه ندهند کسی در مورد آن حرفی بزند. الان در کشورهای اروپایی قوانینی هست که اجازه نمی‌دهد کسی مقاله‌ای در رد آن بنویسد.
مثلاً همین چند روز اخیر یک گروه در هلند به خاطر یک کاریکاتور که منتشر کرده بودند، 3هزار دلار جریمه شدند. کاریکاتورشان هم صرفاً انکار هولوکاست بوده و توهینی نبوده است. خیلی کشورها مثل فرانسه، انکار هولوکاست را جرم جنایی تلقی می‌کنند و با آن فرد برخورد جدی می‌کنند. جنبه تاریخی و سندیت این قضیه باید از مجامع فرهنگی و دانشگاهی پیگیری شود.
یک جنبه هنری هم دارد که اتفاقاً پیشبرد کار آنها با هنر و به ‌ویژه‌ هالیوود بوده است. عموم مردم به یک عده مستند‌ساز و فیلمساز و محقق که به دنبال انکار هولوکاستند، نگاه نمی‌کنند. عموم مردم پیگیر‌ هالیوود و رمان و ادبیات هستند. مثلاً یک فیلم «فهرست شیندلر» می‌سازند تا مدت‌ها برای اثبات مظلومیت‌شان کافی است.
یکی، دو سال پیش‌سازمان ملل جشنواره سینمای تجربی برای هولوکاست برگزار کرد. یا مثلاً آلمان مسابقات بنای یادبود برگزار کرد. صهیونیست‌ها اجازه نمی‌دهند این قضیه بخوابد. هرچند سال یکبار با یک هزینه هنگفتی موزه هولوکاست را بازسازی می‌کنند. چون می‌دانند تنها چیزی که دارند همین است.
یعنی هولوکاست در میان آنها تقدس دارد؟
این اعتقاد یهود هم نیست. این یک فرقه مذهبی شده که یک عده روی آن تعصب دارند. اصلاً چه ربطی به مذهب دارد؟ این یک حالت شبه مذهبی و عرفانی پیدا کرده که تقدسش محفوظ بماند.
حالا این چه جور تقدسی است که در اروپای سکولار، تقدس پیدا کرده جای سؤال دارد.
در کتاب هولوکاست غیر از خود جریان هولوکاست به جوانب و تبعات آن هم پرداخته اید. در این زمینه توضیح بفرمایید.
ما در کتاب موضوعاتی را که معمولاً به آنها پرداخته نمی‌شود هم آوردیم. غیر از بحث فلسطین که نتیجه جریان هولوکاست و حق خواهی صهیونیست‌هاست، مسائل دیگری هم هست. مثلاً برای اروپا تبعات سنگینی مثل غرامتی که یهودیان بعد از جنگ از اروپاییان و به خصوص آلمان به عنوان شکست خورده جنگ گرفتند، داشته است. از بقیه متحدین آلمان هم به هر بهانه‌ای گرفتند. لهستان، اتریش، سوئیس، سوئد و هر کشوری که به عنوانی با آلمان ارتباط داشتند. حتی میلیون‌ها کرون از بانک‌های سوئیس غرامت گرفتند که منبع تجارت خوبی طی این سال‌ها برای آنها شده است.
بحث بازماندگان هولوکاست هم از موضوعات دیگری است که به آن پرداخته‌ایم. بسیاری از آنها بعد از جنگ برای این قضیه پرونده باز کرده‌اند و گفتند که دولت اسرائیل نماینده بازماندگان است و همین طور تعداد این بازماندگان زیاد شد تا به 4 میلیون نفر رسید. یعنی الان 4 میلیون پرونده هست که همه بازمانده هولوکاستند و همچنان دارد پرونده باز می‌شود. چون این موضوع پرسودی برای دولت اسرائیل است.
بعد دیگر بحث آزادی بیان در غرب است. رفتاری که با اساتید دانشگاه و نویسندگان و قشر نخبه در مورد هولوکاست داشتند، هیچ کشوری با قشر فرهیخته‌اش نداشته است.
چه نوع رفتارهایی؟
آنها در روز روشن و با کمال افتخار استاد دانشگاه را صرفاً به خاطر یک مقاله که نوشته با دستبند به زندان می برند! همین اخیراً خبری دیدم که مقاله یک نویسنده امریکایی در مورد یک پروفسور لهستانی که سرنوشت این پروفسور را بعد از نوشتن یک مقاله در مورد هولوکاست توضیح می‌دهد. سال‌ها پیش مقاله‌ای نوشته، از روزنامه و دانشگاه اخراج می‌شود. روزنامه‌های لهستان شروع به تبلیغات شدید علیه او می‌کنند، او را تحت فشارهای اجتماعی قرار می‌د‌هند. همسرش از او جدا می‌شود، خودش به آسایشگاه روانی می‌رود و نهایتاً جنازه‌‌اش را کنار خیابان پیدا می‌کنند یعنی به همین راحتی یک نفر را سر این قضیه نابود می‌کنند.
خب خیلی از غربی‌ها معتقدند این فشارها در ایران هم هست و حتی بدتر.
اتفاقاً یکبار با یک کاریکاتوریست فرانسوی که به عنوان داور دو سالانه کاریکاتور آمده بود ایران صحبت می‌کردم و از من در مورد فضای بسته ایران و فشارها می‌پرسید. به او گفتم که همه کشورها به هر حال قوانین مخصوص به خود دارند. حتی شما هم در فرانسه آنچنان آزادی بیان ندارید. مثلاً خود شما می‌توانید در مورد اتاق گاز کاریکاتور بکشی؟ یا مثلاً چرا «گارودی» را زندان‌انداخته‌اید؟ گفت: چون او داشت خلاف واقعیت می‌نوشت. گفتم: اینکه نمی‌شود؟ اینجا که رسیدیم واقعیت را شما تعیین می‌کنید؟ کی تعیین می‌کند؟ دولت تعیین می‌کند؟
آنها با کار فرهنگی و تبلیغاتی کاری کرده‌اند که کسی وارد این حوزه نشود. آن نمایشگاه هولوکاست که با حضور 60 کشور بود، رسمیت این قضیه را شکست.
چه موضوعات دیگری در زمینه هولوکاست وجود دارد که هنوز بکر و دست نخورده باقی مانده و قصد پرداختن به آنها را دارید؟
قطعاً بحث هولوکاست مسائل دیگری هم دارد که هر کدام از آنها یک بحث مفصلی است. بحث منکرین هولوکاست و برخوردهایی که با آنها می‌شود بحث به روزی است. این قضیه در غرب در جریان است و چیز قابل انکاری نیست. دکتر توبن که از نویسندگان معروف ضدهولوکاست آلمانی است، یک مؤسسه در استرالیا به نام مؤسسه انکار هولوکاست دارد که بسیار فعال است. ایشان یکی دو مرتبه هم ایران آمده است. زمان رونمایی از نسخه انگلیسی کتاب هم آمده بود و سخنرانی و پرسش و پاسخ داشتیم. چند ماه قبلش هم در انگلیس به درخواست دولت آلمان دستگیر شده بود.
چرا خواص و هنرمندان در داخل کشور اینقدر نسبت به این موضوع بی تفاوت هستند و فعالیت خاصی از آنها مشاهده نمی کنیم؟
هنرمندان ما حتی در مورد همین انقلاب اسلامی خودمان کار نمی‌کنند، چه برسد به هولوکاست.
بخشی از هنرمندان که در خط سیر انقلاب نیستند، اگر خلاق نباشد، خنثی هستند ولی حداقل از هنرمندانی که از جبهه انقلاب هستند توقع می‌رود که حرکتی نشان بدهند.
در مورد فتنه سال گذشته نگاه کنید، در زمینه شعر و ادبیات و دیگر قالب‌های هنری، فعالیت‌هایی شد ولی در زمینه کاریکاتور، کاریکاتوریست‌هایی که نسل انقلاب هستند، کجا بودند؟ شما چیزی از آنها دیدید؟ این اتفاقی است که بالاخره در این کشور افتاد.
آیا در سایر کشورها هم همین جو حاکم است و هنرمندان تا این حد بی تفاوت به مسائل جاری کشورشان هستند؟
نگاه کنید برای مثال یک سایت امریکایی تمامی اخبار ایران در همه حوزه‌ها را جمع‌آوری می‌کند و 40، 50 نفر کاریکاتوریستش در مورد آن کاریکاتور می‌کشند. آنها با این واکنش به حوادث، نشان می‌دهند که جامعه هنری زنده‌ای دارند. جامعه هنری مرده، جامعه‌ای است که از آن صدایی بلند نمی‌شود. جامعه هنری انقلاب، یک حالت رخوت پیدا کرده است. در سال گذشته از هنرمندان انقلاب اثری ندیدیم. در زمینه‌های تجسمی و گرافیک فعالیت‌هایی شد که آن هم مربوط به هنرمندان آماتور و تجربی بود تا حرفه‌ای. از هنرمندان حرفه‌ای انقلاب خبری نبود که نبود.
این مشکل چه وقت و چگونه باید حل بشود؟ چرا برای هنرمندی که به کار نمی آید باید سرمایه‌گذاری کرد؟ تا کی باید روی یک سری از افراد متوقف ماند؟ چرا سیاست‌های شناسایی چهره‌های جدید و رشد آنها در دستور کار قرار نمی گیرد؟
بخشی از این اشکال به مدیریت فرهنگی ما برمی‌گردد که عمدتاً به دلایلی جانب جریان لائیک یا ضد انقلاب را گرفته است. بخش دیگر به خود هنرمندان انقلاب بر می‌گردد که طراوت اولیه را ندارند نمی‌دانم چرا خسته شده‌اند؟ یا چه اتفاقی افتاده است؟
باید به فکر نسل جدید بود، چون از نسل قبلی امیدی نمی‌رود. از نسل قبل یک عده محدودی که هنوز بر سر اعتقاداتشان مانده‌اند، باقی است ولی الان بیشتر دنبال دغدغه زندگی و معاش هستند. یا استاد دانشگاه شده‌اند یا ...و خیلی به این مقولات توجهی نمی‌کنند. یک بار یکی از این دوستان هنرمند کاریکاتوریست به من می‌گفت که شما خیلی کاریکاتور را جدی گرفته‌اید پس ظاهراً مثل اینکه کاریکاتور خیلی جدی نیست و یک چیز تفننی است و فقط برای اوقات بیکاری و فراغت است. نمی‌دانم! شاید هم واقعاً ما خیلی جدی گرفته‌ایم!
در حال حاضر در کاریکاتور چه وضعی داریم؟
در زمینه کاریکاتور، به صورت پراکنده تا دلتان بخواهد استعداد هست. در سال‌های اخیر اکثر نفرات برتر مسابقات،‌ ایرانی هستند. این نشان می‌دهد که کاریکاتور یک جهش داشته است. متأسفانه این استعدادها هدایت شده نیست. ارگان،‌ مؤسسه یا نهادی نیست که این استعدادها را جهت بدهد.
در راه‌اندازی سایت چه افراد یا نهادهایی به شما کمک کردند؟
فکر راه‌اندازی سایت از مؤسسه فرهنگی بود. ابتدا به فکر ترجمه کتاب بودیم و به دو زبان انگلیسی و عربی ترجمه شد. قرار بود به این دو زبان چاپ شود. اولاً به هر دلیلی پشتیبانی داخلی نداشتیم. ثانیاً این نوع از کتاب‌ها مخصوصاً با موضوع هولوکاست باید بُرد خارجی داشته باشد و جاهایی مثل‌ سازمان تبلیغات و‌سازمان‌هایی که رایزنی فرهنگی می‌کنند باید مراحل رفتن و انتشار این کتاب‌ها در خارج از کشور را فراهم کنند.
به همین خاطر به نوعی به اینترنت پناه آوردید؟
بله، تنها راهی که برای ما ماند، رسانه یاغی اینترنت بود که بیننده و مخاطب آن بدون مشکلات چاپ کتاب در دسترس است. چون چاپ کتاب در خارج کشور آن هم با این موضوع، مشکلات خاص خودش را دارد. سایت‌ ما 40 هزار نفر بیننده از امریکا داشته که اگر کتاب در امریکا توزیع می‌شد شاید این تعداد مخاطب نداشتیم. شاید هم بشود ولی به هر حال برای آن ناشر و دست‌اندرکارانش مشکل پیش می‌آید. سایت بهترین راه بود.
نسخه‌هایی در زبا‌ن‌های دیگر هم باید تهیه بشود. برای مثال خیلی درخواست برای ترجمه کتاب به زبان اسپانیولی داشته‌ایم. متأسفانه مترجم لازم را نداریم.
چه تدابیری برای بالا بردن امنیت سایت در نظر دارید؟
سایت با برنامه فلش است. بنابر این کسی نمی‌تواند آن را هک کند. برای همین برای چند روز سرور را دچار مشکل کردند و از اساس سرور سایت را برداشته‌اند و سایت در دسترس نبود.
چند جا در سایت‌های صهیونیستی به صورت پراکنده دیدم که درخواست و فراخوان برای هکرها داده بودند که بیایند و این سایت را هک کنند.
غربی‌ها و صهیونیست‌ها بعد از راه‌اندازی سایت شما، کار مشابه و ‌سازماندهی شده‌ای در همین زمینه نکرده‌اند؟
غربی‌ها و به خصوص اسرائیلی‌ها در زمینه کاریکاتور به وضوح ضعف دارند و چیز قابل عرضه ندارند. کاریکاتوریست‌های آنها هم عملاً در این زمینه نمی‌توانند کاری انجام بدهند. مثلاً در زمینه هولوکاست هر جور که بخواهند با زبان طنز دفاع کنند نمی‌توانند و این کار نشدنی است. اگر منظور شما توهین به اسلام و پیامبر (ص) است که این کار را همیشه می‌کنند و چیز تازه‌ای نیست و سال‌هاست در جریان است ولی در مورد این قضیه عملاً کاری نکرده‌اند. نهایت تلاششان وبلاگ‌هایی هست که اهانت می‌کنند و این اهانت‌ها نشان دهنده این است که نتوانسته‌اند کاری بکنند که اهانت می‌کنند.
امکان همکاری با شما و ساییتان در زمینه هولوکاست وجود دارد؟ آیا کسی تابه حال خودجوش به شما کمک کرده است؟
یک‌ایمیل هست و یکسری اثر هم فرستاده شده است. در طراحی بعدی سایت قرار است امکانات بیشتری اضافه بشود. تا الان ‌ایمیل‌ها یا از صهیونیست‌ها و حاوی اهانت بوده یا تشویق از سایر کشورها، یک‌ ایمیل هم از آقای توبن داشته‌ایم که از ما تشکر کرده‌اند.
من خودم تحلیل‌ها و یادداشت‌هایی که تاکنون بوده را جمع آوری کرده‌‌ام و می‌خوانم. عمده تعبیراتی که بوده غیر از نژاد پرستی و نازیستی، تعبیر کاریکاتور تهاجمی (offensive cartoon) داشته‌اند یا تعبیرهایی مثل جنگ اینترنتی و جنگ کاریکاتوری.
از میان این گفته‌ها و وبلاگ‌ها کدام یک بیشتر در ذهنتان مانده است؟
یک وبلاگی را دیدم که نوشته بود «بمب هسته‌ای کوچک آزمایش شد.» گفته بود که «ایران قبل از اینکه بمب هسته‌ای اصلی‌اش را روی سر ما بیندازد، بمب هسته‌ای کوچکش را آزمایش کرد.» یا یک وبلاگ طنز ایتالیایی موقع انتشار کتاب که گفته بود «سلاح جدید ایران بمب هسته‌ای نیست، سلاح جدید ایران طنز است و ما از قدرت سلاح طنز ایران غافلیم.»
یک وبلاگ روسی نوشته بود «افکاری که کاریکاتورهای ما دارد، تفکرات نازیستی است.» جالب اینکه کاریکاتورهای من علیه هیتلر ونازی‌ها هم هست و در کاریکاتورها عملاً هیتلر در ردیف یهودی‌ها قرار دارد. مثلاً در یکی از کاریکاتورها، صلیب شکسته داخل چرخ گوشت می‌شود و از طرف دیگر پرچم اسرائیل خارج می‌شود. خب این یعنی اینکه این ادامه همان تفکرات است.
آیا شکایتی از کار شما به مراجع قانونی بین‌المللی صورت گرفته است؟
یک سایت صهیونیستی بود که در زمینه حقوق بشر یک صفحه شکایت و طومار اینترنتی داشت که شکایت به‌سازمان ملل بود. به نمایندگی از همه مردم دنیا هم شکایت کرده بودند. یعنی یهودیان به نمایندگی از همه نژادها و ادیان شکایت کرده بودند! موضوعش هم این بود که ما مردم جهان از اینکه اعتقاداتمان مورد تمسخر قرار می‌گیرد، شدیداً ناراحتیم و از ‌سازمان ملل می‌خواهیم جلوی این کار را بگیرد. جالب اینکه فقط 12 امضا بیشتر نداشت! و برای اینکه‌ سازمان ملل توجه کند باید به یک میلیون امضا برسد.
پر رویی این عده که حاضرند با 12 امضا خودشان را حامی مردم دنیا جا بزنند. ما باید از اینها یاد بگیریم حتی اگر همه NGO‌ها و جمعیت‌های فرهنگیمان هم جمع بشوند. اینقدر جرئت ندارند که یک چنین کاری بکنند.
برای شخص شما مشکلی یا محدودیتی پیش آمده است؟
من تا به حال کشوری که ویزا بخواهد نرفته‌ام و نمی‌دانم الان در لیست سیاه هستم یا نه. آقای مسعودشجاعی که ورودش به اروپا بعد از این قضایا ممنوع شد و توی لیست سیاه قرار گرفت. همان روزهای اول یک پرونده در مورد سایت و‌ سازندگانش توی ویکی‌پدیا ایجاد شد و خیلی هم بیشتر از چیزی که ما تصور می‌کنیم روی کارهای ما دقیق هستند.
من نمونه‌هایی دیده‌ام که مثلاً یک کاریکاتور ضد اسرائیلی از همین روزنامه جوان را توی یک سایت اسرائیلی زده و در موردش نوشته بودند.
نمونه‌هایی دیده بودم از نشریه‌های مربوط به 10 سال پیش ایران و کاریکاتورهای ایرانی که تحت عنوان یهود آزاری در نشریاتشان چاپ کرده بودند. در طول 10 سالی که در کیهان بودم، یک کاریکاتور درمورد هولوکاست منتشر کردم که همان را در سایت‌هایشان گذاشته بودند. این نشان می‌دهد که یک تیم دارند که کیهان را رصد و حتی آرشیو می‌کنند. آنها بیکار نیستند و به شدت فعالند.
پیشنهاد، انتقاد، یا حرف نگفته ای اگر دارید بفرمایید.
توی گوش مسئولان ما که پنبه است. از همه افراد فعال و نهادهای فرهنگی که بخواهند کمک کنند استقبال می‌کنیم. در همه زمینه‌ها نیاز به حمایت است.
جالب است که رسانه‌های ما خیلی توجه ندارند و مدام درگیر بازی آنها هستند. زمین بازی را برای رسانه‌های ما مدام آنها تعیین می‌کنند. جنجالی که سر بحث اعدام یک زن خلافکار راه افتاد را ببینید. رسانه‌ها باید مسأله طرح کنند نه اینکه مدام در مقام دفاع باشیم.
آنها مدام تولید دارند. اصلاً هم فرصت پیدا نمی‌کنید همه آنها را ببینید. به قول آقای عباسی 100 سریال 100 قسمتی ساخته‌اند، بعد آن وقت ما بنشینیم همه آنها را نقد کنیم؟ عملاً این کار امکانپذیر نیست و تنها در مقابل موج فرهنگی آنها، تولیدات فرهنگی جواب می‌دهد. خیلی هم نیاز به امکانات ندارد. یک حداقل پشتیبانی هم که باشد می‌شود.
شما حساب کنید وقتی یک سایت تا این حد سرو صدا به پا می‌کند ما اگر چند سایت دیگر داشتیم چه بلایی سر آنها می‌آمد؟ نه فقط هولوکاست. صهیونیسم الان همه دنیا را در همه زمینه‌ها گرفته است. این قدر زمینه برای کار هست که حالا حالاها تمام نمی‌شود.
مثلاً ساخت انیمیشن، انیمیشن‌ساز و فیلمنامه نویس داریم ولی حامی مالی نداریم. انیمیشن یک کار پرهزینه و زمانبر است که باید سرمایه‌گذاری بشود. جاهایی مثل صدا و سیما باید پشتیبانی بکند.
کسی حاضر نیست شخصی بسازد. متأسفانه صدا و سیما کامل عقب کشیده است. در این زمینه‌ها، باید در مورد مفاهیم کل و بین‌المللی کار کرد که تا مدت‌ها بشود ارائه داد.
کاریکاتوریست‌ها در دنیا با مشکلات زیادی مواجهند ولی ما که در ایران آزادیم به این مسائل بپردازیم باید بیشتر از اینها کار کنیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار