
با پايان سفر نسبتاً طولاني آقاي احمدينژاد به نيويورك و بازگشت وي به كشورمان معلوم شده يكي از دستاوردهاي قطعي آن موفقيت وي در ديپلماسي رسانهاي و ديپلماسي عمومي بوده كه با حدود 20 مصاحبه، سخنراني در سازمان ملل و ديدارهاي متعدد با سران كشورهاي گوناگون حاصل شده است؛ اقدامي كه علاوه بر انرژي، حوصله، هوشياري و تمركز حواس و فكر به شهامت نيز احتياج دارد، چرا كه اين ديپلماسي فعال در داخل خاك بزرگترين دشمن كشورمان و با استفاده از تريبون رسانههاي غير خودي صورت گرفته و نه تنها پيامهاي مورد نظر جمهوري اسلامي را منتقل نموده بلكه با حضور نمايندگان بيش از 150 كشور جهان، پاشنه آشيل سياست تهاجمي امريكا در چند ساله اخير را نيز هدف گرفته و سختترين ضربه كاري را به آن وارد ساخته است. علامت اين موفقيت، عصبانيت شديد كاخ سفيد از بيان گمانههاي ترديدآفرين پيرامون حادثه 11 سپتامبر و مصاحبه منفعلانه اوباما رئيس جمهوري امريكا براي پاسخگويي به آن است كه به دنبال مصاحبهها و سخنراني رئيس جمهور كشورمان صورت گرفت كه البته فقط نوشداروي پس از مرگ سهراب به حساب ميآيد و اتفاقاً به استمرار فضاي رسانهاي به نفع ديپلماسي عمومي آقاي احمدينژاد كمك كرده است. به علاوه عوامل ديگري به قدرت و ابعاد پيامهاي ارائه شده در اين ديپلماسي رسانهاي به نفع جمهوري اسلامي و عليه دشمنان كشورمان دامن ميزند كه در واقع بر ارزش و اعتبار اين پيروزي ميافزايد. برخي از اين عوامل عبارتند از:
1- سلب مشروعيت از اقدامات مداخلهجويانه امريكا در منطقه خاورميانه كه به بهانه 11 سپتامبر و پيگيرد نابودي تروريستهاي ادعايي و ساختگي صورت گرفته و اينك با طرح گمانههاي ارائه شده از سوي آقاي احمدينژاد و تكرار و ارسال آن از سوي رسانههاي جهاني و منطقهاي موج نفرت از امريكا كه سالها اتهامزني را متوجه كشورهاي اسلامي كرده بود، به شدت دامنزده و مداخلات امريكا با سؤال جدي مواجه ميشود.
2- بياعتباري خط فشار و تحريم كه به زعم امريكاييها بخشي از جنگ هوشمند عليه جمهوري اسلامي بوده و با صرف هزينه و انرژي فراواني از سوي ديپلماسي پنهان و آشكار امريكا طراحي و اجرا شده و انتظار داشتند تا به انزواي ايران منجر شود، اما نه تنها تعداد ديدارهاي مقامات و سران كشورها با كشورمان بلكه تعداد نمايندگاني كه با حوصله به سخنراني رئيس جمهور كشورمان گوش داده و در پايان با كف زدن به تأييد محتواي آن پرداختهاند، خارج از انتظار سران كاخ سفيد بوده و تنها نمايندگان معدودي از كشورها مثل انگليس كه سرسپردگي آنها به امريكا مشخص است به ترك اجلاس پرداختهاند.
3- ديپلماسي تهاجمي و سطح مطالبات و نوع پيامهاي ارائه شده از سوي رئيس جمهور كشورمان كه در زمينه مسائل مهمي چون هولوكاست، صلح خاورميانه، تسلط قدرتها بر شوراي امنيت، مديريت سازمان ملل،فناوري هستهاي كشورمان و ... مطرح شد نه تنها بحران سلطه براي امريكا و غرب به حساب ميآيد بلكه اشاعه استقلال و ايستادگي از سوي جمهوري اسلامي را ميرساند كه امروز الهامبخش بسياري از ملتها و دولتهاي بيدار و مستأصل از فضاي سلطهجويي و استكبار ليبرال دموكراسي غربي و قدرتها به ويژه امريكا هستند.
بنابراين ديپلماسي رسانهاي و پيروزي ديپلماتيك برآمده از آن كه فعلاً يك زلزله و و لوله سياسي در امريكا به راه انداخته، ميتواند به سونامي سياسي خطرناكي منجر شود كه بسياري از مناطق نفوذ و حوزههاي ژئوپلتيك به ويژه در منطقه خاورميانه را تحت تأثير قرار دهد و حتي عصبانيتهاي منتهي به مرگ براي امريكا و اسرائيل برانگيزد.