
رضا احسانپور - چندی پیش کنسرتی توسط یک گروه موسیقی گمنام و جوان که شاید آن اجرا جزو اولین اجراهای رسمی شان بود برگزار شد. توی تبلیغات برنامه، دلیل برگزاری کنسرت، کمک به بیماران مبتلا به ام اس ذکر شده بود. همین موضوع بهاندازه کافی جذاب بود تا برای تهیه گزارش یا حتی مصاحبه با سرپرست گروه به آنجا سر زد. چرا که یکی از وظایف روزنامه نگار، حمایت از این حرکتها و افرادی است که دغدغه انجام این کارهای در ظاهر و باطن زیبا را دارند، است. ولی سطح برگزاری برنامه، چه از لحاظ هنری و چه از لحاظ اجرایی در حد غیرقابل قبولی بود. این کار بهانهای شد تا در این گزارش به موضوع برگزاری برنامههای این چنینی و آفتهایی که با آن روبرو هستند بپردازیم.
داریوش پیرنیاکارن با ابراز خوشحالی از اینکه این موضوع و آسیب شناسی این موضوع مورد توجه قرار گرفته است میگوید:« این موضوع، موضوع مهم و گستردهای است که متأسفانه نمیشود با نظرخواهی و یکی دو مصاحبه یا نظرخواهی آن را بررسی یا حل کرد. این مسأله بسیار بسیار مهم است و نیاز به آسیب شناسی اجتماعی دارد. نه جوانهایی که به این نوع از برنامهها روی میآورند تقصیر دارند و نه حتی کسانیکه میخواهند این برنامهها را برگزار کنند.
محمد علی خبری، رئیس سابق دفتر موسیقی ارشاد و مسئول کنونی بخش پژوهشهای هنری جهاد دانشگاهی، نهادهایی که در زمینه کمک رسانی و اقدامات خیرخواهانه فعالیت میکنند را دارای جایگاه بالایی میداند و معتقد است:« هنرمندان با توجه به رسالتی که دارند باید به اینسازمانها کمک کنند و کمک هم میکنند ولی اینکه کمک رسانی به چه شکلی باید باشد و به این منظور چه مسائلی باید ارائه شود جای بحث دارد.»
اول اینکه چه آثاری باید ارائه شود را مهم میداند و میگوید:« در این مواقع باید به رویکرد فرهنگی خودمان و نگرههایمان نگاه و توجه کنیم. امروزه با ازدیاد هنرجویان موسیقی روبهرو هستیم که باید جایی خودشان را نشان دهند و چیزی که یاد گرفتهاند را بروز دهند. ما به نوجوانان و جوانان ما در حین فراگیری موسیقی چه چیزی از الگوهای خودمان ارائه کردهایم؟ آیا امکاناتی فراهم کردهایم که آموزشها مبتنی بر فرهنگ خودمان باشد. خیلی از آفتها و مسائلی که در این زمینه با ان روبرو هستیم به جایگاه آموزشی بر میگردد و این مسائل باید آسیب شناسی شود تا به کمبودها پی ببریم.»
حسام الدین سراج که ترجیح میدهد در این زمینه اظهارنظر خاصی نکند تا خدای ناکرده صحبتهایش موجب دلخوری و کدورت اشخاص و دلسردی جوانان نشود، میگوید:« این برنامهها باید با کنترل درونی برگزار شود و به کیفیت آنها توجه ویژه داشت که این برنامهها توسط چهسازمان و هنرمندانی برگزار میشود که در آینده دچار مشکل نشویم.»
ضرورتها و استانداردها
خبری ضعیف برگزار شدن این برنامهها را ناشی از نبود جا و زمان مناسب برای تمرین میداند و میگوید:« خیلی از هنرجویان فکر میکنند بلافاصله بعد از فارغ التحصیل شدن باید اثر ارائه بدهند. ما باید تمرینِ شدن کنیم و همزمان فضایی را فراهم کنیم که امکان نقد و ارائه نظر برای بزرگان هنر و اساتید باشد تا زشت و زیبا را از هم تمیز دهند و کارها نقد بشود.»
پیرنیاکان اما در مورد لزوم برگزاری این برنامهها میگوید:« اگر نفس این اعمال این باشد که مثلاً من میخواهم به یک عده انسان که مشکل مالی یا بیماری یا... دارند با هنر خودم کمک کنم و مشکلات آنها را برای مردم با زبان هنر بیان کنم و توجه همه مردم را به این عده جلب کرده تا برای کمک به آنها تلاش کنند، باشد، این کار خوب و پسندیده است. البته این درست بودن کار هم نماد و ظاهری دارد.»
این استاد موسیقی با اشاره به لزوم حضور چهرههای حرفهای و مطرح در این زمینه میگوید:« هنر فقط بازی با اصوات و رنگها نیست؛ هنر فقط برای خوشی نیست. در کار هنری ما باید پیام و اندیشه باشد.»
اگر مردم دو یا سه بار در یک برنامه ضعیف که با هدف کمک رسانی برگزار میشود شرکت کنند و آثار سطح پایین ببینند، دیگر تمایلی به شرکت در این برنامهها پیدا نمیکنند و مثل آن شبیه داستان چوپان دروغگو میشود.
او در مورد سطح کیفی این اجراها و داشتن حداقلهای کیفی گفت:« وزارت ارشاد این برنامهها را برای صدور مجوز قبل از اجرا بازبینی میکند. مسئولان و کارشناسان فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد باید با دقت نظر بیشتری بررسی کنند و ببینند آیا فلان گروه در حد و اندازههای اجرای برنامه هست یا نه و بعد برای آن مجوز صادر کند.
وی نمونههای موفقی از حضور چهرههای مطرح از جمله، شهرام ناظری، سالار عقیلی و علیرضا قربانی را در این زمینه برمیشمرد و میگوید:« خود من هم یکبار در امریکا به بهانه کمک به مردم زلزله زده رودبار برنامهای اجرا کردم که همه درآمد آن را صرف ساخت مدرسهای در رودبار کردیم.»
جایگاه هنر و امور خیریه
خبری در مورد حضور چهرههای مطرح را در این زمینه و اهمیت آن میگوید:« هنرمندان حرفهای به ویژه، دغدغه بیشتری برای این مسائل دارند. این وظیفه مدیران است که شرایط را برای حضور این عده فراهم کنند. چون انسانیترین مسأله در هنر، کمک رسانی به انسانهاست. ضمن اینکه حضور این افراد باعث میشود تا مردمی که قصد کمک دارند، حضور بیشتری داشته باشند.»
او بالابردن سطح کیفی برنامهها را از لحاظ اجرایی مسلتزم بردن هنر به سمت حرفهای و برخورد با آن از جایگاه حرفهای میداند و معتقد است تنها در این صورت نتیجه کار بهتر میشود. شبیه به یک فرد بیمار است که هرچه به پزشک متخصص تری مراجعه کند، هم تشخیص و هم درمان بیماری او موفقیت آمیزتر است.
وی میگوید:« مسئولان باید استراتژی فرهنگی هنری داشته باشند و بدانند که در این زمینهها با چه مسائلی روبهرو هستیم تا هم مسئولان و هم هنرمندان، همه با هم بتوانند با هدف مشترکی که دارند، فعالیت مفید در این زمینه را گسترش دهند.»
پیرنیاکان در مورد لزوم توجه هرچه بیشتر مسئولان به این مسائل میگوید:« هر چه داد میزنیم، کسی گوش نمیکند. من بارها به مسئولان گفتهام و درباره مشکلات این کارها در مصاحبههایم تذکر داده ام ولی ترتیب اثر داده نشده است. بررسی این موضوع نیاز به اقدامات بیشتر و عمیقتری دارد.»
شهرت طلبی یا مهرورزی
با دیدن همه اینها و بامقایسه این برنامه با آنچه که در ذهن داریم و مقایسه این با برنامههای موفقی که در این زمینه به یاد داریم، سؤالات زیادی به ذهن میرسد.از جمله اینکه این وسط تکلیف بیماران ام.اسی چه شد؟ کسی حتی نامی هم از آنها هم نبرد. چرا باید وقتی میخواهیم برای یک کار خیریه برنامه ریزی کنیم، یک گروه موسیقی ضعیف را جلو بیندازیم؟ چرا نباید یک خواننده مطرح، با یک برنامه ریزی و اجرای خوب، در یک سالن بزرگ با تبلیغات وسیع را برای یک کار خیریه در نظر بگیریم؟ آیا تحت پوشش کار خیریه، امثال این گروهها دنبال کسب شهرت نیستند؟ آیا خیلیها به بهانه کارخیریه، دنبال کسب مجوز برای اجرا نمیگردند؟ آیا نمی خواهند از تیغ تیز نقد، با ایجاد حس ترحم و احساسی و تبلیغاتی کردن فضا، فرار کنند؟ شرکت بیمه مورد نظر یا حامیان مالی این سبک از برنامهها، اگر واقعاً نیت خیرخواهانه دارند چرا تا این حد سعی در چشم بودن دارند؟ آیا اگر ذکر نامی از آنها نشود یا حداقل در این حد بزرگ نشوند مشکلی پیش میآید؟ چندنفر از افراد سالن با این توصیفات بلیط خریده بودند؟ فرض بر اینکه همه هم بلیت خریده باشند، هزینه حاصل از فروش بلیتها بیشتر شده یا هزینه خرید گل و شیرینی و آب میوه؟ فرض بر اینکه در سه شب اجرا، هر شب 70 نفرو به هر نفر شش هزارتومان بلیت فروخته شده باشد، جمعاً میشود یک میلیون و 260 هزار تومان؛ این مبلغ چه دردی از بیماران ام.اسی درمان میکند؟»
پیرنیاکان میگوید:« تمام آن برنامه باید حول آن هدف اصلی که همان خیرخواهی و کمک است بچرخد؛ چه ایرادی دارد اگر در یک کنسرت موسیقی که برای مثال برای کمک به یک عده از بیماران برگزار میشود، حتی بخشی در نظر گرفته شود و یک پزشک سخنرانی کوتاهی در مورد آن بیماری و بیماران داشته باشد تا مردم و تماشاچیان با دید بازتر و روشنتر به عمق ماجرا پی ببرند و کمک کنند؟»
او حفظ حیثیت نیازمندان را مهم میداند و ادامه میدهد که:« در هر جامعهای افراد نیازمند پیدا میشود ولی نباید افراد به بهانه کمک به افراد نیازمند سعی در مطرح کردن خود داشته باشند. باید انسانیت و شخصیت افراد در نظر گرفته شود. این برنامهها باید باشکوه هرچه تمامتر برگزار شود تا در جامعه تأثیرگذار باشد.»
لزوم حفظ کرامت انسانی
خبری با اشاره به اینکه کرامت انسانی، مهمترین مسألهای است که همواره در طول تاریخ برای هنرمندان مطرح بوده میگوید:« باید ظرفیتسازی شود تا در طول سال خود مردم و تماشاگران آماده و پیشگام برای این مسأله باشند تا خدای ناکرده به بهانههای مختلف، حفظ احترام و شأن انسانی مخدوش نشود.»
وقتی کرامت انسانی در صدر امور قرار بگیرد سایر مسائل حتی تبلیغات و حامیان مالی به حاشیه میرود و مطمئن باشید حتی این مواقع برای آنها هم بیشتر و بهتر تبلیغ میشود. نباید به انسانها نگاه ابزاری داشت.
سراج که تاکنون برنامههای زیادی به منظور امور خیریه برگزار کرده است خاطر نشان میکند که:« در روایات داریم که باید به نحوی به محروم کمک کرد که دست راست از چپ خبردار نشود.»
در پایان، امید که در جهت گسترش فرهنگ متعالی، ذخائری که در این زمینه داریم را کشف و به جوانان ارائه بدهیم تا آنها بیشتر با این مسائل برخورد کنند و بیش از پیش اینگونه موضوعات را در آثارشان ببینیم، با توجه به دغدغه موجود برای کمک رسانی به نوع بشر و نگاه کاربردی به هنر در بین هنرمندان، چه پیشکسوتان و چه قشر جوان که به فراخور سن از نشاط و انگیزه بیشتری برخوردارند، با حمایت مسئولان و نگاه ویژهای که به این مسأله خواهند داشت، شاهد حضور قوی هنرمندان برای کمک و انجام امور خیرخواهانه باشیم به نحوی که ذهنیت خوبی از این سبک برنامهها در افکار عمومی به یادگار بماند.