«جنگ ايران و عراق يك جنگ معمولى نبود، جنگ دو ارتش يا دو كشور با هم نبود؛ جنگ يك كشور در مقابل عمده قواى نظامى و پشتيبانيهاى نظامى جهان بود.» اين بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در خصوص تبيين ابعاد گسترده جنگ تحميلي عراق عليه ايران است؛ موضوعي كه اين روزها بيبيسي فارسي تلاش ميكند آن را كاملاً وارونه جلوه دهد. ماجرا از آنجا آغاز شد كه شبكه بيبيسي فارسي تصميم گرفت در آستانه سالگرد آغاز جنگ تحميلي ويژهبرنامههايي را با رويكرد جنگ تحميلي ايران و عراق توليد و پخش كند و در اين برنامه به سراغ كساني رفت كه به نوعي نقشي را در جنگ ايفا كرده بودند؛ يكي به عنوان رزمنده، يكي به عنوان مسئول و ديگري به عنوان اسير. . . مجريان بيبيسي فارسي نيز اينگونه بخش ويژه تلويزيون خود را تبليغ ميكنند:«در طول هفته جنگ، علاوه بر پخش گزارش و تحليل، از هشت سال جنگ روايتهايي پخش ميکنيم از زبان کساني که هر يک به نوعي زندگيشان تحت تأثير جنگ قرار گرفته است.»اما هيچگاه فكر نكنيد كه بيبيسي از طريق پخش اين مجموعه كه به تأسي از رسانه ملي ايران به صورت مستند ساخته شده است، قصد دارد در راستاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت گام بردارد، بلكه اين نقشي است كه به صورت زيرپوستي شبكه انگليسي بازي ميكند تا همين ارزشها را بزدايد. نشانهگيري جديد بيبيسيبيبيسي در حالي همزمان با سالروز آغاز دفاع مقدس دست بر روي گزينه جنگ ايران و عراق گذاشته است كه پيش از اين تمامي تلاش خود را به كار بسته بود تا از طريق همين رسانه هدايت نيروهاي برانداز را در دست بگيرد و نظام حاكم ايران را با مشكل روبهرو كند؛ موضوعي كه بهرغم هزينههاي بسيار زياد براي اين رسانه هرگز محقق نشد و بيبيسي و كاركنانش تنها مانده بودند با كوهي از شكست كه توسط مردم ايران به آنها تحميل شده بود. همين شكستها باعث شد بيبيسي فارسي با كاهش مقبوليت روبهرو شود و اقدام به تغيير رويكرد برنامههاي خود كند. اين دقيقاً همان موضوعي بود كه روزنامه جوان، چندي پيش طي مطلبي با عنوان «چارهجويي لژ لندن براي ريزش مخاطبان بيبيسي» به آن پرداخت و ابعاد مختلف آن را بازگو كرد. بنابراين يكي از همين تغيير رويكردها و پخش برنامههاي جديد موضوع جنگ تحميلي است كه با توجه به عرق ملي ايرانيان و بهرغم گذشت بيش از 22 سال از پايان آن هنوز به عنوان يكي از مسائل مهم جامعه ايران محسوب ميشود. بي بيسي به خوبي اين موضوع را تشخيص داده و ميداند كه جنگ تحميلي يك جنگ مردمي بود. جنگي كه به خاطر حضور گسترده نيروهاي مردمي در جبههها و همچنين وجود حداقل يك اثر از اين جنگ در بيشتر خانوادههاي ايراني نظير شهدا، جانبازان، اسرا و حتي رزمندگان حاضر و نوستالژيهاي باقي مانده از آن دوران در اجتماع ايراني، به عنصري مقدس و الهامبخش براي ايرانيان تبديل شده است. ايرانيان از طريق همين جنگ به خوبي ياد گرفتهاند كه چگونه از سد سختيها و تحريمها بگذرند و در مقابل زورگويان بايستند. از اين رو بيبيسي فارسي با كشف اين ريشه مهم در جامعه ايراني ميكوشد اين عنصر را از مردم ايران دور كند و كاركرد آن را كاهش دهد تا از همين طريق بتواند دستاوردهاي خود را محقق كند. تقدسزدايي مهمترين رويكرد بيبيسيشايد مهمترين شيوهاي كه مديران بيبيسي فارسي در قبال ويژهبرنامههاي خود براي سالروز آغاز جنگ تحميلي در نظر گرفتهاند، شيوه تقدسزدايي از اين عنصر ارزشمند است. آنها ميكوشند از طريق گفتوگوهاي مختلف و نشان دادن تصاوير دستچين شده اينگونه جلوه دهند كه اين جنگ يك جنگ بسيار معمولي بين نيروهاي نظامي دو كشور ايران و عراق بوده و اگرچه عراق به عنوان آغازگر جنگ از سوي مجامع بينالمللي شناخته شده اما ايران نيز نقش بسيار مؤثر و تأثيرگذاري در شروع اين درگيري هشت ساله داشته است. از سوي ديگر برنامهسازان اين شبكه در گفتوگوهايي با برخي افراد كه خود را افراد مؤثر در جنگ خطاب ميكنند، سعي دارند اينگونه جلوه دهند كه نيروهاي رزمنده ايراني بر اساس هيجانات كاذب ايجاد شده به خاطر تبليغات عازم جبههها شده و امروز از اين كار خود پشيمان هستند. اين همان شيوهاي است كه اسطورهزدايي از جنگ تحميلي را در پيش گرفته و ميكوشد رزمندگان جنگ تحميلي را كه در موارد مختلف با رفتارها و اعمال خارقالعاده و شجاعتي غيرقابل باور به دفاع از كشور پرداختند، افرادي عادي جلوه دهد و اين اسطورهها را كه در تمامي طول سالها به عنوان نيروهاي الهامبخش در كشور مروج فرهنگ مقاومت بوده و هستند را از مردم دور كنند. حمله، پشت تصاوير زيباتمامي اين اقدامات بيبيسي در حالي صورت ميگيرد كه اين رسانه به عنوان يكي از حرفهايترين رسانههاي غربي تمامي اين مفاهيم را در قالبهاي بسيار فريبنده و شيك به مخاطبان خود ارائه ميكند. اين شبكه حتي از پخش سرودهاي انقلابي و مدايحي كه در جبههها استفاده ميشد براي پيشبرد برنامههاي خود فروگذار نميكند و به گونهاي اين تصاوير را به بينندگان خود نشان ميدهد كه كمتر كسي به اين نيت شبكه بيبيسي پي ميبرد. علاوه بر اين بيبيسي تلاش ميكند با بهرهگيري از كارشناسان گوناگون و حتي از درون ايران، محتواي پيامها را به گونهاي در هم تنيده و دقيق طراحي كند كه بيننده بيمحابا در معرض پيامهاي گوناگون قرار گيرد؛ و در اين راه، از روانشناسي رنگها، شيوه دقيق اجرا، تقدم و تأخر هدفمند اخبار، شيوه بديع مصاحبهها و پرهيز از اظهارنظرهاي صريح و دور از هر گونه رفتار كليشهاي مرسوم، بهره ميگيرد. و البته نكتهاي كه در اين ميان بيش از همه جلب توجه ميكند نمايش تصاويري بينظير از صحنههاي مختلف دفاع مقدس است كه اين سؤال را براي هر بينندهاي پديد ميآورد كه به راستي چرا تاكنون اين تصاوير از رسانههاي داخلي پخش نشده و براي تحقق اهداف ملي به كار گرفته نميشود. بيشك آن چيز كه در اين بين مسلم است، جنگ تحميلي گنجينهاي بزرگ در ايران است كه تا ساليان سال ميتواند مهمترين عامل براي ايجاد وحدت و يكدلي براي جامعه بزرگ ايرانيان باشد و در ميان وظيفه رسانههاي داخلي براي طراحي و توليد برنامههاي مؤثر بيش از پيش نمايان ميشود. موضوعي كه رهبر انقلاب نيز در ديدار خود با هنرمندان، كارگردانان و نويسندگان در تاريخ 24 شهريور سال 88 آن را مورد تأكيد قرار داده و بر لزوم توجه هرچه بيشتر به موضوع جنگ تحميلي توسط هنرمندان و برنامهسازان تأكيد ميكنند.