
هنگام حمله عراق در 31 شهریور 59 به ایران و در سالهای بعد از آن کشورهایی چون امریکا،انگلیس، فرانسه و چند کشور دیگر غربی و آسیایی در قالب کمکهای مالی و تسلیحاتی و نیز با حضور در شورای امنیت سازمان ملل به حمایت سیاسی از صدام میپرداختند. در اوایل جنگ، در حالی که بخشهایی از خاک کشورمان در اشغال عراق بود، اعضای شورای امنیت از این تجاوز آشکار عراق به عنوان مسئله میان ایران و عراق یاد کرده و از هر دو کشور میخواستند تا در هر مرحله از چنگ که هستند، آن را متوقف کنند. در اواخر جنگ که احتمال شکست عراق میرفت، اعضای شورای امنیت با صدور قطعنامه 598 با وجود اینکه به بخشی از خواستههای ایران (از جمله متجاوز شناخته شدن عراق در جنگ) تن دادند، اما رسماً اعلام داشتند ایران هیچ راهی به جز پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت ندارد.
داوود آقایی استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتوگو روزنامه «جوان» به بررسی بیشتر این موضوع پرداخته است.
پس از شروع تهاجم عراق به ایران، سازمان ملل متحد چگونه در برابر این مسئله موضع گرفت؟
شورا پس از گذشت یک هفته از آغاز تجاوز عراق به ایران بالاخره در 28 سپتامبر 1980 مطابق با ششم مهرماه 1359 مبادرت به صدور قطعنامه 479 کرد که در آن وقوع جنگ را نه نوعی تجاوز یا اشغال که تنها «وضعیت» (situation) میان ایران و عراق توصیف کرد (در حالی که نیروهای متجاوز عراق بخشهای وسیعی از خاک ایران را به اشغال خود درآورده بودند) و از دو کشور به طور یکسان خواست تا به دنبال راههای مسالمتآمیز برای حل اختلاف میان خود باشند.
قطعنامه 479 همچنین از طرفین میخواست که تلاشها و ابتکارات میانجیگرایانه را برای حل اختلافات خود بپذیرند، ضمن آنکه از اقدامات دبیرکل در این زمینه اعلام حمایت میکرد. به رغم تجاوز آشکار و همهجانبه رژیم بعث عراق به حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران که برابر مفاد ماده 39 منشور سازمان ملل تهدید صلح،نقض صلح یا تجاوز به حساب میآمد، قطعنامه مذکور با اطلاق «وضعیت» به جنگ عراق علیه ایران که در قطعنامههای بعدی تا قطعنامه 598 نیز تکرار میشود. آن را حالتی میداند که ممکن است به اصطکاک بینالمللی یا اختلاف منجر شود نه حالتی که در آن اصطکاک بینالمللی یا اختلاف به وقوع پیوسته و وجود دارد.
جلسه 12 ژوئیه 1982 (21 تیرماه 1361) شورای امنیت به چه منظوری تشکیل شد و نتیجه آن چه بود؟
شورای امنیت پس از سکوت 20 ماهه در مورد جنگ ایران و عراق، در 12 ژوئیه 1982 (21 تیر 1361) به تقاضای نماینده اردن از متحدان دولت عراق تشکیل جلسه داد، دلیل این امر هم عملیات ظفرمندانه بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد 1361 بود.
در واقع پس از آنکه پیشروی و موفقیتهای عراق در این 20 ماهه متوقف شد و ایران در عملیات بیتالمقدس در خرداد 1361 موفق به آزادسازی خرمشهر شد، برای جلوگیری از پیروزیهای آینده ایران، شورای امنیت جلسه تشکیل داد و قطعنامه 514 را به تصویب رساند.
در این قطعنامه شورای امنیت ضمن ابراز نگرانی از طولانی شدن جنگ و با اشاره به قطعنامه 479، خواستار آتشبس فوری میان طرفین شد. شورا همچنین از دو کشورخواست نیروهای نظامی خود را به مرزهای شناخته بینالمللی برگردانند.
همانطور که گفته شد، این قطعنامه زمانی به تصویب رسید که تسلط عراق در جنگ از بین رفته بود و شرایط به گونهای بود که مقدمات ورود ایران به خاک عراق فراهم شده بود. در چنین وضعیتی شورای امنیت تازه پس از 21 ماه از آغاز تجاوز عراق به خاک ایران به این نتیجه رسیده بود که ادامه این اختلاف میتواند صلح بینالمللی را به خطر بیندازد.
موضع ایران نسبت به قطعنامههای 479 و 514 چه بود؟
دولت جمهوری اسلامی ایران در 22 تیر 1361 یعنی یک روز پس از صدور قطعنامه 514 به داخل خاک عراق هجوم برد و روز بعد از آن سعید رجاییخراسانی نماینده ایران در سازمان ملل متحد، نامه دولت ایران را در اعتراض به قطعنامه 514، به دبیر کل سازمان ملل ارسال داشت. درنامه نماینده ایران تصریح شده بود که در قطعنامه 479 شورا، به «وقوع تجاوز مسلحانه و تصرف اراضی با به کار بردن زور» اشارهای نشده، از متجاوز خواسته نشده است که شرایط قبلی از تجاوز را دوباره اعاده کند. به این ترتیب این قطعنامه با مواد و منشور ملل متحد انطباق ندارد و در واقع به آثار ناشی از تجاوز مسلحانه عراق اعتبار بخشیده و یکجانبه به نفع عراق بوده است.
نماینده دولت ایران در سازمان ملل همچنین در این نامه به قطعنامه 514 پرداخت و آن را نیز در جهت «هماهنگی کامل» با سیاست قبلی شورا، درباره رسیدگی به مسئله تجاوز عراق به ایران دانست. در این نامه تأکید شد که در قطعنامه 514 تعمداً از تصدیق تجاوز مسلحانه عراق و ادامه تصرف اراضی ایران برای مدت قریب 22 ماه خودداری شده است و عراق برای به کار بردن زور و عدم حل اختلاف خود از راههای مسالمتآمیز محکوم نشده است. دولت ایران در این نامه تصریح میکند که این روش شورای امنیت با روح منشور مغایرت آشکار دارد و به این جهت در اجرای تصمیماتی که شورای امینت تاکنون درباره جنگ تجاورکارانه عراق علیه ایران اتخاذ کرده است، همکاری نخواهد کرد. قطعنامه 522 در چه تاریخی و به چه علتی تصویب شد؟
دولت عراق در اول اکتبر 1982 طی نامهای با عنوان کردن حملات گسترده ایران در بخش سومار برای عبور از مرزهای مندلی، از شورای امنیت درخواست کرد جلسهای برای بررسی جنگ ایران و عراق تشکیل دهد. در چهارم اکتبر شورا تشکیل جلسه داد و قطعنامه 522 را به تصویب رساند. در این قطعنامه هم همانند قطعنامههای قبلی با تأکید بر به خطر افتادن صلح بینالمللی از دو طرف خواسته شده آتشبس اعلام کنند. این در حالی است که در این زمان ایران با عملیات «مسلم بن عقیل» در حال تلاش برای عبور از مرزهای بینالملل بود. این قطعنامه نیز از جانب ایران پذیرفته نمیشد.
جنگ شهرها چگونه آغاز شد و عکسالعمل سازمان ملل در قبال آن چه بود؟
عراق از همان آغاز جنگ، بارها شهرها و مناطق مسکونی ایران را مورد حملات هوایی و موشکی قرار داده بود. از آنجا که این اقدامات با کنوانسیون «حمایت از افراد غیرنظامی در زمان جنگ» مصوب 1949 ژنو در تضاد بود، حجم وسیعی از نامهنگاری خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد آغاز شد، به همین جهت بود که دبیر کل سازمان ملل هیأتی را جهت بررسی و بازدید از مناطق تخریب شده دو طرف به ایران و عراق گسیل داشت.
این هیأت بعد از بازدید از شهرهای مختلف ایران و عراق گزارش خود را تسلیم دبیر کل کرد. دبیر کل نیز گزارش مورد اشاره را در 20 ژوئن 1983 (30 خرداد 1362) به شورای امنیت تقدیم داشت اما شورا در این مدت بدون هیچ عکسالعملی سکوت کرد و بمبارانهای تازه ارتش عراق را به مناطق مسکونی و غیرنظامی ایران به اطلاع او رساند. بالاخره شورای امنیت در 31 اکتبر 1983(9 آبان 1362) با صدور قطعنامه 540، ضمن ابراز نگرانی از تسری جنگ به مناطق غیرنظامی و غیرنظامیان، دیگر بار خواستار آتشبس میان طرفین شد. در این قطعنامه برای اولین بار به تمایل شورا برای تحقق در باب اسباب و دلایل جنگ اشاره شد، بدون آنکه به آغازگر جنگ یا محکومیت متجاوز اشارهای شود.
همچون موارد گذشته، عراق قطعنامه مزبور را پذیرفت و ایران آن را رد کرد و سه روز بعد،در جبهه شمالی به «پنجوین» حمله کرد و عراق نیز حمله به مناطق مسکونی را شدت بخشید.
قطعنامههای 582 و 588 به چه علت صادر شدند و محتوای آنها چه بود؟
در 28 فوریه 1986 (19 اسفند 1364) به دنبال ورود نیروهای ایرانی به منطقه «فاو» و نیز به کارگیری گسترده سلاحهای شیمیایی از سوی عراق، به ویژه در حلبچه و کشتار بیش از پنج هزار نفر از مردم غیرنظامی این شهر شورای امنیت قطعنامه 582 خود را به تصویب رساند. در این قطعنامه، شورا ضمن ابراز تأسف از ادامه جنگ و با یادآوری این نکته که ایران و عراق هر دو پروتکل 1925 ژنو در خصوص ممنوعیت استفاده از سلاحهای شیمیایی را به امضا رسانیدهاند، از استفاده از این سلاح غیرانسانی در جنگ ابراز تأسف کرد، بدون آنکه به نام عراق اشاره کند یا آن را محکوم نماید.
در هشتم اکتبر 1986(16 مهرماه 1365) شورای امنیت قطعنامه 588 خود را در زمینه جنگ ایران و عراق به تصویب رساند و طی آن با تکرار حرفهای پیشین خود خواستار قبول و اجرای قطعنامههای قبلی خود از سوی ایران و عراق شد. این قطعنامه همچنین از دبیر کل میخواست تا تلاشهای خود را برای اجرای قطعنامههای مذکور افزایش دهد و تا 30 نوامبر 1986، گزارش جامعی را در این زمینه به شورا ارائه دهد.
قطعنامه 612 شورای امنیت به چه موضوعی میپرداخت؟
پس از صدور بیانیه 14 می 1987 (24 اردیبهشت 1366) به عنوان آخرین بیانیه شورای امنیت در محکومیت استفاده از سلاحهای شیمیایی، استفاده از سلاحهای شیمیایی از سوی عراق همچنان ادامه داشت. در 28 مارس مطابق با (هشتم فروردین 1367) دبیر کل طی بیانیهای صریحاً و مستمراً کاربرد سلاحهای شیمیایی را تحت هر بهانهای ممنوع اعلام کرده بود. در تاریخهای 17 و 19 همان ماه جمهوی اسلامی ایران با ارسال چهار نامه به دبیر کل، استفاده از سلاحهای شیمیایی توسط عراق در منطقه عملیاتی والفجر 10 را به اطلاع وی رساند. عراق نیز با ادعای کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط ایران در حلبچه اعزام هیأت کارشناسی به بغداد را درخواست کرد. دبیر کل کارشناسی را به منطقه اعزام کرد. دبیر کل پس از دریافت گزارش کارشناس اعزامی آن را به شورای امنیت تسلیم کرد و در نامهای که دبیر کل به همراه آن به شورای امنیت ارسال داشت، آمده بود از اینکه در منازعه میان ایران و عراق سلاحهای شیمیایی همچنان به کار گرفته میشود، ابراز تأسف و اندوه عمیق میشود.
شورای امنیت در بررسی موضوع، طرح قطعنامهای را که توسط جمهوری فدرال آلمان، ایتالیا و ژاپن ارائه شده بود مورد بررسی قرار داد و در تاریخ 9 می 1988 مطابق با (19 اردیبهشت 1367) قطعنامه شماره 612 که پس از گذشت بیش از چهار سال از اولین بررسی کاربرد سلاحهای شیمیایی نخستین قطعنامه در این مورد بود، صادر کرد.
متن و محتوای قطعنامه 598 و همچنین واکنش عراق و ایران نسبت به آن چه بود؟
در 20 ژوئیه 1987( 29 تیرماه 1366) شورای امنیت قطعنامهای صادر کرد که در آن به جای استفاده از واژه «وضعیت» از کلمه «منازعه» conflict برای اشاره به جنگ ایران و عراق استفاده شد و با احراز اینکه نقض صلح در مورد منازعه بین ایران و عراق براساس مواد 39 و 40 منشور ملل متحد، شورا از طرفین منازعه خواست به عنوان نخستین گام در حل اختلاف از طریق مذاکره، آتش بس فوری را رعایت کنند و تمامی عملیات نظامی را قطع کرده و بدون درنگ نیروهای خود را به مرزهای شناخته شده بینالمللی بازگردانند.
بند ششم قطعنامه 598 به عنوان وجه ممیزه آن از سایر قطعنامهها توانست بعدها موجبات رضایت ایران برای پذیرفتن آتش بس را فراهم آورد.
براساس این بند، شورا برای اولین بار از شخص دبیر کل میخواست تا ضمن رایزنی با دو کشور در زمینه مسئولیت آغاز منازعه تحقیق و تفحص کند و نتیجه را در اسرع وقت به شورا گزارش دهد.
عراق همچون گذشته و به این منظور که وانمود کند کاملاً همگام و همراه با شورای امنیت در جهت حفظ صلح و امنیت بینالمللی قدم برمیدارد و این ایران است که به عنوان کشور جنگطلب به تصمیمات شورا بیتوجه است، بلافاصله قطعنامه را پذیرفت هر چند پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران نه تنها به آتشبس روی نیاورد بلکه با تشدید حملات خود به ایران یا تجهیز و تسلیح کردن گروههای معارض ایران و تشویق آنان به خاک ایران ماهیت جنگطلبانه خود را باردیگر به جهانیان نشان داد. به هر حال، همانطور که گفته شد، صدور قطعنامه 598 در تیرماه 1366 پس از چند عملیات مؤثر نظامی از جانب جمهوری اسلامی ایران، از طرفی توأم با فشارهای بسیار زیاد سیاسی و بینالمللی بر ایران و از طرف دیگر، همراه با قبول قسمتهایی از نظریات ایران از جمله بندهای 6 و 7 در مورد انجام تحقیق درباره مسئولیت منازعه و تعیین میزان غرامت و خسارت وارده به کشور مورد تجاوز (ایران) بود. لذا پس از صدور این قطعنامه، بدواً آن را نه پذیرفت و نه رد کرد اما طرح اجرایی دبیر کل درباره چگونگی اجرای قطعنامه را که سه ماه پس از صدور قطعنامه ارائه شده و بیشتر به نظریات ایران توجه داشت، پذیرفت.
سرانجام در تاریخ 27 تیرماه 1367 و یکسال پس از صدور آن قطعنامه، جمهوری اسلامی ایران رسماً پذیرش قطعنامه 598 را اعلام داشت.
نحوه برخورد و مواضع غرب را نسبت به عدم پذیرش قطعنامه از سوی ایران توضیح دهید.
همانطور که پیش از این گفته شد، قدرتهای بزرگ اراده کرده بودند به هر نحو ممکن جنگ طولانی شده بین ایران و عراق را خاتمه بخشند و در فاصله یکسالی که از صدور قطعنامه تا پذیرش آن از سوی جمهوری اسلامی ایران گذشت، قدرتهای غربی به ویژه امریکا به منظور تحت فشار قرار دادن ایران دست به هر کاری زدند تا ایران را مجبور به پذیرش قطعنامه کنند.
جنگ نفتکشها تشدید شد، سکوهای نفتی ایران به طور مداوم مورد حمله قرار میگرفتند، حضور ناوگانهای جنگی به طور بیسابقهای در خلیجفارس افزایش یافت. ادامه جنگ نفتکشها و حملهها به سکوهای نفتی در خلیج فارس، پای امریکا را نیز مستقیماً به جنگ علیه ایران باز کرد، به طوری که در 21 سپتامبر 1987 (30 شهریور 1366) یک هلیکوپتر امریکایی در 80 کیلومتری شمال شرقی بحرین به کشتی کوچک ایرانی «ایران اجر» حمله کرد.
امریکا ادعا کرد این کشتی در حال مینگذاری در آبهای بینالمللی بوده است. ایران این ادعا را رد کرد و اعلام داشت که کشتی ایرانی، یک کشتی تدارکاتی بوده است. به هر حال 25 نفر از خدمه این کشتی نیز از سوی نیروهای امریکایی به اسارت درآمدند و کشتی نیز از سوی امریکا غرق شد. به هر حال اینگونه حرکات از سوی امریکا، همراه با حمله به تعدادی از سکوهای نفتی ایران در خلیجفارس، همراهی و کمکهای همهجانبه نیروهای امریکایی به نیروهای عراقی در سال پایانی جنگ به ویژه در بازپسگیری فاو و جزایر مجنون و ارائه اطلاعات نظامی به نیروهای عراقی بیانگر وضعیت جدید جنگ و تلاش برای بینالمللی کردن حالت جنگ بود.
از همه مهمتر اینکه در سوم ژوئیه 1988 (12 تیرماه 1367) یک فروند هواپیمای مسافربری متعلق به جمهوری اسلامی ایران که حامل 290 نفر مسافر و خدمه و از بندرعباس عازم دوبی بود به وسیله ناوجنگی امریکایی وینسنس، مورد اصابت موشک قرار گرفت و منهدم شد. در این حادثه تمامی سرنشینان هواپیما جان باختند در این ماجرا ایالات متحده در توجیه اقدام نظامی خود، سرنگونی هواپیمای مسافربری را به مسأله درگیریهای هوایی و دریایی نیروهای نظامی ایران مرتبط دانست و از طرفی عدم پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت توسط ایران را یکی از علل بروز حادثه قلمداد کرد. در واقع امریکا با این اقدام وحشیانه و غیرانسانی خود میخواست به ایران هشدار بدهد که در صورت عدم پذیرش قطعنامه 598 ایران باید منتظر عواقب و هزینههای سنگین این عدم تمکین باشد. قدرتهای دیگر نیز امریکا را در این راه همراهی میکردند.