در هفته گذشته مردم تركيه به درخواست اسلام گرايان در رفراندومي شركت كردند كه بخشي از ارزشهاي حاكم كه توسط لائيكها و نظاميان تثبيت شده بود را كنار زدند و يك گام به سمت ارزشهاي اسلامي حركت كردند. شايد خوانندگان محترم با اين سؤال مواجه شوند كه مردم تركيه مسلمان هستند و حركت آنان به سمت اسلام سياسي ميتواند امري طبيعي باشد. براي پاسخ به اين سؤال بايد قدري به عقب برگرديم. فروپاشي خلافت عثماني در جنگ جهاني اول و جدايي اعراب از تركيه فعلي، موجب تولد جريان جديدي شد كه از سال 1323 بر تركيه مسلط شد و با شكل و محتوايي كاملاً غربي، تركيه نوين را بنيان گذارد. دولتهاي غربي كه از فروپاشي عثماني در شعف بودند براي مشغول كردن مسلمانان و درگير كردن آنان با هم، ايدئولوژي ناسيوناليسم را به جاي ايدئولوژي اسلام قالب نمودند به طوري كه ناسيوناليسم ترك در مقابل ناسيوناليسم عرب و ناسيوناليسم ايراني در مقابل اسلام و ناسيوناليسم عرب قد علم نمودند. برتري طلبي قومي و نژادي كه توأم با حركتهاي ضدديني بود، توانست بر ايران و تركيه حاكم شود.به رغم آن گسترش فرهنگ مبتذل غرب به شرق را نيز نبايد از نظر دور داشت. پيوند آتاترك و رضاخان اوج ناسيوناليسم ضد دين بود كه به صورت افراطي از 1922 در تركيه و از 1312 در ايران اوج گرفت و در يك پروسه 50 ساله به پايان خط رسيد. گرايش مردم تركيه به اسلام سياسي، دلايل متفاوتي دارد و ملت تركيه ميداند كه هر قدر به سمت اسلام سياسي حركت نمايد، همانقدر شانس خود براي عضويت در اتحاديه اروپا را از دست خواهد داد اما با وجود آن از 1981 تاكنون به رغم قانون اساسي لائيك و اقتدار نظاميان، علاقه خود را به اسلام گرايان نشان دادهاند. قطعاً سابقه حكومت خلافت اسلامي در عثماني سابق و انقلاب اسلامي ايران از مهمترين دلايل بيداري اسلامي در تركيه است. اما اين بيداري را بايد در عين تلاش براي تبديل تركيه به يك كشور غربي تمام عيار دانست. مدل تركيه به عنوان يكي از كشورهاي پيشرفته اسلامي (در مقايسه با ديگر كشورهاي اسلامي) را ميتوان به عنوان يك مدل كارآمد مدنظر قرار داد. انديشه و باورهاي غرب به صورتي است كه معتقدند هر قدر شهرنشيني، تحصيلات وتوسعه و رفاه در جامعهاي رشد نمايد، حركت به سمت غربي شدن و ارزشهاي ليبرال دموكراسي و زدودن ارزشهاي ديني بيشتر خواهد شد اما آنچه در تركيه در حالت پيشرفت است، خلاف اين نظريه را نشان ميدهد. ملت تركيه اسلامخواهي را به قيمت دوري از اتحاديه اروپا انتخاب كرده است و در عين حال ميداند كه مهمترين عدم پذيرش كشور آنان در اتحاد اروپا، مسلمان بودن مردم تركيه است. بنابراين حال كه قرار است به جرم مسلمان بودن از عضويت در اتحاديه اروپا محروم شوند، چرا به اسلام تأكيد علني نكنند؟ مبارزه مردم ايران با دين ستيزان ناسيوناليسم و پيروزي آنان در سال 1357 و شروع مبارزه مردم تركيه با لائيكها از 1981 نشان ميدهد كه هر قدر جوامع اسلامي پيشرفتهتر شوند، بيداري اسلامي زودتر به وقوع ميپيوندد و ملت تركيه در حركت تكاملي خود قطعاً اسلام را به صورت علني بر كشور خود حاكم خواهد كرد و پروسه جهانيسازي (غربي كردن) جهان را به هم خواهد ريخت. آن روز خيلي دير نيست.