باراک حسین اوباما، رئیسجمهوری که قرار بود با به دست گرفتن قدرت در کاخ سفید، همه چیز را تغییر دهد، اینک زیر تیغ شدیدترین انتقادها قرار گرفته است. این انتقادها از یک سو از عدم تحقق وعدههای انتخاباتی اوباما ناشی میشود و از سوی دیگر به عدول رئیسجمهور امریکا از اصول و مبانی کلی سیاست و حکومت در این کشور نشأت میگیرد، البته در این بین باید انتخابات آتی کنگره را نیز در نظر داشت که فینفسه موجب تشدید انتقادات جمهوریخواهان از رئیسجمهور دموکرات امریکا شده است.
در میان مهمترین انتقاداتی که به رئیسجمهور امریکا و سیاستهای او وارد میشود، منتقدان توجه ویژهای به سیاست خارجی ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری اوباما دارند. از نظر آنها، اوباما یکی از مهمترین اهداف بنیادین ایالات متحده امریکا یعنی حفاظت از امنیت ملی و پیشبرد منافع حیاتی این کشور را زیر سؤال برده است. چنانکه اکثر مخالفان رئیسجمهور امریکا اعتقاد دارند از زمان برپایی جمهوری در ایالات متحده، هدف مستمر سیاست خارجی امریکا بر محافظت از امنیت ملی و پیشبرد منافع حیاتی ملی استوار بوده است، با این حال چنین امری در دوران ریاست جمهوری اوباما کاملاً به دست فراموشی سپرده شده است. به عقیده منتقدان اگر چه گاهی در درک تهدیدها علیه ایالات متحده سوءتفاهماتی وجود داشته و گاهی نیز بر سر نحوه پیشبرد منافع ملی مجادلاتی درگرفته است، با این حال هیچگاه به ایناندازه نسبت به امنیت و منافع ملی امریکا بیتوجهی صورت نگرفته است.
یکی از مهمترین دلایلی که منتقدان به خود اجازه میدهند تا بهراحتی چنین انتقادات صریحی را از رئیسجمهور ابراز دارند، به شکست طرحها و برنامههای اوباما و کلینتون در خصوص برنامههای هستهای ایران باز میگردد. بر این اساس جمهوریخواهان معتقدند به دلیل بیتفاوتی باراک اوباما و هیلاری کلینتون، ایران عملاً در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت هستهای پیش میرود. علاوه بر این، منتقدان از سوختگذاری نیروگاه هستهای بوشهر توسط روسها نیز به عنوان یک فاجعه برای ایالات متحده یاد میکنند.
یکی دیگر از انتقادات مهم منتقدان به اوباما، درباره روابط امریکا با روسیه است. بر این اساس جمهوریخواهان، اوباما و کلینتون را متهم میکنند که ظاهراً این دو هیچ اعتقادی به بدهبستان در روابط با سایر کشورها ندارند. به عقیده جمهوریخواهان، اوباما سال گذشته طرح دفاع موشکی امریکا و متحدان اروپاییاش را که با دقت فراوان و مذاکرات بسیار فراهم شده بود، به خاطر روسها کنارگذاشت، اما در ازای این سازش، هیچ امتیازی از روسها نگرفت. همین امر یعنی زیرپا گذاشتن طرح دفاعی باعث شد که ستون دیگر سیاست خارجی اوباما نیز فرو بریزد، به نحوی که اعتماد به روسیه و چین برای وضع تحریمهای جدی و فشار علیه ایران در جهت توقف برنامه هستهای آن کشور، عملاً موجب اعطای امتیازات بیشتری به مسکو و پکن شد. این در حالی بود که روسیه و چین، عملاً دست و پای سازمان ملل را برای اعمال تحریمهای کارآمد بستند. در این بین حتی روسیه تا جایی پیش رفت که نیروگاه هستهای بوشهر را سوختگذاری کرد. چین نیز همچنان به روابط اقتصادی رو به رشد خود با ایران ادامه میدهد.
اکثر منتقدان اعتقاد دارند در ازای اعتمادهای نابجای اوباما به چین و روسیه، عملاً هیچ چیز عاید امریکا نشده است. این در حالی است که هم اکنون سیاست خارجی امریکا بر دل بستن به روسیه برای عمل به تعهداتش و کنترل مناسب مواد هستهای ایران مبتنی شده است، ضمناً درحالی که چین همیشه مانع از وضع تحریمهای واقعی علیه تهران شده، با این حال کاخ سفید هنوز امیدوار است که چین به نوعی ایران را منفعل کند.