حفاظت و نگهداری از تنوع زیستی کره زمین یکی از وظایف اخلاقی و انسانی است که اهمیت عمل به آن هر روز بیشتر از گذشته روشن میشود. نگهداری از چرخه زیستی باعث تضمین بقا و دوام آدمی در کره خاکی خواهد بود. امروزه شاید نگهداری از یک گونه حشره در یک منطقه دور افتاده آفریقا در نظر خیلیها دیگر کار عبث و بیهودهای نباشد؛ چون فرهنگ حفاظت از محیط زیست در جوامع بشری رسوخ کرده و در حال گسترش است. در کشورما نیز بهرغم کوششهای سازمانهای مرتبط با طبیعت و به ویژه سازمان حفاظت از محیط زیست، هنوز شاهد این هستیم که هرساله تعدادی از گونههای جانوری کشورمان که بعضی از آنها در دنیا منحصر به فرد هستند، در لیست گونههای در معرض خطر انقراض قرارداده میشوند و امید به بازگشت آنها به طبیعت هر روز کم رنگ تر از دیروز میشود. پرندگان و بهطور موکد پرندگان شکاری از این انواع هستند. استان هرمزگان از دیر بازمحل زندگی و تولید مثل انواع پرندگان از جمله بالابان، شاهین، هوبره است که اتفاقا ومتأسفانه همه آنها در معرض انقراض هستند. تنوع زیستی هرمزگان در خطرهر ساله اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست (ICUN) بر اساس اطلاعاتی که از سوی کشورهای عضو ارسال میگردد فهرستی از گونههای جانوری در معرض خطر در جهان تهیه میکند. طبق آخرین فهرست ارسالی این سازمان 930 گونه از جانوران کشورمان در این فهرست قرار داده شدهاند. از این تعداد 11 گونه پستاندار، 9گونه پرنده، سه گونه دوزیست و یک گونه ماهی در استان هرمزگان یافت میشوند. شاید نکته جالب در این میان وجود پرندگان شکاری در این فهرست باشد. به طور طبیعی این نوع از پرندگان دشمنان طبیعی چندانی ندارند، پس دلیل این امر باید چیزی غیر از خارج از جریان طبیعت باشد. با توجه به اینکه پرندگان شکاری مانند شاهین و به ویژه بالابان تربیتپذیر هستند، توسط اعراب حاشیه خلیج فارس آموزش داده میشوند تا پرنده هوبره را شکار کنند.معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان محیط زیست هرمزگان با اعلام این موضوع ادامه میدهد: «عربها علاوه بر جنبه فرهنگی شکار به خاصیت درمانی گوشت هوبره اعتقاد عمیق دارند. آنها شاهین و بالابان را به زیستگاه هوبره میبرند تا این پرنده را برایشان شکار کنند. عمر شاهین و بالابان برای شکار کم و حدود سهسال است و بعد از آن در طبیعت رها میشوند. اما حیوانی که تقریباً کل عمرش را در اسارت گذرانده و با شرایط محیط زیست طبیعیاش فاصله زیاد گرفته است دیگر امکان سازگاری با محیط نخواهد داشت!» عبدالوحید ریاضی فر ادامه میدهد: «از نظر ما حیوان دیگراز دست رفته است. به دلیل اینکه منقار این پرندگان مانند ناخن انسان همیشه در حال رشد است، پرنده برای حفظ قدرت جنگندگی خود هر چند وقت منقارش را به سنگها و صخرهها میساید تا حالت و فرم خود را از دست ندهد و بتواند حمله کرده و طعمه را بگیرد، در مدت اسارت پرنده این حالت را از دست داده و پس از رهاسازی احتمال زنده ماندن آن زیر 50 درصد میشود. به این دلیل جمعیت پرندگان شکاری به شدت در معرض خطر قرار گرفته است.»عربها محرک شکارچیان غیر مجاز این پرندگان شکارچی تقریبا درتمامی نواحی نوار جنوبی و مناطقی درشمال کشور مانند ترکمن صحرا یافت میشوند و در فصل مهاجرت پرندگان شکاری، افرادی که اصطلاحاً «کواخی یا کرافی» نامیده میشوند با سفر به این مناطق اقدام به شکار آن پرندگان میکنند. کواخیها در ارتفاعات و دشتها میروند و کومه ای* برای خودشان درست کرده و در آنجا به کمین مینشینند. بعضی از این کواخیها از اقشار بسیار ضعیف جامعه هستند که به دلیل فقر مالی اقدام به این کار میکنند. این همه دردسر برای گرفتن پرنده این سؤال را تداعی میکند که مگر چقدر منفعت مالی در آن وجود دارد ؟ وقتی شخصی رنج سفر را به خود هموار کرده و این همه دردسر را به جان میخرد تا پرندهای را شکار کند باید درآمد سرشاری در پس پرده وجود داشته باشد. معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست هرمزگان تصریح میکند: « اعراب برای هر بهله (قطعه ) بالابان یا شاهین مبلغی در حدود 35 تا40 میلیون تومان پرداخت میکنند کسی که این پرندههارا شکار میکند آنها را به واسطههاتحویل داده و حداقل نزدیک به 5 تا 6 میلیون تومان دستش را میگیرد ».طبق قانون جریمه شکار هر بهله از این پرندگان 12 میلیون تومان بوده و در قانون تا سه ماه زندان هم برایش پیش بینی شده، اما به دلیل اینکه حکم در دست قاضی است معمولاً به همان جریمه نقدی بسنده کرده و پرونده را میبندند، به ندرت دیده شده که قانون به صورت مو به مو اجرا شود. ریاضی فر ادامه میدهد: «جریمه در نظر گرفته شده بسیار سنگین است چون باوضعیت زندگی این مردم بعضی هایشان حتی توان پرداخت 50 هزار تومان را هم ندارند. در بازدیدهایمان از محل زندگی این مردم مشاهده میکنیم خیلی از آنها در کپر زندگی میکنند و به نان شبشان هم محتاجند هیچ زیرانداز یا فرشی ندارند تلویزیون و وسایل ارتباطی هم که پیشکش!»اعراب دست به جیب !با توجه به ممارست ماموران برای جلوگیری از شکار قاچاق، جریمه سنگین پیش بینی شده و فقر حاکم بر منطقه چگونگی تأمین میزان جریمه و پرداخت آن از طرف کواخیها بسیار بعید به نظر میرسد. معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان محیط زیست هرمزگان میگوید: «متاسفانه همان عربی که آنها را تحریک و استخدام کرده، جریمه نقدیشان را پرداخت و آنها را تأمین میکند. از این لحاظ آنها هیچ نگرانی ندارند و بعد از چند وقت زندان ماندن آزاد شده و در نهایت متضرر نمیشوند». ریاضی فر ادامه میدهد: «حتی در فصل مهاجرت هوبره، اعراب به همراه پرندگان شکاریشان با مسافرت به منطقه و اجیر کردن چند نفر به شکار غیر قانونی میپردازند. وظیفه آن افراد مراقبت و نگهبانی است و زمانی که نیروهای حفاظت محیط زیست یا نیروی انتظامی را از دور میبینند، سریع به او خبر داده تا منطقه را ترک کند و از چنگ ماموران فرار کند. »جای خالی فرهنگ سازی اعراب ساکن جنوب خلیج فارس به دلیل ثروتهای باد آورده ناشی ازفروش نفت به انجام تفریحات خارج ازعرف مشهورند. آنها به دلیل چیزی که در بین عوام شکم سیری نامیده میشود، نمیدانند چطور و چگونه به ارضای روانی دست یابند و شاید یکی از دلایلی که آنها با آسیب زدن و تخریب حیات وحش سعی در سرگرم ساختن خود دارند همین باشد. متأسفانه پول بی حساب و کتاب اعراب و فقر موجود در برخی مناطق کشورمان دست در دست هم داده تا امروزه شاهد چنین معضلاتی باشیم. اگر هموطنان ما متوجه میزان خسارتی که این نوع اعمال غیر قانونی بر زندگی خودشان و فرزندانشان وارد میکند باشند، یا حتی از میزان جرایمی که قانون برای شکار غیر قانونی در نظر گرفته آگاه شوند، کمک بسیاری در کاهش این قبیل کارها خواهد شد. سازمان حفاظت محیط زیست هرمزگان با پخش اعلامیههایی در روستاهای محل سکونت کواخیها نسبت به آگاه سازی آنها اقدام میکند اما مشکل بزرگی در این بین هست و آن هم فرهنگ غلطی است که در بین مردم آن نواحی ریشه دوانده. بحث کومه نشینی و شکار شاهین و بالابان علاوه بر فقر مادی و فرهنگی در نزد مردم منطقه، یک بحث آبا و اجدادی نیز به شمار میآید که نسل در نسل این کار را انجام میدادند و خود را محق میدانند که به این کار دست بزنند.ریاضی فر میگوید: « هر وقت آنها را بازداشت میکنیم میگویند این کار شغل پدران ما بوده و منطقه مال ماست و هرچه از قانون به آنها میگوییم گوش نمیکنند.»به دلیل فقر موجود در منطقه، تا اعمال فرهنگی همراه با نفع مادی نباشد به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید. تا زمانی که مردم منطقه برای سیر کردن شکم خود با مشکلهای متعددی دست و پنجه نرم میکنند و از بیکاری رنج میبرند نمیتوان انتظار داشت بدون در نظر گرفتن نیازهای مادیشان با چنین طرحهایی همکاری کنند. بهترین و موثرترین نمونه از فرهنگ سازی و مشارکت مردمی برای حفظ محیط زیست در این استان و به دست مهندس بیژن فرهنگ دره شوری انجام پذیرفته است. معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست هرمزگان در این رابطه میگوید: «وی برای حفظ لاک پشتها، منطقه تخمگذاری آنها را در منطقه ساحلی یکی از روستاهای جزیره قشم به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام و با کسب حمایتهای بینالمللی دست به یک کار فرهنگی زد او با دادن حقوق به مردم محلی آنها را مسئول حفاظت و نگهداری از محل تخمگذاری لاک پشتها معرفی کرد. هم اکنون خود مردم به این باور رسیدهاند که به دلیل وجود لاک پشتها میتوان توریستها را به آنجا کشاند و کسب درآمد کرد و اکنون میبینیم خودشان در نیمههای شب برای سرکشی به منطقه میروند.»ریاضی فر در مورد راهکارهای قانونی و حمایتهای بینالمللی برای جلوگیری از قاچاق پرندگان کمیاب ایرانی به کشورهای عربی میگوید: « ما عضو کنوانسیون تجارت گونههای در خطر(CITES) هستیم. طبق قوانین این کنوانسیون محدودیتهایی برای تجارت جانورانی که در خطر انقراض هستند وجود دارد و در صورت انتقال غیر قانونی آنها از کشوری به کشور دیگر. کشور مقصد ملزم به توقیف و برگرداندن آنهاست. هم اکنون یک محموله مرجان از چین وارد شده بود که ما به دلیل تعهداتمان آن را توقیف کردهایم. اما اینکه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس عضو چنین کنوانسیونهایی هستند یا اگر باشند چقدر پایبند به قوانین آن هستند موضوع دیگری است». * کومه= خانهای کوچک که شکارچیان با شاخ و بال درخت در بیابان برای خود درست میکنند.